برنامۀ تدریس «انسان‌شناسی فرهنگی»

ارایه شده در جمع دوستانۀ همکاران دانشگاه آزاد اسلامی ـ واحد آزادشهر

مدرس: فرهنگ مهروش

زمان: آذرماه تا بهمن ١٣٨٥ش

آدرس الکترونیکی مدرس: F.Mehrvash@CGIE.org.ir

 

 

الف) اهداف درس:

    آشنایی اجمالی با مهمترین‌مباحث انسان‌شناسی فرهنگی، آگاهی از طبقه‌بندی موضوعات در این دانش و روش پژوهش آن

    درک جایگاه عظیم فرهنگ در زندگی انسان، عناصر مختلف سازندۀ یک فرهنگ و رابطۀ آنها با همدیگر

ب) آرمانهای درس:

    دست یافتن به پرسشهای کلان فلسفی در خلال مطالعۀ فرهنگ

    توجه به اهمیت علوم اجتماعی در شکل دادن به اندیشۀ فلسفی امروزین

پ) شیوۀ تدریس:

تنگی وقت اقتضا می‌کند برخی مباحث مهم انسان‌شناسی فرهنگی نادیده گرفته شوند. در بارۀ انسان‌شناسی زبان سخنانی کوتاه بیش نخواهیم گفت؛ همچنان که از رهیافتهای مختلف نظری به سرعت گذر خواهیم کرد، یا به دگرگونی و تحول فرهنگی، دین، سیاست و حکومت و برخی مباحث بسیار مهم دیگر، مختصر خواهیم پرداخت. بااینهمه، تلاش بر آن خواهد بود حدالامکان تصور ذهنی دانش‌پژوهان از انسان‌شناسی فرهنگ ناقص و معیوب نباشد. بویژه در خلال مثالهای متعدد، خواهیم کوشید ارتباط مباحث را با یکدیگر نشان دهیم. افزون بر متنی که قرار است هر یک از دوستان ترجمه کنند و در تاریخ ٢/ ١١/ ٨٥، مقارن با امتحان ماهانۀ اول، در اختیار دوستان خود گذارند، هر جلسه متونی دیگر نیز معرفی خواهد شد؛ متونی که از مطالعۀ آنها بی‌نیازی نشاید جست. در آخر هر جلسه، دانش‌پژوهان تأملات خویش را که بر برگه‌ای نوشته‌اند، در اختیار مدرس خواهند نهاد. بحث در بارۀ این تأملات که مبنای سنجش مدرس از میزان دستیابی به اهداف تدریس نیز هست، اشتغال فکری وقتهای استراحت خواهد بود.

ت) برنامۀ زمان‌بندی:

 

تاریخ

جلسۀ

موضوع کلی

موضوعات فرعی

برنامه‌های جانبی

٢٧/ ٩

اول

چشم انداز انسان‌شناسی

فرهنگی

مفاهیم بنیادین

 

دوم

شاخه‌های مختلف/ رابطه با دیگر علوم اجتماعی

٤/ ١٠

سوم

مردمنگاری (روش گردآوری داده‌ها)

چهارم

رهیافتهای نظری قوم‌شناسی

تا نیمۀ سدۀ ٢٠م

١١/ ١٠

پنجم

در دوران معاصر

ششم

١٨/ ١٠

هفتم

رهیافتهای پست مدرن

٢٥/ ١٠

هشتم

اهم الگوهای تطبیق

جوامع شکار و گردآوری

نهم

جوامع کشاورزی

٢/ ١١

دهم

جامعۀ صنعتی

امتحان ماهانه

یازدهم

بازاندیشیها

در شیوۀ تطبیق بشر

با محیط

زیست‌شناسی، فرهنگ و فرد

 

٩/ ١٢

دوازدهم

نظام خویشاوندی

سیزدهم

اقتصاد و فعالیتهای روزمره

١٦/ ١١

چهاردهم

دین و قشربندی اجتماعی

امتحان میان‌ترم

پانزدهم

مطالعۀ موردی

مردمشناسی جامعۀ عرب

در عصر ظهور اسلام

جمعیت‌شناسی/ خوراک/ پوشاک/ امنیت/ جنگ

 

٢٣/ ١١

شانزدهم

کنترل اجتماعی (حکومت/ قانون/ اخلاق/ دین/ طبقات)

هفدهم

آموزش و پرورش/ هویت فرهنگی/

٢٨/ ١١

هجدهم

اقتصاد/ صنعت/ تجارت/ تقویم تجاری/

نوزدهم

خویشاوندی/ زناشویی/ جنسیت و تمایلات جنسی/ خانواده

امتحان پایان ترم

 

ث) منابع:

ـ بیتس، دانیل/ پلاگ، فرد، انسان‌شناسی فرهنگی، ترجمۀ محسن ثلاثی، تهران، علمی، ١٣٧٥ش؛

ـ دورانت، ویل، «ماقبل تاریخ و آغاز مدنیت»، ضمن جلد ١ تاریخ تمدن، ترجمۀ احمد آرام و دیگران، تهران، علمی و فرهنگی، ١٣٦٥ش بب‍؛

ـ ریویر، کلود، درآمدی بر انسان‌شناسی فرهنگی، ترجمۀ ناصر فکوهی، تهران، نی، ١٣٨١ش؛

ـ گیدنز، آنتونی، جامعه‌شناسی، ترجمۀ منوچهر صبوری، تهران، نی، ١٣٧٦ش؛

ـ مالینووسکی، برانیسلاو، تروبریاندها، ترجمۀ ؟؟؟؛ ؟؟؟

- Bodley, John H., "Anthropology", Enc. Encarta, Microsoft Corporation, 2005;

- Levi Strauss, Claude, Structural Anthropology, tr: Brooke Grundfest Schoepf, New York, Penguin Books, 1963;

- Mercier, Paul, "Cultural Anthropology", Enc. Britannica, CD ROM edition, 2004.

 

انسان‌شناسی فرهنگی

جلسۀ اول: مفاهیم بنیادین

٢٧/ ٩/ ١٣٨٥

 

    انسان‌شناسی:

1ـ1ـ         دانش مطالعۀ و شناخت انسان است.

1ـ2ـ         تحریر محل نزاع

1ـ2ـ1ـ                  انسان‌شناسی به طور کلی از مناظر مختلف می‌تواند روی نماید: انسان‌شناسیهای دینی، فلسفی، تجربی

1ـ2ـ2ـ                  آنچه ما از آن به عنوان انسان‌شناسی یاد می‌کنیم، یک رهیافت تجربی به موضوع است.

1ـ3ـ         مطالعۀ تجربی انسان، می‌تواند هر یک از این دو جنبۀ او را دربرگیرد:

1ـ3ـ1ـ                  ویژگیهای بدنی (موضوع انسان‌شناسی طبیعی)

1ـ3ـ2ـ                  و یژگیهای فکری و روحی (موضوع انسان‌شناسی فرهنگی)

1ـ4ـ         تأمل: اگر قرار باشد با روش «تجربی» در بارۀ ویژگیهای فکری بشر سخن گفت، راهی جز شناخت فرهنگها نیست.

    نظریۀ تکامل، یک رهیافت کلیدی در مطالعۀ تجربی انسان

2ـ1ـ         جایگاه:

2ـ1ـ1ـ                  در تاریخ انسان‌شناسی، نظریۀ تکامل نقطۀ آغاز است.

2ـ1ـ2ـ                  این دیدگاه در سال ١٨٥٩ توسط چارلز داروین در کتاب منشأ انواع عرضه شد.

2ـ2ـ         تبیین:

2ـ2ـ1ـ                  خویشاوندی انواع مختلف جانوران به دلیل وجود نیاهای مشترک است (انواع گربه سانان، اسبها...)

2ـ2ـ2ـ                  تفاوت میان این گونه‌ها، در عین وجود شباهتها، به دلیل رشد برخی گونه‌ها و عدم تکامل سایر گونه‌هاست.

2ـ2ـ3ـ                  گزینش طبیعی:

2ـ2ـ3ـ1ـ  برخی گونه‌ها توانسته‌اند به هر سبب خود را بهتر با محیط زندگی خویش تطبیق دهند.

2ـ2ـ3ـ2ـ  این گونه‌ها به تکامل رسیده‌اند.

