طرح درس کلام ٣ (نیمسال دوم ١٣٨٤)                                                          

 

برنامه تدريس «کلام٣»

مقطع تحصيلي: کارشناسي الاهيات (گرایشهای دبیری و فقه و مبانی حقوق اسلامی)

مدرس: فرهنگ مهروش

سازمان: دانشگاه آزاد اسلامي (واحد آزادشهر) ـ گروه الاهيات

زمان: نيمسال تحصيلي اول 1384ـ1385

آدرس الکترونيکي مدرس: F.Mehrvash@cgie.org.ir

زمان ملاقات (با هماهنگی): سه شنبه‌ها، ساعت 30/ 17ـ 30/ 18

 

 

     اهداف آموزشي (که در پايان دوره بايد حاصل شده باشد):

1ـ1ـ        آشنایی با شیوۀ استدلال قدما در باب اثبات جهان آخرت

1ـ2ـ        آشنایی با دلایل عقلی و نقلی اثبات معاد

1ـ3ـ        آشنایی با برخی منابع سنتی و جدید در باب معادشناسی

1ـ4ـ        آشنایی با گونه‌های اعتقاد به معاد در ادیان

 

     آرمانهاي آموزشي (که علاقه‌مندان بايد بدان دست يابند):

2ـ1ـ        درک تفاوت نگرش متکلمانه و فیلسوفانه در اثبات معاد

2ـ2ـ        توجه به تفاوت نگرش برون دینی و درون دینی به مسئلۀ معاد

 

     شيوه تدريس: در تدریس این درس، تکیه بر یک متن درسی خاص نیست، چرا که با نظر به ماهیت عقلی مباحث از یک سو، و در نظر گرفتن تنگنای وقت از جانب دیگر، پی گرفتن مباحث از طریق آن در اولویت قرار ندارد. با این حال، به دانشجویان علاقه‌مند سفارش می‌شود خواندن یک متن سنتی همچون کشف المراد علامۀ حلی یا مواقف قاضی عضد ایجی و شروح آنها را فرو نگذارند.

نخست مباحثی کلی برای آشنایی بهتر و بیشتر با علم کلام و مباحث معاد، همچون تعریف علم کلام، جایگاه معاد در دین اسلام، استدلالهای درون دینی برای اثبات آن و جایگاه اعتقاد به معاد در ادیان دیگر و مباحثی از این دست مطرح خواهد شد. در مرحلۀ بعد استدلالهای سنتی در اثبات معاد یک به یک در میان خواهد آمد و مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

گر چه به دلیل تکیۀ جدی مدرس بر آموزش مباحث کهن، در سرفصلها عنوانی به مباحث نوین معادشناسی اختصاص نیافته است، کوشش خواهد شد ضمن طرح هر مبحث، استدلالهای نو، و گاه مباحث جدید مرتبط با موضوع نیز مورد توجه قرار گیرند. در همین راستا مباحثی همچون توصیفات قرآنی از بهشت و چگونگی تناسب آن با عدل الاهی و حقوق زنان، تناسب توصیفات بهشتی در قرآن کریم با یافته‌های علمی نوین و مانند آنها، تا جایی که به بحثهای «کلامی» معاد پیوند خورند، به بحث گذاشته خواهند شد.

دانشجویان نیز در بحثها شرکت خواهند جست و از آرای خویش در بارۀ موضوعات مختلف خبر خواهند داد. مدرس خواهد کوشید بیش از آن که پاسخها را با دانشجویان مطرح کند، آنها را با پرسشها و طبقه‌بندیها ذیل هر بحث آشنا سازد.

 

     آيين حضور درس: حضور درس الزامي نيست؛ اجازه گرفتن در هنگام ورود و خروج، يا براي غيبت مرسوم نخواهد بود؛ مستمعان آزاد، براي حضور تا آنجا که به مدرس مربوط است، منعي ندارند؛ در تمام مدت تدريس هيچ کس حق ايجاد مزاحمت براي درس را نخواهد داشت و در موارد بسيار ضروري، لازم است فقط با مدير محترم اداره امور کلاسها هماهنگ، و از مراجعه شخصي خودداري شود. کلاس تنها در تعطيلات رسمي داير نخواهد گشت و در ساير ايام، بدون در نظر داشتن عرف عمومي، هر گاه غيبت دانشجويان اسباب اخلالي در درس فراهم آورد، به شدت (با کسر 5 نمره از نمره کل درس به ازاي هر جلسه) برخورد خواهد شد. گرچه عدم حضور دانشجویان تأثیری بر قضاوت مدرس در بارۀ نمرۀ پایان دورۀ آنها نخواهد نهاد، حضور پرنشاط در کلاس و فراهم آوردن فضای بحثی پرشور بی‌تردید سبب ارفاق به دانشجو خواهد شد (در این باره، بنگرید به تیتر شمارۀ «٥ـ٣ـ٢» از همین طرح). مدت کلاسها در ایام ماه مبارک رمضان 80 دقیقه، و در دیگر ایام، 100 دقیقۀ کامل است.

 

     ارزشيابي:

5ـ1ـ  تاريخ امتحانهای طول دوره در جدول صفحه بعد اعلام شده است.

5ـ2ـ  نحوۀ امتحانها: امتحانها به صورت تشريحي است. بجز امتحان پايان ترم، در ساير موارد پاسخگويي به پرسشها در منزل، و در ظرف مدت يک هفته انجام خواهد گرفت. در اين پرسشها ذهن دانشجو به چالش کشيده، و از وي تحليل مطالبه خواهد شد. در نخستين امتحان، همراه با برگة امتحاني، ديدگاههاي دانشجو نيز نقد مي‌شود. دانشجو تنها در جلسه بعد، پاسخ مکتوب خود را به نقدها باز مي‌گرداند. پرسشها به گونه‌اي طراحي خواهند شد که مطالعات شب امتحاني کارساز نباشند و تلاش درسي دراز مدت دانشجو در خلال تحصيل نمايانده شود. نمرة کل دانشجو بر پاية نمرات وي در طول نيمسال محاسبه نمي‌گردد؛ بلکه قوه تحليل، ذهن نقاد، توانايي در نگارش علمي و در نهايت، التفات وي به تفاوت ميان بيان علمي و غيرعلمي مطالب و به بياني گوياتر، ميزان هماهنگي دانشجو با اهداف تعريف شده در آموزش درس با امتحانهاي مختلف کشف مي‌شود. بجز امتحان پايان نيمسال که از ضوابط اداره امتحانات پيروي خواهد کرد، شرکت در امتحانهاي ديگر براي او اختياري خواهد بود. بدين سان، هدف از نمره دادن به برگه‌هاي امتحاني، تنها به دست دادن برآوردي از وضعيت تحصيلي دانشجو به خود او خواهد بود. کاربرد هر گونه کتاب يا جزوه، هر گونه مشورت، يا هر کاري ديگر از اين قبيل در هنگام امتحان مجاز است. در مواردي که مشاهده شود کسي مطلبي را نوشته است که خود به درستي از معنايش آگاه نيست، يا رونويسي ناقص و نامفهومي را بدون افزودن تحليل خويش در ميان آورده، يا قولي را به خطا به کسي نسبت داده، از آنجا که اين کار سرسري و غير مسئولانه در بر دارنده هيچ سودي براي وي نيست و گونه‌اي توهين به مدرس است، برگة وي تصحيح نخواهد شد. در برابر، دانشجويان نيز اخلاقاً موظفند از انتقاد علمي و ارزشيابي مدرس فرونگذارند. افزون بر دو نوبت امتحان، در سومین جلسۀ باقی مانده تا آخر دوره (اعلام شده در جدول زمان‌بندی (تیتر شمارۀ 7))، نمونه‌هایی از پرسشهای امتحانی به دانشجویان ارایه خواهد شد؛ باشد که بهتر بتوانند برای امتحان پایانی با نحوۀ طرح پرسشها تفاهم برقرار کنند.

5ـ3ـ  بارم نمره‌ها:

5ـ3ـ1ـ              نمره‌هاي اصلي: امتحان پايان ترم: 80 نمره، رعايت شئون دانشوري: 20 نمره [جمعا 100 نمره].

5ـ3ـ2ـ              نمره‌های ارفاقی: امتحان ماهانه: 2۰ نمره، امتحان ميان ترم: 30 نمره، حضور فعال و پرسشگری در کلاس، یا هر کار دیگری که زمینه‌ساز مطالعۀ مدرس و آگاهیش از نقاط ضعف خود شود: 10 نمره، ارتباط خارج از کلاس با مدرس: 10 نمره، کار مطالعاتی: 20 نمره.

نمره‌ها بر مبناي 100 محاسبه خواهد شد. مراد از رعايت شئون دانشوري (بنگرید به 5ـ٣ـ١)، آموختن شيوه بحث و انتقاد صريح و بي‌تملق در عين رعايت احترام، دوري جستن از شيوه‌هاي بيان عوامانه و غير علمي مباحث، دوري جستن از کارهاي بي‌ضابطه و نگرشهاي سرسري به مسايل، و بي‌دقتي در زمينه مطالب اعلام شده در باره درس، امتحان، محل برگزاري درس و هر امري مانند آنهاست. کار مطالعاتي دانشجو نيز، مي‌تواند نگارش يک برگه تحقيقاتي (در حدود 400 ـ 800 کلمه)، ترجمه يک متن لاتين يا عربي (با حجمي در حدود 3000 کلمه) و خلاصه‌اي (در حدود 2000 کلمه) از يک مقاله يا بخشي از کتابي (با حجمي در حدود 100 صفحه باشد). در هر مورد، بهتر است نخست با مدرس نيز مشورت به انجام رسد. بجز اينها موضوعهاي ديگري نيز در سطور بعد پيشنهاد شده است. از پيشنهادهاي دوستان هم استقبال خواهد شد.

