فقه
تطبیقی جلسه دوم:
آشنایی با مطالعات
تطبیقی
19/7/1388
1ـ
جایگاه مطالعات
تطبیقی در میان روش های تحقیق
مدرن
1ـ1ـ
مباحث مرتبط با
روش تحقیق در علوم اجتماعی (طراحی
پژوهش، گردآوری اطلاعات، پردازش
اطلاعات، اندازه گیری و تحلیل،
مهارتهای ارایه)
1ـ2ـ
روش های پردازش
اطلاعات
1ـ2ـ1ـ
توجه به یک گزارش
خاص و کوشش برای فهم نکته های خود
آن بدون مقایسه با دیگری (مطالعۀ
تحلیلی)
1ـ2ـ2ـ
کوشش برای تفسیر و
فهم یک گزارش در خلال مقایسۀ آن
با امری دیگر (مطالعۀ تطبیقی)
2ـ
مطالعۀ تطبیقی
2ـ1ـ
مقدمه:
2ـ1ـ1ـ
خیلی از اوقات در
یک زمینۀ خاص اطلاعات اندکی موجود
است.
2ـ1ـ2ـ
مطالعۀ تطبیقی می
کوشد ضعف آگاهیها دربارۀ یک موضوع
را بر پایۀ مقایسّ آن با موضوعات
مشابه پر کند.
2ـ1ـ3ـ
مثال: میخواهیم
بدانیم «چرا زرتشتیان جهنم را
جایی سرد می دانند؟» و هیچ شناختی
از آثار و افکار و ربط
اعتقاداتشان نداریم.
2ـ1ـ3ـ1ـ
از دیگر سو، در
بارۀ نگرش مسلمان به روز قیامت
چیزهای زیادی می دانیم.
2ـ1ـ3ـ2ـ
می دانیم در فرهنگ
اسلامی آتش با چه حوزههای معنایی
مرتبط است.
2ـ1ـ3ـ3ـ
از قیاس با آن می
کوشیم بفهمیم در فرهنگ زرتشتی
جهنم و آتش در چه وضعیتی قرار
دارند.
2ـ1ـ4ـ
تبیین مثال:
2ـ1ـ4ـ1ـ
دیدیم چه
پیوندهایی در فرهنگ اسلامی میان
روز قیامت و چیزهای دیگر برقرار
شده است.
2ـ1ـ4ـ2ـ
کوشیدیم به قیاس
آن، حوزهها و موضوعات مرتبط با
روز قیامت را در فرهنگ زرتشتی
بازشناسیم.
2ـ2ـ
نکته ها
2ـ2ـ1ـ
مطالعۀ تطبیقی در
سطوح بدوی تکامل یک شاخۀ جدید
دانش به کار می رود.
2ـ2ـ2ـ
به کمک آن محقق از
سطح ابتدایی تفاوت های جزئی به
درک روابط علّی و ساختارها می
رسد.
2ـ2ـ3ـ
مطالعۀ تطبیقی
وقتی حکمفرماست که میان دو پدیده
چند امر لحاظ شود:
2ـ2ـ3ـ1ـ
وجه اختلاف و وجه
اشتراک
2ـ2ـ3ـ2ـ
دیده شدن هر دو
پدیده در یک ساختار و نظام
فراگیر:
2ـ2ـ3ـ2ـ1ـ
که درون آن و در
ارتباط با آن تعریف شوند؛
2ـ2ـ3ـ2ـ2ـ
یا حد اقل، تعلق
هر کدام به یک ساختار خاص.
2ـ2ـ3ـ3ـ
وجود ربط میان وجه
اختلاف پدیده در این ساختار (در
قیاس با مورد مشابه) با جایگاهی
که در ساختار دارد.
3ـ
دسته بندی مطالعات
تطبیقی
3ـ1ـ
انواع مطالعۀ
تطبیقی
3ـ1ـ1ـ
مطالعۀ خرد:
3ـ1ـ1ـ1ـ
زمانی که هر دو
سوژۀ مورد مطالعه به یک ساختار
تعلق دارند.
3ـ1ـ1ـ2ـ
یعنی میان جایگاه
هر دو ساختار و کارکردهایشان،
مشابهت های اساسی هست.
3ـ1ـ1ـ3ـ
مثال: مقایسۀ
گزارش های انجیل اوقا و یوحنا
دربارۀ عیسی (ع)
3ـ1ـ1ـ3ـ1ـ
هر دو در ساختار
بزرگ دین مسیحیت جایگاه خاص خود
را دارند.
3ـ1ـ1ـ3ـ2ـ
هر دو انجیل در پی
تأمین هدفی یکسان هستند.
3ـ1ـ2ـ
مطالعۀ کلان:
3ـ1ـ2ـ1ـ
زمانی است که در
هر سوژه به یک ساختار واحد تعلق
ندارند؛
3ـ1ـ2ـ2ـ
یا حداقل از حیث
تعلقشان به یک ساختار واحد لحاظ
نمی شوند.
3ـ1ـ2ـ3ـ
مثال: مقایسۀ
گزارش های انجیل اوقا دربارۀ عیسی
با گزارش های قرآن
3ـ2ـ
بحث آزاد :
3ـ2ـ1ـ
مقایسۀ احکام خمس
در مذهب شافعی و حنفی، یک مطالعۀ
خرد است یا کلان؟
3ـ2ـ2ـ
مقایسۀ احکام خمس
در مذهب شافعی با فقه جعفری چطور؟
3ـ3ـ
انواع مطالعات
تطبیقی کلان
3ـ3ـ1ـ
تبار شناسی:
3ـ3ـ1ـ1ـ
گاه دو پدیده در
عین تعلق به دو ساختار، از ریشۀ
واحدی برخوردارند.
3ـ3ـ1ـ2ـ
به عبارت بهتر، در
اصل یک پدیده بود که چون در دو
فرهنگ مختلف قرار گرفته، دو جور
شکل گرفته است.
3ـ3ـ1ـ3ـ
مطالعۀ دو پدیدۀ
دارای ریشۀ واحد، تبارشناسانه
خوانده خواهد شد؛ اگر:
3ـ3ـ1ـ3ـ1ـ
کوشش شود از خلال
وجوه شباهت و تمایز آن ریشۀ
واحدشان کشف شود.
3ـ3ـ1ـ3ـ2ـ
و سبب تمایز آنها،
با وجود ریشۀ واحد تبیین گردد.
3ـ3ـ1ـ4ـ
مثال:
3ـ3ـ1ـ4ـ1ـ
در فرهنگ قبل از
اسلام، عاشورا روز عید بود و بعد
از اسلام نزد سنی ها عید و نزد
شیعه ها روز عزا شد.
3ـ3ـ1ـ4ـ2ـ
کوشش برای تحلیل
سبب جایگاه تمایز عاشورا در دو
فرهنگ، با وجود ریشۀ مشترک:
تبارشناسی
3ـ3ـ2ـ
گونه شناسی:
3ـ3ـ2ـ1ـ
گاه دو پدیده
علاوه بر تعلق به ساختار، ریشۀ
واحدی هم ندارند.
3ـ3ـ2ـ2ـ
به عبارت بهتر، می
خواهیم دو پدیده را مقایسه کنیم
که نه ریشۀ واحدی دارند و نه در
ساختار واحدی جای گرفته اند.
3ـ3ـ2ـ3ـ
سؤال:
3ـ3ـ2ـ3ـ1ـ
پس چطور می توانیم
این دو را با هم مقایسه کنیم؟
ممکن است قیاس مع الفارق کنیم.
3ـ3ـ2ـ3ـ2ـ
جواب: وقتی نه
ساختار یکسان و نه ریشه واحد است،
شباهت می تواند در یکی از این
امور باشد:
3ـ3ـ2ـ3ـ2ـ1ـ
نوع رابطۀ میان هر
یک از این دو پدیده، با دیگر
عناصر ساختارشان.
3ـ3ـ2ـ3ـ2ـ2ـ
نوع تحولات تاریخی
هر یک از دو پدیده در طول زمان
4ـ
روش مطالعۀ تطبیقی
در عمل
4ـ1ـ
شناخت ماهیت پدیده
از طریق:
4ـ1ـ1ـ
کوشش برای شناخت
طبیعت و ماهیت یک پدیده در انتزاع
از عوامل خارجی
4ـ1ـ2ـ
شناسایی عوامل
اجتماعی مرتبط با آن پدیده و
اجزای مرتبط با آن
4ـ1ـ3ـ
پیدا کردن فرد
اجلایی هر یک از دو پدیده
4ـ1ـ4ـ
کوشش برای برقراری
ربط میان هر یک از دو پدیده با
عوامل خارجی مرتبط با آنها از
طریق مقایسه با هم و الهام گرفتن
از این مقایسه.