2ـ2ـ4ـ                  بقای اصلح:

2ـ2ـ4ـ1ـ  گونه‌هایی که قادر به تطبیق به محیط نبوده‌اند، گاه حتی از میان رفته‌اند.

2ـ2ـ4ـ2ـ  بقای اصلح، گاه حتی به ایجاد یک نوع جدید و متکامل‌تر [= مطابق‌تر با محیط و پیچیده‌تر] می‌انجامد.

    انسان‌شناسی طبیعی

3ـ1ـ         تعریف: دانش مطالعۀ ویژگیهای بدنی انسان، همچون یکی از میلیونها جانور است.

3ـ2ـ         موضوعات اصلی:

3ـ2ـ1ـ                  نخستی‌شناسی

3ـ2ـ1ـ1ـ  آیا موجوداتی که امروز انسان نامیده می‌شوند، همه از یک نیای مشترکند؟

3ـ2ـ1ـ2ـ  آیا امکان ندارد که چند جانور از یک نوع بوده‌اند که با هم امکان زاد و ولد داشته‌اند؟

3ـ2ـ1ـ3ـ  گونه‌ای که تکامل آن به پیدایی نوع انسان انجامید، چه بوده، و چه مراحلی را پشت سر نهاده است؟

3ـ2ـ2ـ                  تاریخ تکاملی نوع بشر

3ـ2ـ2ـ1ـ  به چه جانوری همخانواده با انسان می‌گویند؟

3ـ2ـ2ـ2ـ  نوع انسان در گذر زمان از میلیونها سال پیش تا کنون، دچار چه تحولات و جهشهای تکاملی شده است؟

3ـ2ـ3ـ                  تنوعات نوع بشر

3ـ2ـ3ـ1ـ  شناخت نژادهای مختلف بشر

3ـ2ـ3ـ2ـ  تنوعات رفتاری نژادهای مختلف در پاسخ به محرکها (تنوع گروههای خونی، رنگ پوست، قدرت بدنی)

3ـ3ـ         روشها: مطالعۀ دقیق فسیلها، اندازه‌گیری قطر اعضای مختلف بدن، مطالعۀ آناتومی انسان، محاسبۀ طول عمر سنگواره‌ها...

3ـ4ـ         کاربرد:

3ـ4ـ1ـ                  مطالعات علمی محض

3ـ4ـ2ـ                  طراحیهای صنعتی (ساخت وسایل راحتی در خانه، صندلیهای ماشین و هواپیما...)

    انسان‌شناسی فرهنگی

4ـ1ـ         تأملات

4ـ1ـ1ـ                  گسترش زندگی انسان در مناطق آب و هوایی و شرایط مختلف

4ـ1ـ2ـ                  عدم برخورداری انسان از ویژگیهای بدنی برجسته، همچون سایر حیوانات، که او را قادر به تطبیق کند.

4ـ1ـ3ـ                  سؤال: چگونه انسان این قدر خود را با محیط، «تطبیق» داده است.

4ـ1ـ4ـ                  به نظر می‌رسد افزون بر ابزارهای بدنی، برای تطبیق، ابزارهای دیگری نیز در اختیار داشته است.

4ـ2ـ         انسان‌شناسی فرهنگی: دانش مطالعۀ فرهنگ، همچون تجلیگاه ابزار تطبیق فکری بشر در مسیر تکامل او

4ـ3ـ         سرآغاز انسان‌شناسی فرهنگی

4ـ3ـ1ـ                  توجه به امکان تکامل بدنی خود انسانها، پیامد نظریۀ تکامل

4ـ3ـ2ـ                  مطرح شدن احتمال تکامل اجتماعی انسان

4ـ3ـ3ـ                  تحول نگرش اروپاییان به انسان، در عصر کاوشگری (توسط مستعمران، مبلغان مذهبی، و سیاحان)

4ـ3ـ3ـ1ـ  دیدن موجوداتی که نسبت به انسان بودنشان هم تردید کردند.

4ـ3ـ3ـ2ـ  اموری را که پیش از این فطری می‌دانستند، واکاوی کردند (خدا، زیبایی، حجب و حیا، حسن و قبح...)

4ـ3ـ3ـ3ـ  مثل همۀ اقوام خود را متکامل‌ترین دیده، خواستند بدانند پیش از این بشر چه مراحلی را گذرانده است.

4ـ4ـ         موضوع بعدی بحث:

4ـ4ـ1ـ                  شاخه‌های مختلف انسان‌شناسی فرهنگی

4ـ4ـ2ـ                  رابطۀ آن با دیگر علوم اجتماعی

 

 

انسان‌شناسی فرهنگی

جلسۀ دوم: شاخه‌های مختلف، رابطه با دیگر علوم اجتماعی

٢٧/ ٩/ ١٣٨٥

  

    مرور ........................................................... ١٥ دقیقه

1ـ1ـ         رهیافتهای مختلف به مطالعۀ بشر (دینی، فلسفی، تجربی...) و جایگاه مردم‌‌شناسی این میان (یک راه مطالعۀ تجربی انسان)

1ـ2ـ         عوامل مؤثر در پیدایی این علم (نظریۀ تکامل، سیاحان اروپایی)

1ـ3ـ         شاخه‌های مختلف انسان‌شناسی (طبیعی و فرهنگی)

1ـ4ـ         اجمالی از مباحث انسان‌شناسی طبیعی

    برخی از اهم موضوعات انسان شناسی فرهنگی (در بارۀ هر یک مفصلا صحبت خواهیم کرد) .................. ١٠ دقیقه

2ـ1ـ         انسان‌شناسی خویشاوندی

2ـ2ـ         انسان‌شناسی سیاسی

2ـ3ـ         انسان‌شناسی اقتصادی

2ـ4ـ         انسان‌شناسی دینی

2ـ5ـ         انسان‌شناسی زبان

2ـ6ـ         انسان‌شناسی اساطیر

    رابطۀ انسان‌شناسی فرهنگی با دانشهای انسانی دیگر

3ـ1ـ         تاریخ ................................................. ٢٠ دقیقه

3ـ1ـ1ـ                  برای دست یافتن به درک واضحی از بسیاری جریانهای اجتماعی، شناخت ابعاد مختلف فرهنگ ضروری است.

3ـ1ـ2ـ                  برای شناخت تاریخ جامعه، لازم است از دیدگاههای مختلف در بارۀ ارتباط اجزای مختلف فرهنگ آن مطلع باشیم.

3ـ1ـ3ـ                  مثال: برای شناخت فرهنگ عرب صدر اسلام:

3ـ1ـ3ـ1ـ  تئوریهای مردم‌شناسانه به ما می‌گویند از این جامعه چه نوع اقتصاد، سیاست و فرهنگ متوقع است.

3ـ1ـ3ـ2ـ  مردم‌شناسی به ما می‌گوید جوامع مشابه آن در عصر حاضر کدامند.

3ـ1ـ4ـ                  بدین سان، بسیاری از تکنیکهای مطالعۀ تاریخ جوامع کهن، از انسان‌شناسی فرهنگی برگرفته شده است.

3ـ2ـ         زبانشناسی ........................................... ١٥ دقیقه

3ـ2ـ1ـ                  ارتباط آن قدر وثیق است که برخی انسان‌شناسی زبان را در عرض انسان‌شناسی فرهنگی، یک رشته می‌دانند.

3ـ2ـ2ـ                  مردم‌شناس اگر زبانشناسی بلد نباشد، در تلاش میدانی خود شکست می‌خورد.

3ـ2ـ3ـ                  او باید با اقوامی سر و کار پیدا کند که هیچ متد پیشرفتۀ آموزش زبانی ندارند!

3ـ2ـ4ـ                  بسیاری از کوششهای مردم‌شناسانه، متکی برخورداری از دانش زبانشناسی است: تحلیل مثلها، فولکلور...

3ـ2ـ5ـ                  مردم‌شناسی ساختارگرا، اساسا متأثر از دستاوردها و روشهای زبان‌شناسان پدید آمده است.

3ـ3ـ         فلسفه ................................................. ١٠ دقیقه

3ـ3ـ1ـ                  با ظهور دانش مردم‌شناسی، این دانش توانست برای فیلسوفان منبع الهام و چالش آفرینی باشد.

3ـ3ـ2ـ                  با زمینه‌های مختلف معناداری، متافیزیک، زیبایی‌شناسی، انسان‌شناسی فلسفی... چالش کرد.