     کار مطالعاتي: هدف از کار مطالعاتي، ايجاد زمينه براي تلاش علاقه‌مندان در آموختن نگارش علمي، به کار بردن صحيح و استاندارد اصطلاحات و تمرين تحقيق است. پاسخ به هر گونه پرسشی در بارۀ کار مطالعاتی، از طریق تماس الکترونی (ایمیل)، یا مراجعۀ حضوری (با هماهنگی قبلی) در ساعت معین، پی گرفته خواهد شد.

     محورهای پيشنهادي:

ادلۀ منکران معاد جسمانی، مقایسۀ اعتقاد به معاد نزد پیروان دین یهود، مسیحیت و اسلام، جایگاه معاد در ادیان غیر ابراهیمی، ادلۀ قائلان به تناسخ، ادلۀ مسلمانان قایل به تناسخ و چگونگی جمع ایشان میان آیات قرآن کریم با این اعتقاد، اسباب و علل جای گرفتن بحث از امر به معروف و نهی از منکر در کتب کلامی ذیل بحث از معاد، طبقه‌بندی روایات رسیده در بارۀ عذاب قبر، عذاب قبر نزد پیروان ادیان ابراهیمی، عذاب قبر نزد پیروان ادیان غیر ابراهیمی، تفاوت شفاعت مورد پذیرش اسلام با آنچه بت‌پرستان می‌کرده‌اند، چگونگی اعتقاد به شفاعت بتها نزد عرب پیش از اسلام و تفاوتهای آن با شفاعت پذیرفته از دید مسلمانان، ادلۀ سلفیان بر حرمت استشفاع.

     برنامه زمان‌بندي:

 

جلسه

تاريخ

موضوع اصلی بحث

عناوین فرعی

برنامه‌های جانبی

اول

5/ 7/ 1384

کلیات

آشنایی با دانشجویان و اعلام برنامه‌ها

 

دوم

12/ 7/

تعریف علم کلام و جایگاه آن در معارف اسلامی

 

سوم

19/ 7/

جایگاه مباحث معاد در علم کلام

 

چهارم

26/ 7/

سابقۀ بحث در بارۀ معاد در کلام اسلامی و زمینه‌های آن

 

پنجم

3/ 8/

جایگاه معاد در اندیشۀ دینی

محتوم بودن معاد، اشراط الساعه،‌ عالم برزخ

توزيع برگه‌هاي امتحان ماهانۀ اول

ششم

10/ 8/

انواع معادهای ممکن

تناسخ،‌ معاد روحانی، معاد جسمانی...

 

هفتم

17/ 8/

دسته‌بندیهای سنتی

از مباحث کلامی مرتبط

با معاد

مدخل: طبیعیات کهن،‌ مبنای استدلالهای قدما

 

هشتم

24/ 8/

امکان خلق عالمی دیگر

 

نهم

1/ 9/

معاد جسمانی و شبهات آن

توزيع برگه‌هاي امتحان ميان ترم

دهم

8/ 9/

چگونگی ثواب و عقاب قیامت

 

يازدهم

15/ 9/

احباط و تکفیر

 

دوازدهم

22/ 9/

حکم مرتکب کبیره

 

سيزدهم

29/ 9/

شفاعت

 

چهاردهم

6/ 10/

توبه

توزیع نمونۀ سؤالات امتحانی

پانزدهم

13/ 10/

عذاب قبر، صراط، میزان، ‌حساب و...

نظرسنجی آموزشی

شانزدهم

20/ 10/

امر به معروف و نهی از منکر

تقدیر از دانشجویان برتر

 

 

     منابع:

8ـ1ـ  توضيحات:

8ـ1ـ1ـ   منابع براي مطالعه علاقه‌مندان معرفي شده‌اند و به طبع حجم منابع بسيار بيش از اينهاست.

8ـ1ـ2ـ   حجم قابل توجهي از منابع در کتابخانه دانشگاه به صورت نسخه کاغذي يا ديجيتال موجود است.

8ـ1ـ3ـ   کار مطالعاتي دانشجويان، ترجيحا در ارتباط با همين منابع تعريف خواهد شد.

8ـ1ـ4ـ   افزون بر اينها، به تناسب موضوعات جزيي‌تر، همواره منابعي نيز در کلاس معرفي مي‌گردد.

 

8ـ2ـ  معرفي منابع:

8ـ2ـ1ـ              کتابها و مقالات:

8ـ2ـ1ـ1ـ               کتابها و مقالات فارسی:

ابن رجب حنبلی، عبدالرحمان، التخویف من النار و التعریف بحال دار البوار، دمشق، دار البیان، 1399ق؛ ابن میثم بحرانی، میثم، قواعد المرام، به کوشش احمد حسینی،‌ قم، صدر، 1406ق؛ اکبری، رضا، جاودانگی، قم، بوستان کتاب؛ شوکانی، محمد بن علی، ارشاد الثقات الی اتفاق الشرائع علی التوحید و المعاد و النبوات، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1984م؛ صنعانی، محمد بن اسماعیل، رفع الاستار لادلة القائلین بفناء النار، به کوشش محمد ناصرالدین البانی، بیروت، المکتب الاسلامی، 1405ق؛ عضدالدین ایجی، المواقف، به کوشش عبدالرحمان عمیره، بیروت، دارالجیل، 1997م؛ علامۀ حلی، حسن بن یوسف، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، به کوشش حسن حسن زادۀ آملی، قم، جامعۀ مدرسین، 1417ق، محمدی، علی، شرح کشف المراد، قم، قدس، 1382ش؛ مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی (بخش کلام)، تهران،‌صدرا؛ همو، معاد، تهران،‌ صدرا؛ مظفر، محمدرضا، عقائد الامامیة، قم، انصاریان، 1337ش؛ مفید، محمد، اوائل المقالات، بیروت، دارالمفید، 1414ق/ 1993م؛ مقداد سیوری، النافع یوم الحشر فی شرح باب حادی عشر، بیروت، دارالاضواء، 1417ق/ 1996م؛

8ـ2ـ1ـ2ـ               کتابها و مقالات لاتین:

 

“Escatology”, in: Encyclopaedia of Islam, 2nd digital version, Lyden, 2000; Goldziher, Ignaz, Introduction to Islamic theology and law,  tr. Andras & Ruth Hamori, 1981, Princeton, N.J., Princeton University Press; Montgomery Watt, W., Islamic philosophy and theology, Edinburgh, Edinburgh U. Press, 1962;

 

8ـ2ـ2ـ              منابع اينترنتي (مراجعه به اين سايتها براي آگاهي از برخي گونه‌هاي آموزش کلام اسلامی، منابع جديد و استانداردهاي تدريس آن در دانشگاههاي خارجي توصيه مي‌شود):

RELIGIOUS STUDIES COURSE OFFERINGS, FALL 2002”, http://www.virginia.edu/relig /courses/fall02.html, September 28, 2005; “معادشناسي”, http://www.maarefislam.com/doreholomva maarefislam/booksindex/maadshenasi.htm; “kalam schoolastic...”, http://www.alulbayt.com/english /books/kalam/scholastic.htm; “kalam”, http://www.al-islam.org/al-tawhid/kalam.htm

 

 

 

 

کلام٣

جلسۀ دوم: مقدمه (آشنایی با علم کلام)

12/ 7/ 1384

 

 

                       کلیات

1ـ1ـ      تعریف علم کلام:‌ دانش بحث از اصول عقاید و اثبات صحت آنها

1ـ2ـ      روش متکلمانه: عقلی و نقلی

1ـ3ـ      رویکرد متکلمانه: برون دینی و درون دینی

1ـ4ـ      ارتباط علم کلام با دانشهای دیگر

1ـ4ـ1ـ             فلسفه

1ـ4ـ2ـ             تاریخ

1ـ4ـ3ـ             حدیث

1ـ4ـ4ـ             تفسیر

1ـ4ـ5ـ             فقه

1ـ4ـ6ـ             روانشناسی،‌انسان شناسی و...

                       تاریخ علم کلام در جهان اسلام

2ـ1ـ      پیدایی اندیشه‌های کلامی در جهان اسلام:‌

2ـ1ـ1ـ             بحث از ارادۀ خدا و اختیار انسان

2ـ1ـ2ـ             بحث در بارۀ دجال و علایم آخرالزمان با قدریه

2ـ1ـ3ـ             کشیدن دامنۀ بحث به عقاید زنادقه و بیدینان

2ـ1ـ4ـ             بحث از خلق قرآن یا قدم آن

2ـ1ـ5ـ             راه یافتن مباحث خلافت و امامت

2ـ2ـ      اثر خواجه نصیرالدین طوسی

                       کلام جدید

 

 

 

منابع بحث: مطهری، مرتضی، «کلام»، ضمن آشنایی با علوم اسلامی؛ نیز:

“Theology”, Enc. Encarta; “Ilm al-Kalam”, Enc. Islam.

