|
برنامۀ تدریس «فلسفۀ
اخلاق»
مقطع تحصیلی: کارشناسی
الاهیات (گرایش دبیری)
مدرس: فرهنگ مهروش
سازمان: دانشگاه آزاد
اسلامی (واحد آزادشهر) ـ گروه الاهیات
زمان: نیمسال تحصیلی
اول ١٣٨٣ـ١٣٨٤
آدرس:
F.Mehrvash@cgie.org.ir
١ـ اهداف آموزشی
(که در پایان دوره
باید حاصل شده باشد):
١ـ١ـ
آشنایی با اندیشۀ
اخلاقی برخی اندیشمندان نامدار،
دغدغهها، آرا و اصطلاحاتشان، شیوۀ کاربرد صحیح و علمی آن اصطلاحات، و
طبقهبندی مباحث در فلسفۀ اخلاق؛ بدان
سان که بر توضیح اندیشههای ایشان
تسلط حاصل گردد و تفاوتهای ظریف میان
مکاتب دانسته شود.
١ـ٢ـ
آشنایی با منابع مهم و
اصلی در حوزۀ فلسفۀ اخلاق، بدان سان که: حتا در صورت مطالعه نکردن آن منبع
در طول نیمسال، علاقهمند بداند برای
دست یافتن به پاسخهای خویش در آن منبع
و دیگر منابع چه باید بکند؛ بتواند
بدون هیچ مشکل در فهم اصطلاحات، متونی
را در فلسفۀ اخلاق با ذهنی نقاد
بخواند و بفهمد.
١ـ٣ـ
آگاهی یافتن از جایگاه
علم اخلاق در زندگی فردی و اجتماعی
انسانها.
٢ـ آرمانهای آموزشی
(که علاقهمندان باید
بدان دست یابند):
٢ـ١ـ
راه یافتن پرسشها و
دغدغههای فلسفی ـ اخلاقی در ذهن، دست
یافتن به فهم بهتری از زندگی در پرتو
فلسفۀ اخلاق، تمرین برای راه دادن
فلسفه و تحلیل فلسفی در عرصۀ زندگی
شخصی؛ آن سان که محصولی بیگانه نباشد
و تفاوت میان زندگی یک دانشمند با
انسانهای عادی به خوبی آشکار گردد.
٢ـ٢ـ
درک این که چگونه آرای
اخلاقی یک فیلسوف با جامعهای که در
آن زندگی ميکند، مخاطبان و مخالفانی
که دارد، و اندیشههای حکمان آن
جامعه ربط پیدا ميکند.
٢ـ٣ـ
درک ارتباط میان فلسفۀ
اخلاق مکاتب مختلف با هستيشناسی،
معرفتشناسی و انسانشناسی آنها.
٢ـ٤ـ
دانستن این نکته که
چگونه برخی دغدغههای اخلاقی بیش از
دو هزار سال است ذهن بشر را به خود
مشغول داشتهاند و چگونه بحثهایی که
در ٢٥ سده پیش از این مطرح بودهاند،
هنوز هم دارای اهمیتند.
٢ـ٥ـ
افزون بر این دو، با
توجه بدان که درس برای دورۀ کارشناسی
الاهیات اسلامی تعریف شده، دست یافتن
به ضوابطی برای کشف ارتباط میان آرای
فقهی فقیهان، عارفان، متکلمان و
فیلسوفان مذاهب مختلف با مبانی آنها
در نگرش به اخلاق از آرمانهای مهم درس
است.
٣ـ شیوۀ تدریس:
برای تدریس فلسفۀ اخلاق، طرح درسهای
گوناگون و متنوعی وجود دارد. برخی از
آنها بیشتر تمایل دارند موضوعات مورد
بحث فیلسوفان اخلاق را مورد بحث قرار
دهند. برخی دیگر نیز بیشتر نگاهی
تاریخی به مسأله ميافکنند و در
تلاشند نشان دهند شرایط تاریخی
متفاوت، چگونه در شکلگیری اندیشههای
اخلاقی متنوع فیلسوفان تأثیر داشته
است. در طرحریزی این درس، با توجه
بدان که مخاطبان، دانشجویان رشتۀ
فلسفه نیستند، کوشش بر آن بوده است
نخست از برخی موضوعات مهم در فلسفۀ
اخلاق یاد شود و در مرحلۀ بعد، جایگاه
تاریخی هر یک از آن اندیشهها و
گویندگانشان آشکار گردد. در مطرح
ساختن مباحث، از پس گذاری شتابان به
فلسفههای پیشامدرن، بیشتر به فلاسفۀ
عصر مدرن و مباحث ایشان توجه گردیده،
و در کنار اندیشمندان غربی، از یادکرد
اندیشمندان مسلمان نیز فروگذار نشده
است. در بیان مطالب کوشش خواهد شد
نمونههای عملی و مثالها بیشتر کاربرد
یابند.
٤ـ ایین حضور درس:
حضور درس الزامی نیست؛ اجازه گرفتن در
هنگام ورود و خروج، یا برای غیبت
مرسوم نخواهد بود؛ مستمعان آزاد، برای
حضور تا آنجا که به مدرس مربوط است،
منعی ندارند؛ در تمام مدت تدریس هیچ کس حق
ایجاد مزاحمت برای درس را
نخواهد داشت و در موارد بسیار ضروری،
لازم است فقط با مدیر محترم ادارۀ
امور کلاسها هماهنگ، و از مراجعۀ شخصی
خودداری شود.
٥ـ ارزشیابی:
٥ـ١ـ
تاریخ امتحانها در
جدول صفحۀ بعد اعلام شده است.
٥ـ٢ـ
نحوۀ امتحانها:
امتحانها به صورت تشریحی است. بجز
امتحان پایان ترم، در سایر موارد
پاسخگویی به پرسشها در منزل، و در ظرف
مدت یک هفته انجام خواهد گرفت. در این
پرسشها ذهن دانشجو به چالش کشیده، و
از وی تحلیل مطالبه خواهد شد. در طول
نیمسال تحصیلی، همراه با برگۀ
امتحانی، دیدگاههای دانشجو نیز نقد
ميشود. دانشجو تنها در جلسۀ بعد،
پاسخ مکتوب خود را به نقدها باز
ميگرداند. پرسشها به گونهای طراحی
خواهند شد که مطالعات شب امتحانی کارساز نباشند و تلاش درسی دراز مدت
دانشجو در خلال تحصیل نمایانده شود.
نمرۀ کل دانشجو بر پایۀ نمرات وی در
طول نیمسال محاسبه نميگردد؛ بلکه قوۀ
تحلیل، ذهن نقاد، توانایی در نگارش
علمی و در نهایت، التفات وی به تفاوت
میان بیان علمی و غیرعلمی مطالب و به
بیانی گویاتر، میزان هماهنگی دانشجو
با اهداف تعریف شده در آموزش درس با
امتحانهای مختلف کشف ميشود. بجز
امتحان پایان نیمسال که از ضوابط
ادارۀ امتحانات پیروی خواهد کرد، اگر
با شرکت در یکی از امتحانها توانایی
دانشجو آشکار شد، شرکت در امتحانهای
دیگر برای او اختیاری خواهد بود. بدین
سان، هدف از نمره دادن به برگههای
امتحانی، تنها به دست دادن برآوردی از
وضعیت تحصیلی دانشجو به خود او خواهد
بود. کاربرد هر گونه کتاب یا جزوه، هر
گونه مشورت، یا هر کاری دیگر از این
قبیل در هنگام امتحان مجاز است. در
مواردی که مشاهده شود کسی مطلبی را
نوشته است که خود به درستی از معنایش
آگاه نیست، یا رونویسی ناقص و
نامفهومی را بدون افزودن تحلیل خویش
در میان آورده، یا قولی را به خطا به
کسی نسبت داده، از آنجا که این کار
سرسری و غیر مسئولانه در بر دارندۀ
هیچ سودی برای وی نیست و گونهای
توهین به مدرس است، برگۀ وی تصحیح
نخواهد شد. در برابر، دانشجویان نیز
اخلاقاً موظفند از انتقاد علمی و
ارزشیابی مدرس فرونگذارند.
٥ـ٣ـ
بارم نمرهها:
٥ـ٣ـ١ـ
نمرههای اصلی: هر یک
از دو امتحان ماهانه: ١۰ نمره، امتحان
میان ترم: ٣٠ نمره، پایان ترم: ٣٠
نمره، رعایت شئون دانشوری: ٢٠ نمره
[جمعا ١٠٠ نمره].
٥ـ٣ـ٢ـ
نمرههای ارفاقی: حضور
فعال و پرسشگری در کلاس، یا هر کار
دیگری که زمینهساز مطالعۀ مدرس شود:
١٠ نمره، ارتباط خارج از کلاس با
مدرس: ١٠ نمره، کار مطالعاتی: ٣٠
نمره.
نمرهها بر مبنای ١٠٠
محاسبه خواهد شد. مراد از رعایت شئون
دانشوری، آموختن شیوۀ بحث و انتقاد
صریح و بيتملق در عین رعایت احترام،
دوری جستن از شیوههای بیان عوامانه و
غیر علمی مباحث، دوری جستن از کارهای
بيضابطه و نگرشهای سرسری به مسایل، و
بيدقتی در زمینۀ مطالب اعلام شده در
بارۀ درس، امتحان، محل برگزاری درس و
هر امری مانند آنهاست. کار مطالعاتی
دانشجو نیز، ميتواند نگارش یک برگۀ
تحقیقاتی (در حدود ٤٠٠ ـ ٨٠٠ کلمه)،
ترجمۀ یک متن لاتین یا عربی (با حجمی
در حدود ٣٠٠٠ کلمه) و خلاصهای (در
حدود ٢٠٠٠ کلمه) از یک مقاله یا بخشی
از کتابی (با حجمی در حدود ١٠٠ صفحه
باشد). در هر مورد، بهتر است نخست با
مدرس نیز مشورت به انجام رسد. بجز اینها موضوعهای دیگری نیز در سطور بعد
پیشنهاد شده است. از پیشنهادهای
دوستان هم استقبال خواهد شد.
٦ـ کار مطالعاتی:
هدف از کار مطالعاتی،
ایجاد زمینه برای تلاش علاقهمندان در
آموختن نگارش علمی، به کار بردن صحیح
و استاندارد اصطلاحات و تمرین تحقیق
است. پاسخ به هر گونه پرسشی در بارۀ کار مطالعاتی، تنها از طریق تماس
الکترونی (ایمیل) پی گرفته خواهد شد.