فقه تطبیقی
جلسه سوم:
رویکردهای مختلف به فقه تطبیقی
26/7/1388
1ـ
دیدگاههای قدما
1ـ1ـ
یادآوری:
1ـ1ـ1ـ
تاکنون دانستیم
مطالعۀ تطبیقی به چه کار می
گویند.
1ـ1ـ2ـ
حال می خواهیم
ببینیم فقه تطبیقی چیست و بدان از
چه منظرهایی می توان نگریست.
1ـ2ـ
تعریف فقه تطبیقی:
1ـ2ـ1ـ
دیدگاه محمدتقی
حکیم: جمع الآراء المختلفة فی
المسایل الفقهیة علی صعیده احد
دون اجراء موازنة بینهما
1ـ2ـ2ـ
تعریف علم الخلاف:
علم بحث دربارۀ آرای فقهی مختلف
در یک زمینه به قصد داوری و از
روی جدل
1ـ2ـ3ـ
فرق بین علم فقه و
فقه تطبیقی: در علم فقه، لزوماً
مقارنه نیست.
1ـ3ـ
نقد تعریف های
مطرح شده:
1ـ3ـ1ـ
هم در خلاف، هم در
فقه و هم در فقه مقارن به معنای
یاد شده، صرفاً کار فقهی صورت
گرفته است.
1ـ3ـ2ـ
مشکل اصلی این
تعریف آن است که نگرش ساختاری
وجود نداشته است.
1ـ3ـ3ـ
کوششی برای این
نشده است که سبب اختلاف مکاتب
قدما در خاستگاههای آنها جسته
شود.
1ـ4ـ
موضوع فقه مقارن
از دید ما:
1ـ4ـ1ـ
کشف اختلافات فقها
1ـ4ـ2ـ
ریشه یابی
اختلافاتشان در مبانی (کشف رابطۀ
میان دیدگاه فرد با ساختار فکریش)
1ـ4ـ3ـ
مقایسۀ جایگاه یک
اندیشه در نظام فکری یک فقیه با
اندیشه دیگری دربارۀ همان موضوع
در نظام فکری فقیه دیگر
2ـ
مکاتب مشهور فقهی
2ـ1ـ
مکاتب اهل سنت
2ـ2ـ
مکاتب فقه شیعی
(اثنا عشری، زیدی...)
2ـ3ـ
مکاتب فقهی خوارج
3ـ
روش کار ما در این
کلاس
3ـ1ـ
مطرح کردن یک
موضوع
3ـ2ـ
بیان اختلافات
فتوا
3ـ3ـ
بیان اسباب خلاف
فقه تطبیقی
جلسه چهارم: نجاست
خون و فروع آن
3/8/1388
1ـ
مقدمه
1ـ1ـ
فتوای مشهور: دم
الحیوان البری نجس
1ـ2ـ
موارد خلاف:
1ـ2ـ1ـ
دم السمک نجس ام
لا
1ـ2ـ2ـ
الدم القلیل من
الحیوان غیرالبحری نجس ام لا
2ـ
اختلاف فتاوی در
دم السمک
2ـ1ـ
اقوال:
2ـ1ـ1ـ
جمهور و شافعی و
مالک: دم السمک طاهر
2ـ1ـ2ـ
مالک در المدونة:
هو نجس علی اصل الدماء
2ـ1ـ3ـ
نظر دیگر: قلیل
الدماء معفو عنه
2ـ1ـ4ـ
نظر دیگر: القلیل
منه و الکثیر حکما واحد
2ـ2ـ
منشأ خلاف در خون
ماهی:
2ـ2ـ1ـ
اختلافات در میتـۀ
ماهی است.
2ـ2ـ2ـ
هر کس میتۀ ماهی
را حرام دانسته، خون آن را هم
حرام دانسته است.
2ـ2ـ3ـ
هر کس میتۀ ماهی
را پاک دانسته، به قیاس با آن خون
ماهی را هم پاک شمرده است.
2ـ2ـ4ـ
نیز روایتی ضعیف
دربارۀ پاکی خون ماهی هست.
3ـ
اختلاف فتاوی در
طهارت خون قلیل و عدم آن
3ـ1ـ
منشأ خلاف:
3ـ1ـ1ـ
آیۀ قرآن:
3ـ1ـ1ـ1ـ
قل لا اجد فیما
اوحی الی محرماً علی طاعم یطعمه
الا ان یکون اما مسفوحاً او لحم
خزیر فانه رجس او فسقا اهل
لغیرالله به فمن اضطر غیر باغ و
لا عاد فان ربک غفور رحیم
3ـ1ـ1ـ2ـ
حرمت علیکم المیته
و الدم و لحم الخزیر
3ـ1ـ2ـ
تبیین:
3ـ1ـ2ـ1ـ
در آیۀ دوم، خون
به طور مطلق و به طور کلی حرام
اعلام شده است.
3ـ1ـ2ـ2ـ
در آیۀ اول « دم
مسفوح» [ = خون ریخته و کثیر]
حرام شده است.
3ـ1ـ2ـ3ـ
برخی فقیهان گفته
اند آیۀ اول که مطلق است مبنای
کار است و آیۀ دوم حالت خاص و
استثنایی است.
3ـ1ـ2ـ4ـ
برخی دیگر هم گفته
است آیۀ دوم توضیح دهندۀ آیۀ اول
است و لذا «دم غیر مسفوح» حرام
نیست.
3ـ2ـ
دسته بندی خلافات
فقیهان در بحث خون و نجاست آن:
3ـ2ـ1ـ
در بحث از طهارت و
نجاست خون ماهی، عامل وفاق، قیاس
همه بود که خون را به بدن ماهی
قیاس کرده بود.
3ـ2ـ2ـ
در بحث طهارت و
نجاست خون ماهی، عامل خلاف،
اختلاف در موضوع قیاس[= بدل ماهی]
بود.
3ـ2ـ3ـ
در بحث طهارت خون
قلیل، اختلاف در اطلاق و تقیید دو
آیه از قرآن بود.
3ـ2ـ4ـ
گروهی مطلق دم را
محرم دانسته بودند و گروهی صرف «
دم مسفوح» را.
فقه تطبیقی
جلسۀ پنجم: طهارت
اهل کتاب (جلسۀ اول: ادلۀ فقیهان
شیعی)
10/ 8/ 1388
1ـ
توضیح
1ـ1ـ
از امروز چند
جلسهای به اختلاف اقوال فقهی در
خصوص طهارت اهل کتاب نظر خواهیم
افکند.
1ـ2ـ
اجمالا، باید گفت
اجماع شیعیان بر نجاست اهل کتاب،
و اجماع اهل سنت بر طهارت انسان
از همۀ انواعش تعلق گرفته است.
1ـ3ـ
نخست بهتفصیل
ادلۀ فقیهان شیعی، و سپس
دیدگاههای اهل سنت را بیان خواهیم
داشت.
1ـ4ـ
سرآخر، خواهیم
کوشید به اختصار دلیل این اختلاف
اقوال را تحلیل کنیم.
2ـ
طهارت اهل کتاب از
نگاه فقیهان شیعی
2ـ1ـ
فتاوای عالمان
شیعه:
2ـ1ـ1ـ
قاعدۀ فقیهۀ مشهور
: کل کافر نجس کتابیاً کان او لم
یکن.
2ـ1ـ2ـ
اجماع شیعه: نجاست
اهل کتاب
2ـ1ـ3ـ
قول شاذ: طهارت
اهل کتاب ← نظر ابن جنید در کتاب
المختصر
2ـ2ـ
ادلۀ فقیهان شیعه:
2ـ2ـ1ـ
اجماع
2ـ2ـ1ـ1ـ
وحید بهبهانی: این
حکم از ضروریات مذهب و مجمع علیه
است.
2ـ2ـ1ـ2ـ
شیخ انصاری:
2ـ2ـ1ـ2ـ1ـ
حتی ابن جنید و
ابن عقیل هم که چنین حرفی در
آثارشان داشته اند، هدف دیگری
داشتهاند.