 

 

کلام٣

جلسۀ سوم: ادامۀ بحثهای مقدماتی:‌ تاریخ علم کلام در جهان اسلام

19/ 7/ 1384

 

 

                       مقدمه: نخستین اختلافها در میان مسلمانان

1ـ1ـ      اختلافها در میان مسلمانان در مسئلۀ‌خلافت بعد از پیامبر (ص)

1ـ2ـ      به وجود آمدن دو فرقۀ شیعه و سنی

1ـ3ـ      اختلافها در بارۀ کار و بار عثمان، پیدایی دو دستۀ علوی و عثمانی

1ـ4ـ      اختلاف در بارۀ حکمیت و پیدایی محکمه (خوارج): مطرح شدن بحث از حکم مرتکب کبیره

                       آغاز عصر اموی و زمینه‌های آن برای پیدایی فرقه‌های جدید

2ـ1ـ      شهادت امام حسین (ع) و بسیاری دیگر از بزرگان در عصر ایشان

2ـ2ـ      فراگیر شدن ظلم و فساد

                       جبریه و قدریه

3ـ1ـ      مطرح شدن این اندیشه توسط حاکمیت که «خدا خواسته است ما حاکم باشیم».

3ـ2ـ      درماندن مسلمانان در جمع میان اعتقاد به عدل الاهی، و ارادۀ او در حاکم کردن امویان.

3ـ3ـ      پیدایی دو فرقۀ‌ جبریه و قدریه

3ـ4ـ      ناسازگاری برخی باورهای اسلامی با اعتقادات قدریه و طرد ایشان از صحنه

                       ادامه یافتن بحث در بارۀ کار و بار حاکم ظالم و فاسق در دوره‌های بعدی

4ـ1ـ      حاکم ظالم، خود مسلمان، و جنگ با مسلمان حرام است؛ پس در برابر ظالم چه باید کرد؟

4ـ2ـ      خوارج فرد مسلمان مرتکب گناه کبیره را کافر و خونش را حلال می‌دانستند.

4ـ3ـ      برخی (مرجئه) گفتند گناه به ایمان لطمه‌ای نمی‌زند: «الایمان لایزید و لاینقص».

4ـ4ـ      شیعیان: فرق نهادن میان ایمان و اسلام

                       اشاعره و معتزله

5ـ1ـ      اختلاف مبنایی

5ـ1ـ1ـ             پیدا شدن بحث در این باره که: «ما که باشیم که بخواهیم کار خدا را عادلانه بدانیم یا نه»

5ـ1ـ2ـ             پرسش اصلی: آیا عقل انسان به تنهایی قادر به درک حسن و قبح امور هست یا نه؟

5ـ1ـ3ـ             آیا اگر شارع نمی‌فرمود ظلم کردن بد است، ما راهی برای درک بد بودن ظلم داشتیم؟

5ـ1ـ4ـ             پیدا شدن بحث جدی در بارۀ ارزش و اعتبار عقل انسانی

5ـ1ـ4ـ1ـ                     معتزله عقل را به عنوان یک منبع برای درک حقایق لازم می‌شمردند.

5ـ1ـ4ـ2ـ                     اشاعره، معتقد به تبعیت مطلق و بدون دخالت عقل از شرع بودند.

5ـ2ـ      اختلافها در این چند مسئلۀ اصولی:

5ـ2ـ1ـ             توحید افعالی:

5ـ2ـ2ـ             عدل الاهی

5ـ2ـ3ـ             وعد و وعید

5ـ2ـ4ـ             منزلت فاسق

5ـ2ـ5ـ             امر به معروف و نهی از منکر

5ـ3ـ      مثال از اختلافها:

5ـ3ـ1ـ             توحید افعالی

5ـ3ـ1ـ1ـ                     معتزله: اگر کارهای بندگان کار خدا باشد (توحید افعالی)، ثواب و عقاب عادلانه نیست.

5ـ3ـ1ـ2ـ                     اشاعره: معیارهای عدل الاهی قابل کشف برای عقل ما نیست.

5ـ3ـ2ـ             قبح عقاب بلابیان

5ـ3ـ2ـ1ـ                     معتزله: خدا نمی‌تواند بنده را به خاطر جرمی که تحذیرش نکرده مجازات کند.

5ـ3ـ2ـ2ـ                     اشاعره: مثال ایمان ابولهب و نمونه آوردن از تکلیف مالایطاق

 

 

مآخذ: ابن حزم، علی بن احمد، الفصل فی الاهواء و الملل، قاهره، مکتبة الخانجی؛ ابوزید، نصر حامد، «الاطار التاریخی لنشاأة الفکر الاعتزالی»، الاتجاه العقلی فی التفسیر، بیروت، المرکز الثقافی العربی، 1998م؛ اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل، مقالات الاسلامیین واختلاف المصلین، به کوشش هلموت ریتر، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، بیروت، دارالمعرفه، 1404ق؛ عبدالقاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، بیروت، دارالآفاق الجدیده، 1977م؛ فخر رازی، محمد بن عمر، اعتقادات فرق المسلمین و المشرکین، به کوشش علی سامی نشار، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1402ق.

 

 

کلام٣

جلسۀ چهارم تا ششم: ادامۀ بحثهای مقدماتی:‌ تاریخ علم کلام در جهان اسلام

26/ 7/ 1384

 

                       کلیات

6ـ1ـ      مروری بر مباحث گذشته

6ـ1ـ1ـ             تعریف علم کلام

6ـ1ـ2ـ             آغاز بحث در بارۀ سابقۀ علم کلام در جهان اسلام

6ـ1ـ3ـ             اختلافات عقیدتی در میان فرق اهل سنت

6ـ2ـ      بحث امروز

6ـ2ـ1ـ             اختلافات عقیدتی در میان فرق شیعه

6ـ2ـ2ـ             چگونگی دسته‌بندی اختلافها و نگارش کتابهای مفصل‌تر از تک نگاریهای کهن

                       اختلافات عقیدتی در میان فرق شیعه

7ـ1ـ      پیدایی شیعه در پی اختلاف مسلمانان در تعیین خلیفه

7ـ2ـ      شهادت امام حسین (ع) و بحثها در بارۀ امامت بعد از ایشان

7ـ2ـ1ـ             پیدایی کیسانیه و پیروان سجاد (ع)

7ـ2ـ2ـ             باقی ماندن هر دو دسته و فرقه فرقه شدنهای بسیار آنها

7ـ2ـ3ـ             مطرح شدن اندیشۀ غیبت محمد بن حنفیه از جانب برخی فرق کیسانیه

7ـ3ـ      عصر امام صادق (ع)

7ـ3ـ1ـ             اختلافها در میان اصحاب ایشان در بحث از عصمت امام (ع)

7ـ3ـ2ـ             پیدایی زیدیه و اعتقاد به امامت هر قائم به سیفی از آل محمد (ع)

7ـ3ـ3ـ             جانشینی امام صادق و اختلافها در آن باره

7ـ3ـ3ـ1ـ                     گروهی امام کاظم را امام دانستند و گفتند برای خدا بداء روی داده است.

7ـ3ـ3ـ2ـ                     گروهی اسماعیل فرزند امام صادق را که از دنیا رفته بود امام دانستند (اسماعیلیه).

7ـ3ـ3ـ2ـ1ـ     گفتند اسماعیل نمرده است.

7ـ3ـ3ـ2ـ2ـ     او مثل عیسی غیبت کرده است.

7ـ3ـ3ـ2ـ3ـ     روزگاری بازخواهد گشت.

7ـ4ـ      عصر امام کاظم (ع)

7ـ4ـ1ـ             جایگاه امام کاظم (ع) در ظاهر شدن قدرتمند شیعیان در صحنه سیاسی

7ـ4ـ1ـ1ـ                     انتاخاب نایبان در بلاد مختلف

7ـ4ـ1ـ2ـ                     گرفتن خمس از شیعیان

7ـ4ـ2ـ             اختلافات در پی درگذشت امام کاظم (ع)

7ـ4ـ2ـ1ـ                     برخی گفتند امام کاظم واقعی فرد دیگری بوده که از نظرها نهان شده است (بشیریه)

7ـ4ـ2ـ2ـ                     برخی امام رضا (ع) را امام دانستند و چون فرزندی نداشت از او برگشتند.

7ـ4ـ2ـ3ـ                     برخی بر امامت رضا (ع) مصر بودند.

7ـ5ـ      دوران امام جواد، امام هادی و امام عسکری (ع)

7ـ5ـ1ـ             گسترش اندیشه‌های غلات و رویارویی غلات و مقصره

7ـ5ـ2ـ             برخی نمونه‌های اندیشه‌های غالیانه: کرامیه، مخمسه، علیاویه...

7ـ6ـ      اختلافها در بارۀ امام زمان (ع)

7ـ6ـ1ـ             بعضی دنیا آمدن امام را قبول نداشتند و زیدی یا اسماعیلی و... شدند.

7ـ6ـ2ـ             بعضی غیبتش را مقبول نمی‌دانستند.