موضوعهای پیشنهادی
برای کار مطالعاتی:
خلاصۀ کتاب یا مقالهای در بارۀ فلسفۀ
اخلاق یا یکی از موضوعات یا مباحث آن،
دیدگاههای حضرت امام خمینی (ره) در
فلسفۀ اخلاق، مباحث مورد توجه شهید
مطهری در فلسفۀ اخلاق، تحلیل آرای
شهید مطهری در بارۀ منشأ اخلاق،
ارتباط میان تفکرات اخلاقی جدید
اندیشمدان معاصر ایرانی با پیروزی
انقلاب شکوهمند اسلامی، دیدگاههای ویل
دورانت در بارۀ اخلاق، ارتباط میان
آرای اخلاقی مكاینتایر و پیامدهای
مدرنیته، فلسفۀ اخلاق مولوی، فلسفۀ
اخلاق سعدی در گلستان، فلسفۀ اخلاق
حافظ، ایا دموکراسی اخلاقيترین شیوۀ
حکومت است؟، فلسفۀ اخلاق غزالی در
احیاء علوم الدین، تفاوت میان
مبانی فلسفی اخلاق فقیهان و صوفیان
اهل سنت و جماعت، ارایۀ یک طبقهبندی
با نمودار از ارتباط میان موضوعات
مختلف فلسفۀ اخلاق و تعیین چگونگی
ارتباط میان موضوعها، تلخیص مقالۀ
«اخلاق» دائرۀالمعارف بزرگ اسلامی،
ترجمۀ بخشی از مقالۀ «اخلاق» از دائرۀالمعارفهای
بریتانیکا و اینکارتا یا دائرۀالمعارفهای
تخصصی، پیدا کردن منابع دیجیتال جدید
یا تهیۀ برخی منابع کلاسیک با بهره
گرفتن از اینترنت.
٧ـ برنامۀ زمانبندی:
|
نوبت جلسه |
تاریخ |
موضوع |
کارهای
جنبی |
|
اول |
6/ 7/
1383 |
مبانی
(فلسفه، اخلاق) |
ارایة
موضوعات پیشنهادی برای
کار مطالعاتی |
|
دوم |
13/ 7/
1383 |
تعریف
فلسفة اخلاق |
ارایة
مکتوب طرحهای مطالعاتی
دانشجویان |
|
سوم |
20/ 7/
1383 |
طبقهبندی
مکاتب فلسفة اخلاق |
نهایی
کردن موضوع کار مطالعاتی |
|
چهارم |
27/ 7/
1383 |
منشأ
اخلاق |
توزیع
برگههای امتحان ماهانة
اول |
|
پنجم |
4/ 8/
1383 |
یونان
باستان1، از سوفسطاییان
تا ارسطو |
بازگرداندن برگهها به
مدرس |
|
ششم |
11/ 8/
1383 |
یونان
باستان2، عصر رواقیان |
بازگرداندن نقدها به
دانشجویان |
|
هفتم |
18/ 7/
1383 |
اخلاق
مسیحی |
پاسخ به
نقدها و رفع اشکالات
احتمالی |
|
هشتم |
2/ 9/
1383 |
اصلاح
دینی |
توزیع
برگههای امتحان میان ترم |
|
نهم |
9/ 9/
1383 |
بنیانگذاران دورة مدرن |
بازگرداندن برگهها به
مدرس |
|
دهم |
16/ 9/
1383 |
سودگروی |
بازگرداندن نقدها به
دانشجویان |
|
یازدهم |
23/ 9/
1383 |
مکاتب
هگلی |
پاسخ به
نقدها و رفع اشکالات
احتمالی |
|
دوازدهم |
30/ 9/
1383 |
مکاتب
روانکاو و رفتارگرا |
توزیع
برگههای امتحان
ماهانةدوم |
|
سیزدهم |
7/ 10/
1383 |
مکاتب
اخلاقی معاصر |
بازگرفتن
کارهای مطالعاتی |
|
چهاردهم |
14/ 10/
1383 |
|
تقدیر از
دانشجویان برتر |
٨ـ منابع:
٨ـ١ـ
توضیحات:
٨ـ١ـ١ـ
مطالعۀ منابعی که با *
مشخص شدهاند، برای امتحان الزامی
است.
٨ـ١ـ٢ـ
منابع دیگر برای
مطالعۀ علاقهمندان معرفی شدهاند.
٨ـ١ـ٣ـ
حجم قابل توجهی از
منابع در کتابخانۀ دانشگاه آزاد
اسلامی واحد آزادشهر موجود است.
٨ـ١ـ٤ـ
کار مطالعاتی
دانشجویان، ترجیحا در ارتباط با همین
منابع تعریف خواهد شد.
٨ـ١ـ٥ـ
افزون بر اینها، به
تناسب موضوعات جزیيتر، همواره منابعی
نیز در کلاس معرفی ميگردد.
٨ـ٢ـ معرفی منابع:
٨ـ٢ـ١ـ
کتابهای فارسی:
اتکینسون،
رونالد ف.، در آمدی به فلسفۀ
اخلاق، تهران، مرکز ترجمه و
نشر کتاب، ١٣٦٩ش؛ استراترن،
پل، آشنایی با سقراط، ترجمۀ
علی جوادزاده، تهران، مرکز،
١٣٧٩ش؛ استیس، والتر ترنس،
برگزیدهای از مقالهها،
ترجمۀ عبدالحسین آذرنگ،
تهران، هرمس، ١٣٨٠ش؛ افلاطون،
جمهور، ترجمۀ فؤاد روحانی،
تهران، ١٣٤٨ش؛ امید، مسعود،
درآمدی بر فلسفۀ اخلاق از
دیدگاه متفکران مسلمان معاصر
ایرانی، تبریز، مؤسسۀ
تحقیقاتی علوم
اسلامی ـ انسانی، ١٣٨١ش؛
بولتن مرجع، ج ۳ (گزیدۀ
مقالات و متون در بارۀ دین و
اخلاق)، به کوشش محسن جوادی،
تهران، مرکز مطالعات فرهنگی
بینالمللی، ١٣٧٨ش؛ پویمان،
لویی، درآمدی بر فلسفۀ اخلاق،
ترجمۀ شهرام ارشدنژاد، تهران،
گیل، ١٣٧٨ش؛ تاماس، ویلیام،
جان استوارت میل، ترجمۀ
خشایار دیهیمی، تهران، طرح
نو، ١٣٨٠ش؛ حائری یزدی، مهدی،
کاوشهای عقل عملی، فلسفۀ
اخلاق، تهران، انجمن حکمت و
فلسفه، ١٣٦١ش؛ داروال، استیون
و دیگران، نگاهی به فلسفۀ
اخلاق در سدۀ بیستم، ترجمۀ
مصطفی ملکیان، تهران،
سهروردی، ١٣٨١ش*؛ دیویس،
تونی، اومانیسم، ترجمۀ عباس
مخبر، تهران، مرکز، ١٣٧٨ش؛
سروش، عبدالکریم، اخلاق
خدایان، تهران، طرح نو،
١٣٨٠ش؛ سن، آمارتیا، اخلاق و
اقتصاد، ترجمۀ حسن فشارکی،
تهران، شیرازه، ١٣٧٧ش؛ ژکس،
؟، فلسفۀ اخلاق ـ حکمت عملی،
ترجمۀ ابوالقاسم حسینی پور،
تهران، کتابهای سیمرغ، ٢٥٣٥
[١٣٥٥ش]؛ صانعی درهبیدی،
منوچهر، فلسفۀ اخلاق در تفکر
غرب، تهران، دانشگاه شهید
بهشتی، ١٣٦٨ش؛ فرانکنا،
ویلیام ک.، فلسفۀ اخلاق،
ترجمۀ هادی صادقی، قم، طه،
١٣٨١ش*؛ فروغی، محمد علی، سیر
حکمت در اروپا، تهران،
صفيعلیشاه، ١٣١٧ش؛ کانت،
امانوئل، درسهای فلسفۀ اخلاق،
ترجمۀ منوچهر صانعی درهبیدی،
تهران، نقش و نگار، ١٣٧٨ش؛
گاتری، ویلیام چمبرز، فلاسفۀ
یونان از طالس تا ارسطو،
ترجمۀ محمد حسن فتحی/ مهدی
صفری، تهران، فکر روز، ١٣٧٥ش؛
گواردینی، رومانو، مرگ سقراط،
تفسیر چهار رسالۀ افلاطون،
ترجمۀ محمد حسن لطفی تهران،
طرح نو، ١٣٧٦ش؛ مطهری، مرتضی،
انسان کامل، قم، دفتر
انتشارات اسلامی، ١٣٦٢ش*؛
همو، فلسفۀ اخلاق، تهران،
صدرا، ١٣٦٦ش*؛ همو، تعلیم و
تربیت در اسلام، تهران، صدرا،
١٣٦٧ش؛ مک اینتایر، السدر،
تاریخچۀ فلسفۀ اخلاق، تهران،
حکمت، ١٤٢١ق/ ١٣٧٩ش؛ مک ناتن،
دیوید، نگاه اخلاقی: درآمدی
به فلسفۀ اخلاق، تهران، سمت،
١٣٨٣ش؛ ملکیان، مصطفی، آرای
اخلاقی و سیاسی مک اینتایر،
تهران، دانش و پژوهش ایران،
١٣٧٩ش؛ نظریههای فلسفۀ
اخلاق، گردآوری فلیپا فوت،
ترجمۀ حسین کاجی، تهران،
روزنه، ١٣٨٢ش؛ نیچه، فردریش،
تبارشناسی اخلاق، ترجمۀ
داریوش آشوری، تهران، آگاه،
١٣٧٧ش؛ وارد، استیون، درآمدی
تاریخی به اخلاق، ترجمۀ حسن
پویان، تهران، مرکز، ١٣٧٤ش؛
وارنوک، ج.، فلسفۀ اخلاق در
قرن حاضر، ترجمۀ صادق
لاریجانی، تهران، علمی و
فرهنگی، ١٣٦٢ش؛ وبر، مکس،
اخلاق سرمایهداری و روح
پروتستان، ترجمۀ عبدالکریم
رشدیان و پریسا منوچهری کاشانی، تهران، علمی و
فرهنگی، ١٣٧٣ش؛ وردن، ویلیام،
رنج و التیام، ترجمۀ محمد
قائد، تهران، طرح نو، ١٣٧٧ش؛
هوفه، اتفرید، برداشتهایی
فلسفی در بارۀ عدالت، ترجمۀ
امیر طبری، تهران، اختران،
١٣٨٣ش؛ هولمز، رابرت، مبانی
فلسفۀ اخلاق، ترجمۀ مسعود
علیا، تهران، ققنوس، ١٣٨٢ش؛
٨ـ٢ـ٢ـ کتابها
و مقالات لاتین:
Bond, E. J.,
Ethics and
human well-being: an
introduction to moral
philosophy,
Oxford,
Blackwell, 1996; “Ethics”,
in
Encyclopedia
Britannica,
25th
edition,
2002; “Ethics”, in
Encyclopedia
Encarta,
Microsoft
Corporation, 2003; Norman,
Richard
J.,
The moral
philosophers: an
introduction of ethics,
Oxford,
Oxford
University press, 1998;
Singer, Peter,
The expanding
circle:
ethics and
sociobiology,
Oxford,
Oxford University press,
1983; Id,
A companion
to Ethics,
Oxford,
Blackwell, 1998;
٨ـ٢ـ٣ـ
منابع اینترنتی
(مراجعه به این سایتها برای آگاهی
از برخی گونههای آموزش فلسفۀ
اخلاق و مکاتب اخلاقی نوین توصیه
ميشود):
1) “AMERICAN
MORAL PHILOSOPHY IN THE
NINETEENTH CENTURY”:
http://www.baylor.edu/~Elmer_
Duncan/ammoralphil.htm;
2)
“Metaethics:
medical History and Ethics”:
http//courses.washington.edu/mhe
40 4/Syllabus2004.pdf;
3)
“Introduction to Ethics”,
http://pressurecooker.phil.cmu.edu/80-130/;
4)
“Introduction to Ethics
Syllabus State University of
West Georgia - Robert Lane”:
http://www.westga.edu/~rlane
/ethics/syllabusEthics.html.