2ـ2ـ1ـ2ـ2ـ
کلامشان دلالت بر
قول به طهارت اهل کتاب ندارد.
2ـ2ـ1ـ3ـ
نکته: برخی علمای
معاصر مثل آیت الله مکارم،
خامنهای و ... قولی خلاف اجماع
دارند.
2ـ2ـ2ـ
کتاب
2ـ2ـ2ـ1ـ
آیۀ قرآن:
انما المشرکون نجس فلا یقربوا
المسجد الحرام ( توبه / 9/ 28).
2ـ2ـ2ـ2ـ
این حکم شامل
هرجور مشرکی می شود.
2ـ2ـ2ـ2ـ1ـ
در خصوص بت پرستان
که سبب آن واضح است.
2ـ2ـ2ـ2ـ2ـ
در خصوص منکران
خدا به طریق اولی صادق است (منشأ
حکم در آنها به نحو اکمل موجود
است).
2ـ2ـ2ـ2ـ3ـ
در خصوص اهل کتاب
مجوس، قائل به ثنویت هستند و حکم
واضح است.
2ـ2ـ2ـ2ـ4ـ
در خصوص یهود و
نصاری، در قرآن از شرک
آنها سخن رفته است.
2ـ2ـ2ـ2ـ4ـ1ـ
و قالت الیهود
عزیرٌ ابن الله و قالت النصاری
المسیح ابن الله ( توبه/ 9/
30ـ31).
2ـ2ـ2ـ2ـ4ـ2ـ
لقد کفرالذین
قالوا انّ الله ثالث ثلاثة (
مائده / 5/ 73).
2ـ2ـ3ـ
اعتراضات به این
دلیل کتاب
2ـ2ـ3ـ1ـ
اشکال اول: معنای
نجس
2ـ2ـ3ـ1ـ1ـ
تبیین اشکال
2ـ2ـ3ـ1ـ1ـ1ـ
نجس مصدر است و
حمل آن بر ذات، با اضافۀ « ذو»
ممکن است.
2ـ2ـ3ـ1ـ1ـ2ـ
وقتی گفته شده
«المشرکون نجس» یعنی «
المشرکون ذو نجاسة».
2ـ2ـ3ـ1ـ1ـ3ـ
این لزوماً به
معنای نجاست ذاتی مشرکان نیست؛
ممکن است به معنای نجاست عرضی
باشد.
2ـ2ـ3ـ1ـ2ـ
جواب: نجس ممکن
است صفت مشبهه باشد، نه مصد؛ مثل
حسن.
2ـ2ـ3ـ1ـ3ـ
اشکال:
2ـ2ـ3ـ1ـ3ـ1ـ
مشرکون جمع است و
نمی شود برای مبتدای جمع، خبر
مفرد آورد؛ اما اگر مصدر باشد می
شود.
2ـ2ـ3ـ1ـ3ـ2ـ
چون مصدر در حالت
مفرد هم قابل انتساب به مبتدای
جمع هست؛ مثلاً می گوییم: شهودٌ
عدلٌ (ذوعدالةٌ).
2ـ2ـ3ـ1ـ4ـ
جواب:
2ـ2ـ3ـ1ـ4ـ1ـ
مصدر از باب
مبالغه حمل بر ذات می شود.
2ـ2ـ3ـ1ـ4ـ2ـ
میگوییم «او عدل
است»، یعنی عین عدالت است، پس
«مشرک نجس است»، یعنی عین نجاست
است.
2ـ2ـ3ـ2ـ
اشکال دوم: نجاست
به معنای قذارت معنوی
2ـ2ـ3ـ2ـ1ـ
تبیین: ممکن است
مراد از نجاست، قذارت معنوی باشد،
نه نجاست.
2ـ2ـ3ـ2ـ2ـ
پاسخ: شارع در
مقام بیان بوده است و بعد هم حکمی
بیان کرده است: لا یقربوا
المسجدالحرام.
2ـ2ـ3ـ3ـ
اشکال سوم: بحث
اصولی
2ـ2ـ3ـ3ـ1ـ
تبیین:
2ـ2ـ3ـ3ـ1ـ1ـ
ممکن است مراد
عموم لفظ نباشد و خصوص سبب باشد.
2ـ2ـ3ـ3ـ1ـ2ـ
یعنی مراد از حکم
همۀ مشرکان از هر نوعی نیست.
2ـ2ـ3ـ3ـ1ـ3ـ
صرفاً مشرکان خودِ
مکه را که مخاطب آیه هستند شامل
می شود.
2ـ2ـ3ـ3ـ1ـ4ـ
قائل این قول، آقا
رضا همدانی در مصباح الفقیه
است (1/558).
2ـ2ـ3ـ3ـ2ـ
پاسخ : در اصول
بحث شده است که مراد عموم لفظ است
نه خصوص سبب.
2ـ2ـ4ـ
دلیل سوم: روایات
اهل بیت (ع) => موضوع بحث در جلسۀ
آینده
فقه تطبیقی
جلسۀ ششم: طهارت
اهل کتاب (ادامۀ ادلۀ فقیهان
شیعه)
17/ 8/ 1388
1ـ
مرور
1ـ1ـ
در جلسۀ گذشته، دو
دلیل نخست فقیهان شیعه را مبنی بر
نجاست اهل کتاب گفتیم.
1ـ2ـ
دلیل نخست، اجماع
بود. از اجماع فقیهان شیعه،
بازتاب آن در قواعد فقه جعفری و
هم از مخالفان اجماع حرفی زدیم.
1ـ3ـ
دلیل دوم، آیۀ
قرآن بود که نظر مستدلان بدان
بر نجاست اهل کتاب را یاد کردیم و
اقوال مستشکلان را هم گفتیم.
1ـ4ـ
همچنان که گفته
شد، سومین دلیل، روایات اهل بیت
(ع) است. => امروز در بارۀ این
دلیل سخن میگوییم.
2ـ
اصل روایات:
2ـ1ـ
موثقة سعید
الاعرج: سأل اباعبدالله عن
سؤرالیهودی والنصرانی ایؤکل او
یثرب قال علیه السلام: لا.
2ـ1ـ1ـ
وقتی نشود
نیمخورۀ کسی را خورد، بدین
معناست که او نجس است.
2ـ1ـ2ـ
نقد: لزوما دلالت
بر چنین معنایی ندارد. شاید چون
دهانش با شراب آلوده بوده، از اکل
سؤر منع کردهاند.
2ـ2ـ
مارواه ابوبصیر عن
مصافحة الیهودی و النصرانی قال
علیه السلا: من ورائ الیثاب قال
صافحک فاغسل یدک.
2ـ2ـ1ـ
وقتی نتوان با کسی
مصافحه کرد، به معنای نجاست ذاتی
اوست.
2ـ2ـ2ـ
نقد: لزوما نه؛
شاید از آن روست که بدنش معمولا
آلوده به نجاساتی است و از آنها
پرهیز ندارد.
2ـ3ـ
صحیحة محمد بن
مسلم: سألت اباعبدالله علیه
السلام عن آنیة اهل الذمه و
المجوس. فقال: لا تأکلوا فی
آنیتهم و لا من طعامهم الذی
یطبخون و لا فی آنیتهم التی
یشربون فیها الخمر.
2ـ3ـ1ـ
وقتی نشود از کاسۀ
کسی خورد، بدین معناست که او نجس
است.
2ـ3ـ2ـ
نقد: لزوما دلالت
بر چنین معنایی ندارد. شاید چون
ظروفش معمولا آلوده به گوشت خوک
است، منع کردهاند.
2ـ4ـ
علی بن جعفر عن
اخیه علیهما السلام: قال سألته عن
مؤاکلة المجوس فی قصد واحدة و
ارقد معه علی فراش واحد و اصافحه
فقال: لا.
2ـ4ـ1ـ
وقتی نشود با کسی
در یک ظرف غذا خورد و در بسترش
خوابید، بدین معناست که او نجس
است.
2ـ4ـ2ـ
نقد: لزوما دلالت
بر چنین معنایی ندارد. شاید چون
ظروف و بدنش معمولا آلوده به
نجاسات است، منع کردهاند.
2ـ5ـ
علی بن جعفر: سألت
اباجعفر عن قول الله عزوجل «وطعام
الذین اوتوا الکتاب حل لکم » فقال
علیه السلام الحبوب و البقول.
