نگارش یک پاراگراف                                                                                           

 

 چگونه يك پاراگراف بنويسيم؟

 

 

مقدمه:

الف) اهميت بحث:

فرض كنيد قرار است روزنامۀ ديواري يك هنرستان كشاورزي كه من و شما در آن درس می‌خوانيم، در ستون باريكي با گنجايش حدود ٢٠٠ كلمه، هر هفته يكي از گياهان را متناسب با نياز دانش‌آموزان و در سطح درك آنها معرفي كند. دوست ما مسئول اين كار شده است و من، سردبيرم.

وقتي اولين نوشتۀ مسئول ستون رد شد، سر و صدا كرد. به او گفتيم بسياري از مطالب مهم را در بارۀ پرتقال ننوشته است. گفت: «در ٢٠٠ كلمه حجم، چطور آن همه مطلب را بنويسم؟». او معتقد بود ما در حق او بی‌انصافي كرده‌ايم. بياييد نوشتۀ او را با يكديگر مرور كنيم. از شما خواهش می‌كنم بين ما داوري كنيد. شايد اين جوري خواننده‌هايي كه نوشتۀ مرا می‌خوانند و داوري شما را می‌شنوند، به اهميت بحث در بارۀ پاراگراف بهتر پي ببرند:

 

     موضوع بحث: پرتقال

«بی‌ترديد همگان مطلعند كه از مهمترين و ارزنده‌ترين نعمتهاي خداوند متعال براي بشر عقل و هوش سالمي است كه بواسطۀ آن بتوانيم از زيباييهاي دنيا لذت ببريم و سپاسگزار او باشيم يكي از اين زيباييها همانا پرتقال است البته در هنگام مصرف پرتقال و ديگر كارها بايد بهداشت را رعايت كنيم و مسلم است كه رعايت بهداشت در همۀ امور ضروري است پوست بسياري از درختان ارزش دارويي دارد و در كارخانه‌هاي بزرگي كه مجهز به دستگاههاي پيشرفته است پس از طي مراحل متعددي از پوست درختان دارو ساخته می‌شود

از اين كارخانه‌ها در كشور ما تعداد زيادي وجود ندارد دليل آن هم مشكلات اقتصادي و نبود نيروي متخصص براي راه اندازي كارخانه‌هاست پرتقال هم در اين زمينه مفيد است بديهي است كه پرتقال فوايد بسيار ديگري نيز دارد كه در اين نوشتۀ محدود و مختصر نمی‌گنجد در مناطقي كه پرتقال مصرف خوراكي دارد همگان معترفند كه پرتقال بسيار دلچسب و لذتبخش است حتي پوست آن هم داراي كاربردهاي فراوان دارويي صنعتي و غذايي است پرتقال از دورۀ قاجاريه وارد ايران شد نخستين وارد كنندگان تاجراني پرتقالي بودند كه براي تجارت به ايران آمده بودند شاعري گمنام در جملۀ معروفي می‌گويد: پرتقال اي پرتقال اي پرتقال»

 بياييد كلمۀ پرتقال را در نوشتۀ بالا برداريم. به جاي آن همه جا «فلان» بنويسيم. حالا به كسي كه مطمئنيم نمی‌داند پرتقال چيست بدهيم. قطعا متوجه نخواهد شد موضوع بحث بالا، «چيستي پرتقال» است. به طريق مشابه، فردي كه پرتقال را نمی‌شناسد و قرار است با خواندن اين نوشته متوجه شود، هرگز درنخواهد يافت كه پرتقال چه جانوري است.

بياييد يك بار با هم نوشته را مرور كنيم و ببينيم چه مشكلاتي سبب اين سوء تفاهم دانش‌آموز شده است:

١ـ    وجود حجم قابل توجهي كلمات بی‌ربط (بيش از ٧٠ درصد حجم مقاله) كه عملا هيچ اطلاع خاصي در بارۀ موضوع به خواننده نمی‌دهند، مثل:

١ـ١ـ   طول و تفصيلهاي بيجا:

ـ بی‌ترديد همگان مطلعند كه از مهمترين و ارزنده‌ترين نعمتهاي خداوند متعال براي بشر عقل و هوش سالمي است كه بواسطۀ آن بتوانيم از زيباييهاي دنيا لذت ببريم و سپاسگزار او باشيم

ـ بديهي است كه پرتقال فوايد بسيار ديگري نيز دارد كه در اين نوشتۀ محدود و مختصر نمی‌گنجد

ـ در مناطقي كه پرتقال مصرف خوراكي دارد...

ـ و مسلم است كه رعايت بهداشت در همۀ امور ضروري است

١ـ٢ـ   وجود قضاوتهايي شخصي در نوشته، كه تنها براي نويسنده، و افراد هم‌سليقۀ او قابل قبول است و لزوما مورد پذيرش همه نيست و عملا اطلاعي را منتقل نمی‌كند:

ـ يكي از اين زيباييها همانا پرتقال است

ـ پرتقال بسيار دلچسب و لذتبخش است

١ـ٣ـ   وجود مطالب كاملا بی‌ربط

ـ پوست بسياري از درختان ارزش دارويي دارد و در كارخانه‌هاي بزرگي كه مجهز به دستگاههاي پيشرفته است پس از طي مراحل متعددي از پوست درختان دارو ساخته می‌شود

ـ از اين كارخانه‌ها در كشور ما تعداد زيادي وجود ندارد دليل آن هم مشكلات اقتصادي و نبود نيروي متخصص براي راه اندازي كارخانه‌هاست

٢ـ    وجود حجم قابل توجهي از مطالب كه اگر قرار باشد فقط و فقط ١٠٠ كلمه در بارۀ پرتقال گفته شود، جايي براي طرح آنها نيست و در رده‌هاي بعدي اهميت قرار دارند:

ـ البته در هنگام مصرف پرتقال بايد بهداشت را رعايت كنيم

ـ پرتقال از دورۀ قاجاريه وارد ايران شد

ـ نخستين وارد كنندگان تاجراني پرتقالي بودند كه براي تجارت به ايران آمده بودند

ـ شاعري گمنام در جملۀ معروفي می‌گويد: پرتقال اي پرتقال اي پرتقال

٣ـ    نبود اطلاع رساني در بارۀ مهمترين مسايل، همچون مسايل زير و مسايل ديگري از اين دست:

ـ اين كه پرتقال نوعي درخت است (بيان جنس).

ـ پرتقال درخت ميوه است (بيان نوع).

ـ رنگ پوست و ميوۀ درخت.

ـ اصلی‌ترين محصول درخت، ميوۀ آن است (و نه مثلا چوب يا ريشه يا برگ)

ـ ميوۀ اين درخت چه شكلي و طعم آن چگونه است.

ـ اين ميوه در چه مناطق آب و هوايي به عمل می‌ايد؟...

