فقه 6                                                          

برنامه تدریس «فقه 6»

مقطع: کارشناسی الاهیات ـ گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی

حجم آموزش: 3 واحد

سازمان: دانشگاه آزاد اسلامی (واحد آزادشهر) ـ گروه الاهیات

زمان: نیمسال تحصیلی دوم 1387ـ1388، دوشنبه‌ها، ساعت 13ـ14، 10: 14ـ10: 15

مدرس: دکتر فرهنگ مهروش

آدرس الکترونیکی مدرس: Mehrvash@Hotmail.com

پایگاه اینترنتی مدرس: www.FMehrvash.com

ساعت ملاقات (با هماهنگی): یک‌شنبه‌ها، ساعت 15ـ16

 

 

 

    اهداف آموزشی: آشنایی با متون کهن فقهی، در حدود تسلط بر خواندن روان آنها، و آشنایی با منابع فقهی به طور کلی، و توانایی بر استفادۀ آنها در مواقع ضرورت.

    آرمانهای آموزشی: پی بردن به جایگاه فقه اسلامی در قانون مدنی ایران، و شناخت نوع مشکلات حقوقی ـ فقهی جامعۀ ایران در دوران معاصر.

    شیوۀ تدریس: تدریس فقه، بالطبع بر خواندن متن لمعۀ شهید اول متمرکز خواهد بود. بااینحال کوشش خواهد شد بر حسب موضوع، بخشهایی از قانون مدنی و شروح آن، و نیز متون فقهی کهن مرتبط هم در کلاس ارایه شوند. بخشهایی از مطالب درسی که چندان جای بحث ندارند، برای مطالعه به خود دانشجو واگذار می‌شوند و تکیۀ کلاس بر ارایۀ مباحث جالب و بحث برانگیز است. بدین سان، از عناوین سه‌گانۀ فقهی که در این دوره خواهیم داشت، نخست به کتاب الاقرار می‌پردازیم، سپس احیای موات، و سرآخر، کتاب حدود. هر اندازه از کتاب حدود که تدریس نشود، توسط خود دانشجویان مطالعه خواهد شد. طبیعی است که امتحان از کل مباحث گرفته خواهد شد.

    آیین حضور درس: حضور درس الزامی نیست، ولی بی‌خبر ماندن از آنچه در کلاس می‌گذرد، خلاف شئون دانشجویی دانسته می‌شود. اجازه گرفتن در هنگام ورود و خروج، یا برای غیبت مرسوم نخواهد بود. مستمعان آزاد، برای حضور تا آنجا که به مدرس مربوط است، منعی ندارند. در تمام مدت تدریس هیچ کس حق ایجاد مزاحمت برای درس را نخواهد داشت و در موارد بسیار ضروری، لازم است فقط با مدیر محترم واحد امور کلاسها هماهنگ، و از مراجعه شخصی خودداری شود. کلاس تنها در تعطیلات رسمی دایر نخواهد گشت و در سایر ایام، بدون در نظر داشتن عرف عمومی، هر گاه غیبت عمومی دانشجویان اسباب اخلالی در درس فراهم آورد، به شدت (با کسر 5 نمره از مجموع  نمرات ارفاقی درس) برخورد خواهد شد. مدت هر جلسۀ کلاس، 130 دقیقۀ کامل است. با توافق دانشجویان، وقت به دو جلسه و زمانی برای استراحت، بدین شکل تقسیم خواهد شد: جلسۀ اول، از ساعت 13ـ 45/ 13؛ جلسۀ دوم، از ساعت 14ـ10/ 15.

    ارزشیابی: افزون بر امتحان پایان دوره، امتحانات ماهانۀ اول و میان ترم هم برگزار خواهد شد. تاریخ این امتحانها، در جدول صفحۀ بعد (تیتر شمارۀ 7 طرح درس) اعلام شده است.

5ـ1ـ            نحوۀ ارزشیابی: امتحان ماهانۀ اول و میان ترم، به همانند پایان ترم، تشریحی است. بجز امتحان پایان ترم، در سایر موارد پاسخگویی به پرسشها در منزل، و در ظرف مدت یک هفته انجام خواهد گرفت. در این پرسشها ذهن دانشجو به چالش کشیده، و از وی تحلیل مطالبه خواهد شد. در امتحانات طول دوره، همراه با برگۀ امتحانی، دیدگاههای دانشجو نیز نقد می‌شود. دانشجو تنها در جلسه بعد، پاسخ مکتوب خود را به نقدها باز می‌گرداند. پرسشها به گونه‌ای طراحی خواهند شد که مطالعات شب امتحانی کارساز نباشند و تلاش درسی دراز مدت دانشجو در خلال تحصیل نمایانده شود. در همۀ امتحانات قوۀ تحلیل، ذهن نقاد، توانایی در نگارش علمی و در نهایت، التفات وی به تفاوت میان بیان علمی و غیرعلمی مطالب و به بیانی گویاتر، میزان هماهنگی دانشجو با اهداف تعریف شده در آموزش درس با امتحانهای مختلف کشف می‌شود. بجز امتحان پایان نیمسال که از ضوابط اداره امتحانات پیروی خواهد کرد، شرکت در امتحانهای دیگر برای او اختیاری خواهد بود. بدین سان، هدف از نمره دادن به برگه‌های امتحانی، تنها به دست دادن برآوردی از وضعیت تحصیلی دانشجو به خود او خواهد بود. کاربرد هر گونه کتاب یا جزوه، هر گونه مشورت، یا هر کاری دیگر از این قبیل در هنگام امتحانات طول دوره مجاز است. در مواردی که مشاهده شود کسی مطلبی را نوشته است که خود به درستی از معنایش آگاه نیست، یا رونویسی ناقص و نامفهومی را بدون افزودن تحلیل خویش در میان آورده، یا قولی را به خطا به کسی نسبت داده، از آنجا که این کار سرسری و غیر مسئولانه در بر دارنده هیچ سودی برای وی نیست و گونه‌ای توهین به مدرس است، برگۀ وی تصحیح نخواهد شد. در برابر، دانشجویان نیز اخلاقاً موظفند از انتقاد علمی و ارزشیابی مدرس فرونگذارند. افزون بر دو نوبت امتحان، در هر جلسه نمونه‌هایی از پرسشهای امتحانی به دانشجویان ارایه خواهد شد؛ باشد که بهتر بتوانند برای امتحان پایانی با نحوۀ طرح پرسشها تفاهم یابند و میزان درک خویش را از کلاس نیز محک بزنند.

5ـ2ـ            بارم نمره‌ها: در جدول روبه‌رو نمایش داده شده است.

 

نمرات اصلی

عنوان

سقف نمره

امتحان پایان ترم

14

امتحان میان ترم

6

نمرات ارفاقی (برای جبران کسری نمرات اصلی)

عنوان

سقف نمره

امتحان ماهانه

٥/ ١

حضور فعال و پرسشگری در کلاس

٥/ ٠

ارتباط خارج از کلاس با مدرس

١

کار مطالعاتی

3

نمرات منفی (تا سقف ٦ نمره اعمال می‌شود)

عنوان

سقف نمره

غیبت از کلاسهای جبرانی و مانند آن

٣

غلط املایی در امتحان پایان دوره

٢

بی‌مبالاتی نسبت به شئون دانشوری

١

 

5ـ3ـ            ملاحظات: نمره‌ها بر مبنای 100 محاسبه خواهد شد. مراد از رعایت شئون دانشوری، آموختن شیوه بحث و انتقاد صریح و بی‌تملق در عین رعایت احترام، دوری جستن از شیوه‌های بیان عوامانه و غیر علمی مباحث، دوری جستن از کارهای بی‌ضابطه و نگرشهای سرسری به مسایل، و بی‌دقتی در زمینه مطالب اعلام شده در باره درس، امتحان، محل برگزاری درس و هر امری مانند آنهاست.

    کار مطالعاتی: هدف از کار مطالعاتی، ایجاد زمینه برای تلاش علاقه‌مندان در آموختن نگارش علمی، به کار بردن صحیح و استاندارد اصطلاحات و تمرین تحقیق است. پاسخ به هر گونه پرسشی در بارۀ کار مطالعاتی، از طریق تماس الکترونیکی (ایمیل)، یا مراجعۀ حضوری (با هماهنگی قبلی) در ساعت معین، پی گرفته خواهد شد.

در این دوره، کار مطالعاتی پیش بینی شده، پیاده سازی و تایپ و ویرایش یک جلسه از کلاسهای اصول فقه دوره‌های پیشین، به منظور تهیۀ منبع درسی مناسب است. در تاریخی که در جدول برنامۀ زمان‌بندی اعلام گردیده است، لوح فشردۀ حاوی این درسها در کلاس توزیع خواهد شد. به همین ترتیب، در زمان مقرر در همان جدول، کار از دانشجو تحویل گرفته می‌شود.


 

    برنامه زمان‌بندی: نک‍: جدول صفحۀ بعد.

    منابع: در هر جلسه، به تناسب بحث، منابعی برای مطالعۀ بیشتر علاقه‌مندان معرفی می‌گردد. آنچه در زیر می‌آید، صرفا بخش کوچکی از منابع است که توصیه می‌شود دانشجویان عزیز برای آگاهی از شیوۀ تدریس این درس توسط اساتید مختلف، ملاحظه فرمایند:

خمینی، روح الله، تحریر الوسیلة، قم، دارالعلم؛ قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران؛ شهید اول، محمد بن مکی، اللمعة الدمشقیة، به همراه ترجمۀ علی شیروانی، قم، دارالفکر، 1373ش؛ شهید ثانی، زین‌الدین، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، قم، مکتب الاعلام الاسلامی؛ قاروبی، حسن، النضید فی شرح روضة الشهید، قم، داوری؛ محقق داماد، مصطفی، بررسی فقهی حقوق خانواده، نکاح و انحلال آن، تهران، مرکز نشر علوم اسلامی، 1387ش؛ صفایی، حسین/ امامی، اسدالله، حقوق خانواده، تهران، انتشارات دانشگاه تهران (2 جلد)، 1387ش.


 

جدول برنامۀ زمان بندی ارایۀ مطالب

در تواریخ مشخص شده با علامت *، حتما حضور و غیاب خواهد شد.