7ـ6ـ3ـ             بعضی وقتی غیبت طولانی شد، برگشتند.

                       جمع‌بندی مقدمات یاد شده

8ـ1ـ      نهایت تسلسل فرقه‌سازیها در جهان اسلام با دوران پایان ترقی و رشد تمدن اسلامی همزمان شد.

8ـ2ـ      ظهور خواجه نصیرالدین طوسی (د 672ق) در عرصۀ علم کلام و تحول این دانش

8ـ3ـ      تجدید دغدغه‌های کلامی در دوران معاصر و پیدایی فرقه‌های جدید

 

مآخذ: اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل، مقالات الاسلامیین واختلاف المصلین، به کوشش هلموت ریتر، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، بیروت، دارالمعرفه، 1404ق؛ عبدالقاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، بیروت، دارالآفاق الجدیده، 1977م؛‌ کشی، محمد بن عمر، الرجال، اختیار شیخ طوسی،‌ به کوشش محمدباقر حسینی و دیگران،‌ قم،‌ 1404ق؛ مدرسی، حسین،‌ مکتب در فرایند تکامل، نظری بر مبانی فکری تشیع در سه قرن نخستین، ترجمۀ هاشم ایزدپناه، نیوجرسی، 1995م.

 

 

کلام 3

جلسۀ هفتم: جایگاه مباحث معاد در تعالیم اسلامی

17/ 8/ 1384

 

 

    کلیات

1ـ1ـ      جایگاه معاد، در ادیان و فرهنگهای غیر اسلامی .................................................................................. 30 دقیقه

1ـ1ـ1ـ             عرب پیش از اسلام

1ـ1ـ2ـ             یهودیان

1ـ1ـ3ـ             زرتشتیان

1ـ1ـ4ـ             مسیحیان

1ـ1ـ5ـ             برهماییان

1ـ2ـ      جایگاه مباحث معاد در دین اسلام .................................................................................................... 20 دقیقه

1ـ2ـ1ـ             معاد از «اصول» دین است.

1ـ2ـ2ـ             بعد از توحید، مهمترین شعار پیامبر اسلام بوده است.

1ـ2ـ3ـ             از جملۀ اموری است که ادعا می‌شود اگر پیامبران ابلاغ نکرده بودند، هیچ گاه فکر بشر بدان راه نمی‌یافت.

1ـ2ـ4ـ             انکار معار، سبب خروج از دین اسلام است.

    جایگاه معاد در قرآن کریم ........................................................................................................................ 30 دقیقه

2ـ1ـ      مقایسۀ جایگاه معاد در قرآن کریم با سایر آموزه‌های اسلامی

2ـ1ـ1ـ             در عموم تعالیم اسلامی، از مسلمانان خواسته شده است که مطیع پیامبر (ع) باشند و به او اعتماد کنند.

2ـ1ـ2ـ             در قرآن کریم، برای اثبات یگانگی خدا و معاد، استدلال شده است.

2ـ1ـ3ـ             مؤمنان، به پذیرش بی‌چون و چرای معاد خوانده نشده‌اند.

2ـ2ـ      در آیات فراوانی از قرآن کریم (در حدود یک پنجم)، به آن بحث اشاره شده است.

2ـ3ـ      محور اساسی استدلالهای قرآن برای اثبات معاد

2ـ3ـ1ـ             اگر معاد نبود، آفرینش بی‌‌معنا و عبث بود: ام حسبتم انا خلقناکم عبثا و انکم الینا لاترجعون (مؤمنون/ 23/ 115).

2ـ3ـ2ـ             اگر معاد نباشد، مسیری که انسانها آغاز کرده‌اند و تا بدین حد از رشد خویش رسانده‌اند، ادامه نمی‌یابد: ثم انکم بعد ذلک لمیتون ثم انکم یوم القیامة تبعثون (مؤمنون/ 23/ 15ـ16).

2ـ3ـ3ـ             اگر معاد نباشد، میان نیکان و بدان تفاوتی نخواهد بود: ام نجعل الذین آمنوا...کالمفسدین... (ص/ 38/ 27ـ 28)

    مبانی اعتقاد به معاد در قرآن کریم ............................................................................................................. 20 دقیقه

3ـ1ـ      بازگشت انسان، پس از مرگ به سوی خداست: انا لله و انا الیه راجعون (بقره/ 2/ 156)/ ...والیه النشور (ملک/ 67/ 15).

3ـ2ـ      رویداد بزرگی در پایان دنیا به نام «قیامت» پیش خواهد آمد [در 71 موضع از قرآن آمده است].

3ـ3ـ      انسانها پس از مرگ، «برانگیخته» خواهند شد: ثم انکم یوم القیامة تبعثون (مؤمنون/ 23/ 16).

3ـ4ـ      معاد، یک زندگی بی‌ارتباط با زندگی دنیا نیست.

3ـ4ـ1ـ             انسانها پس ازمرگ زنده خواهند شد: و لئن قلت انکم مبعوثون من بعد الموت... (هود/ 11/ 7).

3ـ4ـ2ـ             پاسخگوی رفتار نیک و بد خویش خواهند بود: ثم توفی کل نفس ما کسبت و هم لایظلمون (آل عمران/ 3/ 161).

3ـ4ـ3ـ             هر چه انسان در دنیا انجام دهد، همان را در آخرت مشاهده می‌کند:‌ ولتنظر نفس ما قدمت لغد (حشر/ 59/ 18).

    بحث جلسۀ بعد: مباحث مرتبط با معاد در فرهنگ اسلامی

  

مآخذ: دائرة المعارف بزرگ اسلامی، مقالۀ «اخلاق»، بخش «اخلاق دینی»؛ قرآن کریم؛ مطهری، مرتضی، معاد، تهران، صدرا؛ نیز:

Enc. Islam: “Resurrection”, “Eschatology”, “Ķiama”.

 

 

کلام 3

جلسۀ هشتم: مبانی اعتقاد به معاد در قرآن کریم

1/ 9/ 1384

تحویل گرفتن برگه‌های امتحانی ـ هماهنگی برای تشکیل کلاس جبرانی

 

    مروری بر مباحث پیشین .............................................................................. 20 دقیقه

5ـ1ـ      جایگاه معاد، در ادیان و فرهنگهای غیر اسلامی

5ـ2ـ      جایگاه مباحث معاد در دین اسلام

5ـ3ـ      جایگاه معاد در قرآن کریم

5ـ4ـ      محورهای اساسی استدلال قرآن برای اثبات معاد

5ـ4ـ1ـ             معنای آفرینش

5ـ4ـ2ـ             رشد انسان

5ـ4ـ3ـ             فرق نیکان و بدان

 

    تحریر محل نزاع: آن مبانی که برای اثبات معاد، باید مورد بحث قرار گیرد ...........40 دقیقه

6ـ1ـ      جاودانگی انسان و از میان نرفتنش با مرگ

6ـ2ـ      امکان خلق عالمی دیگر بجز دنیا

6ـ3ـ      وجود و بقای روح

6ـ4ـ      امکان آفرینش مجدد انسان

6ـ5ـ      چگونگی استمرار حیات انسان (جسمانی،‌ روحانی، تناسخ)

 

    مبانی اعتقاد به معاد در قرآن کریم ....................................... 30 دقیقه

7ـ1ـ      بازگشت انسان، پس از مرگ، به سوی خداست:

7ـ1ـ1ـ1ـ                     انا لله و انا الیه راجعون (بقره/ 2/ 156)

7ـ1ـ1ـ2ـ                     ...والیه النشور (ملک/ 67/ 15).

7ـ2ـ      رویداد بزرگی در پایان دنیا به نام «قیامت» پیش خواهد آمد [در 71 موضع از قرآن آمده است].

7ـ3ـ      انسانها پس از مرگ، «برانگیخته» خواهند شد: ثم انکم یوم القیامة تبعثون (مؤمنون/ 23/ 16).

7ـ4ـ      معاد، یک زندگی بی‌ارتباط با زندگی دنیا نیست.

7ـ4ـ1ـ             انسانها پس ازمرگ زنده خواهند شد: و لئن قلت انکم مبعوثون من بعد الموت... (هود/ 11/ 7).

7ـ4ـ2ـ             پاسخگوی رفتار نیک و بد خویش خواهند بود: ثم توفی کل نفس ما کسبت و هم لایظلمون (آل عمران/ 3/ 161).

7ـ4ـ3ـ             هر چه انسان در دنیا انجام دهد، همان را در آخرت مشاهده می‌کند:‌ ولتنظر نفس ما قدمت لغد (حشر/ 59/ 18).

 

    علل انکار معاد در قرآن .......................................................... 10 دقیقه

8ـ1ـ      مسئولیت گریزی انسانها: بل یرید الانسان لیفجر امامه یسأل ایان یوم القیامة (قیامه/ 75/ 5)

8ـ2ـ      محسوس نبودن عالم آخرت: بل هم بلقاء ربهم کافرون (سجده/ 32/ 10)

  

مآخذ: مطهری، مرتضی، معاد، تهران، ‌صدرا.