ب) پاراگراف چيست؟

پاراگراف به بخشي از متن می‌گويند كه نظر مؤلف را تنها در بارۀ يك مسئلۀ اصلي در بر دارد. پاراگراف متشكل از يك يا چند جمله است و معمولا خط اول آن با مقداري فاصله از سر سطر نوشته می‌شود.

بخش اول: نگارش يك پاراگراف در بارۀ پرتقال  در حدود ٢٠٠ كلمه.

الف) گام اول: مشخص كردن ايدۀ اصلي:

 ١) ايدۀ اصلي بحث ما اين است: «پرتقال چيست». هر چه مطلب جمع می‌كنيم، بايد مستقيما به اين سؤال مربوط شوند.

 ٢) بيان ايدۀ اصلي در قالب يك عنوان: «چيستي پرتقال»

 ٣) مشخص كردن حجم كل پاراگراف: از ما خواسته شده است كه حدود ٢٠٠ كلمه بنويسيم. پس حجم كل پاراگراف ٢٠٠ كلمه است.

ب) گام دوم: عناوين فرعي

در اين مرحله، می‌كوشيم هر عنوان فرعي مرتبط با چيستي پرتقال را كه به ذهنمان می‌رسد، يا از قبل روي فيشها نوشته‌ايم، يا در مشورت با دوستانمان به آنها پي برده‌ايم، در چركنويس خود وارد كنيم:

گياه بودن پرتقال، تاريخ پرتقال، خواص دارويي پرتقال، ارزش صنعتي چوب پرتقال، مناطق آب و هوايي رويش پرتقال، ارزش غذايي ميوۀ پرتقال، خواص پوست پرتقال، تاريخ ورود پرتقال به ايران، ميزان سودآوري پرتقال براي كشاورزان ايراني، خورده شدن ميوۀ گياه توسط انسان، باورهاي عاميانۀ مردم ايران در بارۀ خواص جادويي پرتقال، مناطق كشت پرتقال در ايران، تاريخ پرتقال پيش از ورود به ايران، طول عمر درخت پرتقال، تعريف پرتقال، ويتامينهاي موجود در ميوۀ پرتقال، اشعار شاعران ايراني در بارۀ پرتقال، اشعار شاعران ديگر كشورها در بارۀ پرتقال، تعلق پرتقال به تيرۀ مركبات، نژادهاي مختلف نهال پرتقال، روش كاشت و تكثير آن، آدابي كه هنگام خوردن آن بايد رعايت شود، شكل ظاهري ميوۀ پرتقال، شكل و رنگ برگهاي درخت پرتقال، فضاي داخلي ميوۀ پرتقال، ارزش صنعتي پوست آن، كاربرد اصلي پرتقال

پ) گام سوم: تهيۀ پلان:

 ١) طبقه بندي عناوين: در اين مرحله می‌كوشيم همۀ عناويني را كه پيش از اين بی‌نظم كنار هم نوشته‌ايم، در يك طبقه‌بندي مرتب كنيم؛ به طوري كه معلوم شود هر عنوان ذيل چه عنوان كلی‌تري قابل گنجاندن است و هر يك از عنوانها در چه رده‌اي از اهميت قرار دارد.

چيستي پرتقال

الف) مقدمه

 ١) تعريف پرتقال

       A.     گياه بودن آن

       B.   مناطق آب و هوايي رويش آن

       C.   طول عمر درخت پرتقال

       D.   تعلق پرتقال به تيرۀ مركبات

       E.    نژادهاي مختلف نهال پرتقال

       F.    روش كاشت و تكثير آن

       G.   شكل و رنگ برگهاي درخت پرتقال

 ٢) كاربرد اصلي گياه

       A.     خورده شدن ميوۀ گياه توسط انسان

       B.   آدابي كه هنگام خوردن آن بايد رعايت شود

       C.   ارزش غذايي ميوۀ پرتقال

       D.   ويتامينهاي موجود در ميوۀ پرتقال

       E.    شكل ظاهري ميوۀ پرتقال

       F.    فضاي داخلي ميوۀ پرتقال

 ٣) كاربردهاي فرعي گياه

       A.     خواص دارويي پرتقال

       B.   ارزش صنعتي چوب پرتقال

       C.   خواص پوست پرتقال

       D.   ارزش صنعتي پوست آن

ب) نقش پرتقال در كشاورزي

   ١) ميزان سودآوري پرتقال براي كشاورزان ايراني

   ٢) مناطق كشت پرتقال در ايران

پ) تاريخ پرتقال

   ١) تاريخ ورود پرتقال به ايران

   ٢) تاريخ پرتقال پيش از ورود به ايران

ت) پرتقال در فرهنگ عامه

   ١) باورهاي عاميانۀ مردم ايران در بارۀ خواص جادويي پرتقال

   ٢) اشعار شاعران ايراني در بارۀ پرتقال

   ٣) اشعار شاعران ديگر كشورها در بارۀ پرتقال

 

 ٢) ويرايش پلان:

اولا، كليۀ عناوين فرعي (مشخص شده با حروف الف، ب، پ...)، ارزش مساوي دارند. يعني حجم كل پاراگراف ميان آنها به تساوي تقسيم می‌شود (بجز مقدمه و نتيجه كه با هم حجمي در حدود نصف ساير بخشها دارند). به اين ترتيب، اگر تصميم گرفته شد براي هر يك از بخشهاي الف، ب، پ و...، مثلا ٥٠ كلمه نوشته شود، بايد حتما براي بخش ديگري نيز همان اندازه نوشت. به همين ترتيب، زير عنوانها (مشخص شده با اعداد ١، ٢، ٣...) نيز در يك سطح از ارزش هستند و بايد حجم اختصاص داده شده به عناوين فرعي، به مساوي ميان اين زيرعنوانها تقسيم شود.

ثانيا، از لحاظ ارتباط منطقي با اصل موضوع هم لازم است كه كليۀ عنوانهاي همرتبه، داراي ارزش يكسان باشند.

ثالثا، تجربه نشان داده است هر گاه در يك طبقه‌بندي بيش از ٣ـ٤ عنوان فرعي، يا ذيل هر عنوان فرعي بيش از ٣ـ٤ زيرعنوان داشته باشيم، در طبقه‌بندي خود اصولي را رعايت نكرده‌ايم. اين كه آن اصول رعايت نشده چيست، با دقت بيشتر معلوم می‌شود.