 

جلسه

تاریخ

موضوع

عناوین مورد بحث

برنامه‌های جانبی

تعطیل

28/ 11/

 

تعطیل به مناسبت اربعین

 

1

5/ 12/

کتاب النکاح

مقدمات

 

2

 

3

12/ 12/

عقد نکاح

 

4

مسائلی در بارۀ عقد نکاح

ارایۀ تکالیف

5

19/ 12/

 

6

محرمات نکاح

 

7

جبرانی*

 

8

 

9

18/ 1*

 

10

 

11

25/ 1/

متعه

 

12

مهر و مسائل آن

امتحان ماهانۀ اول

13

1/ 2/

 

14

 

15

8/ 2/

عیوب نکاح و تدلیس

 

16

 

 

15/ 2/

تعطیل به مناسبت ولادت علی (ع)

 

17

جبرانی*

قسم

 

18

نشوز و شقاق

 

19

22/ 2/

فرزندان

 

20

واستدن تکالیف

 

29/ 2/

تعطیل به مناسب مبعث نبوی

 

21

جبرانی*

نفقه

 

22

امتحان میان ترم

23

5/ 3/

 

24

کتاب الطلاق

ارکان طلاق

 

25

12/ 3/

اقسام طلاق

 

26

 

27

19/ 3/

 

28

انواع عده

ارایۀ منبع امتحانی

29

جبرانی*

 

30

احکام عده

نظرسنجی آموزشی

31

26/ 3*

کتاب الخلع والمباراة

خلع

 

32

مبارات

تقدیر از دانشجویان برتر

 

 

 

 

فقه 6

جلسۀ اول: خواستگاری، مقدمات ازدواج، احکام نظر و مباحثی از این دست

12/ 12/ 1387

 

ـ بر پایۀ متن لمعۀ شهید اول، تا اول «الفصل الثانی: فی عقد النکاح» تدریس شد.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ دوم: عقد نکاح

12/ 12/ 1387

 

              طبقه‌بندی مباحث در ذیل عنوان عقد نکاح (مراد، نکاح دائم است) ....................... 5 دقیقه

1ـ1ـ    شروط صیغۀ عقد

1ـ2ـ    شروط متعاقدین

1ـ3ـ    شروط صحت عقد

              الفاظ صیغۀ نکاح ........ 10 دقیقه

2ـ1ـ    مثل هر صیغۀ دیگر از عقود لازمه، بر ایجاب و قبول مبتنی است و الفاظ ایجاب آن، «زوجت»، «انکحت»، و «متعت» است.

2ـ2ـ    دو لفظ نخست مورد وفاق است و لفظ سوم خلافی است. سبب خلاف:

2ـ2ـ1ـ             فقها تمایل دارند حد الامکان الفاظ عقد نکاح را ـ به سبب احتیاط در استحلال فروج ـ محدود کنند.

2ـ2ـ2ـ             دیدگاه شهید اول و جمعی دیگر:

2ـ2ـ2ـ1ـ                     «متعت» مشترک لفظی است در متعه و نکاح، و معنای موضوع له آن قدر مشترک این دو است.

2ـ2ـ2ـ2ـ                     استعمال لفظ برای هر یک از مصادیق قدر مشترک، حقیقی است.

2ـ2ـ2ـ3ـ                     نهایتا شنونده در بادی امر، در نمی‌یابد کدام مصداق مد نظر است و با بیان یا عدم بیان اجل، مراد واضح می‌شود.

2ـ2ـ2ـ4ـ                     => استعمال متعت برای نکاح جایز است.

2ـ2ـ2ـ5ـ                     مؤید این دیدگاه، فتوای مشهور است: لو تزوج متعة و نسی ذکر الاجل انقلب دائما.

2ـ2ـ3ـ             دیدگاه شهید ثانی و عموم:

2ـ2ـ3ـ1ـ                     «متعت» در متعه حقیقت است (به قرینۀ تبادر و اطراد) و مجازا برای اشاره به نکاح به کار می‌رود.

2ـ2ـ3ـ2ـ                     باب مجاز، وسیع است و اگر بنا باشد لفظی مجازی برای عقد به کار رود، الفاظ دیگری هم جای طرح می‌یابند.

2ـ2ـ3ـ3ـ                     این امر خلاف احتیاط در استحلال فروج است.

2ـ2ـ3ـ4ـ                     فتوای مشهور نیز مبتنی بر روایتی ضعیف است و مستند نیست و از دید ما چنین عقدی باطل است.

2ـ3ـ    تقدیم ایجاب بر قبول شرط نیست:

2ـ3ـ1ـ             چون عموم زنان که باید صیغۀ ایجاب را بخوانند، استحیا می‌کنند، رخصت داده شده است.

2ـ3ـ2ـ             گذشته از این، هر کدام جلوتر گفته شود، اخلالی حاصل نمی‌شود.

2ـ3ـ3ـ             استثنا: وقتی مرد صرفا با «قبلت» پاسخ دهد و هیچ توضیح اضافی همراه نکند، حتما باید ایجاب مقدم شود.

              شروط متعاقدین ............ 5 دقیقه

3ـ1ـ    بلوغ

3ـ2ـ    عقل

3ـ2ـ1ـ             نظر مشهور: عقد سکران باطل است.

3ـ2ـ2ـ             روایت «السکری لو زوجت نفسها ثم افاقت فرضیت او دخل بها فافاقت و اقرته کان ماضیا» و برخی فتاوا مخالف آنند.

3ـ3ـ    حضور دو شاهد و اجازۀ ولی دختر رشیده:

3ـ3ـ1ـ             در نکاح دائم واجب نیست: روایت دال بر آن ضعیف است و لذا از باب تسامح در ادلۀ سنن، آن را مستحب دانسته‌اند.

3ـ3ـ2ـ             در عقد موقت اصلا مستحب هم نیست؛ چون نکاح الاسرار است و بنا بر آن مخفی بودن است.

              اهم شروط صحت عقد

4ـ1ـ    تعیین زوجه و زوج ..... 15 دقیقه

4ـ1ـ1ـ             با نامبری کامل در حد رفع ابهام (فاطمۀ کبری)، یا اشارۀ دقیق، یا هر کار دیگری که رفع ابهام کند، شرط است.

4ـ1ـ2ـ             مسأله:

4ـ1ـ2ـ1ـ                     پدری چند دختر دارد و به پسری می‌گوید یکی را به عقد تو در می‌آورم.

4ـ1ـ2ـ2ـ                     پس از عقد اختلاف می‌کنند و داماد می‌گوید دختر الف را توافق کردیم و پدر می‌گوید دختر ب را مد نظر داشتم.

4ـ1ـ2ـ3ـ                     سؤال: آیا عقد باطل است؟

4ـ1ـ3ـ             شقوق مسأله

4ـ1ـ3ـ1ـ                     مرد، هیچ یک از دختران را ندیده باشد. => عقد باطل است؛ چون نسبت به مورد معامله جهل وجود دارد.

4ـ1ـ3ـ2ـ                     مرد، دختران را دیده است.

4ـ1ـ3ـ2ـ1ـ              مشهور: با نبود بینه برای داماد (مدعی)، پدر دختر قسم می‌خورد کدام را نیت کرده بوده، و قولش مقبول است.

4ـ1ـ3ـ2ـ2ـ              تعلیل فاضلان: وقتی دختران را دیده باشد و از پدر تقاضای عقدشان کند، بواقع به پدر وکالت داده است.

4ـ1ـ3ـ2ـ3ـ              نقد:

4ـ1ـ3ـ2ـ3ـ1ـ              نیت پدر، رافع جهل داماد از مورد عقد نیست و اقتضای اصول آن است که عقد باطل باشد.

4ـ1ـ3ـ2ـ3ـ2ـ              قسم از منکر (صاحب قول خلاف اصل) است و اصل عدم زواج است. => قسم پدر وجه ندارد.

4ـ1ـ3ـ2ـ3ـ3ـ              رؤیت دختران هم در صحت عقد شرط نیست که وکالت دادن پس از آن وجهی داشته باشد.

4ـ2ـ    اجازۀ ولی .............. 10 دقیقه

4ـ2ـ1ـ             ولی در نکاح اینهایند: پدر و جد پدری، مولی، حاکم شرع، وصی پدر یا جد پدری.

4ـ2ـ2ـ             اینها بر رشیده ولایت ندارند و بر دختر یا پسر صغیر، سفیه، و مجنون ولایت دارند.

4ـ2ـ3ـ             اقوال در بارۀ اشتراط اذن ولی در نکاح باکرۀ رشیده:

4ـ2ـ3ـ1ـ                     اذن آنها شرط نیست و اگر بدون اذن دختر همسری برایش بگیرند، فضولی است. دختر می‌تواند خود همسر کند. به استناد:

4ـ2ـ3ـ1ـ1ـ              اصل، عدم اشتراط اجازۀ ولی است و خلافش ثابت نشده است.

4ـ2ـ3ـ1ـ2ـ              فان طلقها فلا تحل له من بعد حتی تنکح زوجا غیره (بقره/ 2/ 230).

4ـ2ـ3ـ1ـ3ـ              واذا طلقتم النساء .... فلاتعضلوهن ان ینکحن ازواجهن اذا تراضوا بینهم بالمعروف (بقره/ 2/ 232).

4ـ2ـ3ـ2ـ                     اذن آنها و رضایت دختر، هر دو شرط است و هیچ یک بدون رضایت دیگری نمی‌توانند اقدام کنند.

4ـ2ـ3ـ3ـ                     در عقد موقت، لازم نیست، اما در عقد دایم لازم است.

4ـ2ـ3ـ4ـ                     دختر هیچ اختیاری ندارد و پدر و جد پدری هستند که برایش انتخاب می‌کنند.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ سوم: مسائل عقد نکاح در بارۀ دعاوی خانواده

14/ 12/ 1387 (کلاس جبرانی)

 

              قواعد کلی دادرسی دعاوی خانواده، مثل همۀ دعواها:

1ـ1ـ    البینة علی المدعی و الیمین علی من انکر

1ـ1ـ1ـ             شخص مدعی باید بینه بیاورد و طرف مقابل قسم می‌خورد.

1ـ1ـ2ـ             اگر نکول کرد، قسم به مدعی بازمی‌گردد.

1ـ2ـ    اقرار العقلاء علی انفسهم نافذ (اقرار هر کسی تنها تا آنجا نافذ است که امری را به ضرر خویش گواهی کند).

              اگر مردی ادعا کند همسر زنی خاص است:

2ـ1ـ    زن هم تأیید کند: احکام عقد نکاح بر هر دوی آنها بار می‌شود.