جلسۀ دوم: تعریف فلسفۀ
اخلاق
١ـ
مثال اول، زندگی سقراط: فرار بیگناه
از زندان یا ماندن، کدام درست است؟
١ـ١ـ
نمونههایی از مسایلی
که در این باب مطرح ميشود:
١ـ١ـ١ـ
دلایلی که شخص را به
رفتن تشویق ميکنند:
١ـ١ـ١ـ١ـ
فرزندانم بيپدر
نميشوند.
١ـ١ـ١ـ٢ـ
همسرم که در زندگی
سختی کشیده است، موظفم جبران کنم.
١ـ١ـ١ـ٣ـ
ميتوانم وقتی ماندم
باز هم کارهای خوب بکنم و در راه
آرمانهایم گام بردارم.
١ـ١ـ٢ـ
دلایلی که شخص را به
ماندن ميخوانند:
١ـ١ـ٢ـ١ـ
اگر بنا بر شکسته شدن
قانون باشد، به ضرر جامعه است.
١ـ١ـ٢ـ٢ـ
زندانبانها به درد سر
خواهند افتاد، حال آن که بيگناهند.
١ـ١ـ٢ـ٣ـ
فرار از زندان،
بياحترامی به توافق ضمنی با مردم
شهری است که با آنها زیستهای.
١ـ١ـ٣ـ
انواع ارزیابیها میان
دلایل:
١ـ١ـ٣ـ١ـ
رفتن او به نفع جامعه
است؛ چون بیشتر ميتواند ارشاد کند.
١ـ١ـ٣ـ٢ـ
او باید برود، چرا که
قوانین از اصل ظالمانه بودهاند و
رعایت قوانین ظالمانه درست نیست.
١ـ١ـ٣ـ٣ـ
او ميتواند برود، چرا
که قوانین از اصل ظالمانه بودهاند و
رعایت قوانین ظالمانه لازم نیست.
١ـ١ـ٣ـ٤ـ
گر چه رفتن او کاری
غیر اخلاقی است، ولی اخلاق برای انسان
است؛ نه انسان برای اخلاق.
١ـ١ـ٣ـ٥ـ
او باید بماند، چرا که
رفتنش در کل به جامعه ضرر می زند.
١ـ١ـ٣ـ٦ـ
او باید بماند، چرا که
...
٢ـ مثال دوم: نجات یکی
از دو نفر که از گرسنگی در حال مرگند:
٢ـ١ـ
دلایلی که شخص را به
تقسیم ناعادلانۀ نان ميخوانند:
٢ـ١ـ١ـ
اگر به یکی کل نان را
بدهم، زنده خواهد ماند، ولی اگر نان
تکه شود هر دو خواهند مرد.
٢ـ٢ـ
دلایلی که شخص را به
تقسیم مساوی نان ميخوانند:
٢ـ٢ـ١ـ
وظیفۀ ما در هر حالتی
رعایت عدالت است.
٢ـ٢ـ٢ـ
آن دو نفر به یک
اندازه به کمک ما نیاز دارند.
٢ـ٣ـ
انواع ارزیابیها میان
دلایل:
٢ـ٣ـ١ـ
باید دید در حال حاضر
چه وظیفهای داریم، این که چه
نتیجهای در برخواهد داشت، مهم نیست.
٢ـ٣ـ٢ـ
باید به نتیجۀ کار
اندیشه کرد.
٣ـ تلخیص اختلافات دو
طرف در دعواها:
٣ـ١ـ
وظیفه مقدم است.
٣ـ٢ـ نتیجه مقدم است.
٤ـ نمونههای دیگر از
پرسشهای اساسی در فلسفۀ اخلاق:
٤ـ١ـ
اصلا خوب یعنی چه،
وقتی ميگوییم فلان کار خوب است یعنی
چه؟
٤ـ١ـ١ـ
صرفا بیان یک احساس
٤ـ١ـ٢ـ
تطابق آن کار با آرمان
زندگی ما
٤ـ١ـ٣ـ
تطابق آن کار با آرمان
هستی
ـ در عمل، درکلاس مسیر
دیگری را پیمودم و بر این اساس تدریس
نکردم.
فلسفۀ اخلاق
جلسۀ سوم: طبقهبندی
مکاتب در فلسفۀ اخلاق
الف.
مقدمه............................................
٢٠ دقیقه
١. مروری بر بحثهای
پیشین
١. تعریف فلسفۀ اخلاق
٢. جایگاه تعارض در
احکام اخلاقی
٣. موضوعات فلسفۀ
اخلاق
ـ
فرااخلاق
ـ اخلاق هنجاری
ـ اخلاق توصیفی
٢.
هدف از بحث این هفته:
به دست آوردن یک شما (Scope)
کلی از فلسفۀ اخلاق ........ ٢٠
دقیقه
ب. معیار تقسیم بندی
مکاتب .................. ٢٠ دقیقه
١. این که یک نظام
اخلاقی کانون توجه یا محور اخلاق را
چه ميداند؟
٢. مهمترین آرمانی که
در پی آن است چیست؟
٣. ایا در پی آن است که اعمال اخلاقی صورت گیرند،
یا
انسانهایی اخلاقی تربیت شوند؟
پ. طبقه بندی مکاتب
١.
اخلاق ناظر به منش
(اخلاق ناظر به بودن، اخلاق فضیلت):
.......... ٢٠ دقیقه
ـ اخلاق ارسطویی
(فضایل: حکمت، شجاعت، عفت و عدالت)
ـ اخلاق توماس کوینی
(فضایل دینی را هم افزود: عشق و ایمان
و امید)
ـ اخلاق هندویی و
اخلاق کنفوسیوسی
ـ دیدگاههای مک اینتایر
٢.
اخلاق ناظر به
کنش........................... ٢٠
دقیقه
ـ غایت گرایی (سود
گروی)
ـ سودگروی فردی (عمل
نگر/ قاعده نگر)
ـ سودگروی جمعی (عمل
نگر/ قاعده نگر)
ـ وظیفه گرایی (عمل
نگر/ قاعده نگر)
فلسفۀ اخلاق:
جلسۀ چهارم: منشأ
رفتار اخلاقی
الف. کلیات
١. مروری بر مطالب
گذشته .................... ٥ دقیقه
٢. معنای منشأ: دلیل/
علت پابندی افراد به فضایل اخلاقی چه
هست/ چه ميتواند باشد ...... ١٥
دقیقه
ب. دیدگاههای مختلف در
باب منشأ اخلاق (صرف نظر از نگاه
خوشبینانه یا بدبینانه)
١.
دیدگاههای مبتنی
براعتقاد به فطرت (امری درون انسان که
از آغاز تولد با وی بوده است)..... ٢٠
دقیقه
ـ نظریۀ عاطفی (اخلاق
هندی و مسیحی): محبت و غیردوستی
ـ اراده و کنترل امیال
با عقل (نظریۀ فلاسفۀ اسلامی)
ـ فطرت و وجدان اخلاقی
(کانت)
٢. دیدگاه مبتنی بر
وحی (امری برون از انسان که مقدس
است): امر الاهی......... ٢٠ دقیقه
٣. دیدگاههای مبتنی بر
اعتقاد به تأثیر فرهنگ (امری برون از
انسان که حاصل نربیت وی است)..... ٣٠
دقیقه
ـ فقر (نیچه)
ـ سرمایهداری
(مارکس)سودجویی بشر (راسل)
٤. دیدگاه فروید مبتنی
بر تأثیر روان آدمی (امری درون انسان
که از بدو تولد با او نبوده است)....
١٠ دقیقه
فلسفۀ اخلاق
جلسۀ پنجم (نخستین
جلسه از بررسی تاریخی عقاید اخلاقی):
یونان باستان ١
به مناسبت ماه مبارک
رمضان، مدت زمان کلاس با ٢٠ دقیقه کاهش رو به رو خواهد شد.
الف. تحریر محل نزاع
..................................................
٢٠ دقیقه
١.
مراد از تمدن یونان
باستان
ـ
جایگاه جغرافیایی
ـ
جایگاه تاریخی و
محدودۀ زمانی
٢.
دلایل اهمیت تمدن
یونان باستان
ـ
بنیاد نهادن بسیاری
دانشها با کاربرد روش عقلی
ـ
پیدایی مکاتب در هر
زمینهای همچون طب، نجوم، هندسه،
متافیزیک، اخلاق و...
٣.
برخی دانشمندان بنام:
ـ بقراط
ـ ارشمیدس
ـ فیثاغورث
٤. ویژگیهای خاص
جغرافیایی ـ اجتماعی ـ سیاسی آن تمدن
ـ حکومت دولت ـ شهرها
ـ رفاه نسبی
ب.
اخلاق در دورۀ
پیشاسقراطی
..........................................................
٣٠ دقیقه
١.
تاریخ فرهنگ
٢. بازتاب سرآغازهای
تمدن آخایی در شعر هومر (ح ٨٠٠ ق.م)
ـ حکومت اشرافیان و
اخلاق اشرافی
فضیلت نسب
شجاعت در میدان جنگ و
تهور
خدایان شبیه بشر و حرص
و آز و غضب آنها
غارت و چپاول در دریا
و خشکی
ـ حکومت الیگارشی
پیدایی تدریجی طبقۀ
تاجر و اخلاق آنها
بياهمیتی نسب
تلاش برای کمرنگ کردن
فضایل دینی و هنجارهای حکم
تبادل فرهنگی هنگام
تجارت و پیامدهای آن
پ. پیدا شدن تدریجی
تردیدها
١. نمونههایی از
تردید:
ـ در بارۀ طبیعت اشیا
و مواد
تالس: آب مادۀ المواد
است.
آنکسیمنس: هستی از
بخار ایجاد شده است.
آنکسیمندر: هستی حاصل
ترکیب آب و باد و خک و آتش است.
اتمیستها: هستی از جزء
لایتجزی به وجود آمده است.
ـ در بارۀ حرکت:
هرکلیت: حرکت اصل است
و سکون توهمی بیش نیست.
زنون: سکون حقیقت است
و حرکت وهمی است.
ـ در بارۀ معرفتشناسی
و اخلاق (سوفسطاییان)
گرگیاس: هستی وهم/
معرفت بدان محال/ غیر قابل انتقال
است.
پیرهون: بطلان حکم
قیاسی
پروتاگوراس: انسان
معیار همه چیز است.