رابعا، بعد از اتمام كار و طبقه‌بندي عناوين، سعي می‌كنيم تا آنجا كه ممكن است، با پس و پيش كردن عنوانها، ترتيب منطقي ميان آنها را رعايت كنيم. در مثال بالا، عنوانهاي فرعي نسبتا ترتيبي منطقي دارند؛ اما در زيرعنوانها اين ترتيب هميشه رعايت نشده است. مثلا، در بخش پ، قرار است نخست در بارۀ تاريخ پرتقال در ايران سخن گفته شود، و سپس در بارۀ تاريخ پرتقال در بقيۀ نقاط جهان. اين در حالي است كه ميوۀ پرتقال بومي ايران نيست و تنها در ٢٠٠ سال اخير است كه پرتقال از ديگر نقاط جهان به ايران آورده شده است. پس منطقا بايد اول در بارۀ تاريخ پرتقال در بوم خودش بنويسيم و سپس به ايران بپردازيم. اين قبيل مشكلات پلان را در زير اصلاح كرده ايم.

خامسا، كليۀ بخشهايي كه در يك رتبه قرار دارند، لازم است اندازۀ هم زيربخش داشته باشند. مثلا اگر «الف. ١. تعريف پرتقال»، ٦ زيربخش دارد، لازم است «ب.١.»هم همان اندازه داشته باشد. در غير اين صورت، حتما در طبقه‌بندي مطالب به خطا رفته‌ايم و به احتمال قوي، چيزي را كه خودش يك عنوان فرعي مهم بوده، زير عنوان حساب كرده‌ايم؛ يا به عكس، چيزي را كه خودش زير عنواني جزيي بوده، يك عنوان فرعي مهم گرفته‌ايم. فراموش نكنيم تنها زماني می‌توانيم به راحتي در بارۀ يك عنوان (اعم از اصلي، فرعي، يا زير عنوان) بنويسيم كه به قدر كافي در آن باره زيربخش داشته باشيم. در اصلاحات زيرين طرح بر پايۀ اين معيار نيز دقت كنيد.

سادسا، به خوبي در اين طرح نمودار است كه در زير برخي بخشها، يك سري مسايل عنوان شده‌اند و مسايلي كه به همان اندازه جاي طرح داشته‌اند، وانهاده شده‌اند. مثلا در ذيل بحث از «نقش پرتقال در كشاورزي»، در بارۀ ميزان سودآوري پرتقال براي كشاورزان ايراني صحبت شده است؛ ولي در بارۀ ميزان سودآوري پرتقال در سطح جهان و براي كشاورزان و باغداران ديگر مناطق سخن گفته نشده است. در اين حالت، يا بايد عنوان فرعي اصلاح شود و از آن عموميت در آيد، و يا بايد در زيرعنوانها، بخشي را هم به بحث در بارۀ بخش از نظر دور افتاده اختصاص دهيم.

سابعا، در طرح مشهود است كه برخي مسايل كه ربط مستقيمي با سرموضوع خود ندارند، گنجانده شده‌اند. مثلا در ذيل موضوع كاربرد اصلي گياه، بحث از «آداب خوردن آن» هم گنجانده شده است. اين مشكل وقتي روي می‌دهد كه يا زير موضوعي به بخش ديگري از پلان مربوط است و درست جايابي نشده است؛ و يا وقتي كه موضوعي بی‌ربط با بحث را به بحث ربط داده‌ايم. به نظر می‌رسد در مورد بالا، موضوع درست جايابي نشده است. به نظر می‌رسد اگر آن را ذيل بحث از پرتقال در فرهنگ عامه بگنجانيم، جاي طرح داشته باشد و چندان با موضوع بی‌ارتباط نباشد.

ثامنا، به نظر می‌رسد برخي زيربخشها كه در عرض هم واقع شده‌اند، دو بيان مختلف براي يك مطلبند. مثلا ارزش غذايي ميوۀ پرتقال، همان ويتامينهايي است كه در اين ميوه هست. در اين گونه، لازم است زيرگروه تكراري را حذف كنيم.

اكنون با اين توضيحات، پلان خود را به اين ترتيب ويرايش می‌كنيم. لطفا اندكي وقت صرف كنيد و دقيقا به انتقال بخشها در پلان توجه كنيد.

الف) مقدمه

 ١) تعريف پرتقال

  A.     گياه بودن آن

  B.   تعلق پرتقال به تيرۀ مركبات

  C.   شكل ميوه (برگها، بيرون و درون ميوه)

  D.   مناطق آب و هوايي رويش آن

 ٢) ؟؟؟

 ٣) ؟؟؟

ب) كاربردهاي گياه

 ١) كاربرد اصلي گياه

  A.     خورده شدن ميوۀ گياه توسط انسان

  B.   ارزش غذايي ميوۀ پرتقال

  C.   ويتامينهاي موجود در ميوۀ پرتقال

 ٢) كاربردهاي فرعي گياه

  A.     خواص دارويي پرتقال

  B.   ارزش صنعتي چوب پرتقال

  C.   خواص پوست پرتقال

  D.   ارزش صنعتي پوست آن

پ) نقش پرتقال در كشاورزي

   ١) مقدمه: ويژگيهاي طبيعي گياه

  A.     طول عمر درخت پرتقال

  B.   نژادهاي مختلف نهال پرتقال

  C.   روش كاشت و تكثير آن

   ٢) جايگاه پرتقال در كشاورزي جهاني

  A.     ؟؟؟

  B.   ؟؟؟

  C.   ؟؟؟

 ٣) ميزان سودآوري پرتقال براي كشاورزان ايراني

  A.     ؟؟؟

  B.   ؟؟؟

  C.   ؟؟؟

   ٤) مناطق كشت پرتقال در ايران

  A.     ؟؟؟

  B.   ؟؟؟

  C.   ؟؟؟

ت) تاريخ پرتقال

   ١) تاريخ پرتقال پيش از ورود به ايران

  A.     ؟؟؟

  B.   ؟؟؟

  C.   ؟؟؟

 ٢) تاريخ ورود پرتقال به ايران

  A.     ؟؟؟

  B.   ؟؟؟

  C.   ؟؟؟

ث) پرتقال در فرهنگ عامه

   ١) باورهاي عاميانۀ مردم ايران در بارۀ خواص جادويي پرتقال

  A.     ؟؟؟

  B.   ؟؟؟

  C.   ؟؟؟

   ٢) اشعار شاعران ايراني در بارۀ پرتقال

  A.     ؟؟؟

  B.   ؟؟؟

  C.   ؟؟؟

   ٣) اشعار شاعران ديگر كشورها در بارۀ پرتقال

  A.     ؟؟؟

  B.   ؟؟؟

  C.   ؟؟؟

   ٤) آدابي كه هنگام خوردن آن بايد رعايت شود

  A.     ؟؟؟

  B.   ؟؟؟

  C.   ؟؟؟

 ٣) بازبيني نهايي پلان:

اكنون به خوبي ديده می‌شود كه در ذيل كدام بخشها از پلان، براي نگارش به قدر كافي مطلب فراهم نشده است. تهيۀ پلان براي نگارش پاراگراف، و حتي فراتر از آن، براي نگارش مقالات، به سبب همين فوايد ضروري است. پلان ما در برخي موارد از سطح شمارش حروفي فراتر رفته، به سطح شمارش عددي رسيده، و گاه فراتر از آن، به شمارش انگليسي رسيده است. در برخي جاهاي ديگر، طراحي پلان ما در سطح حروفي (مثلا در «الف. ٢»)؛ يا در سطح عددي (مانند «پ.٢.»، «پ.٣» و...) متوقف مانده است. همچنان كه قبلا گفته شد، وقتي همۀ بخشهاي پلان تا يك سطح پيش نروند، به معناي آن است كه:

ـ يا مطلبي مهم را جزيي فرض كرده، به جاي موضوع دانستن، زير موضوع قرار داده‌ايم

ـ يا به عكس، مطلبي جزيي را بيش از حد مهم فرض كرده‌ايم

ـ يا طراحي پلانمان درست است؛ ولي به قدر كافي مطالعه و مشورت نكرده‌ايم و در فراهم كردن مطالب براي پاراگراف خود ضعف داريم.