3ـ3ـ3ـ                  بسیاری از تئوریهای با مباحث مختلف انسان‌شناسی به چالش کشیده شدند.

3ـ4ـ         جامعه‌شناسی ........................................ ٢٠ دقیقه

3ـ4ـ1ـ                  هر دو علم، تقریبا در یک زمان به وجود آمدند.

3ـ4ـ2ـ                  پیشتر، انسان‌شناسی بیشتر به جوامع کهن می‌پرداخت و جامعه‌شناسی به جوامع مدرن

3ـ4ـ3ـ                  اکنون دیگر هیچ کدام خود را در حصار قبلی نمی‌بینند و از قبل بسیار به هم نزدیک‌تر شده‌اند.

3ـ4ـ4ـ                  با اینحال، عمدۀ میراث سنتی آنها از لحاظ گرایش به مطالعۀ جوامع سنتی یا مدرن، متمایز است.

3ـ5ـ         باستان‌شناسی ....................................... ١٠ دقیقه

3ـ5ـ1ـ                  گاه، یکی از گرایشهای مردم‌شناسی تلقی می‌شود.

3ـ5ـ2ـ                  مطالعۀ فرهنگ جوامع ماقبل تاریخ، بسی برای مردم‌شناسان مفید است.

    موضوع بحث در جلسۀ آینده: روش کار انسان‌شناسان برای مطالعۀ فرهنگ بشری

 

 

انسان‌شناسی فرهنگی

جلسۀ سوم: روش انسان‌شناسان در گردآوری داده‌ها (مردم‌نگاری)

٤/ ١٠/ ١٣٨٥

 

    کلیات ........................................................................... ١٠ دقیقه

1ـ1ـ         مرور

1ـ1ـ1ـ                  دانستیم انسان‌شناسی فرهنگی، شناخت انسان با روش تجربی است.

1ـ1ـ2ـ                  کنون سخن بر سر آن است که: این علم برای شناخت انسان چه روشهایی را برگزیده است.

1ـ2ـ         تحریر محل نزاع:

1ـ2ـ1ـ                  روشهای هر علم به دو مقام قابل تفکیکند: روشهای گردآوری، و روشهای داوری

1ـ2ـ2ـ                  دانش مردم‌شناسی، دو جنبه را در بر می‌گیرد:

1ـ2ـ2ـ1ـ  مردمنگاری: مطالعه و شناخت رفتارهای مختلف مردم یک قوم و ثبت دقیق آنها

1ـ2ـ2ـ2ـ  قوم‌شناسی: تحلیل داده‌های مردمنگارانه و برقرار کردن نسبت میان آن داده‌ها

1ـ2ـ3ـ                  اکنون سخن بر سر روشهای مردمشناسی در مقام گردآوری است؛ یا همان مردم‌نگاری.

1ـ2ـ4ـ                  بحث در بارۀ روشهای داوری (قوم‌شناسی)، موضوع جلسۀ بعدی ما (رهیافتهای نظری مردمشناسی) است.

    مردم‌نگاری ................................................................... ٢٠ دقیقه

2ـ1ـ         تعریف

2ـ1ـ1ـ                  به گردآوری اطلاعات در بارۀ فرهنگهای معاصر از طریق کار میدانی یا بررسیهای دست اول اطلاق می‌شود.

2ـ1ـ2ـ                  مردم‌نگاران، مشاهدات مستند خود را در بارۀ برخی جنبه‌ها| جنبه‌های مختلف زندگی یک قوم، ثبت می‌کنند.

2ـ1ـ3ـ                  گاه نیز مردم‌شناسان، داده‌های فرهنگ کهنی را از روی اسناد تاریخی بازسازی می‌کنند (قوم‌نگاری تاریخی).

2ـ2ـ         روشها (همانند اکثر روشهای معمول در علوم اجتماعی، و البته با تفاوتهایی در میزان کارآیی)

2ـ2ـ1ـ                  تحقیق میدانی

2ـ2ـ2ـ                  مصاحبه

2ـ2ـ3ـ                  مشاهدۀ مشارکت آمیز

2ـ2ـ4ـ                  استفاده از مخبران و منابع محلی

2ـ2ـ5ـ                  تحلیلهای آماری

2ـ2ـ6ـ                  اسناد رسمی

2ـ3ـ         مجادلات مطرح در زمینۀ اصول گردآوری داده‌های مردم‌شناختی ....................................... ٣٠ دقیقه

2ـ3ـ1ـ                  عینیت علمی و مباحث و مشکلات مرتبط با آن

2ـ3ـ1ـ1ـ  هر مردم‌نگاری زادۀ سرزمین و دارای فرهنگی است.

2ـ3ـ1ـ2ـ  عینیت در برابر فرهنگهای دیگر، در عمل گاه محال است.

2ـ3ـ1ـ3ـ  مجادلات و مباحث بسیاری در این باره در آثار انسان‌شناسان مطرح شده است.

2ـ3ـ2ـ                  حفظ فاصله با قوم، نه نزدیکی در حد جذب و نه دوری مانع از تحقیق

2ـ3ـ2ـ1ـ  مردم‌شناسان گاه آن قدر به جوامع مورد مطالعۀ خود علاقه‌مند شده‌اند که همانجا مانده‌اند.

2ـ3ـ2ـ2ـ  برخی به دلیل دوستی با یکی از دو قوم دشمن، از اطلاعات دیگری محروم شده‌اند.

2ـ3ـ2ـ3ـ  گاه نیز ممکن است به دلیل فاصله گرفتن فرهنگی از قومی، از درک منطق کار آنها محروم شوند.

2ـ3ـ3ـ                  اخلاق حرفه‌ای (مباحث بسیار گسترده‌ای را دامن زده، و منشوری در این باره نوشته شده است)

2ـ3ـ3ـ1ـ  گاه ممکن است بی‌طرفی مردم‌نگار از طرف دولت، رؤسای قبایل و... مورد تهدید قرار گیرد.

2ـ3ـ3ـ2ـ  گاه با مردم‌نگاری قومی، هویتی برایشان ایجاد می‌کند که خود، بر فرهنگ آنها سایه می‌افکند.

2ـ3ـ3ـ3ـ  گاه برای کسب اطلاعات، در موضوعی دخالت می‌کند که حیطۀ خصوصی افراد است.

2ـ3ـ3ـ4ـ  گاه نقل مستند داده‌ها، جان یا موقعیت اطلاع رسانها را به مخاطره می‌افکند.

2ـ3ـ4ـ                  اهمیت بحث:

2ـ3ـ4ـ1ـ  گاه دستاوردهای مردم‌شناسان بزرگی چون مالینووسکی تنها به دلیل رعایت نکردن برخی اصول دستخوش تردید شده است.

2ـ3ـ4ـ2ـ  گاه مدتها اصلی بر پایۀ فروضی مسلم انگاشته، و درنهایت معلوم شده داده‌های آن با دقت گردآوری نشده است.

2ـ4ـ         مشکلات ........................................................... ٣٠ دقیقه

2ـ4ـ1ـ                  گاه تهیۀ تدارکات عملی (امکانات، آموختن زبان...) بسیار دشوار است.

2ـ4ـ2ـ                  مقاومتها در برابر حضور وی

2ـ4ـ2ـ1ـ  فرد به محض حضور در جمع، انگشت‌نما، و موضوع بحثها می‌شود.

2ـ4ـ2ـ2ـ  گاه به عنوان کافر، نجس، مأمور دولت و... از او دوری جسته، به جاهایی راهش نمی‌دهند.

2ـ4ـ2ـ3ـ  ممکن است عمدا یا سهوا وی را به بازی بگیرند، یا مسخره‌اش کنند، یا حسادت و دشمنی ورزند....

2ـ4ـ3ـ                  مخبران دانندۀ هدف، اطلاعات را جهت‌داده نقل می‌کنند و ناآگاهان، همۀ اطلاعات را بیان نمی‌دارند.

2ـ4ـ4ـ                  گاه زندگی در میان قومی بسیار دور از تمدن، مشکل می‌شود:

2ـ4ـ4ـ1ـ  غذاهای خام، یا با گوشتها و میوه‌های خلاف طبع

2ـ4ـ4ـ2ـ  مشکلات بهداشتی (مشکلات محیط، نبود کفش مناسب، حمام، ...) و امکان ابتلا به بیماریهای واگیر

2ـ4ـ4ـ3ـ  رفتارهای عرفی رایج و خلاف حیای متمدنانه (برهنگی، محترم دانستن فرد خشن، دزدیها...)