تراسیماخوس:
خیر و شر بر مبنای
توافقهای اجتماعی یا احساسات شخصی است
و اصیل نیست.
عدالت قانون اقویاست.
ـ کارسوفیستها: آماده
کردن نودولتان بی فرهنگ برای کسب قدرت
در دموکراسی آتن.
نتیجۀ عملی: ابزار
دیدن استدلال و عقل در خدمت معیشت
نمونههایی از
استدلالهای سوفسطاییان
ت. سقراط، بنیانگذار
فلسفۀ اخلاق
......................................................
٣٠ دقیقه
١.
منابع شناخت سقراط:
نوشتارهای افلاطون
٢.
کاربرد شیوۀ جدلی
ـ
جدل سوفسطاییان (به
شککیت و در عین حال نتیجهگیری منجر
ميشد)
ـ
نمونهای از جدلهای
سقراطی (به شککیت و توقف منجر
ميشد):
ـ
تعریف شجاعت، عدالت،
دیانت... (نسبت میان واقعیات عملی و
ارزشهای آرمانی)
ـ فرار از زندان
٣.
اعتقاد به راهگشایی
عقل
ـ
خرمگس آتن
ـ رسالت سقراط
مردم نیاز دارند رفتار
خود را انتقاد عقلانی کنند.
زندگی نیازموده ارزش
زیستن ندارد.
ـ
تعریف سقراط از اخلاق:
هنر زیستن و مواظبت از نفس
ـ
نتیجۀ عملی رفتار
سقراط:
تربیت شاگردانی حامی
الیگارشی
اعتراض دموکراتها
نقد عقاید سنتی و
رادیکال هر دو و در نتیجه بدون حامی
ماندن
محکوم شدن به نوشیدن
شوکران
مآخذ:
اروین، ترنس، تفکر درعهد باستان،
ترجمۀ محمد سعید حنایی کاشانی، تهران،
١٣٨٠ش؛ دورانت، ویلیام جیمز، تاریخ
فلسفه، ترجمۀ عباس زریاب خویی،
تهران، ١٣٣٥ش؛ همو، تاریخ تمدن،
جلد دوم (یونان باستان)، ترجمۀ
امیرحسین آریانپور و دیگران، تهران،
١٣٦٥ش؛ سند، محمد، گزارههای
اخلاقی از سقراط تا علامۀ طباطبایی،
بازنویسی مصطفی اسکندری، تهران،
١٣٧٩ش؛ صانعی درهبیدی، منوچهر،
فلسفۀ اخلاق در تفکر غرب، تهران،
١٣٦٨ش؛ فروغی، محمد علی، سیر حکمت
در اروپا، تهران، ١٣١٧ش؛ گاتری،
ویلیام، تاریخ فلسۀ یونان،
ترجمۀ مهدی قوام صفری و حسن فتحی،
جلدهای ١٠ـ١٣، تهران، ١٣٧٥ش؛
گواردینی، رومانو، مرگ سقراط،
تفسیر چهار رسالۀ افلاطون، ترجمۀ
محمد حسن لطفی، تهران، طرح نو؛ نیز:
“Etics”, in:
Enc. Britannica
فلسفۀ اخلاق
جلسۀ ششم (دومین جلسه
از بررسی تاریخی عقاید اخلاقی): یونان
باستان ٢
به مناسبت ماه مبارک
رمضان کلاس در مدت ٨٠ دقیقه برگزار
ميشود.
الف. توضیح لازم در
بارۀ امتحان ماهانۀ اول
........................ ٢٠ دقیقه
ب. سقراط، بنیانگذار
فلسفۀ اخلاق
.............................................
٣٠ دقیقه
١. منابع شناخت
اندیشههای سقراط: نوشتارهای افلاطون،
گزنوفون و گاه ارسطو
٢. کاربرد شیوۀ جدلی
ـ جدل سوفسطاییان (به
شککیت و در عین حال نتیجهگیری منجر
ميشد)
ـ نمونهای از جدلهای
سقراطی (به شککیت و توقف منجر
ميشد):
تعریف شجاعت، عدالت،
دیانت، اخلاق، قانون، وظیفه
تلاش در تعریف نسبت
میان واقعیات عملی و ارزشهای آرمانی
٣. اعتقاد به راهگشایی
عقل
ـ خرمگس آتن: هیچ
نميدانم و چون ميدانم چنین است از
همۀ مدعیان داناترم.
ـ رسالت سقراط
فضیلت یک دانش است.
مردم نیاز دارند رفتار
خود را انتقاد عقلانی کنند.
تنها با دستیابی به
دانش است که ميتوان به فضایل رسید.
گناه نتیجۀ جهل است.
ـ باید در مسایلی بحث
کرد که قدرت تغییر بر آنها را داشته
باشیم (مثل بحث در بارۀ اخلاق، و نه
بحث از هستی و مادۀالمواد و...)
ـ زندگی نیازموده ارزش
زیستن ندارد.
پ. اندیشۀ اخلاقی
سقراط:
١. تعریف سقراط از
اخلاق: هنر زیستن و مواظبت از نفس
٢. دستورها:
ـ برای تدریس، پولی
دریافت نميکرد و شاگردان را دوست
مينامید.
ـ به مدعیان دانش،
بيدانشیشان را مينمود.
ـ در پی لذتجویی نبود
تا اسیر نشود.
ـ باید برای حدمت به
دیگران، نخست در دانش کوشید و گرنه
تنها مدعی خدمتیم.
٣. نتیجۀ عملی رفتار
سقراط:
ـ تربیت شاگردانی حامی
الیگارشی
ـ اعتراض دموکراتها
ـ نقد عقاید سنتی و
رادیکال هر دو و در نتیجه بدون حامی
ماندن
ـ محکوم شدن به نوشیدن
شوکران
ت. افلاطون و ارسطو،
پیدایی مکاتب اخلاقی و بازتاب واضحتر
اندیشههای سقراطی در آثار ایشان
........... ٣٠ دقیقه
١. کوشش برای پاسخ
پرسشهای سقراطی
٢. پذیرفتن عینیت
فضیلت همانند سقراط (و خلاف
سوفسطاییان)
٣. پذیرفتن جایگاه
دانش در دستیابی به فضایل
ـ آغاز از
معرفتشناسی: باید معرفت را بر پایۀ
شناخت چیزهایی بنا کرد که باقياند.
ـ هر چیزی که در عالم
هست مثالی در عالم نامشهود دارد.
هستی واقعی از آن
مثالهاست.
موجودات جهان تصاویر و
بازتابهایی از آن مثالهایند.
حتی مفاهیم ذهنی در
عالم مثالها نظیر دارند.
٤. مثالها تنها از راه
عقل قابل درکند.
ـ معرفت محسوسات متغیر
بيحاصل، و غیرمحسوسات ثابت (مُـثـل)
ارزشمند است.
ـ چگونگی حصول معرفت
(نظریۀ بازشناسی)
ـ روانشناسی (نه به
معنای مدرن کلمه)
اعتقاد به وجود روح،
بخشهای سهگانۀ روح (خرد، خشم و شهوت)
و جایگاه هر یک در بدن
فضایل اسانی: فرزانگی،
مردانگی، خویشتنداری، دادگری و ارتباط
هر یک با بخشهای روح
ـ فلسفۀ اخلاق:
هدف از اخلاق
تلاش برای شناسایی
مثال خیر (بالاترین مثال) و نه خیرهای
جزیی و دنیایی
به وجود آوردن فضایل
در هر یک از بخشهای روح
اخلاق: حکم کردن
اعتدال (فضیلت) بر روند رشد فضایل
(کمبود ـ اعتدال ـ افراط)
فلسفۀ اخلاق
جلسۀ هفتم (سومین جلسه
از بررسی تاریخی عقاید اخلاقی): یونان
باستان ٣
مکاتب اخلاقی یونان و
روم
به مناسبت ماه مبارک
رمضان کلاس در مدت ٨٠ دقیقه برگزار
ميشود.
الف. مرور مباحث جلسۀ
پیش:
............................................
١٥ دقیقه
١.
فضیلت یک دانش است.
٢.
مردم نیاز دارند رفتار
خود را انتقاد عقلانی کنند و تنها با
دستیابی به دانش است که ميتوان به
فضایل رسید.
٣.
گناه نتیجۀ جهل است.
٤.
باید در مسایلی بحث کرد
که قدرت تغییر بر آنها را داشته
باشیم.
٥.
زندگی نیازموده ارزش
زیستن ندارد.
٦.
تعریف سقراط از اخلاق:
هنر زیستن و مواظبت از نفس
ب. افلاطون:
.............................................................
٤٠ دقیقه
١.
آغاز از معرفتشناسی
ـ
باید معرفت را بر پایۀ
شناخت چیزهایی بنا کرد که باقياند.
ـ
هر چیزی که در عالم
هست مثالی در عالم نامشهود دارد.
هستی واقعی آن
مثالهاست.
موجودات جهان تصاویر و
بازتابهایی از آن مثالهایند.
حتی مفاهیم ذهنی در
عالم مثالها نظیر دارند.
ـ
مثالها تنها از راه
عقل قابل درکند.
ـ
معرفت محسوسات متغیر
بيحاصل، و غیرمحسوسات ثابت (مُـثـل)
ارزشمند است.
ـ
چگونگی حصول معرفت
(نظریۀ بازشناسی)
٢. روانشناسی (نه به
معنای مدرن کلمه):
ـ اعتقاد به وجود روح،
بخشهای سهگانۀ روح (خرد، خشم و شهوت)
و جایگاه هر یک در بدن
ـ فضایل اسانی:
فرزانگی، مردانگی، خویشتنداری، دادگری
و ارتباط هر یک با بخشهای روح
ـ اخلاق:
اصول
هدف از اخلاق:
هدف زندگی دست یافتن
به فضیلت است.
تلاش برای شناسایی
مثال خیر (بالاترین مثال) و نه خیرهای
جزیی و دنیایی
به وجود آوردن فضایل
در هر یک از بخشهای روح
پذیرفتن عینیت فضیلت
همانند سقراط (و خلاف سوفسطاییان)
شر اصلا وجود ندارد و
تنها بروز ناقصی از خیر است.
زمانی چیزی را ميشود
خیر خواند که کارکرد خوبی داشته باشد.
فضیلت برای انسان آن
است که نقش حقیقی خود را در هستی
بشناسد
پذیرفتن جایگاه دانش
در دستیابی به فضایل
روش:
روح انسان از سه بخش
عقل، احساس و شهوت تشکیل شده است.
فضیلت هر کدام از
بخشها:
فضیلت عقل، خردمندی
است که آن عبارت است از شناخت غایت
زندگی
فضیلت احساس، شجاعت
است.
فضیلت شهوت، تقوی و
خویشتنداری است.
بالاترین فضیلت،
اعتدال است که برای هر سه بخش از روح
معنا دارد.
ج. ارسطو:
...........................................
٢٥ دقیقه
١. اصول:
ـ بالاترین فضیلت،
رسیدن به رضایت است.
ـ تعریف رضایت: تلاشی
است که با طبیعت شخص سازگار است؛ لذت
نیز با این رضایت همراه است ولی هدف
اصلی نیست.