در مورد توقف شمارش در قسمت «الف) مقدمه» در سطح حروفي، به نظر می‌رسد مشكل آنجاست كه دو بحث «شكل ميوه» و «مناطق رويش آن» به قدر كافي بزرگ هستند كه بخواهند همعرض با تعريف ميوه (و نه زيربخش آن) دانسته شوند. يعني در اين مورد، مطلبي مهم را جزيي فرض كرده‌ايم.

در مورد «پ.٣» و «پ.٤»، دو بخش كوچك كه می‌توانشان ذيل يك عنوان فرعي بزرگتر جاي داد، مستقلا عنوان فرعي در نظر گرفته شده‌اند. بايد آنها را زير عنوان كرد و در كنار هم، زير عنوان يك عنوان فرعي مهم‌تر دانست.

در مورد «ت.١»، «ت.٢» و «ث.٣»، به نظر می‌رسد مشكل آنجاست كه يك بخش بسيار بزرگ كه خودش به تنهايي در حد يك مقالۀ بزرگ جاي طرح دارد و اگر قرار باشد در بارۀ تنها خودش ٢٠٠ كلمه بنويسيم، حجم ما كفايت نخواهد كرد، به عنوان يك بخش جزيي از مقاله فرض شده است. در چنين حالتي، چاره‌اي جز حذف اين بخش نداريم. در مواردي كه حذف واقعا ناممكن باشد، بايد با قرار دادن آن بخش در ذيل يكي از بخشهاي ديگر، به اختصار تنها در حدود يك جمله به خواننده بفهمانيم كه جاي بحث در اين باره در نوشتۀ ما نيست و اگر منبع مناسبي براي مطالعۀ بيشتر او سراغ داشتيم، معرفي می‌كنيم. با حذف «ت.١» و «ت.٢»، عملا بخش « تاريخ پرتقال» از پاراگراف ما حذف می‌شود. براي آن كه اطلاعي جزيي در اين باره به خواننده داده باشيم، يادمان می‌ماند كه در بحث از مناطق آب و هوايي رويش آن، به اشاره بگوييم پرتقال از كدام كشور به جاهاي ديگر برده شده است. براي اين كه يادمان نرود، در قسمت «الف. ٣» داخل پرانتز می‌نويسيم. گرچه اين توضيح خيلي مختصر است؛ ولي با امكانات ما سازگاري دارد.

در مورد «پ.٢» به نظر می‌رسد بايد بيشتر مطالعه كنيم و زيربخشها را با يافتن عناوين جزيي شان تكميل كنيم. عين همين مشكل را در كل عناوين فرعي بخش «ت» داريم؛ ولي قبل از حل آن، بهتر است حجمها را اختصاص دهيم و ببينيم «با توجه به اين كه پاراگراف ما بجز بخش «ت»، سه بخش فرعي ديگر هم دارد، آيا اصلا جا داريم كه در بارۀ آن مطلب بنويسيم؟».

و اما پيش از بحث در بارۀ اختصاص حجمها، با هم چندين بار پلان اصلاح شده را در مقايسه با پلان قبلي با دقت مرور می‌كنيم.

الف) مقدمه

 ١) تعريف پرتقال

  A.     گياه بودن آن

  B.   تعلق پرتقال به تيرۀ مركبات

 ٢) شكل ميوه

  A.     برگها

  B.   بيرون ميوه

  C.   درون ميوه

 ٣) مناطق آب و هوايي رويش آن

  A.     نخست در آسياي جنوب شرقي (و از آنجا توسط استعمارگران پرتقالي به ساير جهان)

  B.   مناطق گرم و مرطوب ساير جهان

ب) كاربردهاي گياه

 ١) كاربرد اصلي گياه

  A.     خورده شدن ميوۀ گياه توسط انسان

  B.   ارزش غذايي ميوۀ پرتقال

 ٢) كاربردهاي فرعي گياه

  A.     خواص دارويي پرتقال

  B.   ارزش صنعتي چوب پرتقال

  C.   خواص پوست پرتقال

  D.   ارزش صنعتي پوست آن

پ) نقش پرتقال در كشاورزي

   ١) مقدمه: ارزش گياه در كشاورزي به طور كلي

  A.     ويژگيهاي طبيعي گياه

  B.   طول عمر درخت پرتقال

  C.   نژادهاي مختلف نهال پرتقال

  D.   روش كاشت و تكثير آن

 ٢) جايگاه پرتقال در كشاورزي جهاني

  A.     آسياي جنوب شرقي

  B.   قارۀ آمريكا

  C.   ساير مناطق

 ٣) كشت پرتقال در ايران

  A.     مناطق كشت پرتقال در ايران

  B.   ميزان سودآوري پرتقال براي كشاورزان ايراني

ت) پرتقال در فرهنگ عامه

   ١) باورهاي عاميانۀ مردم ايران در بارۀ خواص جادويي پرتقال

  D.   ؟؟؟

  E.    ؟؟؟

  F.    ؟؟؟

   ٢) اشعار شاعران ايراني در بارۀ پرتقال

  D.   ؟؟؟

  E.    ؟؟؟

  F.    ؟؟؟

   ٣) اشعار شاعران ديگر كشورها در بارۀ پرتقال

  D.   ؟؟؟

  E.    ؟؟؟

  F.    ؟؟؟

   ٤) آدابي كه هنگام خوردن آن بايد رعايت شود

  D.   ؟؟؟

  E.    ؟؟؟

  F.    ؟؟؟

 

ت) گام چهارم: اختصاص حجمها:

حجم كل پاراگراف ما، ٢٠٠ كلمه است. با رعايت اصول گفته شده در بارۀ لزوم تقسيم منطقي حجمها ميان بخشهاي داراي ارزش مساوي، بر اساس طرح زير پيش می‌رويم. مقاله داراي چهار عنوان فرعي است كه از ٢٠٠ كلمه حجم، به هر يك ٥٠ كلمه می‌رسد:

 