2ـ2ـ    مرد ادعا و زن انکار کند:

2ـ2ـ1ـ             حکم مرد:

2ـ2ـ1ـ1ـ                     حق ازدواج با خواهر زن را نخواهد داشت و برای عقد خواهر/ برادر زادۀ زن محتاج اجازۀ اوست.

2ـ2ـ1ـ2ـ                     زن از او ارث خواهد برد.

2ـ2ـ1ـ3ـ                     شرعا مهری را که اعتراف کرده است، باید بدهد؛ زن حق مطالبۀ آن را ندارد، اما باید به نحوی وارد مال زن کند.

2ـ2ـ2ـ             حکم زن: حق مطالبۀ مهر و نفقه ندارد، چون منکر ازدواج است.

2ـ2ـ3ـ             در تمکین نسبت به مرد، باید به اعتقاد قلبی خود (عدم همسری) پابند باشد؛ هرچند دادگاه حکمی خلاف این کرده باشد.

2ـ3ـ    زن ادعا و مرد انکار کند:

2ـ3ـ1ـ             حکم مرد:  حق تمتع از زن و دیگر حقوق همسری زن برای او بار نمی‌شود؛ چون منکر ازدواج است.

2ـ3ـ2ـ             حکم زن: باید به وظایف همسری در برابر شوهر پابند باشد.

              مسألۀ اول:

3ـ1ـ    طرح مسأله:

3ـ1ـ1ـ             مریم، منکر ازدواج با حسن است و می‌خواهد با حسین برادر او ازدواج کند. حسن ضمن ادعای زوجیت، طلب تمکین دارد.

3ـ1ـ2ـ             آیا زن قبل از دادرسی و صدور رأی توسط حاکم شرع، حق دارد ازدواج کند؟

3ـ2ـ    پاسخها:

3ـ2ـ1ـ             حق ندارد، زیرا:

3ـ2ـ1ـ1ـ                     دلیل اول:

3ـ2ـ1ـ1ـ1ـ              حق زوجیت به واسطۀ ادعای فرد فی‌الجمله ثابت است و تا قسم نخورد از او سلب نمی‌شود.

3ـ2ـ1ـ1ـ2ـ              البته اگر مرد برای اقامۀ بینه و مانند آن از دادگاه مهلت بخواهد، زن حق نخواهد داشت.

3ـ2ـ1ـ2ـ                     دلیل دوم:

3ـ2ـ1ـ2ـ1ـ              اگر زن ازدواج کرد و بعد پشیمان شد، اقرارش حق شوهر دوم را از بین می‌برد، و به ضرر خودش نیست.

3ـ2ـ1ـ2ـ2ـ              در چنین حالتی به تعطیل حکم خواهیم رسید. پس برای جلوگیری از مشکل، اصل ازدواج او را ممنوع می‌کنیم.

3ـ2ـ2ـ             حق دارد، زیرا:

3ـ2ـ2ـ1ـ                     اصل، عدم زواج مریم با حسن (یا هر مرد دیگری) است.

3ـ2ـ2ـ2ـ                     از پیش برای وی این حق ثابت بوده است و شک داریم زایل شده است، یا نه.

3ـ2ـ2ـ3ـ                     اقتضای اصل استصحاب، بقای این حق برای اوست.

              فرعی بر این مسأله:

4ـ1ـ    طرح مسأله:

4ـ1ـ1ـ             حسن می‌خواهد مریم را عقد کند. عمه/ خالۀ مریم ادعا می‌کند همسر حسن است و حسن، باید از وی اجازه بگیرد.

4ـ1ـ2ـ             آیا مرد تا زمان دادرسی، حق ازدواج دارد؟

4ـ2ـ    پاسخ: اقتضای اصل استصحاب، برخورداری حسن از این حق است و مشکلی چون تعطیل حکم نیز پیش رو نداریم.

              مسألۀ دوم:

5ـ1ـ    طرح مسأله:

5ـ1ـ1ـ             حسن ادعا می‌کرد مریم همسر اوست و مریم می‌خواست با تقی ازدواج کند.

5ـ1ـ2ـ             حسن بینه نداشت و دادگاه بر اساس یمین زن، حق را به او داد.

5ـ1ـ3ـ             زن با تقی ازدواج کرد و پس از ازدواج با تقی، اقرار کرد همسر حسن بوده است.

5ـ2ـ    فروض مختلف مسأله:

5ـ3ـ    مریم اقرار کند در زمان هم‌بستر شدن با تقی، می‌دانسته است همسر حسن است:

5ـ3ـ1ـ             بواقع، اقرار به زنا کرده است و اقرارش موجب بطلان عقد نکاح است و تمام حقوق مطلبو وی از تقی، از او سلب می‌شود.

5ـ3ـ2ـ             حقوق تقی از وی زایل نمی‌شود و ضامن آنهاست، چون اقرار به ضرر خودش نافذ است، نه دیگری.

5ـ3ـ3ـ             تقی از او ارث می‌برد، اما او از تقی نمی‌برد.

5ـ3ـ4ـ             پیش‌تر، حسن هم ادعای زوجیت مریم را داشت و اکنون مریم هم اقرار کرده است.

5ـ3ـ5ـ             پس کلیۀ حقوق همسری بر حسن و مریم بار می‌شود.

5ـ4ـ    مریم اقرار کند در زمان هم‌بستری، نمی‌دانسته، و بعدا فهمیده است که همسر حسن است:

5ـ4ـ1ـ             در این حالت، اقرار به وطی به شبهه کرده است و از تقی مهرالمثل می‌برد، نه مهر معین در عقد.

5ـ4ـ2ـ             تقی از مریم ارث می‌برد، اما مریم از وی ارث نمی‌برد.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ چهارم: ادامۀ مسائل نکاح در بارۀ دعاوی خانواده (مسألۀ سوم از مسائل عقد نکاح در کتاب لمعه)

19/ 12/ 1387

 

              تبیین و توضیح اصل مسأله در ساده‌ترین حالت

6ـ1ـ     طرح مسأله:

6ـ1ـ1ـ              حسن ادعای زوجیت مریم کرده، و زینب خواهر مریم ادعا می‌کند همسر حسن است.

6ـ1ـ2ـ              اکنون کدام یک را باید منکر، و کدامین را باید مدعی دانست؟

6ـ2ـ     پاسخ:

6ـ2ـ1ـ              دو دعویٰ داریم که باید جداگانه به هر یک رسیدگی کرد و در هر کدام، مدعی و منکر را مستقل از دعوای دیگر مشخص کنیم.

6ـ2ـ2ـ              دعوای اول: ادعای حسن که مریم همسر اوست. => بر حسب مورد رسیدگی می‌شود و بر اساس بینه و قسم حکم خواهد شد.

6ـ2ـ3ـ              دعوای دوم: ادعای زینب که حسن همسر اوست: موضوع بحث این جلسۀ ماست.

              فروض مختلف مسأله:

7ـ1ـ     نه حسن و نه زینب، هیچ‌کدام بینه ندارند و:

7ـ1ـ1ـ              نزدیکی میان حسن و زینب روی نداده است: زینب مدعی است (چون حرفش خلاف اصل است) و چون بینه ندارد، حسن باید قسم بخورد.

7ـ1ـ2ـ              حسن ثابت شده که با زینب نزدیکی کرده است.

7ـ1ـ2ـ1ـ                     دیدگاه شهید اول:

7ـ1ـ2ـ1ـ1ـ              در این حالت، از یک سو زینب مدعی است (چون حرفش خلاف اصل است) و چون بینه ندارد، حسن باید قسم بخورد.

7ـ1ـ2ـ1ـ2ـ              از طرف دیگر، نزدیکی ظاهر در زوجیت است و به نظر می‌رسد اصل با ظاهر تعارض پیدا کرده است.

7ـ1ـ2ـ1ـ3ـ              در این مورد خاص، بر اساس روایات، ظاهر را بر اصل مقدم می‌داریم؛ هر چند همواره اصل بر ظاهر مقدم است.

7ـ1ـ2ـ1ـ4ـ              از دیگر سو، در واقع حسن با اقرار به دخول، انکار خود را تکذیب کرده است. پس به دو دلیل به نفع زینب حکم خواهد شد.

7ـ1ـ2ـ2ـ                     دیدگاه شهید ثانی:

7ـ1ـ2ـ2ـ1ـ              روایت یاد شده، در بارۀ فرض سوم مسأله است (که خواهیم گفت) و دقیقا با این وضعیت مطابق نیست.

7ـ1ـ2ـ2ـ2ـ              لزوما دخول دلیل بر زوجیت نیست، چون ممکن است حسن با زینب وطی به شبهه کرده باشد.

7ـ1ـ2ـ2ـ3ـ              پس مثل همیشه، اصل را باید بر ظاهر مقدم کرد.

7ـ2ـ     یکی از طرفین، بینه‌ای اقامه می‌کند و دیگری فاقد بینه است.

7ـ2ـ1ـ              تنها زینب اقامۀ بینه کند که همسر حسن است: حکم به زوجیتشان داده می‌شود.

7ـ2ـ2ـ              تنها حسن اقامۀ بینه کند که مریم همسر اوست: حکم به زوجیا حسن و مریم داده می‌شود.

7ـ2ـ2ـ1ـ                     شهید اول: اقرار حسن به دخول به زینب، به معنای تکذیب بینۀ حسن در همسری مریم است. تعارض اصل با ظاهر هم پیش می‌آید.

7ـ2ـ2ـ2ـ                     شهید ثانی: اقرار لزوما به معنای همسری نیست و روایت یاد شده نیز به فرع دیگری مربوط است و باید اصل را مقدم داشت.

7ـ3ـ     هر دو طرف بینه دارند (حسن بینه دارد که مریم همسر اوست و زینب هم بینه دارد که حسن همسر اوست).

7ـ3ـ1ـ              شقوق مختلف مسأله:

7ـ3ـ1ـ1ـ                     دخول حسن به زینب ثابت نشده است:

7ـ3ـ1ـ1ـ1ـ              بینۀ حسن و زینب، دو بدون ذکر تاریخ وقوع عقد است. => فرض 1

7ـ3ـ1ـ1ـ2ـ              بینۀ هر دو مورخ است، یعنی تاریخ وقوع عقد را بیان می‌دارد.