2ـ5ـ1ـ
مفسران سنی، آیۀ
فوق (مائده/ 5/ 3) را حمل بر این
کردهاند که ذبیحۀ اهل کتاب چون
در برابر بت قربانی نشده، پاک
است.
2ـ5ـ2ـ
بر پایۀ روایت
فوق، امام بیان میدارند که مراد،
ذبایح نیست و خوردنیهای گیاهی
است.
2ـ5ـ3ـ
با فرض صحت این
انتساب، حکایت از آن دارد که از
دید امام، ذبیحۀ اهل کتاب طاهر
نیست.
2ـ5ـ4ـ
باز میتوانش حمل
بر نجاست اهل کتاب کرد؛ اگرچه این
دلیل به قوت دلایل پیشین نیست.
3ـ
تبیین: این روایات
ظاهر در نجاست اهل کتاب هستند.
3ـ1ـ
اشکال: ممکن است
مراد روایات نجاسات عارضی اهل
کتاب باشد.
3ـ2ـ
مثلا، نجاست در
اثر آلوده شدن دست و بدن به شراب،
گوشت خوک در غذا و ....
3ـ3ـ
همین معنا با نظر
در روایاتی دیگر نیز تأیید
میشود.
3ـ3ـ1ـ
روایت اسماعیل بن
جابر: قلت لأبی عبدالله (ع) ما
تقول فی طعام اهل الکتاب فقال لا
تأکله ثم سکت هنیهة ثم قال لا
تأکله و لا تترکه تقول انه حرام و
لکن تترکه تزها عنه ال فی آنیتهم
الخمر و لحم الخزیر.
3ـ3ـ2ـ
این روایت نشان می
دهد نجاسات عارضی سبب حکم است.
3ـ3ـ3ـ
نقد:
3ـ3ـ3ـ1ـ
امام اول حکم را
بیان داشته و سپس در مقام تقیه،
آن را معلل به علتی خارجی کرده
است.
3ـ3ـ3ـ2ـ
سبب آن بوده است
که با فتوای اهل سنت تعارض نیابد
و دچار خطر نشود.
3ـ3ـ3ـ3ـ
سایر روایاتی هم
که از اهل بیت در خصوص طهارت اهل
کتاب آورده اند، محل اشکال است.
3ـ3ـ3ـ4ـ
همۀ آنها
میتوانند حمل بر تقیه شوند.
4ـ
بحث آزاد:
4ـ1ـ
آیا روایات یاد
شده از امام صادق (ع) و دیگران،
به قطعیت حکایت از این دارند که
اهل کتاب، نجاست ذاتی دارند؟
4ـ2ـ
فرض کنیم امام
چنین نظری داشتند. اگر این روایات
بر نجاست ذاتی دلالت ندارند، امام
دیگر باید چگونه میفرمود؟
4ـ3ـ
آیا جز این است که
در مقام فهم روایات، معطل
ماندهایم؟
4ـ4ـ
آیا این بدین
معناست که هر کس با پیشفرضهای
خویش میتواند روایت را جوری
تحلیل کند؟
5ـ
موضوع بحث جلسۀ
آینده: دیدگاه فقیهان عامه.
فقه تطبیقی
جلسۀ هفتم: طهارت
اهل کتاب (ادلۀ فقیهان اهل سنت)
24/ 8/ 1388
6ـ
مرور
6ـ1ـ
در دو جلسۀ گذشته،
ادلۀ فقیهان شیعه را مبنی بر
نجاست اهل کتاب گفتیم.
6ـ2ـ
بحث امروز، تبیین
ادلۀ اهل سنت مبنی بر طهارت اهل
کتاب است.
7ـ
فتاوای علمای اهل
سنت:
7ـ1ـ
اهل سنت عموما
باور به طهارت اهل کتاب دارند.
7ـ2ـ
آنها به طور کلی،
انسان از همۀ انواعش را طاهر
میدانند و فسق در عقیده را موجب
نجاست نمیشمرند.
8ـ
ادلۀ اهل سنت:
8ـ1ـ
اجماع
8ـ1ـ1ـ
عمدۀ اهل سنت، بر
طهارت انسان اجماع دارند.
8ـ1ـ2ـ
تنها مخالفین،
بعضی فقیهان ظاهریند: ذهب بعض
الظاهریه الی نجاسة ابدانهم (ابن
کثیر، تفسیر، 2/ 360).
8ـ2ـ
کتاب:
8ـ2ـ1ـ
آیۀ اول: و طعام
الذین اوتوالکتاب حل لکم ( مائده/
5/ 5).
8ـ2ـ1ـ1ـ
از دید ابن حزم،
مراد ذبائح اهل کتاب است؛ نه هر
طعامی (چون لحم خنزیر و... را هم
می خورند).
8ـ2ـ1ـ2ـ
در آیات قبل بحث
بر سر حلیت گوشت چهارپایان،
راههای اکل حلال (ذبح و شکار)، و
حرمت ذبیحۀ پای بتهاست.
8ـ2ـ1ـ3ـ
وقتی طعام اهل
کتاب قابل خوردن باشد و بتوان با
ایشان هم غذا شد، پس خودشان هم
طاهرند.
8ـ2ـ1ـ4ـ
نقد: استدلال کامل
نیست. حلیت ذبیحۀ فرد که در آیه
گفته شده، غیر از جواز همغذایی
با اوست.
8ـ2ـ2ـ
آیۀ دوم: ولقد
کرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر
و البحر و رزقناهم من الطیبات و
فضلناهم علی کثیر ممن خلقنا
تفضیلا.
8ـ2ـ2ـ1ـ
بارزترین نشانۀ
تکریم بنی آدم، پاک بودن بدن آنان
است.
8ـ2ـ2ـ2ـ
پس انسان از هر
نوعی پاک است؛ حتی اگر کافر باشد.
8ـ2ـ2ـ3ـ
نقد:
8ـ2ـ2ـ3ـ1ـ
این تفسیر با
دلالت آیۀ 28 سورۀ توبه بر نجاست
مشرکین درتعارض است.
8ـ2ـ2ـ3ـ2ـ
پاسخ: مراد از نجس
در آیۀ فوق، نجاست معنوی است.
8ـ3ـ
سنت
8ـ3ـ1ـ
روایت اشعث بن
سوّار از حسن بصری از جابر
8ـ3ـ1ـ1ـ
متن روایت: قال
رسول الله لا یدخل مسجدنا بعد
عامنا هذا مشرک الا اهل العهد و
خدمهم.
8ـ3ـ1ـ2ـ
کوفیان بر اساس
این روایت، حکم به جواز دخول اهل
معاهده به حرم کردهاند.
8ـ3ـ2ـ
روایت اوزاعی:
8ـ3ـ2ـ1ـ
کتب عمربن
عبدالعزیز امنعوا الیهود و
النصاری من دخول مساجد المسلمین.
8ـ3ـ2ـ2ـ
در روایت آمده است
که عمر بن عبدالعزیز در ادامه به
این آیه استدلال کرد: «انما
المشرکون نجس».
8ـ3ـ3ـ
روایت حذیفه:
المؤمن لا ینجس
8ـ3ـ3ـ1ـ
این روایت را
محدثان و فقیهان اهل سنت صحیح
شناختهاند.
8ـ3ـ3ـ2ـ
مفهوم مخالف:
«الکافر نجس».
8ـ3ـ3ـ3ـ
نجس در این قبیل
روایات، به معنای جنابت و حکم
وضعی حاصل از آن (منع دخول مساجد)
است.
8ـ4ـ
اختلاف فقیهان
عامه در تفسیر آیۀ 28 سورۀ توبه
(انما المشرکون نجس)
8ـ4ـ1ـ
در این خصوص،
بهترین منبع، تفسیر طبری (ذیل
آیه) است.
8ـ4ـ2ـ
نظر اول:
8ـ4ـ2ـ1ـ
نجس یعنی کسی که
جنب شود و غسل نکند.
8ـ4ـ2ـ2ـ
پس مراد از نجاست،
این است که مشرکان چون غسل
نکردهاند، ورودشان به مسجد ممنوع
است.
8ـ4ـ2ـ3ـ
روایات مؤید:
8ـ4ـ2ـ3ـ1ـ
عن معمر قال بلغنی
ان النبی لقی حذیفة و اخذ النبی
بیده فقال حذیفة یا رسول الله انی
جنب فقال المؤمن لا ینجس.
8ـ4ـ2ـ3ـ2ـ
عن قتادة فی قوله
تعالی «انماالمشرکون نجس» قال ای
أجناب.