موضوع اصلي پاراگراف: پرتقال

جدول اختصاص حجمها

حجم

موضوع فرعي

زير موضوع

بخش

 

الف) مقدمه     ١٠ + ٢٠ + ٢٠ = ٥٠ كلمه

 

 ١) تعريف پرتقال

١٠

 

ـ گياه بودن آن

ـ تعلق پرتقال به تيرۀ مركبات

 

 

 ٢) شكل ميوه

٢٠

 

ـ برگها

ـ بيرون ميوه

ـ درون ميوه

 

 

 ٣) مناطق آب و هوايي رويش آن

٢٠

 

 

ـ نخست در آسياي جنوب شرقي (و از آنجا توسط استعمارگران پرتقالي به ساير جهان)

ـ مناطق گرم و مرطوب ساير جهان

 

ب) كاربردهاي گياه    ٢٥ + ٢٥ = ٥٠ كلمه

 

 ١) كاربرد اصلي گياه

٢٥

 

 

ـ خورده شدن ميوۀ گياه توسط انسان

ـ ارزش غذايي ميوۀ پرتقال

 

 

 ٢) كاربردهاي فرعي گياه

٢٥

 

 

ـ ارزش صنعتي چوب پرتقال

ـ خواص دارويي پرتقال

ـ خواص پوست پرتقال

ارزش صنعتي پوست آن

 

پ) نقش پرتقال در كشاورزي   ١٧ + ١٧ + ١٦ = ٥٠ كلمه

 

 ١) مقدمه: ارزش گياه در كشاورزي به طور كلي

١٧

 

 

ـ ويژگيهاي طبيعي گياه

ـ طول عمر درخت پرتقال

ـ نژادهاي مختلف نهال پرتقال

ـ روش كاشت و تكثير آن

 

 

 ٢) جايگاه پرتقال در كشاورزي جهاني

١٧

 

 

ـ آسياي جنوب شرقي

ـ قارۀ آمريكا

ـ ساير مناطق

 

 

 ٣) كشت پرتقال در ايران

١٦

 

 

ـ مناطق كشت پرتقال در ايران

ـ ميزان سودآوري براي كشاورزان ايراني

 

ت) پرتقال در فرهنگ عامه    ١٢ + ١٢ + ١٢ + ١٤= ٥٠ كلمه

 

 ١) باورهاي عاميانۀ ايرانيان در بارۀ خواص جادويي آن

١٢

 

 

ـ ؟؟؟

ـ ؟؟؟

ـ ؟؟؟

 

 

 ٢) اشعار شاعران ايراني در بارۀ پرتقال

١٢

 

 

ـ ؟؟؟

ـ ؟؟؟

ـ ؟؟؟

 

 

 ٣) اشعار شاعران ديگر كشورها در بارۀ پرتقال

١٢

 

 

ـ ؟؟؟

ـ ؟؟؟

ـ ؟؟؟

 

 

 ٤) آدابي كه هنگام خوردن آن بايد رعايت شود

١٤

 

 

ـ ؟؟؟

ـ ؟؟؟

ـ ؟؟؟

 

جمع كل حجم

٢٠٠

 

 

 

 

 

 

با نظر به جدول تخصيص حجم، به خوبي روشن است كه مثلا در بارۀ كاربردهاي فرعي گياه (كه خود شامل چهار بحث: ارزش صنعتي چوب پرتقال، خواص دارويي پرتقال، خواص پوست پرتقال، و ارزش صنعتي پوست آن است)، تنها حق داريم حدود ٢٥ كلمه بنويسيم. مسلم است كه در اين حجم، نمی‌توان اطلاعاتي را به خواننده منتقل كرد. چاره‌اي نيست جز آن كه يا از سردبير روزنامۀ ديواري تقاضا كنيم جاي بيشتري به ما بدهد (كه ممكن نيست؛ چون ستون بيشتر از اين جا ندارد!)، و يا بايد با رعايت اهم و مهم، برخي بخشها را كه از اهميت كمتري برخوردارند حذف كنيم.

به نظر می‌رسد براي حل مشكل، اگر بخش ت را حذف كنيم، سه بخش ديگر باقي می‌ماند: مقدمه و بخشهاي «ب» و «پ». منطقا مقدمه نياز به حجمي كمتر دارد و بايد كوتاهتر نوشته شود. پس ٢٥ كلمه به حجم بخش «ب» و ٢٥ كلمه هم به حجم بخش «پ» اضافه می‌كنيم. با حذف بخش «ت» اولا موضوعي كم اهميت‌تر را حذف كرده‌ايم؛ ثانيا زحمتي را كه لازم بود براي تكميل اطلاعات خود در آن باره متحمل شويم، رفع خواهد شد و می‌توانيم انرژي خود را صرف پرداختن بيشتر به ساير بخشها كنيم. وضع بهتر می‌شود.

 

موضوع اصلي پاراگراف: پرتقال

جدول اختصاص حجمها

حجم

موضوع فرعي

زير موضوع

بخش

 

الف) مقدمه

٥٠

 

 ١) تعريف پرتقال

١٠

 

ـ گياه بودن آن

ـ تعلق پرتقال به تيرۀ مركبات

 

 

 ٢) شكل ميوه

٢٠

 

ـ برگها

ـ بيرون ميوه

ـ درون ميوه

 

 

 ٣) مناطق آب و هوايي رويش آن

٢٠

 

 

ـ نخست در آسياي جنوب شرقي (و از آنجا توسط استعمارگران پرتقالي به ساير جهان)

ـ مناطق گرم و مرطوب ساير جهان

 

ب) كاربردهاي گياه

٧٥ كلمه

 

 ١) كاربرد اصلي گياه

٣٠

 

 

ـ خورده شدن ميوۀ گياه توسط انسان

ـ ارزش غذايي ميوۀ پرتقال

 

 

 ٢) كاربردهاي فرعي گياه

٤٥

 

 

ـ ارزش صنعتي چوب پرتقال

ـ خواص دارويي پرتقال

ـ خواص پوست پرتقال

 

پ) نقش پرتقال در كشاورزي

٧٥ كلمه

 

 ١) مقدمه: ويژگيهاي طبيعي گياه

٢٥

 

 

ـ طول عمر درخت پرتقال

ـ نژادهاي مختلف نهال پرتقال

ـ روش كاشت و تكثير آن

 

 

 ٢) جايگاه پرتقال در كشاورزي جهاني

٢٥

 

 

ـ آسياي جنوب شرقي

ـ قارۀ آمريكا

ـ ساير مناطق

 

 

 ٣) كشت پرتقال در ايران

٢٥

 

 

ـ مناطق كشت پرتقال در ايران

ـ ميزان سودآوري براي كشاورزان ايراني

 

جمع كل حجم

٢٠٠

 

 

 

 

 

 

ث) گام پنجم: تهيۀ جملات و ساختن پاراگراف

 ١) اكنون كار ما تا حدود زيادي انجام شده است. كافي است براي هر يك از عنوانهاي مختلف مقاله تنها يك جمله بنويسيم و سپس جملات را به هم بچسبانيم:

پرتقال:

ـ نخست بهتر است گياه پرتقال را بيشتر بشناسيم.