 

 

 

 

کلام 3

جلسۀ نهم: مسئلۀ جاودانگی1

8/ 9/ 1384

 

 

    مروری بر مباحث پیشین

9ـ1ـ      آن مبانی که برای اثبات معاد، باید مورد بحث قرار گیرد

9ـ1ـ1ـ             جاودانگی انسان و از میان نرفتنش با مرگ

9ـ1ـ2ـ             امکان خلق عالمی دیگر بجز دنیا

9ـ1ـ3ـ             وجود و بقای روح

9ـ1ـ4ـ             امکان آفرینش مجدد انسان

9ـ1ـ5ـ             چگونگی استمرار حیات انسان (جسمانی،‌ روحانی، تناسخ)

9ـ2ـ      بحث امروز: مسئلۀ جاودانگی

10ـ                     تفاوت معنای جاودانگی با زندگی پس از مرگ

10ـ1ـ زندگی پس از مرگ ممکن ایت محدود باشد، یا جاودانه باشد.

10ـ2ـ زندگی پس از مرگ:

10ـ2ـ1ـ        ممکن است بدون فاصله از زندگی دنیا روی دهد (آن سان که به جاودانگی لطمه نخورد).

10ـ2ـ2ـ        و ممکن است با مدتها فاصله از پی مرگ (و فنای مطلق انسان در این مدت) روی دهد.

11ـ                     جاودانگی انسان از نگاه فرهنگهای مختلف

11ـ1ـ واژه‌های معادل جاودانگی در فرهنگهای مختلف (معناشناسی بحث)

11ـ1ـ1ـ        مثالهایی از زبانهای مختلف

11ـ1ـ1ـ1ـ                در عربی: خلد [نامیرایی]

11ـ1ـ1ـ2ـ                انگلیسی: Immortality [نامیرایی]، هم‌ریشه با واژۀ سانسکریت «Mrta».

11ـ1ـ1ـ3ـ                در فارسی باستان:

11ـ1ـ1ـ3ـ1ـ            انسان: «مرته» [مرد]، همریشه با مرتن [مردن، میرایی] است.

11ـ1ـ1ـ3ـ2ـ            گویی از نگاه آنها، انسان موجودی میراست.

11ـ1ـ1ـ3ـ3ـ            جاودانگی انسان، به معنای بی‌مرگی است.

11ـ1ـ2ـ        تحلیل مثالها:

11ـ1ـ2ـ1ـ                بی‌مرگی و جاودانگی منطقا دو مقوله هستند.

11ـ1ـ2ـ2ـ                با اینحال، به نظر می‌رسد در فرهنگهای مختلف، تصور رایج از جاودانگی، همان بی‌مرگی است.

11ـ1ـ2ـ3ـ                این در حالی است، که همگی به مرگ فیزیکی انسان یقین داشته‌اند.

11ـ1ـ2ـ4ـ                جاودانه دانستن انسان، به معنای اعتقاد به ادامۀ حیات او پس از مرگ اس.

11ـ2ـ مثالهایی از رواج باور به جاودانگی انسان در فرهنگهای مختلف

11ـ2ـ1ـ        انسانهای ماقبل تاریخ

11ـ2ـ1ـ1ـ                قرار دادن غذا و اسلحه برای مرده

11ـ2ـ1ـ2ـ                ترس از مردگان و قرار دادن سنگهای سنگین بر روی قبرها.

11ـ2ـ2ـ        مصر باستان

11ـ2ـ2ـ1ـ                مومیایی اجساد

11ـ2ـ2ـ2ـ                اسطورۀ اوزیریس

11ـ2ـ2ـ3ـ                قرار دادن نامه‌هایی در قبر برای مردگان دیگر در ان دنیا

11ـ2ـ3ـ        چین

11ـ2ـ3ـ1ـ                سوراخ کردن قبر برای خروج روح مرده

11ـ2ـ3ـ2ـ                غذا نهادن در قبر برای مرده

11ـ2ـ3ـ3ـ                کشتن خدمه و حیواناتی برای همراهی پادشاه پس از مرگ

 

 

 

 

 

کلام3

جلسۀ دهم: مسئلۀ جاودانگی2

8/ 9/ 1384 (کلاس جبرانی)

 

12ـ                     کلیات

12ـ1ـ مروری بر مباحث پیشین

12ـ1ـ1ـ        توضیح در بارۀ آن مبانی که برای اثبات معاد، باید مورد بحث قرار گیرد

12ـ1ـ2ـ        آغاز بحث در بارۀ مبنای اول: جاودانگی

12ـ1ـ3ـ        میل عمومی بشر به جاودانگی (مثالهایی از انسانهای ماقبل تاریخ، فرهنگ چین، ایران باستان، هند)

12ـ1ـ4ـ        توضیح در بارۀ‌ این که جاودانگی، غیر از زندگی پس از مرگ است و لزوما مطابق نیستند.

12ـ2ـ بحث امروز: «جاودانگی چیست؟»

12ـ2ـ1ـ        توضیح بیشتر: می‌خواهیم بدانیم در چه حالتی یک فرد را جاودانه خواهیم دانست؟

12ـ2ـ2ـ        همۀ ما می‌دانیم که با مرگ از جهان خواهیم رفت.

12ـ2ـ3ـ        توضیح بیشتر با مثال

12ـ2ـ3ـ1ـ                فرض کنیم موجود الف از دنیا برود و فوت کند.

12ـ2ـ3ـ2ـ                در جهان دیگر (با فرض وجود) فرد ب زندگیمی‌کمد.

12ـ2ـ3ـ3ـ                ادعا می‌شود فرد ب همان فرد الف است و زندگی او در گرو زندگیش در این دنیا بوده است.

12ـ2ـ3ـ4ـ                زمانی این ادعا پذیرفته می‌شود که بر پایۀ ملاکی، بتوان ثابت کرد، ب همان الف است.

12ـ2ـ4ـ        نتیجه: گام نخست برای «اثبات جاودانگی بشر»، که امروز مورد بحث است، «ملاک جاودانگی» است.

13ـ                     ملاک جاودانگی چیست؟

13ـ1ـ جاودانگی در خاطرها

13ـ1ـ1ـ        توضیح ملاک: فرد الف، جاودانه است، اگر و فقط اگر در خاطرها جاودانه باشد.

13ـ1ـ2ـ        نقد:

13ـ1ـ2ـ1ـ                این ملاک هیچ فرقی بین خوب و بد نمی‌نهد، هیتلر همان قدر جاودانه است که امام حسین (ع)

13ـ1ـ2ـ2ـ                این ملاک نمی‌تواند برای فرد هیچ ترغیبی به انجام کارهای خیر ایجاد کند.

13ـ1ـ2ـ3ـ                جاودانگی در خاطره‌ها نمی‌تواند پشتوانۀ اخلاق باشد.

13ـ2ـ ملاک حافظه

13ـ2ـ1ـ        توضیح: فرد الف همان فرد ب است، اگر و فقط اگر تمامی خاطرات او را به یاد آورد.

13ـ2ـ2ـ        نقد:

13ـ2ـ2ـ1ـ                گاه یک فرد حافظه‌اش را از دست می‌دهد. در این حال نمی‌توان گفت به فرد دیگری تبدیل شده است.

13ـ2ـ2ـ2ـ                گاه فرد با تله پاتی، حافظۀ فرد دیگری را در اختیار می‌گیرد. نمی‌توان گفت هر دو یک نفرند.

13ـ2ـ2ـ3ـ                مثال از مدل رایانه ای ذهن

13ـ3ـ ملاک بدن

13ـ3ـ1ـ        توضیح: فرد الف، همان فرد ب است، اگر و فقط اگر بدن او را داشته باشد.

13ـ3ـ2ـ        نقد:

13ـ3ـ2ـ1ـ                اجزای بدن انسان در طول زمان به مرور تغییر می‌کنند و در عمل، یک فرد، دهها بدن دارد.

13ـ3ـ2ـ2ـ                گاه ممکن است اجزای بدن یکی به دیگری پیوند خورند و در عین حال هر یک برای خود کسی هستند.

 

 

کلام3

جلسۀ یازدهم: مسئلۀ جاودانگی2

15/ 9/ 1384

 

 14ـ                     کلیات

14ـ1ـ مروری بر مباحث پیشین

14ـ1ـ1ـ        توضیح در بارۀ آن مبانی که برای اثبات معاد، باید مورد بحث قرار گیرد

14ـ1ـ2ـ        آغاز بحث در بارۀ مبنای اول: جاودانگی

14ـ1ـ2ـ1ـ                میل عمومی بشر به جاودانگی (مثالهایی از انسانهای ماقبل تاریخ، فرهنگ چین، مصر، ایران)

14ـ1ـ2ـ2ـ                توضیح در بارۀ‌ این که جاودانگی، غیر از زندگی پس از مرگ است و لزوما مطابق نیستند.

14ـ1ـ3ـ        گام نخست: بحث در باره این که «جاودانگی چیست؟»، یا «ملاک جاودانه دانستن یک فرد چیست؟».