8ـ4ـ3ـ
نظر دوم:
8ـ4ـ3ـ1ـ
نجس یعنی رجس و
پلید، مثل خوک و سگ.
8ـ4ـ3ـ2ـ
این دیدگاه، همان
است که شیعیان از امام صادق (ع)
نقل کردهاند.
8ـ4ـ3ـ3ـ
این قول آن سان که
طبری آورده، در میان فقیهان
تابعین طرفدارانی داشته است.
8ـ4ـ3ـ4ـ
به هر روی، به نظر
میرسد در دورههای بعد، این
دیدگاه در میان عامه چندان طرفدار
نیافته است.
8ـ4ـ4ـ
نظر سوم: نجس، به
معنای کسی که از نظر روحی پلید
است و روحی ناپاک دارد.
9ـ
بحث آزاد:
9ـ1ـ
شباهتها و
تفاوتهای شیوۀ استدلال شیعه و سنی
به اجماع، کتاب و سنت.
9ـ2ـ
لزوم بحث تاریخی
در خصوص معنای «نجس» در سدۀ نخست
هجری، به منظور درک معنای دقیق
آیۀ قرآن (انما المشرکون
نجس).
فقه تطبیقی
جلسۀ هشتم: آغاز
بحث از اختلافات فقهی در بارۀ حکم
روزۀ عاشورا
8/9/1388
1ـ
معرفی روز عاشورا
1ـ1ـ
روز شهادت امام
حسین (ع)، که شیعیان با آیینهای
ویژهای گرامی می دارند و
بزرگترین اجتماعات آیینی خود را
پی می گیرند.
1ـ2ـ
واقعۀ شهادت امام
حسین (ع) اصلی ترین سبب آیینهای
شیعیان در عاشوراست.
1ـ3ـ
روز تاسوعای سال
61 ق خواستند امام را بکشند که یک
شب را برای عبادت خدا مهلت خواست
و روز عاشورا کشته شد.
1ـ4ـ
روز عاشورا با
شهادت امام حسین (ع) در فرهنگ
شیعی نماد مصیبت بارترین روز شد.
1ـ4ـ1ـ
گزارشها
از باور عمومی شیعیان در سدههای
متمادی به خوبی حکایتگر نوع نگاه
به عمق فاجعه است.
1ـ4ـ2ـ
گفتهاند: آسمان
در این روز خون گریست، خورشید
گرفت، هیچ سنگی را برنداشتند؛ مگر
آنکه از زیر آن خون جریان یافت.
2ـ
جایگاه آیین
عاشورا در فرهنگ شیعی
2ـ1ـ
بزگترین فاجعۀ
عاشورا :
2ـ1ـ1ـ
بزرگترین فاجعۀ
عاشورا از دید ائمۀ شیعی، شکستن
حرمت اهل بیت (ع) است؛ تنها نیم
سده از درگذشت وی.
2ـ1ـ2ـ
رفتاری با خاندان
پیامبر (ص) رواداشته شد که مردمان
با شرار خود هم روا نمی دارند.
2ـ1ـ3ـ
امام حسین کشته شد
و بزرگترین جنایات با خانواده اش
و جنازه اش روا داشته شد.
2ـ1ـ4ـ
در روایات شیعی که
سخن از تطابق قیام قائم با روز
عاشورا رفته، نشانگر انتظار
شیعیان از بزرگترین منتقم تاریخ
است.
2ـ2ـ
جایگاه محوری
عاشورا در عزاداریهای امام حسین
(ع)
2ـ2ـ1ـ
شیعیان عاشورا را
در میان کلیۀ روزهای 60 گانۀ دهۀ
محرم و صفر، مهمترین روز برای
عزاداری دانستهاند.
2ـ2ـ2ـ
گزارشهای کهن از
سدۀ 4ـ 5 ق حکایت از همین جایگاه
محوری عاشورا در عزاداریهای
شیعیان دارند.
2ـ3ـ
آیینهای عزاداری
عاشورا توسط شیعیان
2ـ3ـ1ـ
عمدۀ آیینهای
عزاداری شیعی برگرفته از اشکال
بدوی عزاداری هستند که در روایات
اهل بیت (ع) آمده است.
2ـ3ـ2ـ
وجه جمع همۀ این
اعمال، ابراز حزن و عزاداری است.
2ـ3ـ3ـ
نمونۀ آیینهای یاد
شده: اصل عمل عزاداری، تعطیل
مظاهر زندگی روزمره و بازنشستن از
کسب روزی، پوشیدن لباس مانند
عزاداران
2ـ3ـ4ـ
آیینهای عرفی:
2ـ3ـ4ـ1ـ
اجتماعات آیینی (
حتی در زمان مولوی هم تعجب
برانگیز و گسترده بوده است.)
2ـ3ـ4ـ2ـ
نواخت موسیقی رزمی
( از دیرباز و عهد آل بویه)
2ـ3ـ4ـ3ـ
اطعام عمومی (در
اثر کراهت پخت و پز) ـ و غذایی از
حبوبات و گوشت
2ـ3ـ4ـ4ـ
آیینهای دیگری چون
قربانی کردن، نمازی خاص، صوم
الحزن، و تسلیت به ایتام ( در
خلال مراسم شام غریبان)
2ـ3ـ5ـ
جایگاه نمادین
عاشورا در فرهنگ شیعی: سالروز
تجلی جوهر مردانگی و پابندی به
پیمان است: «کل یوم عاشورا و کل
ارض کربلا»
2ـ4ـ
آیینهای تاسوعا:
2ـ4ـ1ـ
شرح آیینها
2ـ4ـ1ـ1ـ
تاسوعا که بعد
عاشورا مهم ترین روز در عزای
شیعیان است، به عزاداری عباس
چونان قهرمان دوم کربلا اختصاص
دارد.
2ـ4ـ1ـ2ـ
حتی برخی به خطا
گمان بردهاند، تاسوعا سالروز
شهادت عباس است.
2ـ4ـ1ـ3ـ
عزاداری برای عباس
در این روز خود را در نوحه
خوانیها و توسلات و... به عباس
جلوه گر می سازد.
2ـ4ـ2ـ
ریشۀ آیینهای
تاسوعا:
2ـ4ـ2ـ1ـ
یاد کردن تاسوعا
در روایت امام صادق (ع) همراه با
عاشورا همچون روز محاصرۀ امام
و... .
2ـ4ـ2ـ2ـ
داشتن نامی مشابه
با عاشورا حکایت از آن دارد که از
دیرباز تاسوعا و عاشورا کنار هم
دیده شدهاند.
2ـ4ـ2ـ3ـ
گزارش ابوریحان
بیرونی از نمازگزاردن شیعیان در
این روز، حکایت از آیینهایی کهن و
ناشناخته دارد.
2ـ4ـ2ـ4ـ
رشد توجهات به
عزاداری در تاسوعا در دورۀ
قاجاریه و پا به پای گسترش رسم
تعزیهخوانی
3ـ
آیینهای عامۀ
مسلمانان
3ـ1ـ
نگرش عامه به
عاشورا
3ـ1ـ1ـ
عاشورا سرآغاز سال
جدید قمری است.
3ـ1ـ2ـ
تلاش در این روز
برای جلب رحمت الهی موجب کسب برکت
در طول سال است.
3ـ1ـ3ـ
در روایات عامه،
رویدادهای خیر مهمی به عاشورا
نسبت داده شده است: پذیرش توبۀ
آدم (ع)، آرام گرفتن کشتی نوح
برکوه جودی...
3ـ1ـ4ـ
حتی در این
روایات، سخن از رحمتهای عام الهی
رفته است: نزول اولین باران هستی،
نزول اولین رحمت بر بشر.
3ـ2ـ
نمونۀ آیینها
3ـ2ـ1ـ
روزه: گفته میشود
کفارۀ گناهان سال گذشته است و
«حتی حیوانات هم عاشورا روزه می
دارند». کودکان را هم روزه تمرین
می دهند.
3ـ2ـ2ـ
ضیافت افطار و
اطعام عموم، مجالس وعظ و تلاوت
قرآن در طول روز و بعد از افطار،
و پرداخت صدقهای همچون زکات فطره
3ـ2ـ3ـ
سایر آیینها: هر
کار خیری برای جلب رحمت الهی،
عیادت مریضان، اطعام فقرا، افطار
مؤمنان، دست نوازش کشیدن بر سر
ایتام....
