|
پیش نویس سخنرانی جناب آقای
امیرحسین جلالی در بارۀ جرایم رایانه ای
باسمه تعالي
جرايم
سايبري: جلوه نوين تبهكاري
ارائه دهنده:
اميرحسين جلالي فراهاني
طي نيم قرن
اخير، پيشرفتهاي بشري در حوزههاي مختلف علوم
و فناوري به اوج خود رسيده است. در اين ميان
به دلايل مختلف ميتوان از «فناوري اطلاعات و
ارتباطات»
(ICT)
به
عنوان يك گزينة شاخص نام برد. اگرچه هنگامي كه
اولين سيستم رايانهاي ٣٠ تني به نام
ENIAC
در سال ١٩٤٦ شروع به كار كرد، سازندگانش حتي
تصور نميكردند كه در آيندهاي بسيار نزديك
دنيا به تسخير آن درخواهد آمد، اما واقعيت
انكارناپذير امروز اين است كه مبناي
توسعهيافتگي كشورها به شمار ميآيد، زيرا
بستر و موتور «توسعة دانشبنياد پايدار» است.
همچنين، نميتوان از بهينهسازي اموري كه
بوسيلة اين فناوري ساماندهي ميشوند صرفنظر
كرد. دنياي جديدي كه «فضاي سايبر» ناميده
ميشود، آنچنان انعطافپذير است كه تقريباً
هيچ امر خرد و كلان جاري در دنياي فيزيكي باقي
نمانده كه خود را براي ورود به آن مهيا نكرده
باشد. كافي است گزينههاي ملموسي چون آموزش،
تجارت و داد و ستد، پول و بانكداري و همچنين
خدمات گوناگون دولتي را با نظاير الكترونيكي و
كارآيي و اثربخشي هر يك مقايسه كنيم تا
دريابيم هرگونه تعلل چه زيانهايي را تحميل
ميكند.
با اين حال،
هر اندازه كه به مواهب و مزاياي اين فناوري
ميانديشيم و از بكارگيري آنها لذت ميبريم،
نبايد فراموش كنيم كه صرفاً يك ابزار است و
نيات ما نتايج كاركردهاي آن را رقم ميزند.
بالطبع نيات نيك و خيرخواهانة بشري بوده كه
اين فناوري را به موتور توسعه تبديل كرده است.
اما اگر نيات سوء در كار باشد، از آنجا كه
هنوز اين فناوري هوشمند نشده تا رأساً از
اجراي آنها امتناع كند، بايد در انتظار نتايج
وحشتناكي به اندازه خوبيهاي آن باشيم. اين
وضعيت به ويژه طي دو سه دهة اخير نمود عيني
يافته است. زيرا اين فناوري با بهاي نزولي و
قابليتهاي شگفتانگيز صعودي و در عين حال
كاربرپسند، بدون تبعيض در اختيار جهانيان قرار
گرفته است. بايد پذيرفت و اذعان داشت كه تحقق
نيات سوء هم با بازدهي باورنكردني مواجه
شدهاند. از هر جنبه كه بنگريم، نبايد توقع
داشته باشيم كه هنجارشكنان عاقل و باهوش خود
را اسير و معطل موانع و محدوديتهاي دنياي
فيزيكي كنند. همه چيز در فضاي سايبر براي يك
هنجارشكني تمامعيار آماده است. اگر كسب منافع
مادي دنبال ميشود، در عصري كه سرماية اصلي
بشر «اطلاعات» است، آيا جرايم مالي
سودآورتري جز دستيابي به اطلاعات ذيقيمت وجود
دارد؟ حتي در جرايم مشابه فيزيكي هم نتايج
احتمالي قابل مقايسه نيستند. آيا ميزان
مخاطبان ترفندهاي متقلبانة يك كلاهبردار در
دنياي فيزيكي و فضاي سايبر يكسان است؟ آيا
ابزار و گسترهاي فراتر از فضاي سايبر براي
هتك حيثيت، نشر اكاذيب، تشويش اذهان عمومي،
ترويج مسايل غيراخلاقي و ... وجود دارد؟ حتي
براي تهديد زيرساختهاي حياتي يك كشور و
ارتكاب اقدامات تروريستي عليه آنها هم ديگر
نيازي به بمبگذاري و تحمل مشقات مرگبار نيست.