2ـ4ـ4ـ4ـ  رفتارهای معمول خلاف عرف (صحبت با زنان، نام بردن از مردگان...)

2ـ4ـ4ـ5ـ  نبود امکانات ارتباطی، تکنولوژیکی مدرن

2ـ4ـ5ـ                  گاه احساس سرخوردگی، تنهایی و افسردگی در میان قومی بیگانه با او و زبان‌نفهم از هر جهت مانع بزرگی است.

    جمع‌بندی ...................................................................... ١٠ دقیقه

3ـ1ـ         هدف، تنها اشاره به پاره‌ای بحثها در باب مردم‌نگاری بود تا نسبت به گسترۀ علم، سوء تفاهمی حاصل نشود.

3ـ2ـ         دامنۀ مباحث جزیی ذیل هر یک از عناوین یاد شده، بسیار گسترده است.

3ـ3ـ         بحث بعدی: روشهای مردم‌شناسان در مقام داوری میان داده‌ها و دست یافتن به کلیتی از فرهنگ یک قوم

 

 

انسان‌شناسی فرهنگی

جلسۀ چهارم: رهیافتهای نظری قوم‌شناسی تا نیمه سدۀ ٢٠م

٤/ ١٠/ ١٣٨٥

 

    مقدمه ........................................................................... ١٠ دقیقه

1ـ1ـ         مرور

1ـ1ـ1ـ                  تا اینجا دریافتیم که مردم‌شناسان در مقام گردآوری داده‌های خود از چه روشهایی مدد می‌جویند.

1ـ1ـ2ـ                  اکنون سخن بر سر روشهای آنان در مقام داوری است.

1ـ1ـ3ـ                  می‌خواهیم بدانیم که یک مردم‌شناس چگونه میان اسباب و عناصر مختلف یک فرهنگ ربط می‌جوید.

1ـ2ـ         جایگاه بحث در دانش عصر ما:

1ـ2ـ1ـ                  برای ربط برقرار کردن میان اسباب و عناصر مختلف یک فرهنگ، درکی کلی از فرهنگ ضروری است.

1ـ2ـ2ـ                  در علوم مختلف اجتماعی از قدیم تا امروز، نظریه‌پردازیهایی در این زمینه روی داده است.

1ـ2ـ3ـ                  عمدتا امروز این نظریه‌پردازیها وظیفۀ مردم‌شناسی و هم، دیگر علوم اجتماعی کلاسیک دانسته نمی‌شود.

1ـ2ـ4ـ                  امروز به دانش مطالعۀ روابط فرهنگها، «مطالعات فرهنگی» (Cultural Studies) گویند.

1ـ3ـ         یادآوری

1ـ3ـ1ـ                  گرچه این رویکردها گاهی همزمان رایج بوده‌اند، می‌کوشیم حدالامکان آنها را درزمان مطالعه کنیم.

1ـ3ـ2ـ                  رواج هر رویکرد جدید، به نفی و ابطال دستاوردهای نظری رویکردهای قدیم نمی‌انجامد؛ بلکه آن را دقیق‌تر می‌کند.

1ـ3ـ3ـ                  بحث امروز: اهم رهیافتهای نظری در قوم‌شناسی

    رویکرد تکامل‌گرا

2ـ1ـ         تکامل‌گرایی خطی  .............................................. ٣٠ دقیقه

2ـ1ـ1ـ                  توضیح:

2ـ1ـ1ـ1ـ  تکامل خطی

2ـ1ـ1ـ1ـ1ـ جوامع غربی در پایان خط تکامل بشری (توحش، بربریت، تمدن) قرار دارند.

2ـ1ـ1ـ1ـ2ـ کلیۀ جوامع دیگر، هر یک در حال گذران مرحله‌ای پیش‌تر از آنند.

2ـ1ـ1ـ2ـ  ابعاد تکامل (موارد زیر از باب مثال آمده، و محورهای زیادی برای تکامل مفروض است):

2ـ1ـ1ـ2ـ1ـ سیاست: از هرج و مرج تا حکومت استبدادی و سپس، دموکراسی

2ـ1ـ1ـ2ـ2ـ دین: از بی‌دینی تا پرستش ماناها و سپس بتها و بعد، خدای یکتا

2ـ1ـ1ـ2ـ3ـ خانواده: هرج و مرج جنسی، مادرسالاری، خانوادۀ بزرگ و سپس خانوادۀ کوچک

2ـ1ـ1ـ2ـ4ـ اقتصاد: قتل و تصاحب، هدیه، مبادلۀ پایاپای، رواج پول

2ـ1ـ2ـ                  اصلی‌ترین نظریه پردازان: لوییس هنری مورگان و ادوارد برنت تایلر

2ـ2ـ         مارکسیسم ......................................................... ٣٠ دقیقه

2ـ2ـ1ـ                  نظریه پردازان: کارل مارکس و فردریش انگلس

2ـ2ـ2ـ                  توضیح

2ـ2ـ2ـ1ـ  مفهوم روبنا و زیربنا در فرهنگ

2ـ2ـ2ـ2ـ  اقتصاد و روابط تولید، همچون زیربنایی‌ترین ابرساخت و تضاد درونی شیوه‌های تولید

2ـ2ـ2ـ3ـ  تقسیم جوامع بشری بر اساس تحول ابزارهای تولید:

2ـ2ـ2ـ3ـ1ـ کمون اولیه: نبود مالکیت خصوصی و دین، اشتراکیت جنسی، اقتصادی، خانوادگی...

2ـ2ـ2ـ3ـ2ـ جوامع کشاورزی: اصالت مالکیت زمین، فئودالیسم، خانوادۀ بزرگ، یگانه‌پرستی

2ـ2ـ2ـ3ـ3ـ جوامع صنعتی: اصالت تکنولوژی و مالکیت خصوصی، استثمار کارگران، انقلابها

2ـ3ـ         نقدها:

2ـ3ـ1ـ                  نادیده گرفتن امکان اشاعۀ فرهنگی با وام گرفتن از دیگر فرهنگها

2ـ3ـ2ـ                  مثالهای نقض، چون: جوامع برخوردار از حکومت استبدادی، و در عین حال، زندگی قبیله‌ای

    اشاعه‌گرایی ................................................................... ٣٠ دقیقه

3ـ1ـ         نظریه‌پردازان: جمع کثیری از انسان‌شناسان اروپایی و امریکایی همچون گلدن وایزر، ساپیر، بوآس، اسمیث، کروبر...

3ـ2ـ         توضیح:

3ـ2ـ1ـ                  اصل بنیادین: نوآوری فرهنگی پدیده‌ای نادر است و اصولا، اکثر فرهنگها پدیده‌های مختلف را به وام ستانده‌اند.

3ـ2ـ2ـ                  دغدغه‌ها: مطالعۀ مسیر اشاعه، حوزه، سرعت، دگرگونیهای حاصل آن در جوامع مختلف، موانع و شرایط مساعد برای آن

3ـ2ـ3ـ                  تبیین روند:

3ـ2ـ3ـ1ـ  شروع اشاعه از کانون، پیش‌روی در حوزۀ فرهنگی مجاور و همراه با عناصر همگون

3ـ2ـ3ـ2ـ  شرایط اشاعه: همجواری، استحکام نسبی پیوندهای فرهنگی...

3ـ2ـ3ـ3ـ  همواره نقاط دور از مرکز اشاعه، دارای بیشترین قدمت هستند و اشاعه از طریق همانها روی می‌دهد.

3ـ2ـ4ـ                  نمونه‌ها:

3ـ2ـ4ـ1ـ   

3ـ3ـ         نقدها:

3ـ3ـ1ـ                  بی‌توجهی به پدیده‌هایی همچون مهاجرت و نابرابری در آهنگ اشاعه در جهات مختلف

3ـ3ـ2ـ                  امکان تحول کارکردی پدیده‌ها بعد از اشاعه (مثلا امری که در یک جامعه پیش‌پا افتاده است، جای دیگر مقدس می‌شود...)