3ـ2ـ4ـ
جمع بندی نوع نگاه
عامه
3ـ2ـ4ـ1ـ
عاشورا را روزی
چونان عید در نظر گرفتن، درکنار
عید فطر و قربان و... .
3ـ2ـ4ـ2ـ
بهترین تعبیر که
بیانگر نوع نگاهشان باشد همان است
که عاشورا را «یوم الزینة»
خواندهاند.
4ـ
جمع بندی
4ـ1ـ
مقایسۀ آیینهای
شیعیان و اهل سنت:
4ـ1ـ1ـ
آیین هایی مثل
یتیم نوازی، قربانی، پختن غذای
آیینی، اجتماعات، نماز خاص،
مشترکند.
4ـ1ـ2ـ
از دید شیعیان
عاشورا روز بزرگترین مصیبت است و
از دید عامه، روز بزرگترین شادی.
4ـ1ـ3ـ
آیینهای متفاوت:
گشودن و بستن بازار، تعطیلی کار و
زندگی یا توجه بدان، عزاداری یا
شادی، روزه یا صوم الحزن.
4ـ2ـ
بحث آزاد: سبب این
شباهتها و اختلافات چه می تواند
باشد؟
4ـ3ـ
موضوع بحث هفتۀ
آینده: اختلافات فقهی در حکم روزۀ
عاشورا
فقه تطبیقی
جلسۀ نهم: ادامۀ
بحث روزۀ عاشورا
22/ 9/ 1388
1ـ
مرور
.............. 10 دقیقه
1ـ1ـ
بحث جلسۀ گذشتۀ
ما، مدخلی بر بحث در بارۀ حکم
فقهی روزۀ عاشورا بود.
1ـ2ـ
دیدیم آیینهای
بزرگداشت عاشورا در میان اهل سنت
و شیعه چه تمایزها و شباهتهایی
دارد.
1ـ2ـ1ـ
شباهتها: اجتماع،
پخت غذایی آیینی، قربانی، نوازش
ایتام، گرسنگی کشیدن (خواه روزه
یا صوم الحزن)....
1ـ2ـ2ـ
تمایزها: شادی/
اندوه، گشایش بازار/ تعطیل،
استحباب/ حرمت روزه، استحباب/
کراهت توسعه بر عیال....
1ـ3ـ
امروز پس از این
مقدمه، بناست به مطالعۀ روایات
روزۀ عاشورا بپردازیم.
2ـ
حکم فقهی روزۀ
عاشورا نزد اهل سنت ....... 10
دقیقه
2ـ1ـ
اهل سنت، روزۀ
عاشورا را مستحب و سنت نبوی
میدانند و مستند آنها، روایات
نبوی دال بر این معناست.
2ـ2ـ
در آثار روایی اهل
سنت، روایات متعددی با موضوع روزۀ
عاشورا دیده میشود.
2ـ2ـ1ـ
بر پایۀ برخی از
این روایات، روزۀ عاشورا صومی در
صدر اسلام بوده، و سپس نسخ شده
است.
2ـ2ـ2ـ
بر پایۀ برخی
دیگر، این روزه، صیام یهود مدینه
بوده است.
2ـ2ـ3ـ
بر پایۀ برخی
دیگر، این آیین رسمی بازمانده از
عرب قبل از اسلام بوده، که توسط
پیامبر (ص) ترویج شده است.
2ـ3ـ
نمونۀ روایات
(تعداد روایات، بسیار بیشتر است)
..................... 40 دقیقه
2ـ3ـ1ـ
حدثنی یحیی عن
مالک، عن هشام بن عروة، عن أبیه،
عن عائشة زوج النبی (ص) أنها
قالت: کان یوم عاشوراء یوما تصومه
قریش فی الجاهلیة. وکان رسول الله
(ص) یصومه فی الجاهلیة. فلما قدم
رسول الله صلی الله علیه وسلم
المدینة، صامه، وأمر بصیامه. فلما
فرض رمضان، کان هو الفریضة. وترک
یوم عاشوراء. فمن شاء صامه، ومن
شاء ترکه (برای این روایت و دو
روایت بعدی، نک: مؤطأ
مالک، 1/ 299).
2ـ3ـ2ـ
حمید بن عبد
الرحمن بن عوف، أنه سمع معاویة بن
أبی سفیان، یوم عاشوراء، عام حج،
وهو علی المنبر، یقول: یا أهل
المدینة! أین علماؤکم؟ سمعت رسول
الله (ص)، یقول لهذا الیوم: هذا
یوم عاشوراء ولم یکتب علیکم صیامه
وأنا صائم؛ فمن شاء فلیصم، ومن
شاء فلیفطر.
2ـ3ـ3ـ
حدثنی عن مالک،
أنه بلغه أن عمر بن الخطاب، أرسل
إلی الحارث بن هشام: أن غدا یوم
عاشوراء. فصم وأمر أهلک أن
یصوموا.
2ـ3ـ4ـ
سعید بن جبیر عن
أبیه عن ابن عباس قال: قدم رسول
لله (ص) المدینة، فوجد الیهود
یصومون یوم عاشوراء، فقال: ما
هذا؟ قالوا: هذا یوم عظیم، نجا
الله فیه موسی، وأغرق فیه آل
فرعون، قال: فصامه شکرا، فقال
النبی صلی الله علیه وسلم: فأنا
أولی بموسی وأحق بصیامه منکم،
فصامه وأمر بصیامه (مصنف
صنعانی، 4/ 287ـ288).
2ـ3ـ5ـ
عبد الرزاق عن ابن
جریج قال: أخبرنی یحیی بن محمد بن
عبد الله بن صیفی أن عمرو بن أبی
یوسف أخا بنی نوفل أخبره أنه سمع
معاویة علی المنبر یقول: إن یوم
عاشوراء یوم عید، فمن صامه فقد
کان یصام، ومن ترکه فلا حرج
(همانجا).
2ـ3ـ6ـ
أخبرنا ابن جریج
قال: أخبرنی عطاء أنه سمع ابن
عباس یقول فی یوم عاشوراء: خالفوا
الیهود، وصوموا التاسع، والعاشر
(همانجا).
2ـ3ـ7ـ
حدثنا وکیع بن
الجراح عن حاجب بن عمر عن الحکم
بن الأعرج قال انتهیت إلی ابن
عباس وهو متوسد رداءه فی زمزم
فقلت أخبرنی عن صیام یوم عاشوراء
فقال إذا رأیت هلال المحرم فأعدد
وأصبح صائما التاسع قلت هکذا کان
محمد رسول الله صلی الله علیه
وسلم یصومه قال نعم.
2ـ3ـ8ـ
حدثنا عبد الوهاب
عن أیوب عن أبی سلیمان مولی یحیی
بن یعمر قال سمعت ابن عباس یقول
یوم عاشوراء صبیحة تاسعة لیلة
عشر.
2ـ3ـ9ـ
حدثنا وکیع وابن
نمیر عن سلمة عن الضحاک قال
عاشوراء یوم التاسع (برای هر سه،
نک: مصنف ابن ابیشیبه،
2/ 473ـ474).
2ـ3ـ10ـ
عن موسی بن عبد
الله بن یزید عن أبیه قال: کان
أکثر الناس صلاة وکان لا یصوم إلا
یوم عاشوراء (همو، 8/ 310).
3ـ
مباحث مطرح در فقه
عامه، در بارۀ حکم فقهی روزۀ
عاشورا ........ 30 دقیقه
3ـ1ـ
دستهبندی مضامین
روایات
3ـ1ـ1ـ
یک اختلاف روایات،
همچنان که گفته شد، در بحث از
خاستگاه روزۀ عاشوراست: خاستگاه
قریشی/ یهودی/ فاقد اشاره به
خاستگاه.
3ـ1ـ2ـ
اختلاف دیگر، در
فرد مروج این روزه است:
3ـ1ـ2ـ1ـ
برخی ترویج آن را
به پیامبر (ص) نسبت میدهند و از
قول صحابهای چون علی، معاویه،
و... میآورند که باید روزه گرفت.
3ـ1ـ2ـ2ـ
برخی از ترویج آن
توسط صحابه، همچون امری واجب و
غیر قابل قضا در سایر ایام خبر
میدهند که حتی در سفر هم باید
گرفت.