ـ رضایت زمانی رخ
ميدهد که صفت منحصر به فرد انسان
یعنی قوۀ استدلال به گونهای هماهنگ
با قوای دیگر انسان عمل کند.
ـ فضیلت، یعنی تخلق
بافتن به اخلاقهای خوب و برای دست
یافتن به رضایت، شخص باید دو عادت را
در خود پرورش دهد:
آن دسته از عادات را
که به تلاش فکری مربوطند
آن دسته از عادات را
که به رشد بدنی مریوطند.
ردهبندی ارسطو
ازجایگاه فضایل اخلاقی
فلسفۀ اخلاق
جلسۀ هشتم: ادامۀ بحث
از مکاتب فلسفی یونان باستان
الف. مروری بر بحثهای
گذشته
..........................................
١٠ دقیقه
ب. کلبیان
...............................................................
٣٠ دقیقه
١. شخصیتهای مهم:
دیوژن، آنتیستنس
٢. اصول: دستیابی به
لذت، بالاترین فضیلت است. طبیعت،
همواره صحیحترین راه را برای خود بر
ميگزیند. بزرگترین مانع لذت، زندگی
متمدنانه است که ساختههای بشری میان
انسان و طبیعت مانع ایجاد کرده است.
تنها در سایۀ رها کردن خود در دامان
طبیعت و هماهنگ شدن با آن ميتوان به
بهترین راه رفت. از آنجا که زندگی به
هر حال با مادیت آمیخته است، تا جایی
که ممکن است باید خود را از این قیود
رهاند. لذت زمانی حاصل ميشود که شخص
تعلقاتی نداشته باشد و بالاترین خیر،
بيتعلقی است. تنها فضیلت راستین، از
طریق توانایی در کنترل شخصی حاصل
ميشود و این کنترل شخصی قابل یادگیری
است.
٣. روش: دوری گزیدن از
لذتها همچون یک شر و ریاضت را تنها
راه نجات و آزادی دانستن؛ هر گونه
مباهاتی را گناه ميدانستند. اهانت به
خود و صراحت لهجه با دیگران و تند حرف
زدن، دوری جستن از نظافت، اذتهای مادی
و طبیعی را نیز همانند لذتهای غیر
طبیعی محکوم ميکردند. از زندگی
متمدنانه بیزاری ميجستند.
٤. انتقادهای سقراط از
ایشان
ب. رواقیان (٣٠٠ ق.م ـ
٤٠٠ م)
................................. ٣٠
دقیقه
١. کلیات: شخصیتهای
مهم: زنون و خروسیپوس در یونان و
سیسرون در روم. این مکتب در برابر
تفکر کلبیان و بدگمانیهایشان به هستی
شکل گرفت. رواقیان ضرب المثل تحمل
سختیهایند. نیز مکتبی است که هم شاهان
(مارکوس اورلیوس) پیرو و نظریهپرداز
آن بوده اند و هم بردگان (اپیکتتوس).
با نفوذ به امپراطوری روم از یونان،
پیش از ظهور مسیحیت، پر طرفدارترین در
امپراطوری روم بوده است. مثل کلبیان
اخلاق را مهمترین بحث خود ميدانستند.
با این حال از منطق و دیگر علوم نیز
در اثبات اصول خود بهره ميجستند و
بسیاری از کتشافات مهم در علم منطق
توسط ایشان صورت گرفت.
٢. اصول: گونهای تأثر
از مانویت و اعتقاد به دو بعدی بودن
همه چیز: جسم و روح (در انسان)، طبیعت
و خدا (در جهان). زمانی انسان احساس
لذت خواهد کرد که جهان صغیر خود را با
جهان کبیر هماهنگ کند و به طبیعت دل
دهد. عالم طبیعت محکوم عقل کل است و
لذا انسان هم برای هماهنگی با طبیعت،
باید عقلانی رفتار کند. برای رفتار
عقلانی باید از نفسانیات دوری گزید.
در آن صورت با مغلوب شدن نفس، انسان
فاعل مختار ميشود. آن گاه خوشی وی
امری درونی خواهد گشت و لذا پایدار
خواهد ماند. در راه خلاصی یافتن از
قیود، اگر لازم شد خودکشی هم باید کرد. از آنجا
که حکمت است که تعیین
ميکند لذت در چیست، فضیلتها همانند که حکمت به خوبی آنها حکم ميکند.
فضیلتهای چهارگانه: حکمت، شجاعت،
بصیرت و اعتدال. خیر تنها یک چیز است
و تلاش به دستیابی به هر نوع چیزی که
خیر نامیده ميشود، بقیه را همراه
خواهد داشت.
پ. اپیکوریان
...........................................
٣٠ دقیقه
١. بنیانگذار: اپیکوروس (٤ـ٣ ق.م)، زندگی شخصی وی:
پدری معلم و مادری طالع بین
٢. اصول: بزرگترین خیر
و هدف اصلی زندگی لذت بردن است. لذات
مختلف همه رسمیت دارند؛ ولی بالاترین
لذت در لذات عقلی است. شادی واقعی در
غلبه بر ترس از خدایان، مرگ و زندگی
پس از مرگ است. تمام تلاش فلسفۀ اپیکور در رهاندن مردمان از
این
ترسهاست. اعتقاد به بقای اصلح و تنازع
بقا، منکر خدایان نبود ولی شأن آنها
را از دخالت در امور بشر اجل
ميدانست. روح از قسمتهایی تشکیل شده
که در بدن پرکندهاند و با تجزیه بدن
از میان ميروند و بعد مرگ زندگانی
نیست. همانند رواقیان، مراقبه و ریاضت
را پیشنهاد ميکرد. دستیابی به آرامش
در سایۀ دوری جستن از احساسات. عقاید
و مناسک دینی مانع آرامشند چرا که
گزارههایی را ر بارۀ مرگ و زندگی پس
از آن که معلوم نیست چگونه باشد جلوتر
به وی عرضه ميکنند.
٣. روش:
ـ مراقبت از نفس، تا
با لذتهای آنی از لذتهای بلندمدت
نمانیم.
ـ فضایل سه گانه:
عدالت، صداقت و خویشتنداری یا تعادل
برقرار کردن میان لذت و درد.
ـ شهرت نابجای اپیکوریان به لذتگرایی
فلسفۀ اخلاق
جلسۀ نهم: اخلاق مسیحی
(سدۀ ٤ـ١٤م)
الف. اخلاق مسیحی
مقارن با ظهور مسیح .............. ٢٠
دقیقه
١.
مقدمه: جاذبههای
اخلاق مسیحی در برابر اخلاق یونانی:
ـ
عمومی بودن و تنها با
نیازهای گروهی خاص از مردم تناسب
نداشتن
ـ
اشرافیت گرا نبودن
ـ
بردگان و مردمان دون
پایه را ابزار زندگی ندانستن
٢.
اصول اخلاقی دین
مسیحیت
ـ
مسیحیت همچون یک
انقلاب در اخلاق: وارد کردن مفهوم
«دینی» خیر در تفکر اخلاقی غرب
ـ
وابستگی انسان به خدا
ـ
خیر با تعقل، هوشمندی
یا تلاش حاصل نمی شود و تنها به دست
خداست.
ـ
نمونههایی از
توصیههای اخلاقی:
هر چه دوست داری
دیگران برای تو کنند، تو خود برای
دیگران همان کن.
در بارۀ همسایه و عشق
ورزیدن بدان
در بارۀ دوستی با
دشمنان و عشق بدانها
امور مربوط به قیصر را
به قیصر واگذار و امور مربوط به خدا
را هم به او واگذار.
از دید مسیحیان، هستۀ
اصلی اعتقاد یهودیت که بعدها مورد
توجه قرار نگرفته، آن است که باید به
خدا سرورت با تمام قلب، با تمام روح،
با تمام عشق، با تمام توان و با تمام
فکر عشق بورزی و به همسایۀ خود نیز
همانند خود عشق بورزی.
ـ تمرکز اصلی دیانت
مسیحی در عصر نخست روی ریاضت، شهادت
طلبی، ایمان، رحمت، گذشت و عشق بدون
شهوت بود که بسیاری از این ارزشها در
تفکر فلاسفۀ یونان باستان کمتر مورد
توجه واقع شده بود.
ب. سنت آگوستین،
بنیانگذر مکتب اخلاق مسیحی (٣٥٤ـ٤٣٠م)
.................... ٣٠ دقیقه
١.
زندگی:
ـ
تقابل اخلاق دیانت
مسیحی با اخلاق مانوی و کثرت پیروان
مانی (خود آگوستین هم زمانی مانوی
بود)
ـ اندیشۀ فارسی مانوی
مبنی بر تقابل خیر و شر و جدال دایم
آنها درعرصۀ هستی
ـ
تلاش برای بازسازی
فلسفی اخلاق مسیحی بر پایۀ اندیشههای
افلاطون، اخلاق رواقی و اصول عقاید
مسیحی
ـ
آثار: شهر خدا،
اعترافات و در بارۀ آزادی
٢.
اندیشه:
ـ
هستيشناسی
خیر همواره به خدا
برميگردد.
طبیعت به عنوان مخلوق
خدا همواره خیر است.
ـ شرور
شر، مفهومی عدمی است.
شرور هم به گناهی که
موجب هبوط انسان شد برميگردند.
انسان به عنوان مجازات
باید به خاطرش در دنیا بماند.
شرور طبیعی هم به ظاهر
شرند و در واقع خیر و مطابق با
حکمتند.
انسان مختار، و مسئول
اعمال خویش است و لذا شرور انسان که
حاصل اختیار ویند، استثناست.
ـ فضایل:
لذت دنیوی ناپایدار
است و باید به دنبال لذت پایدار بود.
دنیا زمینۀ آزمایش و
ثواب و عقاب اخروی است.
تزکیۀ نفس از تمام
وابستگیهای جهان، سبب اتحاد با خداوند
ميشود.
فضیلت: عبودیت در
برابر خداوند است.
اخلاق، حکمیت عقلانیت
است و این عقلانیت تنها در سایۀ هدایت
الاهی حاصل ميشود.
فضایل چهارگانه، زمانی
فضیلتند که ملهم از ایمان به خدا
باشند.
وظیفه/نتیجه گرایی
آگوستین: فعلی اخلاقی فعلی است که
غایت نیکویی در «شهر خدا» داشته باشد.
پ. مکاتب مهم
دیگر..............................
٢٠ دقیقه
١. توماس کویناس و
تلاش برای تبیین اخلاق مسیحی بر پایۀ
فلسفۀ ارسطویی
٢. آراسموس، کالوین و
لوتر و نقد رفتار کلیساییان
ت. جمع بندی و
نتیجهگیری در بارۀ وضعیت اخلاق در
جهان ماقبل مدرن ..................