ـ پرتقال گياه است.

ـ پرتقال از تيرۀ مركبات است.

ـ شكل و اندازۀ اين ميوه، بسيار شبيه يك توپ هفت سنگ است.

ـ برگهايي پهن و سبز پررنگ دارد.

ـ ميوۀ آن گرد و نارنجي رنگ است.

ـ درون ميوۀ آن ماده‌اي آبدار و نارنجي رنگ قرار دارد كه با پوسته‌هايي نرم احاطه شده است. يك يا چند عدد از تخم گياه نيز درون ميوه هست.

ـ مناطق آب و هوايي رويش آن بسيار گسترده است.

ـ پرتقال نخست در آسياي جنوب شرقي می‌روييده، و سپس توسط استعمارگران پرتقالي به جاهاي ديگر دنيا برده شده است.

ـ پرتقال در همۀ مناطق گرم و مرطوب دنيا قابل رويش است.

ـ اين گياه كاربردهاي متعدد خوراكي، صنعتي و دارويي دارد.

ـ ميوۀ اين گياه مصرف خوراكي دارد و طعم آن ملس است.

ـ ميوۀ اين گياه، سرشار از ويتامين ث است.

ـ چوب پرتقال را براي تهيۀ ذغال مرغوب استفاده می‌كنند.

ـ ريشۀ درخت پرتقال را براي ساخت نوعي داروي ضد حساسيت به كار می‌برند.

ـ پوست پرتقال در صنايع رنگسازي كاربرد دارد.

ـ در سدۀ اخير، كاشت و صادر كردن پرتقال به كشورهاي مختلف، براي بسياري از كشورها امري مقرون به صرفه، و رو به گسترش است.

ـ اين گياه به طور كلي ويژگيهايي دارد كه كاشت آن را اقتصادي كرده است.

ـ طول عمر درخت آن زياد است و خيلي دير مبتلا به آفت می‌شود.

ـ نژادهاي مختلف آن با طعمها و سليقه‌هاي مختلف سازگارند.

ـ كاشت و تكثير آن كه با پيوند زدن، كاشتن تخم و نهال گياه انجام می‌شود، كم‌هزينه است.

ـ كاشت اين گياه رونق فراواني را براي بازارهاي مناطق مختلف جهان همراه داشته است.

ـ در آسياي جنوب شرقي، صادرات اين محصول سالانه حدود ٢٠ درصد درآمد كشور را تشكيل می‌دهد.

ـ در آمريكا صادرات اين محصول منبع اصلي درآمد ١٤ درصد خانوارهاست.

ـ در ساير مناطق نيز كاشت و برداشت اين ميوه رونق فراوان دارد.

ـ كاشت پرتقال در ايران، حدودا ٥٠ سال است كه رايج شده است.

ـ در سه استان مازندران، گيلان و گلستان، كاشت اين محصول رواج دارد.

ـ سالانه از باغات اين سه استان، حدود ٥٠ هزار تن پرتقال برداشت می‌شود كه بجز مصرف داخلي، به كشورهاي همسايه هم صادر می‌شود.

 

 ٢) با به هم چسباندن اين جملات، پاراگراف ما حاصل می‌شود:

 

نخست بهتر است گياه پرتقال را بيشتر بشناسيم. پرتقال گياه است. پرتقال از تيرۀ مركبات است. شكل و اندازۀ اين ميوه، بسيار شبيه يك توپ هفت سنگ است. برگهايي پهن و سبز پررنگ دارد. ميوۀ آن گرد و نارنجي رنگ است. درون ميوۀ آن ماده‌اي آبدار و نارنجي رنگ قرار دارد كه با پوسته‌هايي نرم احاطه شده است. يك يا چند عدد از تخم گياه نيز درون ميوه هست. مناطق آب و هوايي رويش آن بسيار گسترده است. پرتقال نخست در آسياي جنوب شرقي می‌روييده، و سپس توسط استعمارگران پرتقالي به جاهاي ديگر دنيا برده شده است. پرتقال در همۀ مناطق گرم و مرطوب دنيا قابل رويش است. اين گياه كاربردهاي متعدد خوراكي، صنعتي و دارويي دارد. ميوۀ اين گياه مصرف خوراكي دارد و طعم آن ملس است. ميوۀ اين گياه، سرشار از ويتامين ث است. چوب پرتقال را براي تهيۀ ذغال مرغوب استفاده می‌كنند. ريشۀ درخت پرتقال را براي ساخت نوعي داروي ضد حساسيت به كار می‌برند. پوست پرتقال در صنايع رنگسازي كاربرد دارد. در سدۀ اخير، كاشت و صادر كردن پرتقال به كشورهاي مختلف، براي بسياري از كشورها امري مقرون به صرفه، و رو به گسترش است. اين گياه به طور كلي ويژگيهايي دارد كه كاشت آن را اقتصادي كرده است. طول عمر درخت آن زياد است و خيلي دير مبتلا به آفت می‌شود. نژادهاي مختلف آن با طعمها و سليقه‌هاي مختلف سازگارند. كاشت و تكثير آن كه با پيوند زدن، كاشتن تخم و نهال گياه انجام می‌شود، كم‌هزينه است. كاشت اين گياه رونق فراواني را براي بازارهاي مناطق مختلف جهان همراه داشته است. در آسياي جنوب شرقي، صادرات اين محصول سالانه حدود ٢٠ درصد درآمد كشور را تشكيل می‌دهد. در آمريكا صادرات اين محصول منبع اصلي درآمد ١٤ درصد خانوارهاست. در ساير مناطق نيز كاشت و برداشت اين ميوه رونق فراوان دارد. كاشت پرتقال در ايران، حدودا ٥٠ سال است كه رايج شده است. در سه استان مازندران، گيلان و گلستان، كاشت اين محصول رواج دارد. سالانه از باغات اين سه استان، حدود ٥٠ هزار تن پرتقال برداشت می‌شود كه بجز مصرف داخلي، به كشورهاي همسايه هم صادر می‌شود.

 

   اين پاراگراف، حدودا ٢٧٠ كلمه است؛ اما جاي نگراني نيست. اكنون تنها به يك ويرايش نياز دارد. بايد كلمات تكراري و جملات بی‌خاصيت را حذف كرد، جملات طولاني را فشرده‌تر بيان كرد، جملاتي را كه مفهومشان با مطالب ديگر قابل درك است كنار نهاد (مثلا وقتي می‌گوييم پرتقال ميوه است، لازم نيست جاي ديگر گفته شود مصرف خوراكي دارد)، و در نهايت، حجم متن را بار ديگر آزمود.