3ـ3ـ3ـ                  ناهماهنگی با دستاوردهای سایر علوم (وجود شباهتهایی در میان تمدن مصری و اینکاها، در عین شکاف ارتباطی دو قاره)

3ـ3ـ4ـ                  بی‌توجهی به خلاقیتهای فردی در عرصۀ فرهنگ و تأثیر نخبگان

 

انسان‌شناسی فرهنگی

جلسۀ پنجم: رهیافتهای نظری قوم‌شناسی مقارن جنگ جهانی دوم

١١/ ١٠/ ١٣٨٥

 

    مرور ........................................................................... ١٠ دقیقه

4ـ1ـ         توضیح دادیم که رهیافتهای نظری، به مردم‌شناس برای ایجاد ربط میان داده‌های مختلف و دست یافتن به تبیین یاری می‌کنند.

4ـ2ـ         بحث شد که اشاعه‌گرایی مکتبی بود که در نقد تکامل‌گرایی ظهور کرد.

4ـ3ـ         گفتیم اشاعه‌گرایان هم دو موضوع را نادیده گرفته‌اند:

4ـ3ـ1ـ                  خلاقیتهای فردی که منجر به پیدایی پدیده‌های نو می‌شوند.

4ـ3ـ2ـ                  امکان تحول کارکردی پدیده‌ها بعد از اشاعه، در اثر تحول نیازها

4ـ4ـ         بحث امروز: مکاتبی که در نقد اشاعه‌گرایی ظاهر شدند: فرهنگ گرایی و کارکرد گرایی

    فرهنگ‌گرایی (Cuture History School) ............................... ١٠ دقیقه

5ـ1ـ         چهره‌های شاخص

5ـ1ـ1ـ                  بوآس، آلمانی تبار امریکایی و ناقد تکامل‌گرایی، خود مکتبی به جا نگذاشت؛ شاگردانش در پرتو تعالیم وی مکتب‌ساز شدند.

5ـ1ـ2ـ                  مهم‌ترین چهره‌ها: روث بندیکت، رالف لینتون، مارگارت مید، آبرام کاردینر (عمدتا متأثر از روانشناسان هم بودند)

5ـ2ـ         تبیین:

5ـ2ـ1ـ                  پرسش اصلی: افراد چگونه فرهنگ را به وجود می‌آورند و چگونه و تا چه بردی فرهنگ بر افراد اثر می‌گذارد.

5ـ2ـ2ـ                  جداگانه دیدن هر قوم وضعیت آن را با توجه به اقتضائات خود آن قوم شرح دادن

5ـ2ـ3ـ                  تأکید بر عامل روانی و استعدادهای شخصی افراد در شکل‌گیری هر فرهنگ.

5ـ3ـ         نمونه: کتاب بلوغ در ساموآ و دیگر مطالعات مارگارت مید:

5ـ3ـ1ـ                  پیش از آن اعتقاد می‌رفت بلوغ جنسی در تمام دنیا دورانی پر تلاطم برای یک نوجوان است.

5ـ3ـ2ـ                  مید نشان داد که دلیل رویداد «بحران بلوغ» در نوجوان غربی، یک وضعیت زیستی مشترک با همۀ دنیا نیست.

5ـ3ـ3ـ                  وی در این مطالعه توضیح می‌دهد چگونه ارزشهای فرهنگ غربی آن دوره در زمینۀ روابط جنسی، بحران‌ساز است.

    کارکردگرایی ................................................................. ١٠ دقیقه

6ـ1ـ         مقدمه:

6ـ1ـ1ـ                  ظهور کارکردگرایی، پاسخی به نسبیت گراییهای فرهنگی اوایل سدۀ بیستم

6ـ1ـ1ـ1ـ                 واقعیت این است که با آغاز سدۀ ٢٠م، نگاه تکثرگرا در پی کثرت داده‌های فرهنگی، جای طرح یافت.

6ـ1ـ1ـ2ـ                 این گوناگونی و تنوعها سبب شد عده‌ای در صدد برآیند میان این همه تنوع، وجه جمعی بیابند.

6ـ1ـ2ـ                  این مکتب نخست از علوم طبیعی به جامعه‌شناسی، و در حدود نیمه‌های سدۀ ٢٠، به مردم‌شناسی راه یافت.

6ـ1ـ3ـ                  شخصیتهای برجستۀ آن در علم الاجتماع: دورکیم، برانیسلاو مالینووسکی، تالکوت پارسونز، دیوید ایستون...

6ـ2ـ         مبانی:

6ـ2ـ1ـ                  ظهور هر پدیده‌ای در یک فرهنگ خاص، تنها به دلیل نیازی است که آن فرهنگ بدان پدیده دارد.

6ـ2ـ2ـ                  برای مطالعۀ جلوۀ خاص آن پدیده در فرهنگ مورد مطالعه، باید کشف کرد حضور آن برای پاسخ به کدام نیاز بوده است.

6ـ2ـ3ـ                  به نیاز اجتماعی منجر به ظهور هر پدیده، کارکرد آن پدیده گویند. کارکردها گاه آشکار و گاه پنهانند.

6ـ2ـ4ـ                  مثال:

6ـ2ـ4ـ1ـ                 کارکرد حرمت ازدواج با محارم در امر تقسیم ارث و چرخش زنان و در نتیجه ثروت میان جامعه

6ـ2ـ4ـ2ـ                 کارکرد حرمت زنا در حفظ انساب در جوامع قبیله‌ای

6ـ3ـ         نگرش سیستمی، رهیافتی مبتنی بر کارکردگرایی

6ـ3ـ1ـ                  مبانی

6ـ3ـ1ـ1ـ                 کل دیدن هر فرهنگ و مطالعۀ موردی آن همچون یک ارگانیسم

6ـ3ـ1ـ2ـ                 اجزای یک سیستم: ورودیها، خروجیها، عوامل بقا، و عوامل کارآیی و ارتباط اجزا

6ـ3ـ2ـ                  مفاهیم اصلی:

6ـ3ـ2ـ1ـ                 کارکردهای بد: وقتی روی می‌دهد که اجزا هماهنگی کافی نداشته باشند.

6ـ3ـ2ـ2ـ                 انقلاب: وقتی ورودیها (داخلی ـ خارجی) بیش از حد تحمل کارآیی باشد.

6ـ3ـ2ـ3ـ                 تنش: اگر زیرسیستمها در شرایطی مجبور شوند کار همدیگر را انجام دهند.

6ـ3ـ2ـ4ـ                 تعادل: هماهنگی کامل بین اجزا باشد و هر یک کار خود را درست انجام دهد. این متضمن دو امر است:

6ـ3ـ2ـ4ـ1ـ                 تعادل ایستا: کارکرد زیرسیستمها، مکمل هم باشد. این امر ضامن بقای سیستم است.

6ـ3ـ2ـ4ـ2ـ                 تعادل پویا: در عین هماهنگی، به مرور کارکرد اجزا دچار تحول شود (ضامن تطبیق با شرایط جدید).

6ـ3ـ2ـ5ـ                 تأخر: جزئی دچار تحول کارکردی شده، اجزای دیگر هنوز خود را با آن هماهنگ نکرده‌اند (منجر به بحران).

6ـ3ـ3ـ                  تحلیل وضعیت یک فرهنگ در چارچوب این رهیافت:

6ـ3ـ3ـ1ـ                 عناصر یک سیستم:

6ـ3ـ3ـ1ـ1ـ                 ارزشها: اندیشه‌هایی که ایده‌آلهای یک فرهنگ را تشکیل می‌دهند.

6ـ3ـ3ـ1ـ2ـ                 هنجارها: قوانینی که برای دست‌یابی به ایده‌آلها وضع می‌شوند (اعم از حقوقی و عرفی).

6ـ3ـ3ـ1ـ3ـ                 نهادها: سازمانهایی که برای اجرای آن قوانین به وجود می‌آیند (دین، سیاست، آموزش و پرورش، ...).

6ـ3ـ3ـ1ـ4ـ                 نقشها: کارویژه‌هایی که هر یک از آن سازمانها باید داشته باشد تا آن ایده‌آل حاصل شود.

6ـ3ـ3ـ2ـ                 ورودیهای سیستم:

6ـ3ـ3ـ2ـ1ـ                 عوامل مؤثر بر ارزشها یا محیط (اعم از عوامل داخلی، یا خارجی)، ورودیهای سیستم‌اند.