٢٠ دقیقه
فلسفۀ اخلاق
جلسۀ دهم: عصر اصلاح
دینی
الف. مروری بر بحثهای
گذشته ............... ٣٠ دقیقه
١ـ
ظهور مسیحی و تحول در
ایین یهود
ـ
پرهیز از توجه به
ظواهر متن تورات و نوشتههای قانونی و
توجه به لزوم همگام شدن با روح یهودیت
ـ
تکید بر عشق به خدا و
همسایه به عنوان گوهر دین یهود
٢ـ
آگوستین و کشیدن
لایهای از تفکر عقلانی افلاطونی بر
اخلاق مسیحی و بنیانگذاری مکتب اخلاق
مسیحی (٣٥٤ـ٤٣٠م)
ـ
خیر همواره به خدا، و
شر هم به گناهی که موجب هبوط انسان شد
برميگردد.
ـ
طبیعت بر پایۀ ارادۀ
الاهی اداره ميشود و خیر است. انسان
شرور را به خاطر مختار بودن
برميگزیند.
ـ
فضیلت: عبودیت در
برابر خداوند است.
ـ
اخلاق، حکمیت عقلانیت
است و این عقلانیت تنها در سایۀ هدایت
الاهی حاصل ميشود.
ـ
حسن و قبح، ذاتی نیست
و وابسته به امر الاهی است.
ـ
فضایل چهارگانه، زمانی
فضیلتند که ملهم از ایمان به خدا
باشند.
ـ
فعلی اخلاقی فعلی است
که غایت نیکویی در «شهر خدا» داشته
باشد.
ب. اخلاق در مکاتب مهم
دیگر سدههای میانی
١ـ
توماس کویناس و تلاش
برای تبیین اخلاق مسیحی بر پایۀ فلسفۀ
ارسطویی .......... ٤٠ دقیقه
ـ
پذیرفتن اخلاق فضیلت
ارسطویی
افزودن فضایل سه گانۀ
الاهی: ایمان، امید و عشق
این فضایل سه گانۀ
الاهی توسط خداوند در انسان القا شده
است (وجدان).
ـ
جایگاه وجدان در اخلاق
انواع قوانین:
قانون سرمدی: که از
اراده و حکمت خداوند سرچشمه گرفته و
در هستی جاری است.
قانون طبیعی: احکام
بنیادین اخلاق که بخشی از قانون سرمدی
است و در فطرت انسان جای گرفته است.
قانون انسانی: که
انسانها در سر و کار روزمرۀ خود وضع
ميکنند.
قانون الاهی: که از
طریق وحی به انسان القا شده است.
قانون طبیعی از طریق
حکمت و وجدان به دست مياید.
نخستین باری بود که
وجدان در علم اخلاق مورد توجه قرار
ميگرفت.
ـ
ارتباط میان اعتقاد به
وجدان و قانون طبیعی با حسن و قبح
عقلی نزد وی.
٢ـ
کم [کام] و بازنگری
در اندیشههای توماس کویناس (اعتقاد
به حسن و قبح شرعی همانند آگوستین)
٣ـ
انحطاط اخلاق مسیحی
ـ
کلیسا همچون یگانه
مرجع حسن و قبح به نمایندگی از خدا
نبود نوشتارهای رسمی
در بارۀ مسایل فقهی دین بر خلاف
یهودیت و اسلام
مرجعیت یافتن کلیسا و
پاپ برای اظهار نظر در مسایل شرع
راه یافتن تدریجی فساد
در دستگاه کلیسا
ـ
نمونههایی از فسادها
فروش بهشت و جهنم
مجازاتهای سنگین برای
مخالفان
تفتیش عقاید
پ. ظهور اصلاح طلبان
پروتستان و نقد رفتار کلیساییان
......... ٢٠ دقیقه
٣ـ١ـ
آراسموس
٣ـ٢ـ
کالوین
٣ـ٣ـ
لوتر
ت. جمع بندی و
نتیجهگیری در بارۀ وضعیت اخلاق در
جهان ماقبل مدرن ...... ١٠ دقیقه
فلسفۀ اخلاق
جلسۀ یازدهم:
بنیانگذاران دورۀ مدرن
الف. مروری بر بحثهای
گذشته .................... ١٠ دقیقه
١.
تفکرات کام، کلیسا و
ابتذال
٢.
اصلاح دینی آراسموس،
لوتر(د ١٥٤٦م)، کالوین و دیگران
ـ
سرودهایی به زبان عموم
و نه لاتین
ـ
ترجمۀ عهدین به آلمانی
ـ
اصلاح ساختار کلیسا
ـ
طرد تارک دنیا بودن،
رهبانیت، ازدواج نکردن و...
٣.
تقسیم مسیحیان اروپا
به دو کلیسای بزرگ پروتستان و کاتولیک
٤. ظهور فرقههای
مختلف پروتستان
ب. اخلاق پس از اصلاح
دینی: مطالعۀ موردی فرقۀ پیوریتینیسم
و اثر آن در تفکر اخلاقی غربیان
...... ٣٠ دقیقه
١.
برترین ارزشهای
اخلاقی: متانت، کوشش (تنبلی بزرگترین
گناه است)، صرفهجویی
٢.
شعارها:
ـ
تنها کسی رستگار خواهد
شد که برگزیدۀ خدا باشد.
ـ
هر که ميخواهد بداند
در قیامت چه قدر به خدا نزدیک است، با
نظر در حال دنیای خویش خواهد فهمید.
ـ
فقر بزرگترین نشانه
برای آن است که شخص از فره ایزدی
برخوردار نیست.
ـ
خیر اخلاقی با ثروت
تدعی ميشود و شر با تنگدستی.
ـ
نتیجۀ عملی تفکر:
آنچه ميخواست برای
پیوریتینها رستگاری همراه آورد، برای
نسلهای بعد، ثروت جهانی همراه آورد.
کتاب مکس وبر:
اخلاق سرمایهداری و روح پروتستان
و بررسی این پدیده
مقایسۀ اندیشههای
پروتستانتیزم با اندیشههای ایرانیان
در سدههای ١٣٤٠ـ١٣٥٠ش
پ. جمع بندی: اخلاق
پیوریتین، همچون پلی میان اخلاق سنتی
و مدرن ............. ٣٠ دقیقه
١. جایگزین شدن مفهوم
وظیفۀ و مسئولیت شخصی به عنوان یک
انسان، به جای تعبد محض.
٢. بنیانگذاری حقوق
طبیعی مدرن توسط هوگو گروتیوس (د
١٦٤٥م)، حقوقدان کالوینیست در سایۀ
این جایگزینی
ـ تغییر مفهوم «حقوق
طبیعی»
ـ تعریف سنتی: حقوق
متناسب با طبع و سرشت انسان و ناموس
ازل
ـ تعریف گروتیوس،
حقوقی که:
هر انسان حتی اگر
خدایی هم نباشد، به مجرد انسان بودن
از آن برخوردار خواهد شد.
هیچ قدرتی حق سلب آن
را از انسان ندارد.
ـ مکیاولی (د ١٥٢٧م)،
دیگر فیلسوف شایان توجه در دورۀ
سدههای میانی ........ ٣٠ دقیقه
مهمترین اصل:
انتخابهای انسان همیشه میان خوبها
نیست، گاه در مقام تعارض ارزشها، باید
میان بد و بدتر یکی را برگزید.
هنجارهایی که برای
اخلاق شاه باید تعریف شود، با
هنجارهای اخلاق عمومی متفاوت است.
گر شاه بخواهد به
دستورهای اخلاقی عمومی پیابند باشد،
مملکت از دست خواهد رفت.
شاه زمانی موفق ميشود
که اندیشههای خود را با زمانه متناسب
کند؛ نه این که زمانه را مطابق با
ارزشهای خود بخواهد.
«من چون ميخواهم هر
چه کمتر اشتباه کنم، حکومت را هر روز
بنا به مقتضیات همان ميگردانم...
زیرا زمان نیرومندتر از مغزهای ماست»
(برگرفته از سفارتهای
مکیاولی).
مثالهایی از خلق و خوی
مناسب برای شاه و اهمیت آن
برخورد پاپ با بورجا،
شاهزادۀ فلورانسی
برخورد بورجا با
ریمیرو د اورکو
منابع بحث در این
جلسه:
اسکینر، کوئینتن، مکیاولی،
ترجمۀ عزت الله فولادوند، تهران، طرح
نو، ١٣٧٢ش؛ برون، کالین، فلسفه و
ایمان مسیحی، ترجمۀ طاطهوس میکائیلیان، تهران، علمی و فرهنگی،
١٣٧٥ش؛ نیز:
“Ethics”, “Grotius,
Hogo”, “Machiavelli”, “natural Law”,
“Reformism”, in: Encyclopædia
Encarta, Deluxe edition, ٢٠٠٣.
فلسفۀ اخلاق
جلسۀ دوازدهم: اخلاق
در طلیعۀ دوران مدرن
الف. مروری بر بحثهای
گذشته .......................... ٣٠
دقیقه
١.
اخلاق فضیلت در یونان
باستان و قرون وسطی
٢.
اصلاح دینی
ـ عطف رویکرد از انسان
مکلف به انسان محق
ـ توجه به حقوق طبیعی
انسان
ـ توجه به وظایف انسان
همچون یک انسان و به حکم انسان بودن،
پیش از توجه به وظایف وی همچون یکی از
بندگان خدا
ـ رد دیدگاههای کام
و... در باب نظریۀ امر الاهی و منشاء
دینی برای اخلاق
٣. آغاز تلاش برای
جستجوی منشاء غیر دینی برای اخلاق
(سکولاریسم)
ـ ویران کردن بناهای
محکم فکری قدیم در عهد رنسانس
ـ
گالیله و دیگر طبیعی
دانان: مرکزیت انسان در هستی و خلیفۀ
الله بودن وی و در نتیجه قانون طبیعی
را که مستلزم عمل بر طبق قانون کلی
افلک و هماهنگی با هستی بود زیر سؤال
بردند.
ـ فرانسیس بیکن: منطق
و روششناسی مدرسی را در هم شکست و
روش تجربی را در میان آورد.
ـ آراسموس، کالوین و
لوتر: گسستن پیوند دین و اخلاق و
استوار دانستن اخلاق مستقل از امر
الاهی
ـ مکیاولی: نفی
همگانی بودن گزارههای اخلاقی
ب. اخلاق از اواخر سدۀ
١٧ تا اوایل سدۀ ١٩م
..................٣٠ دقیقه
١.
مهمترین پرسشهای
اخلاقی عصر مدرن
ـ
حال مع اخلاق منشاء
دینی ندارد (سکولاریسم)، دلیل پابندی
به اخلاق چه ميتواند باشد؟
ـ
ایا در پی نفع شخصی
بودن حافظ و تکیهگاه اخلاقی زیستن
است، یا مانع آن؟
ـ
همچنان که ملاحظه
ميشود، به تدریج توجه از اخلاق فضیلت
به اخلاق کنش معطوف گردیده است.
٢.
مهمترین پاسخها به
پرسشهای یاد شده:
ـ
مکتب خودگروی: منشاء
اخلاق حب ذات است .............. ١٠
دقیقه
هابز: همۀ انسانها در
طلب دو چیزند: لذت و بقا
کارهای خوب را هم چون
لذت دارد ميکنند.
