طرح درس احادیث فقهی (نیمسال دوم ١٣٨٤ـ١٣٨٥)                                                           

 

برنامه تدريس «احاديث فقهي»

مقطع تحصيلي: كارشناسي الاهيات ـ گرايش فقه و مباني حقوق اسلامي

مدرس: فرهنگ مهروش

سازمان: دانشگاه آزاد اسلامي (واحد آزادشهر) ـ گروه الاهيات

زمان: نيمسال تحصيلي اول 1385ـ1386

آدرس الكترونيكي مدرس: F.Mehrvash@cgie.org.ir

ساعت ملاقات (با هماهنگي): سه شنبه‌ها، 10ـ 12

 

 

     اهداف آموزشي (كه در پايان دوره بايد حاصل شده باشد): آشنايي عمومي با علم الحديث، شيوۀ فقيهان در استنباط احكام از روايات، و متودولوژي و منابع فقه الحديث

     آرمانهاي آموزشي (كه علاقه‌مندان بايد بدان دست يابند): كاربرد روشهاي نوين در تحليل روايات و برداشت از آنها، توانايي تحليل يك حديث و شناخت عناصر مؤثر در برداشت صحيح از آن.

     شيوۀ تدريس: نخست كوشش خواهد شد با تخصيص نيمۀ نخست دوره به بحث در بارۀ كلياتي پيرامون علم الحديث، نگرشي شفاف از حديث و دانشهاي مرتبط با آن در فرهنگ اسلامي ارايه شود. ربع اول نيمۀ دوم، به بحث در بارۀ روش‌شناسي برداشت از روايات اختصاص مي‌يابد و در نهايت، ربع آخر و مهم‌ترين بخش درس، مطالعۀ تعدادي از روايات فقهي بحث برانگيز به منظور دست يافتن به دركي بهتر از تعامل فقيهان با روايات را در بر خواهد گرفت.

     آيين حضور درس: حضور درس الزامي نيست، ولي بي‌خبر ماندن از آنچه در كلاس مي‌گذرد، خلاف شئون دانشجويي دانسته مي‌شود . اجازه گرفتن در هنگام ورود و خروج، يا براي غيبت مرسوم نخواهد بود. مستمعان آزاد، براي حضور تا آنجا كه به مدرس مربوط است، منعي ندارند. در تمام مدت تدريس هيچ كس حق ايجاد مزاحمت براي درس را نخواهد داشت و در موارد بسيار ضروري، لازم است فقط با مدير محترم اداره امور كلاسها هماهنگ، و از مراجعه شخصي خودداري شود. كلاس تنها در تعطيلات رسمي داير نخواهد گشت و در ساير ايام، بدون در نظر داشتن عرف عمومي، هر گاه غيبت عمومي دانشجويان اسباب اخلالي در درس فراهم آورد، به شدت (با كسر 5 نمره از مجموع نمرات ارفاقي درس) برخورد خواهد شد. مدت كلاسها در ايام ماه مبارك رمضان 80 دقيقه، و در ديگر ايام، 100 دقيقۀ كامل است.

     ارزشيابي:

5ـ1ـ            تاريخ امتحانها در جدول صفحۀ بعد (تيتر شمارۀ 7 طرح درس) اعلام شده است.