7ـ3ـ1ـ1ـ2ـ1ـ              تاریخ بینۀ حسن (دال بر عقد زواج مریم و حسن)، و تاریخ بینۀ زینب (بر زواج حسن و زینب)، همزمان است. => فرض 2

7ـ3ـ1ـ1ـ2ـ2ـ              تاریخ بینۀ حسن (دال بر عقد زواج مریم و حسن) مقدم است. => فرض 3

7ـ3ـ1ـ1ـ2ـ3ـ              تاریخ بینۀ زینب (دال بر زواج حسن و زینب) مقدم است. => فرض 4

7ـ3ـ1ـ1ـ3ـ              فقط بینۀ مرد مورخ است. => فرض 5

7ـ3ـ1ـ1ـ4ـ              فقط بینۀ زن مورخ است. => فرض 6

7ـ3ـ1ـ2ـ                     دخول حسن به زینب ثابت شده است:

7ـ3ـ1ـ2ـ1ـ              بینۀ حسن و زینب، دو بدون ذکر تاریخ وقوع عقد است. => فرض 7

7ـ3ـ1ـ2ـ2ـ              بینۀ هر دو مورخ است، یعنی تاریخ وقوع عقد را بیان می‌دارد.

7ـ3ـ1ـ2ـ2ـ1ـ              تاریخ بینۀ حسن (بر زواج مریم و حسن)، و تاریخ بینۀ زینب (بر زواج حسن و زینب)، همزمان است. => فرض 8

7ـ3ـ1ـ2ـ2ـ2ـ              تاریخ بینۀ حسن (دال بر عقد زواج مریم و حسن) مقدم است. => فرض 9

7ـ3ـ1ـ2ـ2ـ3ـ              تاریخ بینۀ زینب (دال بر زواج حسن و زینب) مقدم است. => فرض 10

7ـ3ـ1ـ2ـ3ـ              فقط بینۀ مرد مورخ است. => فرض 11

7ـ3ـ1ـ2ـ4ـ              فقط بینۀ زن مورخ است. => فرض 12

7ـ3ـ2ـ              حکم مسأله:

7ـ3ـ2ـ1ـ                     فرض 1 و 2: تعارض ادله روی داده است و مرجحی نیست => رجوع به اصول: اصل عدم زواج است => حکم به نفع حسن.

7ـ3ـ2ـ2ـ                     فرض 3: عقد حسن و مریم ثابت می‌شود و عقد دوم که بدان شهادت می‌دهند، باطل می‌گردد.

7ـ3ـ2ـ3ـ                     فرض 4: عقد حسن و زینب ثابت می‌شود و عقد متأخرتر (مریم و حسن) باطل است.

7ـ3ـ2ـ4ـ                     فرض 5 و 6: تاریخ بینۀ حسن و زینب مشکلی را حل نمی‌کند. در مقام تعارض ادله، بر اساس اصول حکم می‌کنیم => تقدم قول حسن.

7ـ3ـ2ـ5ـ                     فرض 7ـ12: بر پایۀ روایت ظاهر بر اصل مقدم، و به نفع زینب حکم می‌شود. چون دخول، مرجح قول اوست.

              فروعی بر مسأله

8ـ1ـ     یمین فردی که قولش مقدم می‌شود:

8ـ1ـ1ـ              در برخی حالات از فروض بالا، سبب حکم به نفع فرد، بینه‌اش بود.

8ـ1ـ2ـ              تردیدی نیست که در آن حالات نیازی نیست که او برای حکم به نفعش، قسمی بخورد.

8ـ1ـ3ـ              در برخی حالات، بینه با بینۀ دیگری تعارض کرد و بی‌اثر شد و قول فرد به سبب تطابق با اصل یا ظاهر مقدم داشته شد.

8ـ1ـ4ـ              در همۀ این حالات، یمین فرد نیز برای حکم به نفع او لازم است.

8ـ2ـ     حکم مسألۀ بالا در نزاع دو خواهر بود. اکنون اگر نزاع در میان مادر و دختر روی داد (مریم، مادر زینب بود، یا به عکس)، چه باید کرد؟

8ـ2ـ1ـ              دیدگاه نادر:

8ـ2ـ1ـ1ـ                     در نزاع بالا، مناط حکم شارع به ظاهر و ترجیح آن بر اصل (که در روایت گفته شده بود)، عدم مشروعیت جمع بین دو خواهر بود.

8ـ2ـ1ـ2ـ                     همین عدم مشروعیت، در نزاع مادر و دختر هم هست؛ پس در آنجا نیز باید ظاهر بر اصل مقدم شود.

8ـ2ـ2ـ              دیدگاه مشهور: در فقه شیعه قیاس باطل است و روایت، محدود به مورد خاص مذکور در آن می‌گردد. پس در این نزاع باید اصل همواره مقدم گردد.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ پنجم: ادامۀ مسایل عقد نکاح

17/ 1/ 1388

 

              موضوع بحث: مسألۀ هشتم: نکاح فضولی

1ـ1ـ    طرح قضیۀ اصلی: سارا و دارا در سنین کودکی هستند. دو نفر بدون وکالت از جانب اولیای ایشان این دو را به عقد فضولی هم درمی‌آورند.

1ـ2ـ    مسأله:

1ـ2ـ1ـ             اگر یکی بالغ شد و نکاح را پذیرفت، از جهت او نکاج لازم می‌شود. برخورداری طرف مقابل از مزایای نکاح البته منوط به قبول خود اوست.

1ـ2ـ2ـ             اگر یکی بالغ شد و نکاح را اجازه داد و مرد:

1ـ2ـ2ـ1ـ                     دیگری از او ارث خواهد برد.

1ـ2ـ2ـ2ـ                     به شرط آن که بعد از بلوغ، قسم بخورد تجویز این نکاح برای صرف ارث نبوده است.

1ـ2ـ2ـ3ـ                     دلیل حکم: صحیحۀ ابوعبیدۀ حذاء (متن ضمیمه)

1ـ3ـ    مسألۀ دوم:

1ـ3ـ1ـ             اگر تنها یکی از این دو صغیر بود، یا فضولی تنها از یک جانب روی داد و ازدواج طرف دیگر به اذن ولی بود چه باید کرد؟

1ـ3ـ2ـ             در همۀ این موارد، برای صغیر همان حکم باقی است.

1ـ4ـ    مسألۀ سوم:

1ـ4ـ1ـ             فرض کنیم سارا و دارا هر دو بالغ بودند و فضولی آنها را به عقد هم درآورد و یکی از آنها عقد را لازم کرد و مرد.

1ـ4ـ2ـ             اکنون باید بگوییم با مرگ وی عقد باطل شده است؛ یا ارثش را برای طرف دیگر کنار گذاشته، با قسم به وی بدهیم؟

1ـ4ـ3ـ             دو دیدگاه می‌توان داشت:

1ـ4ـ3ـ1ـ                     اقتضای اصل: قبل تمامیت سبب، احدی المتعاقدین فوت کرده؛ پس عقد فضولی، قبل از تجویز طرفین، با مرگ یکی به هم خورده است.

1ـ4ـ3ـ2ـ                     اقتضای تسری حکم روایت قبلی به این مسأله:

1ـ4ـ3ـ2ـ1ـ              علت حکم قبلی فضولی بودن عقد بود نه سن و سال طرف.

1ـ4ـ3ـ2ـ2ـ              در اینجا هم همان وضع باقی است و عقد فضولی است. پس باید بگوییم ارث با قسم به طرف دیگر داده می‌شود.

1ـ4ـ4ـ             قضاوت شهید ثانی (قیاس اولویت):

1ـ4ـ4ـ1ـ                     عقد فضولی دو صورت دارد:

1ـ4ـ4ـ1ـ1ـ              کسی که اهلیت اجازه دادن در عقد را دارد، بالفعل موجود است (زوجین کبیرند یا ولی حاضر است).

1ـ4ـ4ـ1ـ2ـ              کسی که اهلیت اجازه دادن را دارد، بالفعل موجود نیست (مثل مورد مطرح شده در روایت).

1ـ4ـ4ـ2ـ                     همۀ فقها بالاجماع، عقد را در صورت اول صحیح می‌دانند و عقد در صورت دوم است که محل خلاف است.

1ـ4ـ4ـ3ـ                     در روایت، عقد ضعیف صحیح دانسته، و با تجویز از سوی فرد لازم شمرده شده؛ پس به طرق اولی همین حکم در قوی هم برقرار است.

              فروع این مسأله

2ـ1ـ    حکم نکاح در صورت وقوع مانع برای قسم

2ـ1ـ1ـ             دارا و سارا به عقد فضولی هم درآمده‌اند و یکی بالغ شده، عقد را تجویز کرده، و مرده است و نقر دوم باید قسم بخورد.

2ـ1ـ2ـ             اگر برای قسم خوردن وی مانعی حاصل شد (مثلا دیوانه شد...) حکم چیست؟

2ـ1ـ3ـ             اگر، مانع دائم باشد، عقد باطل است؛ و گرنه صبر می‌کنیم تا ازاله شود.

2ـ2ـ    حکم نکول از قسم: اگر از قسم خوردن نکول کرد، در همۀ حالات قبل، هیچ به او تعلق نخواهد گرفت؛ یعنی با تجویز عقد، مالک ارث نمی‌شود.

 

 

صحیحۀ ابوعبیدۀ حذاء: سألت اباجعفر: ...قلت فان کان الرجل الذی ادرک قبل الجاریة و رضی ثم مات قبل ان تدرک الجاریة اترثه؟ قال نعم؛ یعزل میراثها منه حتی تدرک فتحلف بالله ما دعا الی اخذ المیراث الا رضاها بالتزویج ثم یدفع الیها نصف المیراث و نصف المهر.

 

 

2ـ2ـ1ـ             سؤال:

2ـ2ـ1ـ1ـ                     فرض کنیم سارا پس از تجویز عقد مرد و دارا زنده ماند و عقد را اجازه کرد، ولی حاضر نشد قسم بخورد.

2ـ2ـ1ـ2ـ                     آیا مهر بر عهدۀ او ثابت است؟

2ـ2ـ2ـ             در پاسخ دو دیدگاه هست:

2ـ2ـ2ـ1ـ                     دیدگاه اول:

2ـ2ـ2ـ1ـ1ـ              مهر مترتب بر ثبوت نکاح است و نکاح بر اساس روایت، در این مورد با تجویز طرفین ثابت می‌شود.

2ـ2ـ2ـ1ـ2ـ              پس نه ارث می‌برد، و نه مهر باید بدهد.

2ـ2ـ2ـ2ـ                     دیدگاه دوم:

2ـ2ـ2ـ2ـ1ـ              مهر بدون قسم و با صرف تجویز نکاح بر عهدۀ او مستقر است.