14ـ1ـ3ـ1ـ                توضیح ملاکهای مختلف برای جاودانگی فرد

14ـ1ـ3ـ1ـ1ـ            ملاک جاودانگی در خاطرات

14ـ1ـ3ـ1ـ2ـ            ملاکهای مرتبط با اینهمانی دو شخصیت

14ـ1ـ3ـ1ـ2ـ1ـ          ملاک حافظه

14ـ1ـ3ـ1ـ2ـ2ـ          ملاک نفس

14ـ1ـ3ـ1ـ2ـ3ـ          ملاک بدن

14ـ1ـ3ـ1ـ2ـ4ـ          ملاک نفس

 

 

کلام3

جلسۀ دوازدهم: مسئلۀ جاودانگی2

22/ 9/ 1384 ـ‌ امتحان میان ترم

 

15ـ                     مرور ............................................ 20 دقیقه

15ـ1ـ هفتۀ گذشته، ملاکهای جاودانگی یکایک نقد شد.

15ـ2ـ این هفته قرار شد که در بارۀ معیار روح، که یک معیار جدید است گفتگو شود.

16ـ                     مقدمات ............................................................................................ 20 دقیقه

16ـ1ـ توضیح مفهوم روح

16ـ1ـ1ـ        جهان هستی دو ساحت دارد، یکی مادی، و دیگری مجرد.

16ـ1ـ2ـ        روح هر شخص، ساحت مجرد و غیر مادی وجود اوست که با حواس قابل درک نیست.

16ـ1ـ3ـ        تمامی ادراکات شخص، به واقع توسط روح او به انجام می‌رسد.

16ـ1ـ4ـ        حتی ادراکات حسی تا توسط روح درک نشوند، ادراک نمی‌شوند.

16ـ2ـ سابقۀ مفهوم روح در فلسفه

16ـ2ـ1ـ        دیدگاههای افلاطون در بارۀ وجود جوهر مجردی که مُـدرک کلیات است.

16ـ2ـ2ـ        رواج دیدگاههای فلاسفۀ یونان در بارۀ روح در فرهنگ اسلامی و پذیرش آنها توسط فلاسفۀ مسلمان.

16ـ3ـ تفاوت روح با نفس (به آن معنا که در جلسات پیش از آن سخن گفته شد).

16ـ3ـ1ـ        در میان فلاسفۀ مسلمان، کاربرد تعبیر «نفس» برای اشاره به روح امری رایج است.

16ـ3ـ2ـ        در بحثهای گذشته (بحث «ملاک نفس» و «ملاک نفس و بدن»)، نفس را به معنای قوۀ دراکۀ فرد به کار بردیم.

16ـ3ـ3ـ        در مباحث امروز، ما از تعبیر «روح» استفاده می‌کنیم تا با «نفس» به معنایی که جلسۀ پیش گفته شد خلط نشود.

17ـ                     بیان ملاک روح .................................................................. 20 دقیقه

17ـ1ـ توضیح: فرد الف، همان فرد ب است، اگر و فقط اگر  روح او را داشته باشد.

17ـ2ـ نقد:

17ـ2ـ1ـ        نمی‌توان ثابت کرد که اصلا فرد حتی یک روح داشته باشد؛ روح قابل دیدن نیست.

17ـ2ـ2ـ        بر فرض قبول وجود روح، ما نمی‌دانیم که هر فرد چند تا روح دارد.

17ـ2ـ3ـ        نیز مطمئن نیستیم روح فرد در زمان الف، همان روح فرد در زمان ب باشد.

17ـ2ـ4ـ        بنا بر این، نمی‌توان روح را ملاک این همانی شخصیت دانست.

17ـ3ـ دفاع:

17ـ3ـ1ـ        شاید اگر بتوان از وجود روح با دلایلی دفاع کرد، این ملاک برای این‌همانی شخصیت، مناسب باشد.

17ـ3ـ2ـ        حد اقل، به نظر می‌رسد مشکلات این دیدگاه کمتر از دیگر دیدگاههاست.

18ـ                     دلایل اثبات جاودانگی روح

18ـ1ـ دلایل برگرفته از علوم تجربی (فراروانشناسی) ................20 دقیقه

18ـ1ـ1ـ        توضیح نمونه‌ها

18ـ1ـ1ـ1ـ                تله‌پاتی

18ـ1ـ1ـ2ـ                واسطه(مدیوم) ها

18ـ1ـ1ـ3ـ                ظهور اشباح

18ـ1ـ1ـ4ـ                تجربه‌های ادراکی نزدیک مرگ

18ـ1ـ1ـ5ـ                تجربه‌های خارج از بدن

18ـ1ـ2ـ        تحلیل این تجربه‌ها

18ـ1ـ2ـ1ـ                در این گونه تجربه‌ها، محدودیتهای مکانی، زمانی و محصور بودن در شرایط از میان می‌رود.

18ـ1ـ2ـ2ـ                اگر وجود ما تنها در بعد مادی خلاصه می‌شد، از قید زمان و مکان و شرایط، فراتر نمی‌رفت.

18ـ2ـ دلایل عقلانی .................................................................. 20 دقیقه

18ـ2ـ1ـ        علم حضوری نفس به خود (دلیل شهودی)

18ـ2ـ1ـ1ـ                همۀ ما روح را با علم حضوری، و جسم را با علم حصولی درک می‌کنیم.

18ـ2ـ1ـ2ـ                معلوم به علم حصولی، غیر از معلوم به علم حضوری است. Ù نفس غیر از بدن است.

18ـ2ـ2ـ        ثبات شخصیت انسان:

18ـ2ـ2ـ1ـ                تبیین

18ـ2ـ2ـ1ـ1ـ            ما همۀ افعال خود را به شخصی با نام «من» نسبت می‌دهیم (من رفتم، من خوردم...).

18ـ2ـ2ـ1ـ2ـ            «من»، جسم نیست؛ چرا که در گذر سالها جسم تغییر می‌کند، ولی «من» امری ثابت است.

18ـ2ـ2ـ1ـ3ـ            «من»، غیر از بدن، و حقیقتی مجرد و غیر مادی است.

18ـ2ـ2ـ2ـ                نقد: همان مطالبی که در بارۀ افراد چند شخصیتی گفته شد، اینجا قابل تکرار است.

18ـ2ـ3ـ        عدم انقسام‌پذیری نفس و عوارض آن

18ـ2ـ3ـ1ـ                ماده، ذو بعد است و همواره بر اساس ابعاد، قابل تقسیم‌بندی است.

18ـ2ـ3ـ2ـ                «من» انسان و حالاتش (همچون رضا، غضب، و...)، از این لحاظ قابل انقسام نیستند.

19ـ                     بحث ما در جلسۀ آینده: دلایل درون دینی (تعبدی ـ نقلی) اثبات وجود روح.

 

 

کلام3

جلسۀ سیزدهم: مسئلۀ جاودانگی3

29/ 9/ 1384

 

 20ـ                     مرور

20ـ1ـ مروری کلی

20ـ1ـ1ـ        ملاکهای جاودانگی یکایک نقد شد.

20ـ1ـ2ـ        بحث در بارۀ معیار روح همچون قابل اتکاترین معیار پی گرفته شد.

20ـ2ـ اهم مباحث جلسۀ قبل

20ـ2ـ1ـ        مفهوم روح: ساحت غیر مادی وجود

20ـ2ـ2ـ        دلایل اثبات وجود روح

20ـ2ـ2ـ1ـ                دلایل برون دینی

20ـ2ـ2ـ1ـ1ـ            دلایل تجربی (فراروانشناختی) Ù توضیح داده شد.

20ـ2ـ2ـ1ـ2ـ            دلایل فلسفی Ù موضوع جلسۀ امروز

20ـ2ـ2ـ2ـ                دلایل درون دینی

21ـ                     دلایل عقلانی اثبات وجود روح

21ـ1ـ علم حضوری نفس به خود (دلیل شهودی)

21ـ1ـ1ـ        همۀ ما روح را با علم حضوری، و جسم را با علم حصولی درک می‌کنیم.

21ـ1ـ2ـ        معلوم به علم حصولی، غیر از معلوم به علم حضوری است. Ù نفس غیر از بدن است.

21ـ2ـ ثبات شخصیت انسان:

21ـ2ـ1ـ        تبیین

21ـ2ـ1ـ1ـ                ما همۀ افعال خود را به شخصی با نام «من» نسبت می‌دهیم (من رفتم، من خوردم...).

21ـ2ـ1ـ2ـ                «من»، جسم نیست؛ چرا که در گذر سالها جسم تغییر می‌کند، ولی «من» امری ثابت است.

21ـ2ـ1ـ3ـ                «من»، غیر از بدن، و حقیقتی مجرد و غیر مادی است.

21ـ2ـ2ـ        نقد: همان مطالبی که در بارۀ افراد چند شخصیتی گفته شد، اینجا قابل تکرار است.

21ـ3ـ عدم انقسام‌پذیری نفس و عوارض آن

21ـ3ـ1ـ        ماده، ذو بعد است و همواره بر اساس ابعاد، قابل تقسیم‌بندی است.

21ـ3ـ2ـ        «من» انسان و حالاتش (همچون رضا، غضب، و...)، از این لحاظ قابل انقسام نیستند.

22ـ                     بحث ما در جلسۀ آینده: دلایل درون دینی (تعبدی ـ نقلی) اثبات وجود روح.

 

 

کلام3

جلسۀ چهاردهم: مسئلۀ جاودانگی4

13/ 10/ 1384

 

 23ـ                     مرور

23ـ1ـ ملاکهای مختلف جاوانگی انسان یاد شد.