خوب تنها در ذهن معنی
دارد.
ـ
مدافعات ماندویل
مکتب شهودگرایی: بداهت
گزارههای اخلاقی همچون گزارههای
ریاضی ..........١٠ دقیقه
کادورث و کلارک
کردار نیک به حکم عقل
قابل شناخت است.
ـ مکتب حس اخلاقی:
منشاء گزارههای اخلاقی حس اخلاقی است
........ ١٠ دقیقه
شافتسبری، باتلر و
هیوم
خودخواهی تنها حس بشر
نیست و حسهای دیگری نیز ر بشر هست.
ـ هیوم:
عقل معیار خوبی نیست.
باید از است استنتاج
نميشود.
اخلاق را تنها بر
احساس ميتوان بنا کرد.
ـ مکتب سودگروی: منشاء
اخلاق تمایل انسانها به کسب سودفردی
است ........... ١٠ دقیقه
بنتام: کاری خیر است که با در نظر گرفتن مجموع شرایط،
بیشترین خیر ممکن را برای همگان داشته
باشد.
مآخذ:
بکر، لارنس سی.، تاریخ فلسفۀ اخلاق
غرب، قم، مؤسسۀ امام خمینی،
١٣٧٨ش؛ صانعی درهبیدی، منوچهر، فلسفۀ
اخلاق در تفکر غرب، تهران، دانشگاه
شهید بهشتی، ١٣٦٨ش١٣٦٨ش؛ نیز:
"Ethics”
Enc. Britannica.
فلسفۀ اخلاق
جلسۀ سیزدهم: سودگروی
(Utilitarianism)
الف. مروری بر مباحث
گذشته............ ١٠ دقیقه
ب. معنای سودگروی
(مثال قانون جهانی
انرژی)............... ١٠ دقیقه
پ. جرمی
بنتام..............................
٤٠ دقیقه
١. زندگی
٢. اندیشه
ـ کلیات
تکید بر حکمیت دو
عنصر در اندیشۀ انسان، لذت و درد
کاری خوب است که برای
بیشترین تعداد افراد، بیشترین میزان
خوبی (= لذت) را فراهم کند.
این مسئله اصل الاصول
است و غیر قابل اثبات است.
مهم آن است که بتوان
بر اساس یک معیار عینی این میزان را
محاسبه کرد.
ـ معیارهای محاسبۀ
لذات:
شدت
مدت
تیقن
قرابت
خلوص
باروری
شمول
ـ چگونه ميتوان افراد
را حاضر کرد به خیر دیگری فکر کنند؟
جامعه، مجموعهای از
افراد است.
خیر عمومی، زمانی است
که خیر بیشترین افراد در بیشترین حالت
ممکن تأمین شود.
منافع افراد در تضاد
است.
قانونگذاری لازم است
تا میان علایق، هماهنگی ایجاد شود
(استبدادگروی).
ت. جان استوارت
میل..................... ٤٠ دقیقه
١. زندگی
ـ از نوابغ بود، در ٣
سالگی لاتین آموخت.
ـ در ١٢ سالگی ریاضی و
یونانی و تاریخ را مسلط شد.
ـ متأثر از ریکاردو و
ادام اسمیت بود.
ـ مدتی نمایندۀ
پارلمان بود و هیچ گاه زندگی دانشگاهی
نداشت.
ـ بنیانگذار تفکر
لیبرالیسم و نویسندۀ
رساله در بارۀ آزادی
٢. اندیشه
ـ حق و باطل بودن
کارها به آن است که چه اندازه مولد
لذت یا درد باشند.
ـ سعادت مطلوب در نظام
اخلاقی، سعادت جمعی است.
ـ نفعطلبی، لزوما به
معنای خودخواهی نیست.
ـ در لذات، افزون بر
معیارهای کیفی، باید معیارهای کیفی را
هم لحاظ کرد.
ـ انسان ناراضی بهتر
است از خوک راضی.
ـ پاسخهای طرفداران
بنتام
چرا فرد باید به سعادت
غیر خود هم تمایل داشته باشد؟
فرد، جزء انفکک
ناپذیر جامعه است و هر گاه خواستار
سعادت خود باشد، خواستار سعادت بخشی
از جامعه خواهد بود.
برای دست یافتن به
سعادت جمع، باید راه را برای دست
یافتن افرد به سعادت باز گذاشت
(ایبرالیسم).
ـ سعادت گروه وقتی رخ
ميدهد که افراد در مسیر هماهنگ کردن
سعادت خود با جامعه گام بردارند.
افراد ممکن است در این مسیر خطا کنند؛
ولی اگر دولت بخهواهد آنها را کنترل
کند باز احتمال ضرر بیشتر است. پس
دولت باید کمترین کنترل را داشته باشد
و تنها در جاهایی اعمال نظر کند که
ضرر برای بخشی از جامعه حتمی است.
٣. بسط اندیشۀ اجتماعی
میل:
ـ اصل نفع اقتضا
ميکند هر کس به دنبال حقوق خود باشد؛
مادامی که به آزادی دیگران لطمه نزند.
ـ دموکراسی بهترین
شیوۀ حکومت است.
مآخذ:
بکر، لارنس سی.، تاریخ فلسفۀ اخلاق
غرب، قم، مؤسسۀ امام خمینی،
١٣٧٨ش؛ صانعی درهبیدی، منوچهر، فلسفۀ
اخلاق در تفکر غرب، تهران، دانشگاه
شهید بهشتی، ١٣٦٨ش١٣٦٨ش؛ نیز:
"Ethics”
Enc. Britannica.
فلسفۀ اخلاق
جلسۀ چهاردهم: اخلاق
تکاملگرا (Evolutionary
Ethics)
الف. مروری بر مباحث
قبلی
....................................
١٠ دقیقه
ب. راه یافتن اندیشۀ
«تکامل اجتماعی» در اخلاق
.....................................
٤٠ دقیقه
١.
نظریۀ تکامل داروین
ـ
تلاش موجودات برای بقا
ـ
انتخاب طبیعی
ـ
بقای اصلح، قانون
طبیعت
٢. هربرت اسپنسر (د
١٩٠٣م) و داروینیسم اجتماعی
ـ
اخلاق، دستاورد تکامل
اندیشۀ بشر در تلاش برای بقاست.
ـ
با تغییر شرایط
اجتماعی، قواعد اخلاقی نیز به نسبت
پیچیده یا سادهتر ميشوند.
ـ
تحول اخلاقی جوامع در
گذار از سه مرحلۀ گردآوری و شکار،
کشاورزی و صنعتی
٣. نیچه (د ١٩٠٠م)
.............................................
٢٠ دقیقه
ـ اخلاق روبناست.
ـ انسانها در مسیر
زندگی اسیر مرحلۀ تکاملی خاصی هستند که در آن به سر ميبرند.
ـ
انسانها بنا به
نیازهای زندگی در آن مرحله به گونهای
خاص در بارۀ اخلاق اندیشه ميکنند.
اخلاق مسیحی و یهودی،
ساختۀ دست ضعیفان است (اخلاق بردگان).
اقویا بر پایۀ
اخلاقیاتی متفاوت مياندیشند.
ـ
انسان برتر(Super
man):
با تکاملهای مداوم
انبوهی از میان خواهند رفت و تنها
اقویا ميمانند.
آن گاه کارهای آنها را
تکنولوژیها خواهند کرد که در مهار
عدهای اندکند.
اخلاق برای آنها آنها
معنایی ندارد.
چنین انسانهایی خدا
نخواهند داشت و خود، خدای خودند.
ـ بالاترین ارزش: تحقق
خود (Self
Realization)
تنها انسانهای برتر
ميتوانند به تحقق خود بیندیشند.
اخلاقيترین کار، کمک
به ظهور همین انسانهای برتر است.
قواعد اخلاقی باید
آنچنان تنظیم شوند که به نفع اقویا
باشند.
٤. مارکس (د ١٨٨٣م) و
اخلاق مارکسیستی سدۀ ٢۰، متأثر از
اندیشههای وی .............. ٢٠
دقیقه
ـ
زیربنا و روبنا در
اندیشۀ انسان
اثر مسایل اقتصادی
تعریف طبقۀ اجتماعی
تأثیر حکمیت بر
ابزارهای تولید در شیوۀ زندگی فرد
تحول جوامع از کشاورزی
به صنعتی و ایجاد طبقۀ جدیدی که تنها
مالک بدن خویشند.
آگاهی فردی و آگاهی
طبقاتی
تغییر در جهان عین یا
ذهن/ مسخ انسان
ـ اخلاق و آگاهی
طبقاتی
اندیشههای کهن اخلاقی
و دینی فرد را به سمت تغییر در جهان
ذهن ميخوانند.
اندیشههای کهن اخلاقی
را اقویا برای استثمار ضعیفان ترویج کردهاند.
دین افیون ملتهاست!
ـ
کاری اخلاقی است که به
نفع طبقۀ کثریت (ضعفا) باشد.
ـ
ارتباط میان شیوههای
حکومت مارکسیستی
٥ـ تقدیر از
دانشجویان برتر
......................... ٢٠ دقیقه
به نام خدا
امتحان ماهانۀ اول
فلسفۀ اخلاق
مدرس: فرهنگ مهروش
(٢٧/ ٧/ ١٣٨٣)
دانشجویان گرامی،
با سلام و آرزوی توفیق
خواهشمندم تنها به یکی
از پرسشهای زیر پاسخ دهید. از آنجا که
این امتحان همانند دیگر امتحانات هیچ
تأثیری بر نمرۀ پایان ترم شما ندارد و
فلسفۀ آن آگاهی یافتن من و شما از
نقاط قوت و ضعف خویش، و تمرینی برای
نگارش، نقادی و نقدپذیری علمی است،
خواهشمندم در صورت بيعلاقگی، کسالت،
یا هر عذر دیگری از این دست، هیچ
ننویسید. پاسخهای شما به دقت تصحیح
خواهد شد و برای دفاع شما از نقدها،
در اختیارتان قرار خواهد گرفت. یک
هفته فرصت دارید که دیدگاه خویش را در
رد و قبول نقدها اعلام فرمایید.
لازم است پاسخ شما
چنان باشد که معلوم شود درس را
فهمیدهاید. کلیۀ مطالب، با انشای شخص
شما نوشته شده باشند. بدین سان، از
آوردن کلمات و جملاتی که خود معنای آن
را نفهمیدهاید به شدت پرهیز کنید و
در این زمینه تا حد ممکن سختگیر
باشید؛ چرا که تنها در این صورت است که به برگۀ شما نمرۀ صفر تعلق خواهد
گرفت. بر پایۀ همان منطق، لازم است از
رونویسی مطالب کتابها و نگارش
استدلالی بجز آنچه خود بدان معتقدید و
ميتوانید پس از استمرار بحث حضوری و
رویاروی از آن دفاع کنید، جدا
بپرهیزید؛ چرا که سودی برایتان ندارد،
وقت مدرس را ميگیرد و ازیرا گونهای
توهین به وی تلقی خواهد شد.