2ـ2ـ2ـ2ـ2ـ              چون لازمۀ مشغولیت ذمۀ او به مهر، وقوع نکاح نیست، بلکه اقرار او به نکاح است.

2ـ2ـ2ـ2ـ3ـ              قدر مسلم این است که وی نکاح را تجویز کرده است، پس اقرارش علیه خودش نافذ است نه علیه دیگری.

2ـ2ـ2ـ2ـ4ـ              اکنون، چون وی در معرض تهمت است که تجویز را برای ارث انجام می‌دهد و حاضر هم نیست قسم بخورد، پس ارث نمی‌برد.

2ـ2ـ3ـ             دو اشکال:

2ـ2ـ3ـ1ـ                     اشکال اول: مهر و ارث هر دو از لوازم نکاحند. چرا میانشان تبعیض قایل شدید؟

2ـ2ـ3ـ1ـ1ـ              جواب شهید ثانی: این قبیل تبعیض در آثار عقود در اثر اقرار و... فراوان روی می‌دهد و امری جدید نیست.

2ـ2ـ3ـ1ـ2ـ              نقد مدرس:

2ـ2ـ3ـ1ـ2ـ1ـ              تجویز نکاح غیر از اقرار به نکاح است.

2ـ2ـ3ـ1ـ2ـ2ـ              اقرار به نکاح، یعنی گواهی فرد به این که عقدی کامل با تمام شرایط واقع شد.

2ـ2ـ3ـ1ـ2ـ3ـ              اما تجویز نکاح، یعنی بیان این که: اگر همۀ شرایط برقرار باشد، من مخالفتی ندارم.

2ـ2ـ3ـ2ـ                     اشکال دوم:

2ـ2ـ3ـ2ـ1ـ              تبیین اشکال: در روایت ابوعبیدۀ حذاء، سؤال فرد در بارۀ موردی است که دارا مرده و سارا مانده است؛ نه بالعکس

2ـ2ـ3ـ2ـ2ـ              پاسخ: عموم فقهای شیعه روایت را چنین فهمیده‌اند که این فرض تنها در کلام سائل آمده، و پاسخ امام، مطلق است.

              جمع بندی نهایی شهید ثانی:

3ـ1ـ    گفته شد مجیز ثانی باید قسم بخورد برای رفع تهمت که تجویز او به طمع ارث نیست. از سوی دیگر، به نظر می‌رسد در هر ازدواجی طمع به ارث معنا ندارد.

3ـ2ـ    مثال: سارا مجیز اول و مرده باشد. دارا مجیز ثانی است و ارث هم کمتر یا مساوی مهر است.

3ـ2ـ1ـ             در این حالت، نمی‌توان دارا را متهم کرد که طمع به ارث دارد؛ چون همان قدر باید مهر بدهد.

3ـ2ـ2ـ             مگر آن که:

3ـ2ـ2ـ1ـ                     ارث، ویژگی خاصی داشته باشد، مثلا زمینی باشد که اجتمال است بعدا گران شود، که خوب، حسابش جداست.

3ـ2ـ2ـ2ـ                     نیز اگر چنان بود که احتمال فرار فرد از مهر پس از گرفتن ارث وجود داشت، باز قسم در جای خود معنادار است.

3ـ3ـ    در هر صورت، روایت هم در بارۀ قسم دادن زن است هنگام موت مرد، نه قسم مرد، هنگام موت زن؛ هر چند فقهای شیعه از آن برداشت عام کرده‌اند.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ ششم: ادامۀ مسایل عقد نکاح (تزاحم ولایات)

24/ 1/ 1388

 

 

              مسأله: اگر پدر و جد که هر دو بر دختر ولایت دارند، وی را تزویج کنند

4ـ1ـ    چند حالت ممکن است پیش آید:

4ـ1ـ1ـ             عقد هر دو همزمان است: قُدِّمَ عقدُ الجد

4ـ1ـ2ـ             عقد یکی مقدم است: عقد مقدم صحیح، و دیگری باطل است.

4ـ2ـ    تحلیلها از فلسفۀ حکم:

4ـ2ـ1ـ             برخی گفته‌اند ولایت جد، اقوی از ولایت پدر است. مثال زده‌اند اگر پدر نقصانی داشت، جد بر او ولایت دارد، ولی عکس آن ممکن نیست.

4ـ2ـ2ـ             شهید ثانی این نظر را رد می‌کند. از دید وی:

4ـ2ـ2ـ1ـ                     اگر چنین بود، در سایر موارد، غیر از ازدواج هم ولایت جد اقوی بود؛ مثلا در خرید و فروش همزمان مال صغیر توسط پدر و جد.

4ـ2ـ2ـ2ـ                     از دید شهید ثانی تنها به سبب دلیل خاص (روایت) عقد جد مقدم داشته می‌شود و مثل همۀ منتجات از دلیل خاص، حکم آن تسری نمی‌یابد.

4ـ3ـ    فرض دیگر: اگر به جای تعارض ولایت جد و پدر، ولایت جد و جد اعلی تعارض می‌کرد، حکم چه بود؟

4ـ3ـ1ـ             اگر معتقد باشیم که ولایت جد از ولایت پدر اقوی است، همین جا حکم می‌کنیم عقد جد اعلی صحیح، و دیگری باطل است.

4ـ3ـ2ـ             در غیر این صورت، بر اساس اصول عمل می‌کنیم که اقتضای آن، بطلان هر دو عقد است (به سبب عدم امکان ترجیح یکی بر دیگری).

              مسأله: اگر دو برادر، خواهر خود را به عقد کسی در آوردند چه می‌شود؟

5ـ1ـ    چند حالت دارد:

5ـ1ـ1ـ             هر دو از جانب خواهر یا ولی او وکیل باشند. => عقد مقدم صحیح، و دیگری باطل است. اگر همزمان بودند، هر دو باطلند.

5ـ1ـ2ـ             یکی وکیل باشد و عقد دیگری فضولی باشد. => عقد وکیل صحیح است.

5ـ1ـ3ـ             هر دو عقد فضولی کرده باشند. => هر کدام را بخواهد اختیار و دیگری را رد می‌کند.

5ـ2ـ    مستحبات: مستحب است عقد برادر بزرگتر را تجویز کند.

5ـ2ـ1ـ             شهید ثانی معتقد است این استحباب تنها در موردی است که فرد پیشنهادی هر دو برادر از حیث کمال، مساوی باشند.

5ـ2ـ2ـ             اگر فرد انتخابی برادر بزرگتر، کمال کمتری داشت، معلوم است که انتخاب فرد اکمل، مناسب‌تر است (نمونه‌ای از تخصیص لبی حکم عام).

              مسأله: ولایت مادر بر دختر و پسرش

6ـ1ـ    مادر هیچ ولایتی ندارد و اگر دختر یا پسرش را عقدی کند، در حکم فضولی است. رضای پسر و دختر یا ولی او شرط است.

6ـ2ـ    اگر عقد کرد، پسرش رد کرد، مادر مدعی شد فرزند به وی وکالت داده بوده است، و پسر این ادعا را باطل شمرد:

6ـ2ـ1ـ             عقد باطل است. نصف مهر باید به زوجه بابت تفویت بضع و غرر پرداخت کند (المغرور یرجع الی من غره).

6ـ2ـ2ـ             برخی گفته‌اند باید همۀ مهر را بدهد؛ چون:

6ـ2ـ2ـ1ـ                     اولا، کل بضع تفویت شده است.

6ـ2ـ2ـ2ـ                     ثانیا، نصف مهر، خاص مورد طلاق بدون مواقعه است؛ نه همۀ موارد.

6ـ2ـ3ـ             جواب: از بضع زن استفاده‌ای نشده است که حکم به تفویت منافع آن کنیم. ضمنا، در فقه شیعه، عدم‌النفع، ضرر محسوب نمی‌شود.

6ـ2ـ4ـ             دیدگاه شهید ثانی: نه نصف مهر و نه کل مهر، هیچ یک بر عهدۀ مدعی وکالت ثابت نیست؛ مگر آن که خودش ضمانت کرده باشد.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ هفتم: محرمات نکاح

31/ 1/ 1388

 

ـ فصل سوم در بارۀ محرمات نکاح، تا اول مسائل بیست گانۀ محرمات، بر پایۀ متن لمعۀ شهید اول تدریس شد.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ هشتم: مسائل بیست گانۀ محرمات نکاح

31/ 1/ 1388

 

ـ ده مسألۀ نخست از مسایل بیست گانۀ محرمات نکاح، بر پایۀ متن لمعۀ شهید اول تدریس شد.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ نهم: ادامۀ مسائل بیست گانۀ محرمات نکاح (مسألۀ یازدهم)

7/ 2/ 1388

 

              مقدمه ................... 5 دقیقه

1ـ1ـ    گفته شد زن اهل کتاب بر مرد مسلمان در نکاح دائم حرام است.

1ـ2ـ    این حکم مربوط به وقتی است که مرد، مسلمان است؛ ولی اگر مرد بعد از نکاح مسلمان شد، نکاح قبلی او با اهل کتاب، باطل نمی‌شود.

1ـ3ـ    در خصوص غیر اهل کتاب، استدامۀ نکاح جایز نیست.

              ارتداد زوجین ....... 15 دقیقه

2ـ1ـ    قبل مقاربت:

2ـ1ـ1ـ             حکم: نکاح باطل است.

2ـ1ـ1ـ1ـ                     اگر مرد مرتد شد: باید نصف مهر زن را بدهد.

2ـ1ـ1ـ2ـ                     اگر زن مرتد شد: خودش مقصر تفویت مهر است و مهری به او تعلق نمی‌گیرد.

2ـ1ـ2ـ             توضیحات و نکات:

2ـ1ـ2ـ1ـ                     تنصیف مهر در طلاق بل دخول، بر پایۀ دلیل خاص است و تسری آن به سایر موارد، مقبول همۀ فقیهان نیست.

2ـ1ـ2ـ2ـ                     قاعدۀ فقهیه: اذا جاء الفسخ من قبلها فلامهر، الا فی العنن.

2ـ2ـ    بعد مقاربت:

2ـ2ـ1ـ             احکام:

2ـ2ـ1ـ1ـ                     زن مرتد شود:

2ـ2ـ1ـ1ـ1ـ              از لحطۀ ارتداد عده نگه می‌دارد؛ اگر تا آخر عده توبه کرد، نکاح ادامه می‌یابد، و گر نه منفسخ است.

2ـ2ـ1ـ1ـ2ـ              به هر حال، مرد باید همۀ مهر را بپردازد.