23ـ2ـ گفته شد قابل دفاع‌ترین ملاک در ان میان، ملاک روح است.

23ـ3ـ ملاک روح توضیح داده، و ادلۀ تجربی و عقلی اثبات آن گفته شد.

23ـ4ـ بحث این جلسه: ادلۀ تعبدی ـ نقلی اثبات وجود روح

24ـ                     روح در نهج‌البلاغه

فهل ينتظر أهل بضاضة الشباب إلا حواني الهرم. وأهل غضارة الصحة إلا نوازل السقم. وأهل مدة البقاء إلا آونة الفناء... فهل دفعت الاقارب أو نفعت النواحب وقد غودر في محلة الاموات رهينا وفي ضيق المضجع وحيدا... وصارت الاجساد شحبة بعد بضتها، والعظام نخرة بعد قوتها والارواح مرتهنة بثقل أعبائها موقنة بغيب أنبائها لا تستزاد من صالح عملها، ولا تستعتب من سئ زللها أو لستم أبناء القوم والآباء، وإخوانهم والاقرباء. تحتذون أمثلتهم. وتركبون قدتهم وتطأون جادتهم. فالقلوب قاسية عن حظها. لاهية عن رشدها سالكة في غير مضمارها. كأن المعني سواها وكأن الرشد في إحراز دنياها

25ـ                     روح در قرآن کریم

25ـ1ـ یسألونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا (سورۀ اسراء/ 17/ 85)

25ـ2ـ فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین (حجر/ 15/ 29)

25ـ3ـ ثم سواه و نفخ فیه من روحه و جعل لکم السمع و الابصار و الافئدة (سجده/ 32/ 9)

26ـ                     دیدگاه علامۀ طباطبایی در بارۀ معنای روح در قرآن کریم (المیزان،‌ 13/ 195 به بعد)

26ـ1ـ یسألونک عن الروح قل الروح من امر ربی (اسراء/ 17/ 85)

26ـ2ـ الا له الخلق و الامر (اعراف/ 7/ 54)

26ـ2ـ1ـ        وجهۀ خلقی و وجهۀ امری انسان

26ـ2ـ2ـ        روح، وجهۀ امری انسان

26ـ2ـ3ـ        جای دیگر قرآن: ینزل الملائکة بالروح من امره (نحل/ 16/ 2)

26ـ3ـ واذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون (بقره/ ٢/ 117)

 


 

امتحان ماهانۀ اول

دانشجوی گرامی،

با سلام و آرزوی توفیق، خواهشمندم پیش از پاسخ به پرسشها، توضیحات این چند خط را با دقت بخوانید.

به پرسشهای 1ـ4، همگی، و از میان پرسشهای 5ـ7، به یکی پاسخ دهید. این امتحان تا سقـف 10 نمرۀ مثبت (از 100 نمره) به نمرۀ پایانی شما خواهد افزود و از آن هیچ نخواهد کاست. فلسفۀ آن آگاهی یافتن من و شما از نقاط قوت و ضعف خویش، و تمرینی برای نگارش علمی، نقادی و نقدپذیری است. خواهشمندم در شرایط بی‌علاقگی، کسالت، یا هر عذر دیگری از این دست، هیچ ننویسید و وقتی زنده را بدان اختصاص دهید.

پاسخهای شما تنها هفتۀ بعد از امتحان دریافت خواهد شد. در صورت نیاز به مشورت مدرس در طول این هفته، می‌توانید از طریق پست الکترونی (ایمیل)، پرسشهای خود را با او در میان گذارید. هفته‌ای پس از دریافت برگه‌های شما، مدرس نقد خویش را نسبت به پاسخها باز می‌نماید و آن گاه در پی رفع اشکالات از جانب شما، نمرۀ نهایی منظور خواهد شد.

هر گاه در این امتحان قادر به کسب نمرۀ واقعی بالاتر از 85 (از 100 نمره) شوید، آگاهیهای شما در حد یک دانشجوی خوب رشتۀ الاهیات است. دانشجویانی که نمره‌ای میان 60 تا 85 کسب کنند، آنچه را که از یک دانشجوی متوسط رشتۀ الاهیات انتظار می‌رود برآورده‌اند. افزون بر «نمرۀ واقعی»، «نمرۀ رسمی» نیز برایتان ثبت خواهد افتاد که نشان می‌دهد پایان نیمسال با چنین گونه پاسخی به پرسشها، در حدود چه نمره‌ای به ادارۀ امتحانات گزارش خواهد گشت. نمرۀ رسمی، به هیچ روی نشانگر بنیۀ علمی شما نیست و نمرۀ مثبتی که به تلاشتان تعلق می‌گیرد، بر آن پایه نخواهد بود.

لازم است پاسخ شما معلوم كند كه درس را فهمیده‌اید. کلیۀ مطالب تنها با انشای شخص شما نوشته شده باشند. بدین سان، از آوردن کلمات و جملاتی که خود معنای آن را نفهمیده‌اید به شدت پرهیز کنید و در این زمینه تا حد ممکن سختگیر باشید؛ چرا که در این صورت به برگۀ شما نمرۀ واقعی (و نه رسمی) صفر تعلق خواهد گرفت. مطمئن باشید پرسشها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که برای دست‌یابی به این اهداف، مطالعۀ صرف آن پاره از کتاب که در بردارندۀ توضیحاتی در بارۀ مطلب است بسنده نخواهد بود. بر پایۀ همین منطق، لازم است از رونویسی مطالب کتابها و نگارش استدلالی بجز آنچه خود بدان معتقدید و می‌توانید پس از استمرار بحث حضوری و رویاروی از آن دفاع کنید، جدا بپرهیزید؛ چرا که سودی برایتان ندارد، وقت مدرس را می‌گیرد و ازیرا گونه‌ای توهین به وی تلقی خواهد شد.

در پاسخ به این پرسشها، کاربرد منابعی كه در خلال درس معرفی شده، گر چه ضروری نیست، بسیار مفید است. لازم است وقتی مطلبی را از كسی نقل می‌كنید، حتما به گونه‌ای دقیق به آثار وی ارجاع دهید. افزون بر این، لازم است منابع خود را در پاسخگویی به سؤال یاد كنید. كاربرد منابع دست اول به دریافت نمره‌های ارفاقی خواهد انجامید. به هر روی، ارجاع باید به گونه‌ای باشد كه مدرس بتواند با مراجعه به منبع، مطلب را بیابد. بدین سان افزون بر جلد و صفحه، یادكرد مشخصات نشر كتابها نیز لازم است.

حتما برگۀ پرسشها را به پاسخنامۀ خود ضمیمه، و شمارۀ پرسش را در پاسخ قید کنید. تنها بر برگۀ سفید آـ4 و تنها با خودکار مشکی بنویسید. لازم است نوشتۀ شما از طرف راست 8 سانتی‌متر حاشیه داشته باشد و در هر صفحه بیش از 15 خط نوشته نشود. مشخصات خود را تنها در کادر پیش‌بینی شده بنویسید. جز منگنه کردن، هیچ روش دیگری را برای به هم پیوستن برگه‌های خود، کار نگیرید و از افزودن شیرازه و طلق ومانند آنها خودداری کنید. جز این، برگۀ امتحانی از شما گرفته نخواهد شد.

رعایت حجم پاسخها بر پایۀ همان مقدار که برای هر سؤال مجاز دانسته شده، ضروری است. اگر کمتر از حجم یاد شده نیز توضیح دهید، بدان معناست که مطلب بیشتری برای بیان در خاطر نداشته‌اید و اگر بیشتر بنویسید، بدان معناست که (با فرض درست بودن پاسخ) در بیان آنچه فهمیده‌اید ضعف دارید. بدین سان، لازم خواهد شد هم فشرده نویسی و هم نگارش ضابطه‌مند را تمرین کنید. پیش از پاكنویس كردن پاسخها، در موارد تردید برای رفع غلطهای املایی به فرهنگ لغت مراجعه كنید. غلط املایی در شأن دانشجو نیست و در صورت مشاهده، نمرۀ (واقعی) صفر منظور خواهد شد.

بکوشید چینش مطالب در نوشتۀ شما از یک نظم منطقی برخوردار باشند؛ چنان که خواننده به آسودگی بتواند استدلالهایتان را دنبال کند. رعایت علایم نگارشی (نقطه، ویرگول، علامت تعجب، نقطه‌ویرگول، علامت سؤال، گیومه، پرانتز، تورفتگی آغاز پاراگراف...) ضروری است.

موفق باشید.

 

ٰٰاصطلاحات زیر را چنان توضیح دهید که معلوم شود آنها را فهمیده‌اید (هر یک حدود 30ـ50 کلمه، 40 نمره): رویکرد درون دینی، علم کلام، ایمان، کیسانیه.

ارتباط علم کلام با دانشهای دیگر چگونه است؟ علم کلام از چه دانشهایی تغذیه می‌کند؟ (حدود 100 کلمه، 20 نمره)

تفاوت رویکرد قرآن کریم به مسئلۀ «معاد» با دیگر مسایلی ـ همچون نماز و روزه ـ که در قرآن مطرح شده، چیست؟ (حدود 50 کلمه، 10 نمره)

عمدۀ مباحث مطرح شده در بارۀ معاد در قرآن کریم، پیرامون چه محورهایی است؟ (حدود 100 کلمه، 10 نمره).