3ـ1ـ3ـ
اختلاف دیگر، در
حکم فقهی روزه است، آیا واجب است،
یا مستحب؟
3ـ1ـ3ـ1ـ
دیدیم از برخی
تابعین (عبدالله بن یزید انصاری)
نقل شده است که تنها در عاشورا
روزه میگرفتهاند.
3ـ1ـ3ـ2ـ
در برابر، برخی
روایات هم سخن از آن دارند که
میتوان روزه گرفت و میتوان
افطار کرد.
3ـ2ـ
حکم فقهی روزۀ
عاشورا
3ـ2ـ1ـ
روزۀ عاشورا، نخست
واجب بوده، و سپس بنا به روایات،
با وجوب روزۀ رمضان منسوخ شده
است.
3ـ2ـ2ـ
بر پایۀ باور عموم
فقیهان سنی، نسخ وجوب، دلالت بر
تحریم یا کراهیت ندارد. بلکه
دلالت بر استحباب دارد.
3ـ2ـ3ـ
پس روزۀ عاشورا
مستحب است.
3ـ3ـ
زمان مقرر برای
روزه
3ـ3ـ1ـ
برخی گفتهاند
روزۀ نهمین روز مستحب است؛ به
اقتضای «لاصومن التاسع».
3ـ3ـ2ـ
برخی گفتهاند
روزۀ دهمین روز مستحب است.
3ـ3ـ2ـ1ـ
از دید ایشان مراد
از روز نهم در روایت فوق، همان
روز دهم است.
3ـ3ـ2ـ2ـ
آنها به رسم
عربهای بادیه در تشنگی دادن شتر
استناد میکنند که وقتی شتر 9 روز
تشنه باشد، میگویند «عطش ده روزه
دارد».
3ـ3ـ3ـ
برخی هم گفتهاند
روزۀ اصلی، روزۀ دهم است و پیامبر
(ص) گفته است نهم و دهم را با هم
روزه بگیرند؛ زیرا:
3ـ3ـ3ـ1ـ
احتمالا میخواسته
است
با یهود مدینه
مخالفت کند؛ آن سان که جا برای
طعنی باقی نماند.
3ـ3ـ3ـ2ـ
احتمال اشتباه در
تعیین دقیق روز دهم ماه قمری
همیشه هست و بدین سان، پیامبر
خواسته است احتمال خطا کاهش یابد.
4ـ
بحث هفتۀ آینده:
روزۀ عاشورا نزد شیعیان.
فقه تطبیقی
جلسۀ دهم: ادامۀ
بحث روزۀ عاشورا
29/ 9/ 1388
1ـ
مرور
.............. 10 دقیقه
1ـ1ـ
بحث جلسات گذشتۀ
ما، در بارۀ حکم فقهی روزۀ عاشورا
بود.
1ـ2ـ
دیدیم آیینهای
بزرگداشت عاشورا در میان اهل سنت
و شیعه چه تمایزها و شباهتهایی
دارد.
1ـ3ـ
روایات روزۀ
عاشورا نزد اهل سنت، و نقاط
اشتراک و تمایزشان را هم دیدیم.
1ـ3ـ1ـ
یک اختلاف روایات،
همچنان که گفته شد، در بحث از
خاستگاه روزۀ عاشوراست: خاستگاه
قریشی/ یهودی/ فاقد اشاره به
خاستگاه.
1ـ3ـ2ـ
اختلاف دیگر، در
فرد مروج این روزه است.
1ـ3ـ3ـ
اختلاف دیگر، در
حکم فقهی روزه است، آیا واجب است،
یا مستحب؟ (حتی دیدیم برخی تنها
عاشورا روزه میگرفتهاند).
1ـ4ـ
بحث امروز
1ـ4ـ1ـ
در بارۀ حکم فقهی
روزۀ عاشورا نزد شیعیان است.
1ـ4ـ2ـ
و سپس، تأملاتی
کلی و کلان در بارۀ روایات رسیده،
خواه از طرق شیعه یا سنی.
2ـ
روزۀ عاشورا نزد
شیعیان ........................
50 دقیقه
2ـ1ـ
حکم فقهی
2ـ1ـ1ـ
شیعیان، روزۀ به
قصد عید گرفتن را بهاجماع تحریم
کردهاند.
2ـ1ـ2ـ
و اما در بارۀ
روزۀ بدون قصد عید گرفتن، گاه به
حرمت و گاه به کراهیت فتوا
دادهاند.
2ـ1ـ3ـ
مبنای عمل ایشان،
روایاتی از امام صادق (ع) است.
2ـ2ـ
مبنای روایی فتوای
مشهور شیعی:
2ـ2ـ1ـ
نجبة بن الحارث
العطار قال: سألت أبا جعفر عن صوم
یوم عاشورا، فقال: صوم متروک
بنزول شهر رمضان والمتروک بدعة،
قال نجبة فسألت أباعبد الله من
بعد أبیه عن ذلک فأجابنی بمثل
جواب أبیه، ثم قال: أما إنه صوم
یوم ما نزل به کتاب ولا جرت به
سنة إلا سنة آل زیاد بقتل الحسین
بن علی صلوات الله علیهما.
2ـ2ـ2ـ
محمد بن عیسى بن
عبید قال: حدثنی جعفر بن عیسى
أخوه قال: سألت الرضا عن صوم
عاشورا وما یقول الناس فیه، فقال:
عن صوم ابن مرجانة تسألنی، ذلک
یوم صامه الأدعیاء من آل زیاد
لقتل الحسین وهو یوم یتشأم به آل
محمد ویتشأم به أهل الاسلام
والیوم الذی یتشأم به أهل الاسلام
لا یصام ولا یتبرک به ویوم
الاثنین یوم نحس قبض الله عز وجل
فیه نبیه وما أصیب آل محمد إلا فی
یوم الاثنین فتشأمنا به وتبرک به
عدونا ویوم عاشورا قتل الحسین
صلوات الله علیه وتبرک به ابن
مرجانة وتشأم به آل محمد صلى الله
علیهم، فمن صامهما أو تبرک بهما
لقى الله تبارک وتعالى ممسوخ
القلب وکان حشره مع الذین سنوا
صومهما والتبرک بهما.
2ـ2ـ3ـ
حدثنا محمد بن أبی
عمیر، عن زید النرسی قال: سمعت
عبید بن زرارة یسأل أبا عبد الله
عن صوم یوم عاشورا فقال: من صامه
کان حظه من صیام ذلک الیوم حظ ابن
مرجانة وآل زیاد، قال: قلت: وما
کان حظهم من ذلک الیوم؟ قال:
النار أعاذنا الله من النار ومن
عمل یقرب من النار.
2ـ2ـ4ـ
عن عبد الملک قال:
سألت أبا عبد الله عن صوم تاسوعا
وعاشورا من شهر المحرم فقال:
تاسوعا یوم حوصر فیه الحسین
وأصحابه رضی الله عنهم بکربلا
واجتمع علیه خیل أهل الشام
وأناخوا علیه وفرح ابن مرجانة
وعمر بن سعد بتوافر الخیل وکثرتها
واستضعفوا فیه الحسین صلوات الله
علیه وأصحابه رضی الله عنهم
وأیقنوا أن لا یأتی الحسین ناصر
ولا یمده أهل العراق - بابی
المستضعف الغریب - ثم قال: وأما
یوم عاشورا فیوم أصیب فیه الحسین
صریعا بین أصحابه وأصحابه صرعى
حوله [عراة] أفصوم یکون فی ذلک
الیوم؟ کلا ورب البیت الحرام ما
هو یوم صوم وما هو إلا یوم حزن
ومصیبة دخلت على أهل السماء وأهل
الأرض وجمیع المؤمنین ویوم فرح
وسرور لابن مرجانة وآل زیاد وأهل
الشام غضب الله علیهم وعلى
ذریاتهم وذلک یوم بکت علیه جمیع
بقاع الأرض خلا بقعة الشام، فمن
صامه أو تبرک به حشره الله مع آل
زیاد ممسوخ القلب مسخوط علیه ومن
ادخر إلى منزله ذخیرة أعقبه الله
تعالى نفاقا فی قلبه إلى یوم
یلقاه وانتزع البرکة عنه وعن أهل
بیته وولده وشارکه الشیطان فی
جمیع ذلک (برای همۀ روایات، نک:
کافی کلینی، 4/ 146ـ 148).
2ـ3ـ
برخی روایات شایان
تأمل دیگر:
2ـ3ـ1ـ
عن أبی جعفر
وأبیعبدالله قالا: لا تصم فی یوم
عاشورا ولا عرفة بمکة ولا فی
المدینة ولا فی وطنک ولا فی مصر
من الأمصار (همان، 4/ 146).