5ـ2ـ            نحوه امتحانها: افزون بر امتحان پايان دوره، امتحان ماهانۀ اول و ميان ترم نيز برگزار خواهد شد. امتحانها به صورت تشريحي است. بجز امتحان پايان ترم، در ساير موارد پاسخگويي به پرسشها در منزل، و در ظرف مدت يك هفته انجام خواهد گرفت. در اين پرسشها ذهن دانشجو به چالش كشيده، و از وي تحليل مطالبه خواهد شد. در امتحانات طول دوره، همراه با برگۀ امتحاني، ديدگاههاي دانشجو نيز نقد مي‌شود. دانشجو تنها در جلسه بعد، پاسخ مكتوب خود را به نقدها باز مي‌گرداند. پرسشها به گونه‌اي طراحي خواهند شد كه مطالعات شب امتحاني كارساز نباشند و تلاش درسي دراز مدت دانشجو در خلال تحصيل نمايانده شود. در همۀ امتحانات قوۀ تحليل، ذهن نقاد، توانايي در نگارش علمي و در نهايت، التفات وي به تفاوت ميان بيان علمي و غيرعلمي مطالب و به بياني گوياتر، ميزان هماهنگي دانشجو با اهداف تعريف شده در آموزش درس با امتحانهاي مختلف كشف مي‌شود. بجز امتحان پايان نيمسال كه از ضوابط اداره امتحانات پيروي خواهد كرد، شركت در امتحانهاي ديگر براي او اختياري خواهد بود. بدين سان، هدف از نمره دادن به برگه‌هاي امتحاني، تنها به دست دادن برآوردي از وضعيت تحصيلي دانشجو به خود او خواهد بود. كاربرد هر گونه كتاب يا جزوه، هر گونه مشورت، يا هر كاري ديگر از اين قبيل در هنگام امتحانات طول دوره مجاز است. در مواردي كه مشاهده شود كسي مطلبي را نوشته است كه خود به درستي از معنايش آگاه نيست، يا رونويسي ناقص و نامفهومي را بدون افزودن تحليل خويش در ميان آورده، يا قولي را به خطا به كسي نسبت داده، از آنجا كه اين كار سرسري و غير مسئولانه در بر دارنده هيچ سودي براي وي نيست و گونه‌اي توهين به مدرس است، برگۀ وي تصحيح نخواهد شد. در برابر، دانشجويان نيز اخلاقاً موظفند از انتقاد علمي و ارزشيابي مدرس فرونگذارند. افزون بر دو نوبت امتحان، در هر جلسه نمونه‌هايي از پرسشهاي امتحاني به دانشجويان ارايه خواهد شد؛ باشد كه بهتر بتوانند براي امتحان پاياني با نحوۀ طرح پرسشها تفاهم يابند و ميزان درك خويش را از كلاس نيز محك بزنند.

5ـ3ـ            بارم نمره‌ها:

5ـ3ـ1ـ                      نمره‌هاي اصلي: مباحثه: 20 نمره، امتحان پايان ترم: 70 نمره، رعايت شئون دانشوري: 10 نمره [جمعا 100 نمره].

5ـ3ـ2ـ                      نمره‌هاي ارفاقي: امتحان ماهانه: تا 2۰ نمره، امتحان ميان ترم: تا 30 نمره، حضور فعال و پرسشگري در كلاس، يا هر كار ديگري كه زمينه‌ساز مطالعۀ مدرس و آگاهيش از نقاط ضعف خود شود: تا 10 نمره، ارتباط خارج از كلاس با مدرس: تا 10 نمره، كار مطالعاتي: تا 20 نمره.

نمره‌ها بر مبناي 100 محاسبه خواهد شد. نمرۀ مباحثه توسط مديران هر گروه مباحثه داده خواهد شد. مراد از رعايت شئون دانشوري، آموختن شيوه بحث و انتقاد صريح و بي‌تملق در عين رعايت احترام، دوري جستن از شيوه‌هاي بيان عوامانه و غير علمي مباحث، دوري جستن از كارهاي بي‌ضابطه و نگرشهاي سرسري به مسايل، و بي‌دقتي در زمينه مطالب اعلام شده در باره درس، امتحان، محل برگزاري درس و هر امري مانند آنهاست. كار مطالعاتي دانشجو نيز، مي‌تواند نگارش يك برگه تحقيقاتي (در حدود 400 ـ 800 كلمه)، ترجمه يك متن لاتين يا عربي (با حجمي در حدود 3000 كلمه) و خلاصه‌اي (در حدود 2000 كلمه) از يك مقاله يا بخشي از كتابي (با حجمي در حدود 100 صفحه باشد). در هر مورد، بهتر است نخست با مدرس نيز مشورت به انجام رسد. بجز اينها موضوعهاي ديگري نيز در سطور بعد پيشنهاد شده است. از پيشنهادهاي دوستان هم استقبال خواهد شد.