پاسخها را تنها بر
برگۀ سفید ـ٤ و تنها با خودکار مشکی
بنویسید. جز این، پاسخها تصحیح نخواهد
شد. حجم پاسخها لازم است میان ٤٠٠ تا
٨٠٠ کلمه باشند. بدین سان، لازم خواهد
شد فشرده نویسی را تمرین کنید. بکوشید
چینش مطالب در نوشتۀ شما از یک نظم
منطقی برخوردار باشند؛ چنان که
خواننده به آسودگی بتواند استدلالهای
شما را دنبال کند. در صورت اشاره به
مطالبی از کتابهای مختلف، یادکرد
مشخصات نشر و شمارۀ صفحه الزامی است.
موفق باشید.
پرسشها:
١. بر اساس توصیفی که
مرحوم مطهری (ره) در کتاب فلسفۀ
اخلاق از دیدگاه کانت کرده، ایا
وی وظیفهگرا بوده است یا نتیجهگرا؟
چرا و بر پایۀ کدامین قراین چنین
استنباط ميکنید؟
٢. در سراسر کتاب
فلسفۀ اخلاق مطهری (ره)، به نظر
مياید میان دو مفهوم خلط صورت گرفته،
و در نهایت، نتیجهای که دستاورد
نخستین است، بردومین حمل گردیده.
توضیح این که گویی مطهری (ره) آن گاه
که در فصلهای نخست از منشأ اخلاق
ميگوید، «سرچشمههای اخلاق» را مد
نظر دارد و آن گاه که در فصلهای بعد،
پس از نقد دیدگاههای مختلف و توضیح
مشکلات هر کدام از دید وی، نتیجه
ميگیرد که اخلاق در اندیشههای غیر
الاهی بيمعناست، منشأ اخلاق را با
«پشتوانۀ تئوریک» اخلاق مترادف گرفته
است. به نظر شما ایا چنین ایرادی بر
استدلال وی وارد است. اگر هست یا اگر
نیست، چرا؟
٣. اساسيترین
پرسشهایی که مرحوم مطهری در کتاب خویش
برای آنها به دنبال پاسخ ميگشته است،
کدامهایند؟ پاسخهای وی را بر پایۀ
دیدگاههای شخصی خویش نقد و بررسی کنید.
٤. با توجه بدانچه تا
کنون خواندهاید، بنیاديترین شباهتها
و تفاوتها را در فلسفۀ اخلاق مکاتب:
١) اخلاق ارسطویی، ٢) اخلاق
مارکسیستی، ٣) مکتب اخلاقی راسل، در
پاسخ به پرسشهای فلسفی زیر تبیین کنید: الف) اساسيترین آرمان در نظام
تفکر اخلاقی چیست؛ ب) فضایل اخلاقی کدامند؛ ج) سبب پابندی به فضایل
اخلاقی چیست؛ د) مهمترین پشتوانۀ
اخلاق چیست؟
٥. مطهری (ره) از کانت
انتقاد، و وی را به تناقض در تفکر
فلسفی متهم کرده است. این اعتراض بدین
قول کانت باز ميگردد که: «در هر
شرایطی باید راست گفت؛ حتی اگر به ضرر
انسان باشد». استدلال مطهری (ره) از
این قرار است: از آنجا که کانت به«
وجدان» معتقد بوده است، نميتواند حکم
کند در هر شرایطی راست گفتن بهتر است؛
چرا که وجدان گاهی حکم به ضرورت دروغ
مصلحتآمیز گفتن ميکند. به نظر شما
ایا اعتراض وی به کانت وارد است؟ ایا
ضرورتی دارد که اگر کسی در نظام
اخلاقی خود معتقد به وجدان شد، معتقد
باشد که در هر شرایطی حکم وجدان مقدم
است؟ با توجه به بحث از تفاوت
عملنگری و قاعده نگری، جایگاه تفکر
کانت را در طبقهبندی مکاتب اخلاقی
نشان دهید. آن گاه با توضیح این که
«اگر وی در کجای این طبقهبندی واقع
ميشد ایراد مطهری (ره) پذیرفته بود»،
از او دفاع کنید. در صورتی نیز که
ایراد وی نزد شما هم پذیرفته است،
دلایل خود را بگویید.
امتحان میان ترم
فلسفۀ اخلاق
مدرس: فرهنگ مهروش
٢/ ٩/ ١٣٨٣
دانشجویان گرامی،
با سلام و آرزوی توفیق
خواهشمندم پیش از پاسخ
به پرسشها، توضیحات این چند خط را با
دقت بخوانید.
خواهشمندم به همۀ
پرسشهای زیر پاسخ دهید. از آنجا که
این امتحان همانند دیگر امتحانات طول
دوره هیچ تأثیری بر نمرۀ پایانی شما
ندارد و فلسفۀ آن آگاهی یافتن من و
شما از نقاط قوت و ضعف خویش، و تمرینی
برای نگارش، نقادی و نقدپذیری علمی
است، خواهشمندم در صورت بيعلاقگی، کسالت،
یا هر عذر دیگری از این دست،
هیچ ننویسید. پاسخهای شما تنها هفتۀ
بعد از امتحان دریافت خواهد شد. این
پاسخها به دقت تصحیح خواهد شد و برای
دفاع شما از نقدها، در اختیارتان قرار
خواهد گرفت. از آن پس نیز یک هفته
فرصت دارید که دیدگاه خویش را در رد و
قبول نقدها اعلام فرمایید.
در صورتی که در این
امتحان قادر به کسب نمرۀ بالاتر از ٨٥
بشوید، آگاهیهای شما از فلسفۀ اخلاق
در حد یک دانشجوی خوب رشتۀ فلسفه
خواهد بود. دانشجویانی که نمرهای
میان ٦٠ تا ٨٥ کسب کنند، آنچه را که
از یک دانشجوی متوسط رشتۀ الاهیات
انتظار ميرود برآوردهاند.
لازم است پاسخ شما
چنان باشد که معلوم شود درس را
فهمیدهاید. کلیۀ مطالب، با انشای
شخص شما نوشته شده باشند. بدین
سان، از آوردن کلمات و جملاتی که
خود معنای آن را نفهمیدهاید به شدت
پرهیز کنید و در این زمینه تا حد
ممکن سختگیر باشید؛ چرا که تنها در
این صورت است که به برگۀ شما نمرۀ صفر
تعلق خواهد گرفت. مطمئن باشید
پرسشها به گونهای طراحی شدهاند که
برای دستیابی به این اهداف، مطالعۀ
صرف آن پاره از کتاب که در بردارندۀ
توضیحاتی در بارۀ مطلب است بسنده
نخواهد بود. بر پایۀ همین منطق، لازم
است از رونویسی مطالب کتابها و نگارش
استدلالی بجز آنچه خود بدان معتقدید و
ميتوانید پس از استمرار بحث حضوری و
رویاروی از آن دفاع کنید، جدا
بپرهیزید؛ چرا که سودی برایتان ندارد،
وقت مدرس را ميگیرد و ازیرا گونهای
توهین به وی تلقی خواهد شد.
پاسخها را تنها بر
برگۀ سفید ـ٤ و تنها با خودکار مشکی
بنویسید. لازم است نوشتۀ شما از هر
طرف ٤ سانتيمتر حاشیه داشته باشد و
در هر صفحه بیش از ١٥ خط نوشته نشود.
نام خود را تنها در گوشۀ سمت چپ بالای
برگه بنویسید.
جز این، برگۀ امتحانی
از شما گرفته نخواهد شد.
لازم است رعایت حجم
پاسخها بر پایۀ همان مقدار که برای هر
سؤال مجاز دانسته شده، ضروری است. اگر
کمتر از حجم یاد شده نیز توضیح دهید،
بدان معناست که مطلب بیشتری برای بیان
در خاطر نداشتهاید و اگر بیشتر
بنویسید، بدان معناست که (با فرض درست
بودن پاسخ) در بیان آنچه فهمیدهاید
ضعف دارید. بدین سان، لازم خواهد شد
هم فشرده نویسی و هم نگارش ضابطهمند
را تمرین کنید. بکوشید چینش مطالب در
نوشتۀ شما از یک نظم منطقی برخوردار
باشند؛ چنان که خواننده به آسودگی
بتواند استدلالهایتان را دنبال کند.
در صورت اشاره به مطالبی از کتابهای
مختلف، یادکرد مشخصات نشر و شمارۀ
صفحه الزامی است.
رعایت علایم نگارشی
ضروری است.
موفق باشید.
١. در قالب رسم یک
نمودار، مکاتب مختلف فلسفۀ اخلاق را
برشمرده، جایگاه آنها را نسبت به هم
بیان کنید. در برابر نام هر مکتب در
نمودار توضیحی بنویسید که معلوم شود
معنای آن را فهمیدهاید (حدود ٤٠٠ کلمه، ١٠ نمره).
٢. این که کسی معتقد
باشد «برای این باید به فضایل اخلاقی
اعتقاد ورزید که خداوند بدان دستور
داده است»، موضوع اعتقاد کدام یک از
مکاتب اخلاقی است؟ نام آن را بنویسید
و نقدهای این دیدگاه را به تفصیل
برشمرید (حدود ٨٠٠ کلمه، ١٥ نمره).
٣. طبقهبندی فرانکنا
را از گونههای مختلف احکام ناظر به
ارزشهای اخلاقی و غیر اخلاقی، در قالب
یک نمودار بیان کنید. همراه یادکرد هر
گونه، مثالی آورید که معلوم کند معنای
آن گونه را به درستی دریافتهاید
(حدود ٤٠٠ کلمه، ١٠ نمره).
٤. فرض کنید فردی در
دریا در حال غرق شدن است. توضیح دهید
هر یک از مکاتب زیر اقدام برای نجات
وی را تنها در چه صورتی معقول
ميدانند (حدود ٥٠٠ کلمه، ٢٥ نمره).
a.سودگروی
عام
b.
سودگروی قاعدهنگر
c.همهگروی
ویژگينگر
d.
سودگروی عملنگر
e.وظیفهگروی
قاعدهنگر
٥. بحث فرانکنا را در
بارۀ خوب و معانی آن (ص ١٧٣ـ١٧٩)، در
حدود ١٠٠ کلمه خلاصه کنید (١٠ نمره).
٦. به نظر شما فرانکنا
خود به کدامین یک از مکاتب اخلاقی
گردن نهاده است؟ قراین خویش را در
استدلال بر این مدعا با یادکرد صفحاتی
از کتاب که آن قراین را در بر دارند،
مکتوب کنید (حدود ٥٠٠ کلمه، ١٥ نمره).
٧. مراد فرانکنا را از
این جمله شرح داده، بگویید هنگام
استدلال در اثبات چه مدعایی چنین گفته
است (٥٠٠ کلمه، ١٥ نمره):
من عملا به این نتیجه
رسیدهام که نميتوان پذیرفت که «هیچ
ملکه یا انگیزشی از دیدگاه اخلاقی خوب
یا فصیلتمند نیست، مگر آنها که مشتمل
بر ارادهای نسبت به انجام کار صواب،
به دلیل صواب بودنش باشند». |