نظریۀ «لزوم عصمت امام» نخستین بار در چه زمانی به بحث گذاشته شد؟ شخصیتهای مهم شیعی که در طرح این مباحث نقش داشتند، کدامها بودند؟ (50 کلمه، 20 نمره).

مهمترین تفاوت دیدگاه معتزله و اشاعره در چه بود؟ (100 کلمه، 20 نمره).

شهادت امام حسین (ع) سبب طرح چه مسایل کلامی در جامعۀ اسلامی شد؟ به اختصار توضیح دهید (100 کلمه، 20 نمره).

 

 امتحان میان ترم

دانشجوی گرامی،

با سلام و آرزوی توفیق، خواهشمندم پیش از پاسخ به پرسشها، توضیحات این چند خط را با دقت بخوانید.

به پرسشهای 1ـ4 همگی پاسخ دهید. این امتحان تا سقـف 30 نمرۀ مثبت (از 100 نمره) به نمرۀ پایانی شما خواهد افزود و از آن هیچ نخواهد کاست. فلسفۀ آن آگاهی یافتن من و شما از نقاط قوت و ضعف خویش، و تمرینی برای نگارش علمی، نقادی و نقدپذیری است. خواهشمندم در شرایط بی‌علاقگی، کسالت، یا هر عذر دیگری از این دست، هیچ ننویسید و وقتی زنده را بدان اختصاص دهید.

پاسخهای شما تنها هفتۀ بعد از امتحان دریافت خواهد شد. در صورت نیاز به مشورت مدرس در طول این هفته، می‌توانید از طریق پست الکترونی (ایمیل)، پرسشهای خود را با او در میان گذارید.

هر گاه در این امتحان قادر به کسب نمرۀ واقعی بالاتر از 85 (از 100 نمره) شوید، آگاهیهای شما در حد یک دانشجوی خوب رشتۀ الاهیات است. دانشجویانی که نمره‌ای میان 60 تا 85 کسب کنند، آنچه را که از یک دانشجوی متوسط رشتۀ الاهیات انتظار می‌رود برآورده‌اند.

افزون بر «نمرۀ واقعی»، «نمرۀ رسمی» نیز برایتان ثبت خواهد افتاد که نشان می‌دهد پایان نیمسال با چنین گونه پاسخی به پرسشها، در حدود چه نمره‌ای به ادارۀ امتحانات گزارش خواهد گشت. نمرۀ رسمی، به هیچ روی نشانگر بنیۀ علمی شما نیست و نمرۀ مثبتی که به تلاشتان تعلق می‌گیرد، بر آن پایه نخواهد بود.

لازم است پاسخ شما معلوم كند كه درس را فهمیده‌اید. کلیۀ مطالب تنها با انشای شخص شما نوشته شده باشند. بدین سان، از آوردن کلمات و جملاتی که خود معنای آن را نفهمیده‌اید به شدت پرهیز کنید و در این زمینه تا حد ممکن سختگیر باشید؛ چرا که در این صورت به برگۀ شما نمرۀ واقعی (و نه رسمی) صفر تعلق خواهد گرفت. مطمئن باشید پرسشها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که برای دست‌یابی به این اهداف، مطالعۀ صرف آن پاره از کتاب که در بردارندۀ توضیحاتی در بارۀ مطلب است بسنده نخواهد بود. بر پایۀ همین منطق، لازم است از رونویسی مطالب کتابها و نگارش استدلالی بجز آنچه خود بدان معتقدید و می‌توانید پس از استمرار بحث حضوری و رویاروی از آن دفاع کنید، جدا بپرهیزید؛ چرا که سودی برایتان ندارد، وقت مدرس را می‌گیرد و ازیرا گونه‌ای توهین به وی تلقی خواهد شد.

در پاسخ به این پرسشها، کاربرد منابعی كه در خلال درس معرفی شده، گر چه ضروری نیست، بسیار مفید است. لازم است وقتی مطلبی را از كسی نقل می‌كنید، حتما به گونه‌ای دقیق به آثار وی ارجاع دهید. افزون بر این، لازم است منابع خود را در پاسخگویی به سؤال یاد كنید. كاربرد منابع دست اول به دریافت نمره‌های ارفاقی خواهد انجامید. به هر روی، ارجاع باید به گونه‌ای باشد كه مدرس بتواند با مراجعه به منبع، مطلب را بیابد. بدین سان افزون بر جلد و صفحه، یادكرد مشخصات نشر كتابها نیز لازم است.

حتما: ١) برگۀ پرسشها را به پاسخنامۀ خود ضمیمه، و شمارۀ پرسش را در پاسخ قید کنید؛ ٢) تنها بر برگۀ سفید آـ4 و تنها با خودکار مشکی بنویسید؛ ٣) لازم است نوشتۀ شما از طرف راست 8 سانتی‌متر حاشیه داشته باشد و در هر صفحه بیش از 15 خط نوشته نشود؛ 4) مشخصات خود را تنها در کادر پیش‌بینی شده بنویسید؛ 5) جز منگنه کردن (تنها از محل مشخص شده)، هیچ روش دیگری را برای به هم پیوستن برگه‌های خود، کار نگیرید و از افزودن شیرازه و طلق ومانند آنها خودداری کنید. جز اینها، برگۀ امتحانی از شما گرفته نخواهد شد.

رعایت حجم پاسخها بر پایۀ همان مقدار که برای هر سؤال مجاز دانسته شده، ضروری است. اگر کمتر از حجم یاد شده نیز توضیح دهید، بدان معناست که مطلب بیشتری برای بیان در خاطر نداشته‌اید و اگر بیشتر بنویسید، بدان معناست که (با فرض درست بودن پاسخ) در بیان آنچه فهمیده‌اید ضعف دارید. بدین سان، لازم خواهد شد هم فشرده نویسی و هم نگارش ضابطه‌مند را تمرین کنید. پیش از پاكنویس كردن پاسخها، در موارد تردید برای رفع غلطهای املایی به فرهنگ لغت مراجعه كنید. غلط املایی در شأن دانشجو نیست و در صورت مشاهده، نمرۀ (واقعی) صفر منظور خواهد شد.

بکوشید چینش مطالب در نوشتۀ شما از یک نظم منطقی برخوردار باشند؛ چنان که خواننده به آسودگی بتواند استدلالهایتان را دنبال کند. رعایت علایم نگارشی (نقطه، ویرگول، علامت تعجب، نقطه‌ویرگول، علامت سؤال، گیومه، پرانتز، تورفتگی آغاز پاراگراف...) ضروری است.

موفق باشید.

 

    در بارۀ اصطلاحات زیر چنان توضیح دهید که اولا، معلوم شود معنای آنها را به درستی فهمیده‌اید؛ ثانیا، معلوم شود ارتباط آنها را با مباحث کلامی مرتبط با اثبات معاد به درستی دریافته‌اید (هر یک 100 کلمه، 40 نمره):

1ـ1ـ            اینهمانی شخصیت

1ـ2ـ            روح

1ـ3ـ            تجربه‌های نزدیک مرگ

1ـ4ـ            ملاک بدن

    آیا «جاودانگی» همان «زندگی پس از مرگ» است؟ این دو مفهوم، چه شباهتها و تفاوتهایی دارند؟ در فرهنگهای مختلف، با تفاوتهای این دو مفهوم چگونه برخوردشده است؟ (حدود 150ـ200 کلمه، 20 نمره)

    از ملاکهای یاد شده برای جاودانگی، «ملاک حافظه» را توضیح دهید و نقدهای وارد بر آن را برشمرید (حدود 200 کلمه، 20 نمره).

    پدیدۀ «وجود افراد چند شخصیتی» در علم روانشناسی نوین شناسایی شد و مورد بحث قرار گرفت. آیا متکلمان معاصر توانستند از این پدیده در استدلالهای خویش برای اثبات جاودانگی انسان بهره جویند؟ مخالفان چطور؟ به تفصیل توضیح دهید که هر یک در برابر این پدیده، به چه موقعیت جدیدی دست یافتند (جانب کدام‌یک تقویت، و کدامین تضعیف شد؟) (حدود 300 کلمه، 20 نمره).

 

 

 امتحان پایان ترم

 

 

مبارزۀ علمی جوانان، در زنده کردن روح جستجو و کشف واقعیتهاست؛ و مبارزۀ عملی ایشان در بهترین صحنه‌های جهاد و شهادت شکل گرفته است.                امام خمینی (ره)

 

 

دانشجوی گرامی، تنها به یکی از پرسشهای زیر پاسخ دهید.

1.      چهار ملاک از ملاکهای جاودانگی انسان را نام برده، یکی را توضیح دهید.

2.      ادلۀ عقلی اثبات وجود روح را بیان کنید.

3.      دانش فراروانشناسی چیست و چگونه به استدلالهای متکلمانه در اثبات معاد یاری رسانده است؟

برای شما عزیز، آرزوی باقی ماندن خاطره‌ای خوش از کلاس درس نیمسال طی شده، و به دست آوردن موفقیتهای هر چه بیشتر در زندگی دارم.

 ارادتمند: مهروش

 

راهنمای پایگاه آخرین صفحات به روز شده