     كار مطالعاتي: هدف از كار مطالعاتي، ايجاد زمينه براي تلاش علاقه‌مندان در آموختن نگارش علمي، به كار بردن صحيح و استاندارد اصطلاحات و تمرين تحقيق است. پاسخ به هر گونه پرسشي در باره كار مطالعاتي، تنها از طريق تماس الكترونيكي (ايميل)، و يا ملاقات با هماهنگي قبلي در ساعت معين  پي گرفته خواهد شد.

موضوعهاي پيشنهادي براي كار مطالعاتي: ترجمۀ مقالۀ «حديث» دائرةالمعارف اسلام، ترجمۀ مقالۀ «سنت» دائرةالمعارف دين و اخلاق، مطالعۀ روايات من بلغ و ديدگاه عالمان مختلف در تحليل معناي آنها، مطالعۀ زمينه‌هاي وضع حديث، معرفي كتاب الكافي، معرفي چهل حديث امام خميني (ره)، معرفي يكي از ژانرهاي نگارش حديثي، مطالعۀ تفاوت شيوۀ كار شيخ طوسي در دو كتاب تهذيب و استبصار؛ جايگاه حديث در دورۀ طلايي تمدن اسلامي، خلاصۀ كتاب الفوائد المدنية ملا محمد امين استرآبادي، مطالعۀ حواشي مرحوم استاد غفاري صفت بر عيون اخبار الرضا و دسته‌بندي شيوه‌هاي وي در تحليل روايت.

 

     برنامه زمان‌بندي:

 

جلسۀ

تاريخ

موضوع اصلي بحث

عناوين فرعي

برنامه هاي جانبي

اول

٣/ ٧/

آشنايي با دانشجويان و اعلام برنامه ها

 

دوم

١٠/ ٧/

كليات

جايگاه حديث

در فرهنگ و تمدن اسلامي

 

سوم

١٧/ ٧/

ديدگاههاي مختلف

در بارۀ تدوين حديث

 

چهارم

٢٤/ ٧/

تحمل حديث

آداب، طريقه، و كاركردها

 

پنجم

١/ ٨/

ژانرهاي تأليف حديث

 

 

ششم

٨/ ٨/

بزرگترين و مشهورترين

كتب حديثي

 

هفتم

١٥/ ٨/

وضع حديث

 

 امتحان ماهانۀ اول

هشتم

٢٢/ ٨/

متودولوژي

علوم حديث

 

 

نهم

٢٩/ ٨/

شيوه‌هاي نقد و تحليل حديث

در فرهنگ اسلامي

 

دهم

٦/ ٩/

احاديث اثرگذار

در متودولوژي فقه

قواعد فقهي برگرفته از حديث

 

 امتحان ميان ترم

يازدهم

١٣/ ٩/

قواعد اصولي برگرفته از حديث

 

 

دوازدهم

٢٠/ ٩/

نمونه‌هايي از

احاديث

فقهي

و طريق

استنباط فقها

از آنها

ملاك قصر نماز

 

 

سيزدهم

٢٧/ ٩/

تقدم نماز يا خطبتين در جمعه

 

 

چهاردهم

٤/ ١٠/

حلق لحيه

 

 نظرسنجي آموزشي

پانزدهم

١١/ ١٠/

اشارات فقيهان

به روايات بد فهم شده

 تقدير از دانشجويان برتر

شانزدهم

١٨/ ١٠/

عيد سعيد غدير خم

 

 

     منابع:

8ـ1ـ            توضيحات: منابع براي مطالعه علاقه‌مندان معرفي شده‌اند و به طبع حجم منابع بسيار بيش از اينهاست. حجم قابل توجهي از منابع در كتابخانه دانشگاه آزاد اسلامي واحد آزادشهر به صورت نسخه كاغذي يا ديجيتال موجود است. كار مطالعاتي دانشجويان، ترجيحا در ارتباط با همين منابع تعريف خواهد شد. افزون بر اينها، به تناسب موضوعات جزيي‌تر، همواره منابعي نيز در كلاس معرفي مي‌گردد. براي آشنايي دانشجويان به قطعاتي از متون حديثي مورد بحث در كلاس، گزيده‌اي از آنها متنها تهيه شده، و در ضمن تدريس مبناي كار خواهد بود. اين مجموعه با نام «متون حديثي مورد بحث در احاديث فقهي1» از طريق انتشارات دانشگاه قابل دسترسي است. نيز پيشنهاد مي‌شود كه دانشجويان براي امتحان ميان‌ترم كتاب علم الحديث كاظم مدير شانه‌چي را از نظر دور ندارند.

8ـ2ـ معرفي منابع:

8ـ2ـ1ـ كتابها و مقالات فارسي و عربي:

ابن ابي‌حاتم، عبدالرحمان، علل الحديث، به كوشش محب الدين خطيب، بيروت، دارالمعرفة، 1405ق؛ ابن حمزه، ابراهيم، البيان و التعريف في اسباب ورود الحديث الشريف، به كوشش سيف‌الدين كاتب، بيروت، دار الكتاب العربي، 1401ق؛ ابن خلاد رامهرمزي، حسن، امثال الحديث، به كوشش احمد عبدالفتاح تمام، بيروت، مؤسسة الكتب الثقافيه، 1409ق؛ ابن شاهين، عمر، ذكر من اختلف العلماء و نقاد الحديث فيه، به كوشش حماد بن محمد انصاري، رياض، اضواء السلف، 1999م؛ همو، ناسخ الحديث و منسوخه، به كوشش سمير بن امين زهيري، زرقاء، 1408ق/ 1988م؛ ابن قتيبه، عبدالله، تأويل مختلف الحديث، به كوشش محمد زهري نجار، بيروت، دارالجيل، 1393ق/ 1982م؛  ابواحمد حاكم، محمد، شعار اصحاب الحديث، به كوشش صبحي سامرايي، كويت، دارالخلفا؛ ابوالشيخ اصفهاني، عبدالله، الامثال في الحديث النبوي، به كوشش عبدالعلي عبدالحميد حامد، بمبئي، 1987؛ اسماعيلي، احمد، اعتقاد ائمة الحديث، به كوشش محمد بن عبدالرحمان خميس، رياض، دارالعاصمه، 1412ق؛ حاكم نيشابوري، محمد، معرفة علوم الحديث، به كوشش سيد معظم حسين، بيروت، 1397ق/ 1977م؛ خطيب بغدادي، احمد، الرحلة في طلب الحديث، به كوشش نورالدين عتر، بيروت، دارالكتب العلميه، 1395ق؛ همو، نصيحة اهل الحديث، به كوشش عبدالكريم احمد وريكات، زرقاء، مكتبة المنار، 1408ق؛ زمخشري، محمود، الفائق في غريب الحديث، به كوشش علي محمد بجاوي و محمد ابوالفضل ابراهيم، بيروت، دارالمعرفه؛ سبط ابن عجمي، ابراهيم، الكشف الحثيث عمن رمي بوضع الحديث، به كوشش صبحي سامرايي، بيروت، عالم الكتب/ مكتبة النهضة العربيه، 1407ق/ 1987م؛ سيوطي، عبدالرحمان، اسباب ورود الحديث، به كوشش يحيي اسماعيل احمد، بيروت، دار المكتبة العلميه، 1404ق/ 1984م؛ شافعي، محمد، اختلاف الحديث، به كوشش عامر احمد حيدر، بيروت، مؤسسة الكتب الثقافية، بيروت، 1405ق/ 1985م؛  عسكري، حسن، تصحيفات المحدثين، به كوشش محمد احمد ميره، قاهره، المطبعة العربية الحديثه، 1402ق؛ غفاري صفت، علي اكبر، «فقه الحديث و درايته»، ضمن تلخيص المقباس، تهران، دانشگاه امام صادق/ نشر صدوق، 1369ق؛ مدير شانه‌چي، كاظم، علم الحديث، همراه با دراية الحديث، قم، جامعۀ مدرسين؛ مقدسي، محمد، مسئلة العلو و النزول في الحديث، به كوشش صلاح‌الدين مقبول احمد، كويت، مكتبة ابن تيميه، 1401ق؛ ملا علي قاري، المصنوع في معرفة الحديث الموضوع، به كوشش عبدالفتاح ابو غده، رياض، مكتبة الرشد، 1404ق؛ نسايي، احمد، مجموعة رسائل في علوم الحديث، به كوشش جميل علي حسن، بيروت، مؤسسة الكتب الثقافية، 1985م؛