 

پرتقال گياهي است از تيرۀ مركبات، با ميوه‌اي شبيه توپ هفت‌سنگ، و برگهايي سبز پررنگ و پهن. بجز يك يا چند عدد از تخم گياه، درون ميوۀ گرد و نارنجي رنگ آن را ماده‌اي آبدار و نارنجي رنگ با پوسته‌هايي نرم پر كرده است. پرتقال نخست در آسياي جنوب شرقي می‌روييده، و توسط استعمارگران پرتقالي به همۀ مناطق گرم و مرطوب دنيا راه يافته است. كاربردهاي خوراكي، صنعتي و دارويي آن متعدد است. ميوه‌اش با طعمي ملس، سرشار از ويتامين ث است. چوبش را براي تهيۀ ذغال مرغوب، ريشه‌اش را براي ساخت داروي ضد حساسيت، و پوستش را در صنايع رنگسازي به كار می‌برند. برخورداري از برخي ويژگيها، توسعۀ كاشت آن را از نظر اقتصادي درآمدزا و مقرون به صرفه كرده است؛ همچون طول عمر زياد، ابتلاي ديرهنگام به آفات، سازگاري نژادهاي مختلف آن با طعمها و سليقه‌هاي مختلف، سهولت كاشت و تكثير آن از طريق پيوند زدن، كاشتن تخم و نهال. در گستره‌اي از مناطق كشت، صادرات اين محصول در آسياي جنوب شرقي، سالانه حدود ٢٠ درصد، درآمد كشور را تشكيل می‌دهد و در آمريكا منبع اصلي درآمد ١٤ درصد خانوارهاست. با گذشت حدود ٥٠ سال از رواج كاشت آن در ايران، سالانه از باغات پرتقال در سه استان مازندران، گيلان و گلستان، حدود ٥٠ هزار تن محصول براي مصرف داخلي و صادرات برداشت می‌شود.

 

ج) توسعۀ پاراگراف:

اكنون پاراگراف ما از هر نظر آماده است. با وجود اين به نظر می‌رسد خيلي طولاني شده است. در زمان قديم كه پاراگراف نويسي مد نبود، كتابها از اول تا آخر، مطالب را پشت سر هم می‌آوردند و اين خواننده را خسته می‌كرد. هدف از اختراع پاراگراف، حل اين مشكل بود. اكنون دوباره خود را با متني طولاني روبه‌رو می‌بينيم. به عبارت بهتر، راه حلي كه قرار بود مشكل را حل كند، خودش دو باره به همان مشكل مواجه شد. براي حل اين مشكل از «توسعۀ پاراگراف» استفاده می‌كنيم. به اين ترتيب كه با رسيدن به سر هر كدام از عنوانهاي فرعي، مطلب را از سر خط شروع می‌كنيم. به اين ترتيب، قطعه‌اي از متن حاصل می‌شود كه خودش هم يك پاراگراف است؛ چرا كه مطالبي تنها مربوط به يك موضوع را در خود جاي داده است؛ با اين فرق كه يك ايدۀ اصلي مؤلف را در بر ندارد. توسعۀ پاراگرافي سبب می‌شود بهتر خواننده موضوعات جزئی‌تر مطرح شده در يك پاراگراف را بهتر بفهمد؛ البته به شرطي كه حواسش باشد كدام پاراگرافها توسعه يافته‌اند و كدامها نيستند. به عبارت بهتر، خواننده زماني مطلب را درست خواهد فهميد كه پلان مطلب را در ذهن خود ـ و حتي گاه در هنگام خواندن متون مشكل، بر روي كاغذ ـ ترسيم كند.

 

پرتقال گياهي است از تيرۀ مركبات، با ميوه‌اي شبيه توپ هفت‌سنگ، و برگهايي سبز پررنگ و پهن. بجز يك يا چند عدد از تخم گياه، درون ميوۀ گرد و نارنجي رنگ آن را ماده‌اي آبدار و نارنجي رنگ با پوسته‌هايي نرم پر كرده است.

پرتقال نخست در آسياي جنوب شرقي می‌روييده، و توسط استعمارگران پرتقالي به همۀ مناطق گرم و مرطوب دنيا راه يافته است. كاربردهاي خوراكي، صنعتي و دارويي آن متعدد است. ميوه‌اش با طعمي ملس، سرشار از ويتامين ث است. چوبش را براي تهيۀ ذغال مرغوب، ريشه‌اش را براي ساخت داروي ضد حساسيت، و پوستش را در صنايع رنگسازي به كار می‌برند.

برخورداري از برخي ويژگيها، توسعۀ كاشت آن را از نظر اقتصادي درآمدزا و مقرون به صرفه كرده است؛ همچون طول عمر زياد، ابتلاي ديرهنگام به آفات، سازگاري نژادهاي مختلف آن با طعمها و سليقه‌هاي مختلف، سهولت كاشت و تكثير آن از طريق پيوند زدن، كاشتن تخم و نهال.

در گستره‌اي از مناطق كشت، صادرات اين محصول در آسياي جنوب شرقي، سالانه حدود ٢٠ درصد، درآمد كشور را تشكيل می‌دهد و در آمريكا منبع اصلي درآمد ١٤ درصد خانوارهاست. با گذشت حدود ٥٠ سال از رواج كاشت آن در ايران، سالانه از باغات پرتقال در سه استان مازندران، گيلان و گلستان، حدود ٥٠ هزار تن محصول براي مصرف داخلي و صادرات برداشت می‌شود.

 

تناسب حجم مطالب در اين پاراگرافهاي توسعه يافته، بسيار شبيه همان پلان طراحي شده است: مقدمه حجمي كمتر، و سه بخش اصلي ديگر، حجمهايي تقريبا مساوي دارند. با خواندن اولين جملۀ هر يك از اين پاراگرافها، می‌توان به آساني فهميد خطوط بعدي قرار است در چه موردي توضيح دهند، يا شرح، تحليل و استدلال كنند. اگر مقاله توصيفي نبود و استدلالي بود، لازم بود در پايان نتيجه‌گيري هم بكنيم. نتيجه‌اي مختصر با حجمي در حدود مقدمۀ متن.

بخش دوم: مروري كلي

١ـ    بخشهاي مختلف يك پاراگراف

١ـ١ـ   ايدۀ اصلي: همان موضوعي كه از ما خواسته شده است برايش مطلب بنويسيم. تمام مطالبي كه در پاراگراف می‌ايند، بايد مستقيما به ايدۀ اصلي مربوط باشند.

١ـ٢ـ   عنوان (جملۀ در بر دارندۀ آن ايده): جمله‌اي كه خلاصه و لب مطالب تهيه شدۀ ما را در بارۀ آن موضوع در بر دارد.