2ـ3ـ2ـ
وقال أبو الحسن
الرضا ـ علیه السلام ـ: یوم
الأضحی فی الیوم الذی یصام فیه،
ویوم عاشوراء فی الیوم الذی یفطر
فیه (ابن بابویه، مقنع،
187).
2ـ3ـ3ـ
وأما الصوم الذی
صاحبه فیه بالخیار: فصوم یوم
الجمعة، والخمیس، والاثنین، وصوم
أیام البیض، وصوم ستة أیام من
شوال بعد شهر رمضان، وصوم یوم
عرفة، ویوم عاشوراء، کل ذلک صاحبه
فیه بالخیار، إن شاء صام وإن شاء
أفطر (ابن بابویه، الهدایه، 201).
3ـ
تأملات ....... 30
دقیقه
3ـ1ـ
رابطۀ عاشورا و
عید
3ـ1ـ1ـ
روزه هم در روایات
شیعی و هم در روایات سنی، امری
مرتبط با اعیاد شمرده میشده است.
3ـ1ـ2ـ
برخی از روزهایی
که ما روزه را حرام میدانیم،
زمانی جزو روزهایی دیده میشده
است که میتوان روزه گرفت.
7ـ1ـ3ـ
نزد شیعیان هم،
روزۀ عاشورا و روزۀ عرفه با هم
دیده شدهاند.
3ـ1ـ3ـ1ـ
همان که در روایتی
آمده بود: روزۀ عاشورا کفارۀ سال
گذشته، و روزۀ عرفه،کفارۀ گذشته و
آینده است.
3ـ1ـ3ـ2ـ
این امر نشان
میدهد که میان این دو روز، که با
هم یک ماه قمری فاصله دارند، ربطی
دیده میشده است.
3ـ2ـ
بنیانگذار عاشورا
3ـ2ـ1ـ
بر خلاف اهل سنت
که حکم منسوخ را دال بر استحباب
شمردهاند، امامان شیعه عمل به
متروک را بدعت شمردهاند.
3ـ2ـ2ـ
در روایات شیعی
یاد شده، گفته میشود هیچ سنتی در
بارۀ روزۀ عاشورا وجود ندارد، و
این تنها رسمی اموی است.
3ـ3ـ
زمان عاشورا: روز
عاشورا، روز دوشنبه معرفی میشود
(شاید حکایت از آن دارد که تقویم
قمری، گردشی نبوده، و ثابت بوده
است).
3ـ
بحث هفتۀ آینده:
خاستگاه روزۀ عاشورا و نتیجهگیری
از بحث.
فقه تطبیقی
جلسۀ یازدهم:
جمعبندی بحث از روزۀ عاشورا
13/ 10/ 1388
1ـ
مرور
...............................................
15 دقیقه
1ـ1ـ
دیدیم روزۀ عاشورا
نزد شیعه و اهل سنت، هر یک چه
آیینهایی دارد.
1ـ2ـ
شباهتها و تمایزات
این آیینها را هم دیدیم.
1ـ3ـ
از مهمترین این
آیینها روزه بود.
1ـ3ـ1ـ
نزد اهل سنت، روزۀ
آن مستحب، و نزد شیعه حرام دانسته
شده بود.
1ـ3ـ2ـ
هر دو آن را ملازم
با عید شمرده بودند.
1ـ3ـ3ـ
اهل سنت آن را
کفارۀ گناهان سال گذشته دانسته، و
با روز عرفه قیاس کرده بودند.
1ـ3ـ4ـ
در روایات شیعی
زمان عاشورا ثابت (روز دو شنبه)،
و روزۀ عاشورا رسمی اموی دانسته
شده بود.
1ـ4ـ
مبحث امروز:
خاستگاه روزۀ عاشورا
2ـ
بررسی دیدگاه
نولدکه در بارۀ خاستگاه روزۀ
عاشورا ............. 30 دقیقه
2ـ1ـ
تئودور نولدکه،
مستشرق آلمانی روزۀ عاشورا را
رسمی برگرفته از آیین یهود
میداند.
2ـ2ـ
شواهدی چند
میتوان در تأیید دیدگاه وی ارایه
کرد:
2ـ2ـ1ـ
در روایات عامه،
اهمیت عاشورا مستند به مناسباتی
در فرهنگ یهودی است (نجات یونس،
پیروزی موسی...).
2ـ2ـ2ـ
عاشورا در روایات
اسلامی، چونان «عیدی موسوی» معرفی
شده است.
2ـ2ـ3ـ
گزارشهایی که نحوۀ
روزۀ عاشورا را معرفی کردهاند،
همانند روزۀ یهودیانش در کـِپّور
مینمایانند: از مغرب تا مغرب.
2ـ2ـ4ـ
یهودیان هم روزۀ
روز دهم از سال جدید (کپور) را در
تقویم خویش، همانند مسلمانان
کفارۀ گناهان سال گذشته میدانند.
2ـ2ـ5ـ
در عربی وزن
فاعولاء نداریم و کلماتی که چنین
وزنی دارند، همگی دخیلند. کلمه
اساسا عبری است.
3ـ
نقد استدلالهای
نولدکه
....................................
30 دقیقه
3ـ1ـ
عربها
میتوانستهاند همانند یهودیان،
خود چنین رسمهایی پیش از اسلام
داشته باشند.
3ـ1ـ1ـ
آیینهای بزرگداشت
و عید گرفتن سال نو، اختصاص به
یهودیان ندارد و در تمام اقوام
سامی قابل مشاهده است.
3ـ1ـ2ـ
باور اقوام سامی:
3ـ1ـ2ـ1ـ
مردوخ ـ خدای
بابلی ـ در اول سال نو به زمین
میآید.
3ـ1ـ2ـ2ـ
او در این هنگام
رفتار سال آینده را تقدیر، و
کارهای سال پیش را قضاوت میکند.
3ـ1ـ2ـ3ـ
از دید اینان،
احیای این شب و عبادت و روزهداری
در روزش، میتواند به بهبود این
«قضا» و آن «قدر» بینجامد.
3ـ1ـ2ـ4ـ
حتی درخارج از
اقوام سامی نیز، در مناطق متأثر
از تمدن بابل مثل ایران، همین
رسوم قابل مشاهده است.
3ـ2ـ
در منابع یهودی،
مناسبات مذکور برای عاشورا (مثل
نجات یونس و...)، تاریخی متمایز
از منقولات مشابه در فرهنگ اسلامی
دارند.
3ـ3ـ
نتیجه:
3ـ3ـ1ـ
در فرهنگ اسلامی،
باور به استحباب روزۀ عاشورا
چونان عید، مسیری مستقل از فرهنگ
یهودی را طی کرده است.
3ـ3ـ2ـ
احتمالا انتساب
این روزه به یهودیان، امری متأخر
است.
4ـ
نگرش مهروش به
خاستگاه روزۀ عاشورا
............................ 15
دقیقه
4ـ1ـ
تبیین
4ـ1ـ1ـ
روزۀ عاشورا رسمی
کهن در فرهنگ عربی بوده است.
4ـ1ـ2ـ
به همین سبب، حتی
امامان شیعی تا قبل از شهادت امام
حسین (ع)، با آن مخالفتی
نداشتهاند:
4ـ1ـ2ـ1ـ
روایات ترویج روزۀ
عاشورا توسط امام علی (ع)
4ـ1ـ2ـ2ـ
قول امام باقر (ع)
در بارۀ خیار صوم روزۀ عاشورا
4ـ1ـ3ـ
شهادت امام حسین
(ع) سبب شد شیعیان آن را روز عزا
اعلام کنند و روزهاش را رسمی
اموی بدانند.
4ـ1ـ4ـ
نزد اهل سنت، همان
فرهنگ سابق پی گرفته شد.
4ـ2ـ
نقد این نگرش:
4ـ2ـ1ـ
این نگرش هیچ
تبیین روشنی از شباهتها میان روزۀ
عاشورای مسلمانان با رسم مشابه
یهودی به دست نمیدهد.
4ـ2ـ2ـ
بحث در این باره
همچنان ادامهدار، و محتاج روشن
شدن افقهایی جدید از تاریخ تمدن
اسلامی است.
امتحان ماهانۀ اول
فقه تطبیقی
دکتر فرهنگ مهروش