6ـ3ـ3ـ2ـ2ـ                 عوامل مؤثر بر ارزشها: افکار نخبگان (ورودیهای داخلی)، اشاعۀ فرهنگی (ورودیهای خارجی)

6ـ3ـ3ـ2ـ3ـ                 عوامل مؤثر بر محیط: کودتاها و انقلابها (ورودیهای داخلی)، سلطۀ خارجی (ورودیهای خارجی)

6ـ4ـ         نقد: اموری همچون مناسک و باورها دارای کارکردهای نمادین هم هستند که نگاه کارکردگرا بدانها راه ندارد.

    موضوع بحث جلسۀ بعد: ساختارگرایی و گرایشهای نوین انسان‌شناسی فرهنگی

 

 

انسان‌شناسی فرهنگی

جلسۀ ششم: رهیافتهای نظری قوم‌شناسی دوران معاصر

١١/ ١٠/ ١٣٨٥

 

    مرور ........................................................................... ١٠ دقیقه

1ـ1ـ         کارکردگرایی، پاسخی به دیدگاههای پلورالیستی

1ـ1ـ1ـ                  در اواخر سدۀ ١٩م دیدگاههای پلورالیستی در بارۀ فرهنگ فراگیر شده بود.

1ـ1ـ2ـ                  کارکردگرایی اهمیت نگرش به فرهنگ همچون یک سیستم را خاطرنشان شد.

1ـ1ـ3ـ                  کارکردگرایان در پی یافتن راهی بودند که تنوع فرهنگی را با نظر به تحولات محیطی توضیح دهند.

1ـ2ـ         تلاش کارکردگرایان برای کشف ساختارهای اجتماعی

1ـ3ـ         بحث امروز: تلاش ساختارگرایان در:

1ـ3ـ1ـ                  یافتن جامعی موروثی و ثابت در طول تاریخ و عرض جغرافیا میان همۀ انسانها، تنها با ظاهرمتفاوت در فرهنگها

1ـ3ـ2ـ                  کشف ربط میان ساختارهای فکر بشری

    ساختارگرایی

2ـ1ـ         تبیین تئوریک

2ـ1ـ1ـ                  معنای ساختار  ...................................... ١٠ دقیقه

2ـ1ـ1ـ1ـ                 فرهنگ عناصری دارد (اقتصاد، سیاست، دین، هنر، خویشاوندی، زبان...) و این عناصر با هم ارتباطاتی دارند.

2ـ1ـ1ـ2ـ                 تحلیل ارتباط میان آنها، به ما درکی از ساختار فرهنگ می‌دهد و این کار مردم‌شناسی است.

2ـ1ـ1ـ3ـ                 ساختار یک فرهنگ، ذهنیت مردمان آن فرهنگ است که خود را در عناصر مختلف فرهنگ جلوه‌گر کرده است.

2ـ1ـ2ـ                  اهمیت مطالعۀ ساختار برای مردم‌شناس  ..................................... ٢٥ دقیقه

2ـ1ـ2ـ1ـ                 جایگاه ساختارها در فرهنگ

2ـ1ـ2ـ1ـ1ـ                 ذهنیت انسانها، حاصل الگوهای کلی فکر بشر (ساختارها) در تطبیق با محیطند.

2ـ1ـ2ـ1ـ2ـ                 پس با کشف ساختارهای فکری بشر، می‌توان جلوه‌های مختلف آن را در محیطهای مختلف تبیین کرد.

2ـ1ـ2ـ1ـ3ـ                 کارکردگرایان، فکر را حاصل فرهنگ می‌دانستند؛ اشتراوس گفت فرهنگ حاصل فکر است.

2ـ1ـ2ـ1ـ4ـ                 همانند بازتولید ناخواستۀ گرامر در مکالمه، ناخودآگاه ساختارها هم در زندگی روزانه بازتولید می‌شوند.

2ـ1ـ2ـ2ـ                 ثبات ساختارها

2ـ1ـ2ـ2ـ1ـ                 در عبن تنوع فرهنگها، الگوهایی جهانی برای فکر موجود است.

2ـ1ـ2ـ2ـ2ـ                 این الگوها محصول ساختارهای ثابت فکر بشر (در طول زمان و در همۀ فرهنگها) هستند.

2ـ1ـ2ـ3ـ                 نتیجه: با مطالعۀ این الگوها، مردم‌شناس خواهد توانست:

2ـ1ـ2ـ3ـ1ـ                 پایۀ مشترکی داشته باشد تا بر اساس شباهتها در آن، تفاوتها میان فرهنگها را بسنجد.

2ـ1ـ2ـ3ـ2ـ                 دو فرهنگ در مقام مقایسه، یا یک فرهنگ در دو زمان، بدون پایۀ مشترک، تحولشان قابل تبیین نیست.

2ـ1ـ2ـ3ـ3ـ                 به زبان ساده، وقتی ساختار را دانستیم و محیط را هم شناختیم، فرهنگ را هم شناخته‌ایم.

2ـ1ـ2ـ3ـ4ـ                 ساختار، حقیقتی پنهان در پس این همه ظواهر متفاوت فرهنگی است.

2ـ1ـ3ـ                  ساختار فکر انسانی از دید ساختارگرایان  ....................................... ٢٥ دقیقه

2ـ1ـ3ـ1ـ                 اشتراوس معتقد است پروسۀ تفکر امری موروثی است و همۀ انسانها در قالبهای فکری مشابهی می‌اندیشند.

2ـ1ـ3ـ2ـ                 یک ابرساختار، ناخودآگاه به فعالیتهای فکری انسان شکل می‌دهد.

2ـ1ـ3ـ3ـ                 در اثر آن، پروسۀ تفکر انسانها در قالب تقابلهای دو تایی میان امور شکل گرفته است:

2ـ1ـ3ـ3ـ1ـ                 بالا ـ پایین

2ـ1ـ3ـ3ـ2ـ                 گرم ـ سرد

2ـ1ـ3ـ3ـ3ـ                 درون ـ برون

2ـ1ـ3ـ3ـ4ـ                 وحشی ـ اهلی

2ـ1ـ3ـ3ـ5ـ          انسان ـ حیوان

2ـ1ـ3ـ3ـ6ـ          مرده ـ زنده

2ـ1ـ3ـ3ـ7ـ          خام، پخته

2ـ1ـ3ـ3ـ8ـ          زن ـ مرد...

2ـ1ـ3ـ4ـ                 اشخاص مختلف از ذهن، مخزن داده‌های طبیعی، جفتهای متباینی را برای ساختن ساختارهای متنوع برمی‌گزینند.

2ـ1ـ3ـ5ـ                 آنها میان این جفتها سنتز می‌کنند و به نحوی می‌کوشند با منطق اشتراک منافع، وجه جمعی میان این تقابلها بیابند.

2ـ1ـ3ـ6ـ                 همواره ساده‌ترین راه برای جمع میان تقابلها دنبال می‌شود که همان آشتی از طریق روابط انسانی است.

2ـ1ـ3ـ7ـ                 ساخته شدن نهادهای مختلف اجتماعی، برای دست‌یابی به همین وجه جمع، و حاصل پی‌جویی قواعد است.

2ـ1ـ3ـ8ـ                 بدین سان، این تقابلها خود را در نهادهای مختلف اجتماعی جلوه‌گر می‌کنند.

2ـ1ـ3ـ9ـ                 می‌توان ساختار فکری بشر را با آزمون ارتباطات اجتماعی (خویشاوندی، زبان، دین، اساطیر...) دریافت.

2ـ2ـ         چند مثال ........................................................... ٢٠ دقیقه

2ـ2ـ1ـ                  ساختار بنیادن خویشاوندی در جوامع بشری (نخستین مطالعۀ مشهور اشتراوس)

2ـ2ـ1ـ1ـ                 از دید او همۀ سیستمهای فرهنگی با تنوعاتشان، بر مجموعه‌ای از چهار گونه روابط سازمانی استوارند.

2ـ2ـ1ـ2ـ                 چهار گونه اینهایند: برادر/ خواهر، شوهر/ زن، پدر/ پسر، برادر مادر/ پسر خواهر

2ـ2ـ1ـ3ـ                 تقابل میان این چهار گونه و شکل‌گیری روابط اجتماعی مختلف برای حل این تقابل در فرهنگهای مختلف

2ـ2ـ2ـ                  ساختار روابط خویشاوندی

2ـ2ـ2ـ1ـ                 در جنگلهای آمازون، قبایل مختلف تیره‌های دوتایی دارند که اختلاف شدید دارند.