١ـ٣ـ   بدنه: جملات تقويتي براي آن ايده، جملاتي كه آورده‌ايم تا ايدۀ اصلي و طرز فكر خود را در بارۀ آن موضوع بهتر توضيح دهيم و خواننده را بهتر متقاعد كنيم.

١ـ٤ـ   نتيجه: بيانگر حاصل بحث ما از ارايۀ آن شواهد و دلايل در تايير يا رد مدعاي مورد بحث است.

٢ـ    مراحل مختلف نگارش پاراگراف

٢ـ١ـ   ايدۀ اصلي

٢ـ١ـ١ـ   مشخص كردن ايدۀ اصلي

٢ـ١ـ٢ـ   بيان ايدۀ اصلي به صورت يك عنوان (در قالب يك عبارت، نه يك جمله)، به منظور دست يابي به «عنوان اصلي»

٢ـ١ـ٣ـ   مشخص كردن حجم پاراگراف (بر حسب تعداد كلمات): معلوم شود قرار است حدود چند كلمه در اين باره بنويسيم.

٢ـ٢ـ   عناوين فرعي

٢ـ٢ـ١ـ   يافتن عناوين فرعي مرتبط با آن عنوان اصلي

٢ـ٢ـ٢ـ   طبقه‌بندي كليۀ عناوين فرعي با تهيۀ يك نمودار درختي (تهيۀ پلان)

٢ـ٣ـ   اختصاص حجمها

٢ـ٣ـ١ـ   تخصيص حجم به بخشهاي مختلف نمودار، بر اساس ميزان حجم كل

٢ـ٣ـ٢ـ   توجه: بخشهايي كه از لحاظ اهميت در يك رده هستند، بايد حجمي مساوي پيدا كنند.

٢ـ٣ـ٣ـ   بازنگري در حجمهاي تخصيص داده شده

٢ـ٣ـ٤ـ   حذف بخشهايي كه از اهميت كمتر برخوردارند و اختصاص حجم آنها به بخشهاي مهمتر

٢ـ٣ـ٥ـ   كاستن حجم بخشهاي مهمي كه می‌توان به جاي توضيح در بارۀ آنها، به نوشتۀ ديگري در آن باره ارجاع داد.

٢ـ٣ـ٦ـ   هدف: اختصاص حجم بيشتر به بخشهايي كه مهمترند و در عين حال، در حجم مشخص شده، قابل طرح نيستند.

٢ـ٤ـ   تهيۀ جملات

٢ـ٤ـ١ـ   تبديل عناوين فرعي به جمله يا جملاتي كه بتواند آن عنوان فرعي را به خوبي توضيح دهد.

٢ـ٤ـ٢ـ   كنار هم چيدن جملات، بر حسب ترتيب مطالب در نمودار درختي.

٢ـ٤ـ٣ـ   ويرايش جملات به منظور تطبيق يافتن با حجم پيش‌بيني شده

٢ـ٤ـ٤ـ   تلاش براي برقراري ربط ميان جملات از طريق افزودن حروف عطف، ربط و... بر حسب نوع نياز

٢ـ٤ـ٥ـ   ويرايش نهايي پاراگراف از لحاظ علايم نگارشي و اموري از اين دست

٢ـ٥ـ   توسعۀ پاراگرافي

٣ـ    قواعد:

٣ـ١ـ   هر پاراگراف يك مقدمه و يك نتيجه لازم دارد.

٣ـ٢ـ   مقدمه و نتيجه، در بر دارندۀ حجمي كمتر از بدنۀ اصلي پاراگرافند.

٣ـ٣ـ   حجم مقدمه و نتيجه تقريبا مساوي، و با هم در حدود يك سوم حجم كل پاراگراف است.

٣ـ٤ـ   جملۀ اول پاراگراف، بايد موضوع اصلي آن را بيان كند؛ طوري كه با خواندنش، خواننده بفهمد می‌خواهيم از چه بحث كنيم.

٣ـ٥ـ   لزوم توجه به اختصاص حجمها

٣ـ٦ـ   پيشگيري از تكرار مطالب، با تهيۀ پلان مناسب

٣ـ٧ـ   توجه جدي به علايم نگارشي

٣ـ٨ـ   پيشگيري از تكرار كلمات بی‌خاصيت و صفحه پركن، مثل:

٣ـ٨ـ١ـ   تا آنجا كه من می‌دانم، به نظر من، ... (معلوم است كه اين مطالب نظر شخصي شماست و نياز به تكرار نيست)

٣ـ٨ـ٢ـ   بديهي است كه... (خواننده بايد قضاوت كند كه چه اندازه مطلب شما بديهي است؛ نه خودتان)

٣ـ٨ـ٣ـ   اين تحقيق مطالب مهمي را مورد مطالعه قرار می‌دهد،...

٤ـ    ويژگيهاي يك پاراگراف مؤثر و بدردخور

٤ـ١ـ   جهت: يك پاراگراف، بايد جمله‌اي در آغاز داشته باشد كه لب مطلب پاراگراف را در خود جاي داده باشد.

٤ـ٢ـ   وحدت: همۀ مطالب، تنها بايد به يك موضوع مربوط باشند.

٤ـ٣ـ   انسجام: مطالب با يك توالي و ترتيب منطقي در پي هم آمده باشند.

٤ـ٤ـ   حمايت: بايد بحث در بارۀ جزئيات و مسايل خاص مرتبط با موضوع، در حد نياز به انجام رسد. براي حمايت از ايدۀ اصلي بايد بسته به نوع موضوع، شواهد، جزئيات، مثالها، يا تحليل و بررسي خود را بنويسيم.

جمع بندي و نتيجه‌گيري:

نگارش يك انشاي طولاني نيز، چيزي بيش از نگارش يك پاراگراف نيست؛ آري، تنها موضوع آن اندكي گسترده‌تر است. اگر كتابي را كه بر اساس ضوابط استاندارد نوشته شده است، در نظر بگيريد، خواهيد ديد مقدمه، بدنه و نتيجۀ آن، پاراگرافهاي توسعه يافتۀ يك پاراگراف بزرگتر هستند.

از سوي ديگر، كوتاهترين پاراگراف را هم در نظر بگيرد، آن را خالي از سه بخش مقدمه، بدنه و نتيجه نخواهيد يافت. اين بدان معناست كه همان نظم حاكم در اجزاي بزرگ متن، در خردترين عناصر آن نيز حاكم است.

در پايان، دوست دارم بر يك نكتۀ ناگفته تاكيد كنم: آموختن روش نوشتن پاراگراف، بيش از آن كه تمرين نگارش باشد، تمرين يك نوع زندگي است؛ همچنان كه در هم و بر هم نوشتنها نيز برخاسته از روحي بيگانه با تحليل، برنامه‌ريزي، اولويت سنجي و شفاف‌سازي است.

 

راهنمای پایگاه آخرین صفحات به روز شده