2ـ2ـ1ـ2ـ                     شوهر، مرتد ملی شود (مرتدی که پدر و مادرش، مسلمان نبوده‌اند): مانند حالت بالا.

2ـ2ـ1ـ3ـ                     شوهر، مرتد فطری (فرزند خانوادۀ مسلمان، که مرتد شده باشد) شود:

2ـ2ـ1ـ3ـ1ـ              دیگر نیاز به گذشت زمان عده نیست و نکاح از همان لحظۀ ارتداد فسخ می‌شود.

2ـ2ـ1ـ3ـ2ـ              زن باید از لحظۀ ارتداد عده نگه دارد و قبل از عده، حق ازدواج با غیر ندارد.

2ـ2ـ1ـ3ـ3ـ              اموالش به ورثه، و خودش هم کشته می‌شود. توبه نیز به وی عرضه نمی‌شود.

2ـ2ـ2ـ             توضیحات و نکات:

2ـ2ـ2ـ1ـ                     مراد از مقاربت، «مسمای دخول» است.

2ـ2ـ2ـ2ـ                     در صدق دخول، لازم نیست ازالۀ بکارت روی دهد؛ یا دخول به قدری باشد که غسل واجب شود.

              اسلام زوجین، که یکی از آن دو اهل کتاب است ............. 10 دقیقه

3ـ1ـ    احکام:

3ـ1ـ1ـ             همزمان اسلام آوردند: عقد نکاحشان صحیح است و فسخ نمی‌شود.

3ـ1ـ2ـ             مرد اسلام آورد:

3ـ1ـ2ـ1ـ                     زن کافی کتابی باشد: نکاح ادامه می‌یابد.

3ـ1ـ2ـ2ـ                     زن غیر کتابی باشد:

3ـ1ـ2ـ2ـ1ـ              نکاح فسخ می‌شود.

3ـ1ـ2ـ2ـ2ـ              اگر مهر زن از چیزهایی باشد که در اسلام مالیت دارند، پرداخت می‌شود؛ و گرنه مهر المثل به او می‌دهند.

3ـ1ـ3ـ             زن اسلام آورد:

3ـ1ـ3ـ1ـ                     قبل مقاربت: عقد باطل است و لا مهر (لان الفسخ جاء من قبلها)

3ـ1ـ3ـ2ـ                     بعد مقاربت:

3ـ1ـ3ـ2ـ1ـ              نظر مشهور:

3ـ1ـ3ـ2ـ1ـ1ـ              زن عده نگه می‌دارد.

3ـ1ـ3ـ2ـ1ـ2ـ              اگر در طول عده شوهر مسلمان شد نکاح صحیح است و گرنه پس از عده، نکاح از تاریخ اسلام وی فسخ است.

3ـ1ـ3ـ2ـ2ـ              نظر شیخ طوسی:

3ـ1ـ3ـ2ـ2ـ1ـ              نکاح باطل نیست؛ ولی مرد حق مقاربت، با همسر تنها ماندن در طول روز، یا شب در منزل وی ماندن را ندارد.

3ـ1ـ3ـ2ـ2ـ2ـ              نیز، مرد حق ندارد زن را با خود به بلاد کفر ببرد و از دارالاسلام خارج سازد.

3ـ1ـ3ـ2ـ3ـ              نقد شهید اول: روایات طوسی حسنه است؛ ولی با صحیحه تعارض دارد.

3ـ2ـ    نکات و توضیحات: معیار همزمانی اسلام اشخاص، خارج شدن آخرین کلمۀ شهادتین از دهان هر دو نفر در یک زمان است.

              اسلام زوجین غیر کتابی ................. 10 دقیقه

4ـ1ـ    همزمان اسلام آوردند: نکاح به قوۀ خود باقی است.

4ـ2ـ    یکی زودتر اسلام آورد؛ ولی مقاربت نکرده‌اند: نکاح باطل می‌گردد.

4ـ2ـ1ـ             اگر مرد مسلمان شد، باید نصف مهر را بدهد.

4ـ2ـ2ـ             اگر زن مسلمان شد، مهری به او تعلق نمی‌گیرد؛ چون خودش عامل تفویت مهر بوده است.

4ـ3ـ    یکی زودتر اسلام آورد و نزدیکی هم کرده‌اند:

4ـ3ـ1ـ             زن عده نگه می‌دارد.

4ـ3ـ2ـ             اگر تا آخر عده نفر دیگر مسلمان شد، کشف می‌شود که نکاح از اول صحیح بوده، و فسخ نشده است؛ و الا فلا.

              نکاح صغیرین ........ 5 دقیقه

5ـ1ـ    فرزند در فقه اسلامی، تابع اشرف ابوین است.

5ـ1ـ1ـ             اگر یکی از آن دو مسلمان بود، حکم به مسلمانی فرزند می‌شود.

5ـ1ـ2ـ             همچنان که اگر یکی از آن دو حر و دیگری عبد بود، حکم به حریت فرزند می‌شود.

5ـ2ـ    وقتی ولی بخواهد فرزندش را به نکاح درآورد، همۀ احکام نکاج در خصوص با نکاح غیر مسلمان مطرح است

5ـ3ـ    تنها باید فراموش نکرد که کودک در دین تابع اشرف ابوین است.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ دهم: ادامۀ مسائل بیست گانۀ محرمات نکاح (مسألۀ 12ـ15)

7/ 2/ 1388

 

ـ تدریس مسایل 12 تا 15 از روی متن لمعۀ شهید اول پی گرفته شد.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ یازدهم: ادامۀ مسائل بیست گانۀ محرمات نکاح (مسألۀ 16ـ20)

14/ 2/ 1388

 

ـ مسایل 16ـ20 از روی کتاب، خوانده و تدریس شد.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ دوازدهم: نکاح متعه

14/ 2/ 1388

 

ـ مباحث نکاح متعه از روی کتاب خوانده شد.

ـ نیز کوشش شد موانع رواج آن در فرهنگ ایران کنونی، علی رغم افتخار تاریخی شیعیان بدان بررسی شود.

ـ در همین راستا رابطۀ میان نکاح متعه و امنیت اجتماعی در پرسش و پاسخ با دانشجویان کاویده شد.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ سیزدهم: نکاح کنیزان

21/ 2/ 1388

 

ـ تدریس از روی کتاب، پی گرفته شد.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ چهاردهم: مهر و مسائل آن (دو مسئلۀ اول از مسایل ده گانه)

21/ 2/ 1388

 

              واژه شناسی

1ـ1ـ    مهر: کابین

1ـ2ـ    در عبری מוהאר (موهار)، و در سریانی מהרא (مَهرا) به معنای هدیۀ عروس است.

              مبنای قرآنی:

2ـ1ـ    و آتوا صدقاتهم نحلة (نساء/ 4/ 4)

2ـ2ـ    و ان طلقتموهن من قبل ان تمسوهن و قد فرضتم لهن فریضة فنصف ما فرضتم (بقره/ 2/ 237)

              پیشینۀ تاریخی:

3ـ1ـ    مصر باستان هدیه‌ای به دختر برای استمالتش در دور شدن از خانۀ پدری و دلتنگیهایش

3ـ2ـ    بابل: شیربها به پدر دختر به عنوان وجه المعامله

3ـ3ـ    داستان موسی و شعیب: مهر زن موسی، کار برای پدر زن.

              تحول مهر در اسلام

4ـ1ـ    مهر نزد عرب قبل از اسلام: مبلغی برای پدر دختر

4ـ2ـ    خود زن مالک مهریه شد.

4ـ3ـ    کابین زنان پیامبر (ص)، 500 درهم بود. که بدان در فقه، مهر السنة می‌گویند.

              روخوانی متن درس

 

 

 

فقه 6

جلسۀ پانزدهم: مطالبۀ مهریه (مسئلۀ سوم از مسائل دهگانۀ مهر)

28/ 2/ 1388

 

 

 

              مسئله .................... 5 دقیقه

1ـ1ـ    لو ابرأته من الصداق ثم طلقها قبل الدخول رجع علیها بنصفه.

1ـ2ـ    اگر مرد زن را قبل از دخول طلاق داد و زن مرد را ابراء کرده بود، با طلاق مرد، زن حق دادر نصف مهریۀ ابرائی خود را مطالبه کند.

              تحریر محل نزاع ..... 5 دقیقه

2ـ1ـ    قبلا گفته بودیم: فان تعقبه طلاق قبل الدخول ملک الزوج النصف حینئذ (ضمیر هاء در تعقبه به عقد برمی‌گردد).

2ـ2ـ    از این مسئله، نتیجه شده بود که طلاق، عامل تملک است.

2ـ3ـ    شاهد: به همین دلیل بود که گفتیم نمائات قبل از طلاق، مال زن است (پس زن مالک بوده، و ماک با طلاق به مرد برگشته است).

              نظر مخالف: ابراء، یک جور اسقاط دین است؛ نه یک جور تملیک ............ 10 دقیقه

3ـ1ـ    مثال:

3ـ1ـ1ـ             فرض کنیم دو نفر شهادت دهند حسن بدهکار به حسین است و قاضی حکم صادر کند.

3ـ1ـ2ـ             سپس حسین که بر اساس حکم قاضی طلبش ثابت شده است، حسن را ابراء کند.

3ـ1ـ3ـ             آن گاه شهود عدول کنند و اعتراف به دروغگوییشان نمایند. اکنون حسین نمی‌تواند به شاهدها رجوع کند و بگوید به من خسارت زده‌اید.

3ـ1ـ4ـ             حال آن که اگر ابراء یک جور تملیک بود، حسین حق رجوع داشت.

3ـ2ـ    نقد شهید ثانی بر این نظر:

3ـ2ـ1ـ             مهر بر گردن شوهر، واقعا استوار است و ذمۀ شوهر، حقیقتا مشغول است (بر خلاف مورد فوق).

3ـ2ـ2ـ             پس زن، حق ثابت خود را اسقاط کرده است.

3ـ2ـ3ـ             در حالی که در مسئلۀ قبلی، طلبکار حق ثابت خود رااسقاط نکرده بود؛ حق ظاهری خود را اسقاط کرده بود.