2ـ2ـ2ـ2ـ                 در عین اختلاف، بر اساس رسوم، با هم ازدواج دارند و شکل خانه‌هایشان مکمل معماری کلی روستاست.

2ـ2ـ3ـ                  اساطیر نیز به طریق مشابه، تقابلهای دوگانه را به نحوهای مختلف آشتی می‌دهد.

2ـ2ـ4ـ                  روزهای مقدس و روزهای جشن نیز در فرهنگهای مختلف، تقابلهایی دارند و باز در پی هم می‌آیند.

    رویکردهای نو: فراساختارگرایان پست مدرن ........................ ١٠ دقیقه

 

 

انسان‌شناسی فرهنگی

جلسۀ هفتم: جوامع شکار و گردآوری (اولین جلسه از بحث در بارۀ سرنمونهای تطبیق)

٢٧/ ١٠/ ١٣٨٥

 

    کلیات ............................................................................................. ٢٠ دقیقه

1ـ1ـ          روند بحث از این جلسه: مطالعۀ سرنمونهای تطبیق بشر با محیط

1ـ2ـ          پرسشهای اصلی:

1ـ2ـ1ـ                   چگونه تفاوت تکنولوژیها و ابزارهای زیستن، در پدیدار شدن نهادهای اجتماعی در جوامع مختلف نقش دارد؟

1ـ2ـ2ـ                   اساسی‌ترین الگوهای تطبیق با محیط در جوامع مختلف بشری کدامهایند؟

1ـ3ـ          اهمیت بحث:

1ـ3ـ1ـ                   همۀ اندیشه‌ها و ایدئولوژیها، رفتارها، تکنولوژیها، نهادها، باورهای عمومی و هنجارهای اجتماعی با هم مرتبطند.

1ـ3ـ2ـ                   آنها همه در نگاه صاحبانشان ناموس طبیعت و سر آفرینشند.

1ـ3ـ3ـ                   مردم‌شناس می‌خواهد نشان دهد آنها همه در خدمت تطبیق مردمان آن منطقۀ خاص جغرافیایی با طبیعت و مشکلات زندگی در‌آمده‌اند.

1ـ3ـ4ـ                   با تحول جوامع در روش تهیۀ خوراک، می‌خواهیم ببینیم خانواده، دین، سیاست، تعلیم و تربیت و خلق و خو چه تغییری می‌کند.

1ـ4ـ          بحث این جلسه: مطالعۀ سرنمون زندگی جوامع گردآوری و شکار

    جوامع گردآوری و شکار

2ـ1ـ          کلیات ................................................................................ ٣٠ دقیقه

2ـ1ـ1ـ                   مقدمه:

2ـ1ـ1ـ1ـ                   از حدود سه ملیون سال قبل ـ از تاریخ ٤ ملیون سالۀ انسان و اجدادش ـ این نوع زندگی رواج داشته است.

2ـ1ـ1ـ2ـ                   بیش از ٩٩% تاریخ بشر، به این نحوۀ زندگی گذشته، که بشر در آن کشاورزی نکرده، از گیاهان خودرو بهره جسته است.

2ـ1ـ2ـ                   نمونه‌ها: اسکیموها، اعراب بادیه‌نشین (از حدود ٨٠٠ و اندی جامعۀ شناختۀ گردآوری و شکار، ١٠٠ و اندی باقی است)...

2ـ1ـ3ـ                   پیشینه

2ـ1ـ3ـ1ـ                   سایر نخستیها، تقسیم غذا ندارند و معلوم نیست چرا انسانها برای نخستین بار از این روش بهره جستند.

2ـ1ـ3ـ2ـ                   به هر روی، با ابداع تقسیم غذا، از میان گونه‌های مختلف نخستی، انسان توانست برای بقا به قدرت تطبیق دست یابد.

2ـ1ـ3ـ3ـ                   با این روش نسل انسان باقی ماند و در جهان گسترده شد.

2ـ2ـ          شاخصه‌های تطبیق  .............................................................. ٣٠ دقیقه

2ـ2ـ1ـ                   شیوۀ سازمان‌دهی انرژی

2ـ2ـ1ـ1ـ                   غذا: حیوانات وحشی و گیاهان خودرو، نوع غذا را شرایط محیط معین می‌کند.

2ـ2ـ1ـ2ـ                   عمدۀ انرژی مصرفی، انرژی ماهیچه‌ای، و تمهید تطبیقی آنها، کم مصرفی انرژی است.

2ـ2ـ1ـ3ـ                   بدین سان، بر خلاف مایند که تمهید تطبیقی‌مان، مصرف بیشتر، برای تولید بیشتر است.

2ـ2ـ1ـ4ـ                   عمدۀ این جوامع توانسته‌اند با محیط مسالمت آمیز تعامل کنند و گونه‌هایی را که بقایشان بدانها وابسته است از میان نبرند.

2ـ2ـ2ـ                   جمعیت شناسی

2ـ2ـ2ـ1ـ                   نبود تکنولوژی ذخیرۀ انبوه برای غذا و حتیٰ آب

2ـ2ـ2ـ2ـ                   عدم تناسب موالید با میزان خوراک به دلیل ناتوانی در افزایش خوراک با افزایش موالید

2ـ2ـ2ـ3ـ                   جمعیت این گروهها، تابع اقتضائات بدترین فصل سال است و در نتیجه، معمولا جمعیت این جوامع اندک است.

2ـ2ـ2ـ4ـ                   روشهای کنترل جمعیت: کنترل موالید (با کشتن، یا قوانین تحریم نزدیکی بعد از زایمان)، مهاجرت، جنگ

2ـ2ـ3ـ                   الگوی سکونت و تحرک:

2ـ2ـ3ـ1ـ                   با توجه به پاسخگو نبودن منابع محیط، عمدۀ این جوامع، کوچرو هستند.

2ـ2ـ3ـ2ـ                   عوامل مؤثر در کوچ: محدودیتهای ذخیره‌سازی غذا، و تکنولوژیهای حمل و نقل

2ـ2ـ3ـ3ـ                   برخی در چند منطقۀ ثابت که قلمرو آنهاست چرخش دارند و برخی دیگر که در مناطق پرغذاتر ساکنند، یکجانشینند.

2ـ2ـ3ـ4ـ                   زمین برای آنها قیمتی نیست، خرید و فروش نمی‌شود، مالکیت بر آن ارزش ندارد و خانه‌ها به سادگی ساخته، و رها می‌شود.

2ـ2ـ4ـ                   تقسیم ثروت و کار

2ـ2ـ4ـ1ـ                   افراد جامعه، همگی غذا را به دست می‌آورند و میان خویش قسمت می‌کنند. زنان گردآوری، و مردان شکار می‌کنند.

2ـ2ـ4ـ2ـ                   گویا مالکیت خصوصی در این جوامع اصلا نبوده، و در دوره‌های متکامل‌تر نیز، منحصر به اشیای خصوصی است.

2ـ2ـ4ـ3ـ                   افزون بر غذا، زیورآلات، ابزارها و هر چیز ارزشمندی باهدیه دادن، دست به دست می‌گردد. ثروت جامعه در گردش است.

2ـ2ـ4ـ4ـ                   مکانیسم داد و ستد: نبود بیع و ننگ دانستنش، مبادله تنها از طریق هدیه (بازمانده‌های امروز تنها با بیگانگان معامله می‌کنند).

2ـ3ـ          نهادهای اجتماعی  ................................................................ ٣٠ دقیقه

2ـ3ـ1ـ                   سیاست

2ـ3ـ1ـ1ـ                   تصمیم‌سازی: قدرت سیاسی برای کسی نهادمند نیست. تصمیمات، گروهی است و مخالف می‌تواند گروه را آسان ترک بگوید.

2ـ3ـ1ـ2ـ                   گفته می‌شد این جوامع از لحاظ خانوادگی نخست زن‌سالار بوده‌اند و از همین رو قدرت سیاسی نیز میان زنان می‌گردد.

2ـ3ـ1ـ3ـ                   نظارتها: غیر رسمی، و مبتنی بر توافقها، عرف و هنجارهاست (مکانیسهای کنترل پنهان اجتماعی حاکم است).

2ـ3ـ1ـ4ـ                   دادرسی: نبود نهادی برای حل و فصل دعاوی، نبود «قضا»، فصل با آشتی دادن، حکمیت، قضاوت عمومی، رجزخوانی و...