8ـ2ـ2ـ  كتابها و مقالات لاتين:

Abbot, N, "Hadith literature: collection and transmission of Hadith", Arabic literature to the end of the Umayyad period Cambridge History of Arabic literature, Cambridge: Cambridge University Press , 1983, p.289-298; Abdul Rauf, Muhammad, "Hadith literature: the development of the science of Hadith", Arabic literature to the end of the Umayyad period Cambridge History of Arabic literature, Cambridge: Cambridge University Press , 1983, p.271-288; Allen, R., "Hadith `isa b. Hisham: the excluded passages", Die Welt des Islams, 12 (1969), p.74-89, 163-181; ib., "Hadith 'Isa ibn Hisham by Muhammad al Muwailihi, A reconsideration", Journal of Arabic Literature, 1 (1970), p.88-108; Knoun, Abdullah, "`Hadith': its scientific and religious value", Islamic culture, 43 (1969), p.214-231; Voll, J. O., "Hadith scholars and tariqahs: an ulama group in the 18th century Haramayn and their impact in the Islamic world", Journal of African & Asian Studies, 15, 1980, p.264-273;

 

8ـ2ـ3ـ منابع اينترنتي (مراجعه به اين پايگاههاي اينترنتي براي دست‌يابي آسان و سريع به برخي كتابهاي حديثي ديجيتال پيشنهاد مي‌شود):

http://saaid.net/book/index.php;

http://www.3llm.com/main/download.php?action=list&cat_id=12&start=30&page=2;

http://www.aaraa.jeeran.com/islamic/start.html; http://www.ahlalhdeeth.com/library;

http://www.al-eman.com/Islamlib; http://www.alhikmeh.com/arabic/mktba/hadith/index.htm;

http://www.almaktba.com;

http://www.dorar.net; http://www .fiseb.com/help.htm;

http://www.muhaddith.com/a_index.html;

http://www.nssaf.com/modules.php?name=Books&d_o p=viewdownload&cid=2;

www.almuhaddth.net;

www.alwaraq.com

 

 

 

 

 

احاديث فقهي

جلسۀ دوم: جايگاه حديث در فرهنگ و تمدن اسلامي

١٧/ ٧/ ١٣٨٥

 

مقدمه ................................... ١٠ دقيقه

1ـ1ـ             مرور: جايگزينهاي عنوان «احاديث فقهي»، كاربردهاي اصطلاح «فقه الحديث» نزد گذشتگان، چرا عنوان درس «فقه الحديث» نشد؟

1ـ2ـ             تعريف حديث

1ـ2ـ1ـ                       تعريف تخصصي «حديث» در «مصطلح الحديث»

1ـ2ـ2ـ                       تعاريف مشابه: سنت، اثر، روايت

1ـ3ـ             بحث امروز: حديث به طور كلي چيست، از چه اهميتي برخوردار، و حضورش در فرهنگ اسلامي داراي چه خصايصي است.