3ـ3ـ    نقد قول شهید ثانی:

3ـ3ـ1ـ             اولا، چه کسی گفته است ملاک در برخورداری یا عدم برخورداری از حق، ظاهری بودن یا نبودن آن است؟

3ـ3ـ2ـ             ثانیا، آیا علم ما به مشغولیت ذمۀ مرد، همواره یک علم حقیقی است؛ یا در اینجا نیز مثل حالت فوق، علم ما اکثر اوقات، ظاهری است؟

3ـ3ـ3ـ             ثالثا، به قول خود شهید ثانی در کتاب الهبه: و لایشترط فی الابراء القبول، لانه اسقاط حق، لا نقل ملک.

              فرع بر بحث: اگر زن مرد را در برابر بخشش تمام مهر و قبل از دخول طلاق بدهد، می‌تواند نصف مهریه را از زن مطالبه کند ....... 10 دقیقه

              روخوانی متن درس  ...................... 15 دقیقه

 

 

 

فقه 6

جلسۀ شانزدهم: شروط ضمن عقد

28/ 2/ 1388

 

              توضیح ................. 5 دقیقه

1ـ1ـ    در حال حاضر، همچنان مشغول بحث در بارۀ مسائل ده گانۀ مهر هستیم.

1ـ2ـ    بحث امروز، در بارۀ شروط ضمن عقد است.

              مسئله: قرار دادن هر گونه شرطی در ضمن عقد، جایز است؛ به شرط آن که موافق شرع باشد ........................ 20 دقیقه

2ـ1ـ    شرط

2ـ1ـ1ـ             گاهی مقتضای خود عقد نکاح است؛ مثل:

2ـ1ـ1ـ1ـ                     رعایت عدالت با زنان

2ـ1ـ1ـ2ـ                     پرداخت به‌موقع نفقه و مهر

2ـ1ـ1ـ3ـ                     این که مرد حق داشته باشد هر تعداد بار که خواست، ازدواج کند....

2ـ1ـ2ـ             گاه امری مشروع، ولی خارج از مقتضای عقد است؛ مثل شرط تأخیر در پرداخت مهر، تبعیض و تقسیط مهر....

2ـ1ـ3ـ             گاه امری خلاف شرع است؛ مثل:

2ـ1ـ3ـ1ـ                     ازدواج دایم بدون نزدیکی بکنند (قدیم گاه با محلل چنین شرط می‌کرده‌اند)

2ـ1ـ3ـ2ـ                     سلب حق نکاح مجدد از مرد

2ـ1ـ3ـ3ـ                     توجه: دلیل فقها برای خلاف شرع بودن این دو شرط، صرفا اجماع است.

2ـ2ـ    حکم

2ـ2ـ1ـ             تنها در مواردی که امری خلاف شرع شرط شود، شرط باطل، و خود عقد صحیح خواهد بود.

2ـ2ـ2ـ             در سایر موارد، هم عقد و هم شرط، صحیح است.

2ـ2ـ3ـ             سبب فساد شرط یاد شده:

2ـ2ـ3ـ1ـ                     خلاف شرع است که فرد، حلالی را حرام، یا حرامی را حلال کند.

2ـ2ـ3ـ2ـ                     سورۀ تحریم: یا ایها النبی لم تحرم لازواجک ما احل الله لک.

2ـ2ـ3ـ3ـ                     شرطی که حلالی را حرام، یا حرامی را حلال کند، باطل است.

2ـ2ـ4ـ             دلیل فساد عقد:

2ـ2ـ4ـ1ـ                     فساد عقد، مقتضای دلیل عقل است؛ چرا که «ما وقع لم یقصد، و ما قصد لم یقع».

2ـ2ـ4ـ2ـ                     آنچه که فرد می‌خواسته است محقق شود، محقق نشده است (و ممنوع است) و آنچه محقق شده، مد نظر نبوده است.

2ـ3ـ    نظر دیگر: هر شرطی در عقد، عوض بخشی از مهریه، یا سایر خدمات نکاح است و قیمتی دارد.

2ـ3ـ1ـ             اکنون شرط باطل شده است.

2ـ3ـ2ـ             پس بخشی از قیمت مهر یا معادل آن، مجهول است.

2ـ3ـ3ـ             پس مهر باطل می‌شود. => مهر المثل باید پرداخت شود.

              فرع: اگر زن شرط کند که مرد او را از شهر خود بیرون نبرد، شرط صحیح است ................ 10 دقیقه

3ـ1ـ    مقتضای اصول همین است.

3ـ2ـ    صحیحۀ ابوالعباس از امام صادق (ع) بر آن دلالت دارد: امام فرموده‌اند یفی بذلک المؤمنون عند شروطهم.

              فرع دوم .............. 10 دقیقه

4ـ1ـ    اگر زن شرط کند که در منزل خودش (یا مثلا منزل پدری) باقی بماند.

4ـ1ـ1ـ             با همان دلایل فرع پیش، گفته‌اند باز هم عقد صحیح است.

4ـ1ـ2ـ             نظر مخالف:

4ـ1ـ2ـ1ـ                     باطل است؛ چون بهره‌مندی از زن در همۀ ساعات که حق شوهر است، زایل می‌شود.

4ـ1ـ2ـ2ـ                     گذشته از این، روایت ابوالعباس را نیز نمی‌توان حمل بر وجوب ادای این شرط کرد؛ بلکه باید حمل بر استحباب کرد.

4ـ1ـ3ـ             نقد اول:

4ـ1ـ3ـ1ـ                     اگر قرار باشد این قبیل شروط نامشروع شمرده شوند، بسیاری از شروطی که می‌دانیم مشروعند نیز باید باطل شوند.

4ـ1ـ3ـ2ـ                     مثلا تقسیط نفقه و... نیز با همین دلایل قابل مناقشه‌اند و می‌توانشان باطل دانست.

4ـ1ـ3ـ3ـ                     دفاع: در آن قبیل موارد، روایت داریم و اگر نبود، در آنجاها نیز حکم به بطلان عقد می‌کردیم.

4ـ1ـ4ـ             نقد دوم:

4ـ1ـ4ـ1ـ                     در روایت ابوالعباس، حکم را امام با فعل مضارع فرموده‌اند؛ نه با فعل امرو

4ـ1ـ4ـ2ـ                     بدین سان، همچنان که در اصول گفته‌اند، دلالت فعل مضارع بر امر، اقوی است.

4ـ1ـ4ـ3ـ                     پس گفتۀ امام، تصریح در وجوب دارد و قابل حمل بر استحباب نیست.

              خواندن متن درس تا پایان مسایل مهر

 

 

 

فقه 6

جلسۀ هفدهم: عیوب و تدلیس

28/ 2/ 1388

 

 

ـ مباحث از روی کتاب خوانده شد.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ هجدهم: قسم و نشوز و شقاق

31/ 2/ 1388

 

 

ـ مباحث از روی کتاب خوانده شد.

ـ نظرسنجی آموزشی انجام شد.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ نوزدهم: اولاد

31/ 2/ 1388

 

 

ـ مباحث از روی کتاب خوانده شد.

 

 

 

فقه 6

جلسۀ بیستم: نفقه

31/ 2/ 1388

 

ـ مباحث از روی کتاب خوانده شد.

ـ تقدیر از دانشجویان برتر

 

 

 

 

 

امتحان ماهانۀ اول

نام و نام خانوادگی دانشجو ....................

نمره .................

 

 

الف) طرح مسأله

مهرنوش از همسر اولش ـ احمد ـ جدا شده، و دوباره با هوشنگ ازدواج کرده است. او از ازدواج با هوشنگ دختری به اسم عسل آورد. وقتی مهرنوش بچه‌های احمد را شیر می‌داد، کاظم را نیز شیر داد و اکنون کاظم فرزند رضاعی مهرنوش است. کاظم، برادری از پدر و مادر تنی خود به اسم حسین داشت.

مهرنوش با حسین صحبت کرد و او را متقاعد کرد به مهر 100 سکۀ بهار آزادی با عسل ازدواج کند. آنها مصالحه کردند که کلیۀ جهیزیه با داماد باشد. حسین یک ماشین به عنوان هدیه برای عسل خرید و مادر عسل نیز به داماد خود ساعتی گرانقیمت هدیه داد. آنها با هم عروسی کردند. در حین عروسی، عسل که ماشین را با غفلت تمام در کناری پارک کرده، و قفل نکرده بود، متوجه شد که ماشین را دزدیده‌اند.

هوشنگ وقتی از ازدواج این دو خبردار شد، با عصبانیت مخالفت کرد و اسنادی ارایه کرد که نشان می‌داد مهر دختری همانند دختر او در عرف جامعه در حدود 200 سکه است. او با مراجعه با دادگاه، به استناد ولایت خویش بر عسل، تقاضای ابطال سند ازدواج کرد. دادگاه به نفع هوشنگ حکم داد.

عسل دوباره تقاضای تجدید نظر کرد؛ اما در این فاصله حسین به استناد ناتوانی عسل در حفظ مال خود و عدم صلاحیت وی در همسری، و نیز مشکلات و آبروریزی‌ای که این ازدواج در اثر مخالفتهای هوشنگ برای او به بار آورده است، از ابطال سند استقبال نموده، تقاضای استرداد قیمت هدایا را داشت. بااینحال، وی از مهرنوش به سبب فریب او، و تحمیل هزینه‌های هنگفت هدایا و نکاح و جهیزیه و... شکایت کرد. پدر عسل نیز به عنوان ولی او، از مهرنوش همسر خود به سبب تفویت مهر دخترشان عسل شکایت کرد. او با ارایۀ شواهدی نشان داد چنین ازدواجی یک موقعیت عالی نکاح برای عسل را با مهریۀ 400 سکه زایل کرده است.

یک هفته بعد، کاظم با فردی به نام پیمان مذاکره کرد و به او گفت در صورت فروش قطعه‌ای زمین زراعی به وی، یکی از خواهران خود را به مهریۀ 100 سکۀ طلا به عقد او درخواهد آورد. پیمان دو خواهر تنی کاظم و هم عسل ـ خواهر رضاعی او ـ را دیده بود؛ ولی نمی‌دانست مراد کاظم، خواهر رضاعی است. با رضایت پیمان، کاظم عقد نکاح را منعقد ساخت. عسل به این نکاح رضا داد.

پیمان خبر نداشت که عسل پیش از این عروسی کرده است. وقتی از موضوع با خبر شد، ضمن تأیید اصل نکاح، به سبب ازدیاد مهر تعیین شده، به‌نسبت مهرالمثل زنی بیوه همچون عسل، با ادعای غرور در اثر تدلیس کاظم، از او شکایت کرد.