2ـ3ـ1ـ5ـ                   نکته: در سرزمینهای حاصل‌خیز، با روابط محدودتر در تهیۀ غذا، اختلاف ثروت، طبقات و قدرت و رتبۀ سیاسی هم هست.

2ـ3ـ2ـ                   خانواده

2ـ3ـ2ـ1ـ                   گویا این نهاد، بزرگترین و پرکارکردترین نهاد اجتماعی در این جوامع است.

2ـ3ـ2ـ2ـ                   زندگی در میان گروههای کوچک خویشاوندان (بزرگتر از خانوادۀ مدرن، کوچک‌تر از قبیله) روی می‌دهد.

2ـ3ـ2ـ3ـ                   جوامع قدیم‌: فرزند از آن زن؛ زندگی با اقوام مادری؛ برادر، نزدیک‌ترین فرد به زن است، نه شوهر؛ زندگی مرد و زن جدا.

2ـ3ـ2ـ4ـ                   زندگی مرد با خویشان همسر یا کمک به آنها به جای مهر، مادرتباری، شیردهی طولانی (تا کودک بتواند غذای سفت بجود).

2ـ3ـ2ـ5ـ                   تعلیم و تربیت فرزندان بر عهدۀ این نهاد است و نهاد مستقلی برایش پیدا نشده.

2ـ3ـ2ـ6ـ                   همچنان که حفاظت از امنیت اعضا، تصمیم‌گیریها، و دادرسی نیز کار همین نهاد است.

2ـ3ـ3ـ                   دین

2ـ3ـ3ـ1ـ                   انیمیسم (جاندارانگاری) و پرستش توتم (اشیاء یا حیوانات مقدس هم‌نسل دانسته)، و خدایان زن

2ـ3ـ3ـ2ـ                   سیار بودن مقدسات: نبود اماکن ثابت و تقدس یک شمن زنده که ضمن حرکت گروه، با آنها می‌چرخد.

2ـ3ـ3ـ3ـ                   درمان: بیماری حاصل حلول ارواح خبیثه و نتیجۀ گناهان است (و نه حاصل میکروب!) و توسط شمن درمان می‌شود.

 

 

انسان‌شناسی فرهنگی

جلسۀ هشتم: جوامع کشاورزی (دومین جلسه از بحث در بارۀ سرنمونهای تطبیق)

٢٧/ ١٠/ ١٣٨٥

 

    کلیات

1ـ1ـ          از شکارگری تا برزگری

1ـ1ـ1ـ                   فقدان حس پیش‌بینی در ملل اولیه

1ـ1ـ1ـ1ـ                   زندگی در قبیلة بوشمن افریقای‌جنوبی «یا سور است یا قحطی»

1ـ1ـ1ـ2ـ                   وحشیترین قبایل هندیشمردگان امریکایی نگاه‌داشتن غذای امروز را برای فردا، دلیل بی‌آبرویی و بیذوقی می‌دانند.

1ـ1ـ1ـ3ـ                   حاضرند گرسنه بخوابند، ولی به بخل شناخته نشوند.

1ـ1ـ2ـ                   در کنترل گرفتن تولید مثل گیاهان و حیوانات

1ـ1ـ3ـ                   پیدا شدن فکر ذخیره برای آینده

1ـ1ـ4ـ                   اختراع آتش و امکان پخت و نرم کردن بقولات

1ـ2ـ          تعریف جوامع کشاورزی

1ـ2ـ1ـ                   جوامعی که با اهلی کردن دانه‌های گیاهی و کشت آنها غذای خود را تأمین می‌کنند.

1ـ3ـ          پیشینه

    ساماندهی انرژی

    نهادهای اجتماعی

3ـ1ـ          سیاست

3ـ2ـ          دین و اخلاق

3ـ3ـ          خانواده

    ویژگیها

4ـ1ـ          معنا یافتن مالکیت بر زمین

4ـ2ـ          رواج بردگی

4ـ3ـ          لزوم پیدایی دولت برای حل و فصل جنگها میان طبقات مختلف

4ـ4ـ          پیدایی خانوادۀ بزرگ

4ـ5ـ          پیدایش توحید

4ـ6ـ          تغییر کارکرد زنان در جامعه، لزوم برخورداری از فرزندان زیاد، نبود عشق رومانتیک،

4ـ6ـ1ـ                   درک از ارتباط روابطۀ جنسی و توالد

 

 

 

امتحان ماهانۀ اول:

از میان پرسشهای زیر، تعدادی را برای پاسخ برگزینید؛ به نحوی که مجموع بارم تنها آنها ١٠٠ نمره شود (و نه بیشتر).

      کاربردهای عملی انسان‌شناسی طبیعی در چه حوزه‌هایی است؟ (حدود ٧٥ کلمه، ٥ نمره).

      اصلی‌ترین دغدغۀ انسان‌شناس فرهنگی را با التفات به نظریۀ تکامل داروین توضیح دهید (حدود ١٠٠ کلمه، ١٠ نمره).

      مردم‌شناسی چگونه، و در چه زمینه‌هایی می‌تواند به علم تاریخ یاری رساند؟ (حدود ٢٠٠ کلمه، ١٥ نمره).

      در بارۀ تعابیر و اصطلاحات زیر چه می‌دانید؟ چنان توضیح دهید که معلوم شود آنها را فهمیده‌اید (هر یک حدود ٥٠ ـ ١٠٠ کلمه،  ٣٠ نمره): 

4ـ1ـ                فرهنگ

4ـ2ـ                مردم‌نگاری

4ـ3ـ                تطبیق

4ـ4ـ                   مطالعات فرهنگی (Cultural Studies)

4ـ5ـ                   خرده‌فرهنگ (subculture)

4ـ6ـ                   بلوغ در ساموآ 

      عناصر مادی، اجتماعی و ایدئولوژیک فرهنگ را توضیح دهید (حدود ٢٠٠ کلمه، ١٠ نمره).

      تفاوت میان جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی ـ که هر دو به مطالعۀ فرهنگ جوامع بشری می‌پردازند ـ چیست؟ چگونه این تمایز در دهه‌های اخیر کم‌رنگ شده است؟ با بهره جستن از «مقدمۀ» منبع معرفی شده در پرسش ١٤، و مقالۀ «انسان‌شناسی» (Anthropology) دائرةالمعارف بریتانیکا توضیح دهید (حدود ١٠٠ کلمه، ٢٠ نمره).

      شاخه‌های مختلف دانش انسان‌شناسی طبیعی را با رسم نمودار، و با چهار مرحله نفوذ به هر یک از زیرشاخه‌های اصلی توضیح دهید (١٠ نمره).

      مشکلات مرتبط با عینیت علمی مردم‌شناس را در مقام گردآوری داده‌ها توضیح دهید (حدود ٢٠٠ کلمه، ١٥ نمره).

      نظریۀ تکامل خطی جوامع را توضیح دهید (حدود ٢٠٠ کلمه، ١٠ نمره).

10ـ  اشاعه‌گرایان در مقام نقد چه نگرشهایی برآمدند؟ اصلی‌ترین دغدغۀ آنها چه بود و چه نقدهایی به آنان وارد شد؟ (حدود ٣٠٠ کلمه، ٢٠ نمره).

11ـ  نقطۀ/ نقاط ضعف اصلی رویکرد کارکردگرا چه بود؟ (حدود ٣٠٠ کلمه، ٣٠ نمره).

12ـ  چرا از دید پساساختارگرایان، همۀ رویکردهای رایج در عصر مدرن، به نوعی ساختارگرا دانسته می‌شوند؟ (حدود ٣٠٠ کلمه، ٣٠ نمره).

13ـ  با یادکرد مثال، توضیح دهید لوی اشتراوس چه درکی از ابرساختارهای حاکم بر ذهن انسان به دست می‌دهد؟ (حدود ٣٠٠ کلمه، ٢٠ نمره).

14ـ  بخش دوم (فرهنگ...) کتاب جامعه‌شناسی آنتونی گیدنز (ترجمۀ منوچهر صبوری، تهران، نی) را تلخیص کنید (حدود ١٠٠٠ کلمه، ٥٠ نمره).

15ـ  سازگاری ایرانی مهندس بازرگان را معرفی، تلخیص، و نقد کنید. به نظر شما رویکرد وی در این اثر چیست؟ (حدود ١٠٠٠ کلمه، ٣٠ نمره).

 

 

 

راهنمای پایگاه آخرین صفحات به روز شده