به راحتي ميتوان از امنترين محل زندگي خود و
به هنگام نوشيدن يك فنجان چاي، با ارسال يك
ويروس يا ايجاد اختلال در سيستمهاي رايانهاي
مرتبط با امور حياتي يك كشور به كلي آن را فلج
كرد.
اين مزاياي
بينظير زماني كمال خود را به رخ ميكشانند كه
به چالشهاي بزرگ مجريان قانون در پيگرد اين
عوامل هم توجه شود. در گام نخست بايد ديد آيا
استناد به قوانين كيفري موجود براي مصاديق
ارتكابي در فضاي سايبر، اصول مورد اجماعي
مانند «قانوني بودن جرايم و مجازاتها» و
«تفسير مضيق قوانين كيفري به نفع متهمان» را
نقض ميكند يا خير. وجود همين دغدغهها باعث
شده كشورها به ترتيب در قوانين كيفريشان
تجديدنظر كنند. البته مسأله تنها در حقوق جزاي
ماهوي خلاصه نميشود. ماهيت فراسرزميني فضاي
سايبر و عدم پايبندي آن به مرزهاي سرزميني،
باعث شده احراز محل وقوع جرايم در «قلمرو
حاكميتي» كشورها بسيار دشوار و حتي در مواردي
غيرممكن شود. استناد به قواعد صلاحيت
فراسرزميني، به ويژه «تابعيت» هم به سادگي
امكانپذير نيست، زيرا اساساً هويت واقعي
افراد در اين فضا به اندازة دنياي فيزيكي
اهميتي ندارد. آيا سازوكاري براي احراز صحت
ادعاهاي هويتي براي دريافت يك آدرس پست
الكترونيكي يا نام دامنه براي يك وبسايت وجود
دارد؟ حال اگر به اين مسايل آسيبپذيري
دادههاي الكترونيكي را هم بيفزاييم، بايد به
محاكم حق بدهيم كه در رسيدگي به اين جرايم
نهايت احتياط را به عمل آورند و هرگونه
دادهاي را به عنوان دلايل محكمهپسند
نپذيرند. لذا تجديدنظر در قوانين راجع به ادلة
اثبات دعاوي كيفري هم ضرورتي انكارناپذير است.
وجود تمامي
اين مسايل باعث شده كشورها بر روي گزينة
«پيشگيري» بيشتر تمركز و تأكيد كنند، زيرا
آشكارا ميبينند كه به رغم هزينههاي سنگين
براي مقابلة كيفري، نه تنها اهدافشان تأمين
نميشود، بلكه همچنان متحمل زيانهاي مادي و
معنوي ناشي از ارتكاب اين جرايم نيز ميشوند.
لذا عقل سليم حكم ميكند اين نيرو و سرمايه به
سمت تدابير پيشگيرانه سوق يابد. البته در
اينجا نيز بايد توجه كرد كه نوع و ميزان
تدابير پيشگيرانهاي كه اتخاذ ميشود، به
فعاليتهاي مشروع كاربران لطمه نزنند. براي
مثال، نظارتهاي الكترونيكي ميتواند با
موازين حقوق بشري «حريم دادههاي خصوصي» افراد
در تعارض باشد يا تدابير محدودكنندة دسترسي
مانند انواع «فيلترها» ميتواند دسترسي
كاربران به اطلاعات قانوني و مشروع را محدود
يا حتي سلب كند. لذا بايد به نحوي عمل كرد كه
«سالمسازي فضاي سايبر» به نحوي صورت گيرد كه
اساس فعاليتهاي مشروع سايبري متزلزل نشود.
|