هوشنگ پدر عسل نیز با مراجعۀ مجدد به دادگاه تقاضای ابطال سند این ازدواج را مطرح کرد. او با ارایۀ چند شاهد، کوشید نشان دهد در همان زمان که عسل به عقد پیمان درآمده، وی نیز به عنوان ولی دختر، با جعفر، فرزند پیمان مصالحه کرده است که چهار ماه بعد، جعفر با عسل ازدواج کنند.

ب) پرسشها:

              هر یک از اموال مطرح شده در مسأله، باید به چه کسی مسترد گردد؟

              کدام یک از نکاحهای یاد شده باطل بوده است و چه آثار حقوقی بر بطلان هر یک مترتب می‌شود؟

              کدام یک از دعاوی یاد شدۀ خسارت، غرور، و مانند آن مسموع است؟

              در هر یک از نکاحهای فوق، عسل می‌تواند چه مبلغی را به عنوان مهر خویش دریافت کند؟

پ) توضیحات:

دانشجوی گرامی! خواهشمندم به پرسشهای فوق، پاسخهایی مشروح، مستدل و مستند بدهید. لازم است شیوۀ نگارش، نوع نگاه، و کاربرد اصطلاحات شما عمیقا حقوقی ـ فقهی باشد. بکوشید اول داده‌های مطرح در صورت مسأله را به‌دقت استخراج کنید و در مرحلۀ بعد، با پردازش جداگانه و گاه ترکیب آنها، به پاسخها راه جویید.

ت) منابع:

محقق داماد، مصطفی، بررسی فقهی حقوق خانواده، نکاح و انحلال آن؛ قانون مدنی ج. ا. ا.؛ رسالۀ توضیح المسائل مراجع معظم تقلید؛ خمینی، روح‌الله، تحریر الوسیله؛ شهید اول، اللمعه الدمشقیه؛  شیروانی، علی، ترجمه و تبیین شرح لمعۀ شهید ثانی.

 

 

 

شاخصۀ گروه

حد اقل کارهای لازم برای گروه

نمره

درک مفاهیم بنیادین

مطالعۀ منبع درسی/ توجه در کلاس

10

توانایی مثال زدن برای هر مفهوم

افزون بر موارد فوق، تمرین در خانه/ مباحثه با دوستان

12

حل مسأله با آموخته‌ها

افزون بر موارد فوق، مباحثه با استادان، کارآموزی رفتن

15

نقد آموخته‌ها

مطالعۀ فراوان منابع درسی جانبی،  عشق به دانستن، ذوق و شوق نقادی

19

تولید علمی

مطالعۀ فراوان منابع غیر درسی، هوش، خلاقیت، تعهد اخلاقی برای خدمت به یک آرمان مقدس

20

 

 

 

 

 

باسمه تعالی

 

نیمسال دوم تحصیلی 1387ـ1388

امتحان میان ترم

نام و نام خانوادگی دانشجو ....

عنوان درس .....

 

دانشجوی گرامی، خواهشمندم پیش از پاسخ‌گویی به امتحان، مقدمۀ زیر را با دقت بخوانید.

 

الف) مقدمه: فهم درس، مراتب مختلفی دارد. پایین‌ترین مرحلۀ آن، فهم کاربرد صحیح اصطلاحات درس است؛ بدین معنا که فرد بلد باشد از اصطلاحات آن علم خاص در جمله‌سازیهایش استفاده کند، یا اگر دیگری جمله‌ای ساخت، بتواند بفهمد.

یک مرحله بالاتر از آموختن تعاریف و کاربرد آنها در جمله‌سازی، این است که بتواند برای هر یک از مفاهیمی که آموخته است، مثال هم بزند. مرحلۀ بالاتر، حل مسأله بر اساس دانسته‌های پیشین است. باز یک مرحله بالاتر، توانایی در نقد آموخته‌ها، و نگرش تحلیل‌گر و انتقادی به درسهاست. برای برخورداری از چنین فهمی لازم است که دانشجو بتواند هر نظریۀ علمی را به عناصر سازندۀ آن تجزیه کند. آخرین سطح فهم، ارایۀ نظریات جدید علمی است. کسی می‌تواند بدین سطح از دانش دست یازد که در پی تجزیۀ نظریه‌های مختلف، بتواند عناصر مقبول آنها را بر پایۀ دیدگاه خویش، کنار هم چیند و دیدگاهی جدید عرضه کند.

 بگذریم از بعضی که تنها جسمشان در کلاس است و دغدغۀ فهم ندارند؛ از آنها که می‌خواهند بفهمند، برخی در مراحل ابتدایی فهم بازمی‌مانند. برخی از فراگیری اصطلاحات فراتر می‌روند و می‌آموزند چگونه با دانسته‌های خویش مسأله حل کنند. عدۀ کمی هستند که قدرت تجزیه پیدا می‌کنند و از آنها کمتر، کسانی هستند که فراتر از نقد دیدگاه دیگران، خود نیز قادر به عرضۀ دیدگاهی جدیدند.

کوشیده‌ام در جدول بالا، با ارایۀ یک طبقه‌بندی از دانشجویان، ذهنیت خویش را در بارۀ میزان نمرۀ حق هر گروه بیان دارم.

ب) پرسش امتحانی:

هم سؤال از علم خیزد هم جواب                     همچنان که خار و گُل از خاک و آب

اکنون از شما خواهشمندم با طرح یک یا چند پرسش در بارۀ درسمان، جایگاه خود را در طبقه‌بندی فوق مشخص کنید. لازم است پرسش شما عظمتی به قدر فهمتان داشته باشد. نه در ارزیابی پرسشها تعدادشان مهم است و نه کوتاهی و بلندیشان؛ تنها باید بتوانند نشان دهند که شما در کجا از این جدول قرار دارید. شاید لازم بدانید برای طرح پرسشی که قامتی به قد دانشتان دارد، ساعتها مطالعه کنید، یا بسی بیشتر از چند خط ـ حتی چند صفحۀ پر ـ مقدمات شرح دهید و با طول و تفصیل پرسش خود را بیان دارید. به هر روی، عمق این پرسش، هر چه‌قدر باشد، بی‌شک دستمایۀ آشناییهای بعدی ما خواهد بود. آخرین مهلت دریافت پرسشها، چهارشنبه، 6 خرداد 1388 است.

کوشش خود را برای ارج نهادن به طرح این پرسشها از جانب شما، در قالب بحثهایی در پایگاه اینترنتی خویش پی خواهم گرفت؛ بحثهایی که امیدوارم با پاسخهای مکرر شما و مدافعات و نقدهایتان، ادامه‌دار باشد. پرسشهای ارزشمندتان در آنجا، نام نیکتان را ثبت خواهد کرد. گذشته از این، معیار من در شناسایی دانشجویان برتر هر کلاس برای تقدیر در برنامۀ آخرین جلسۀ پایان دوره، همین پرسشها خواهند بود.

به امید دریافت پاسخهایی که شوق دانش را در من زنده کنند.

ارادتمند: مهروش

 

 

 

مبارزۀ علمی برای جوانان، در زنده کردن روح جستجو و کشف واقعیتهاست؛

و مبارزۀ عملی ایشان در بهترین صحنه‌های جهاد و شهادت شکل گرفته است.

امام خمینی (ره)

 

دانشجویان عزیز! با سلام، خواهشمندم تنها به دو پرسش از پرسشهای زیر، و به هر یک در حدود 300 کلمه پاسخ دهید. در صورت پاسخ دادن به بیش‌تر از این حجم، تنها دو پاسخ نخستین تصحیح خواهند شد. رعایت همۀ قواعد مطالبه شده در امتحانات طول دوره الزامی است. لازم است پاسخ مستند به آرای فقهی و عبارات فقها، و همراه با اشاره به قوانین رایج در نظام حقوقی کنونی کشور، و مقایسۀ آنها با آرای فقیهان باشد.

    آیا اذن ولی در نکاح باکرۀ رشیده شرط است؟ به اختلاف نظرها در این باره، و مستندات هر قول اشاره کنید.

    کامبیز مدعی وقوع عقد نکاح میان وی با ثمین است. ثمین ضمن انکار این همسری، می‌خواهد با پدرام ازدواج کند. آیا قبل از دادرسی و صدور رأی توسط حاکم شرع، حق دارد به این ازدواج مبادرت ورزد؟ به اختلاف نظرها در این باره، و رأی مختار خویش اشاره کنید.

    زنی به نام کلثوم ادعای رحمت را مبنی بر زوجیت وی به مهر 100 سکه، انکار کرده، و با فرد دیگری به نام قربان با مهر 200 متر زمین ازدواج می‌کند. پس از نکاح با قربان اقرار می‌کند پیش از این همسر رحمت بوده، و خود نمی‌دانسته است. هر یک از رحمت و قربان چه حقوقی را از وی طلبکار می‌شوند؟ به کلثوم چه اندازه مهر تعلق می‌گیرد؟ مستدل پاسخ گویید.

  زنی و مردی به عقد نکاح فضولی هم درمی‌آیند. هر گاه یکی از این دو پس از تجویز عقد ـ و پیش از تجویز دیگری ـ از دنیا برود، و سپس دیگری نیز تجویز کند، آیا می‌توان حکم به بطلان عقد کرد؟ اختلاف نظرها را در این باره، به همراه مستنداتشان بیان دارید.

 

 

برای شما عزیز آرزوی باقی ماندن خاطره‌ای خوش از کلاس درس نیمسال طی شده، و به دست آوردن موفقیتهای هر چه بیشتر در زندگی دارم.                                         ارادتمند: مهروش

 

 

 

 

 

 

 

لطفا در این قسمت چیزی ننویسید:

الف) نمرات اصلی: رعایت شئون دانشوری .......... (از ١ نمره)؛ تأملات و پرسشها در کلاس .......... (از ٢ نمره)؛ میان ترم .......... (از ٣ نمره)؛ پایان ترم .......... (از ١٤ نمره)

ب) نمرات منفی: عدم حضور در جلسات ضروری .......... (از ٢ نمره)؛ مشکلات نگارشی برگه امتحانی [از قبیل غلط املایی و مانند آن] .......... (از ٢ نمره)

پ) نمرات ارفاقی: امتحان ماهانه .......... (از ٢ نمره)؛ پرسشگری در کلاس .......... (از ١ نمره)؛ ارتباط علمی خارج از کلاس با مدرس ......... (از ١ نمره)؛ کار جانبی .......... (از 4 نمره)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نمرۀ نهایی دانشجو پس از محاسبۀ ضرایب ................

 

 

 

 

 

راهنمای پایگاه آخرین صفحات به روز شده