كليات (نخست بايد ديد جايگاه حديث در فرهنگ به طور كلي چيست) ..................... ٣٠ دقيقه

1ـ4ـ             مقدمه:

1ـ4ـ1ـ                       فراموش نشود كه حديث هم يك جور نقل است.

1ـ4ـ2ـ                       براي درك جايگاه آن در فرهنگهاي مختلف، بايد روشهاي نقل را در فرهنگهاي مختلف مطالعه كرد.

1ـ4ـ3ـ                       آداب، رسوم و سنتهاي رايج در فرهنگهاي مختلف (traditions)، همگي يك جور نقل محسوب مي‌شوند.

1ـ4ـ4ـ                       بدين ترتيب، حديث هم در جايگاهي مشابه منقولات همۀ فرهنگها قرار خواهد گرفت.

1ـ5ـ             كاركرد نقلها (به طور كلي، نه بر پايۀ آنچه در يك يا چند فرهنگ خاص ديده مي‌شود):

1ـ5ـ1ـ                       فرهنگ از اساس بر نقل متكي است و بدون آن هيچ گاه در خلال نسلها انباشت تجربه ممكن نخواهد شد.

1ـ5ـ2ـ                       اين نقلها ژرف و ديرفهم دانسته مي‌شوند و نيز معتبر (اعتقاد بر آن است كه دست نخورده از نسلها قبل تا به امروز مانده‌اند).

1ـ5ـ3ـ                       فرق روايت با مد و شايعه: اينها هم از ديگران رسيده است، ولي انگيزه‌اي براي نقل دقيق، و عمل موبمو بر طبقشان نيست.

1ـ6ـ             انواع نقلها (بر پايۀ شواهد مكشوف بر فرهنگ شناسان)

1ـ6ـ1ـ                       نقلهاي غير لفظي: بناها، نهادهاي اجتماعي، ژستها، لباسها، رسمها، مراسم يادبود... ـ در اين بحث، روايت نمي‌شمريمشان.

1ـ6ـ2ـ                       نقلهاي لفظي (روايات):

1ـ6ـ2ـ1ـ                            شفاهي: افسانه‌ها، مثلها، تعويذها، حرزها...

1ـ6ـ2ـ2ـ                            مكتوب: قوانين، سيره و تذكره، تفاسير...

1ـ6ـ3ـ                       نقلهاي دو وجهي: مثل داستانهاي حماسي و اساطير

1ـ7ـ             تمايز انواع دو گانۀ نقل لفظي:

1ـ7ـ1ـ                       معيار تمايز

1ـ7ـ1ـ1ـ                            تمايز مكتوب و شفاهي، تنها تمايز در شيوۀ نقل نيست.

1ـ7ـ1ـ2ـ                            ممكن است سنتهاي شفاهي نوشته شوند، ولي با اين كار لزوما «ارزشمندتر» نمي‌شوند و به «سنت» مكتوب هم نمي‌پيوندند.

1ـ7ـ1ـ3ـ                            چنين اختلافي به اين عوامل راجع است:

1ـ7ـ1ـ3ـ1ـ                                اختلاف در ميزان ارزشگذاري ملت براي نوع مادۀ منقول

1ـ7ـ1ـ3ـ2ـ                                اختلاف در ميزان رواج فرهنگ نگارش در يك ملت و ميزان اعتماد به منابع شفاهي

1ـ7ـ2ـ                       تمايزها

1ـ7ـ2ـ1ـ                            نقلهاي مكتوب، مي‌توانند متروك باشند، و در عين حال باقي بمانند؛ اما شفاهيها بقايشان در عمل به آنهاست.

1ـ7ـ2ـ2ـ                            نقلها وقتي مكتوب مي‌شوند، سختي بيشتري پيدا مي‌كنند و به سادگي در مقام تطبيق با شرايط اجتماع، تغيير نمي‌پذيرند.

1ـ7ـ2ـ3ـ                            در بيشتر فرهنگها، روايات مكتوب نيز ارزش خود را از استناد به شفاهي مي‌گيرند: ميشنا، اوپانيشاد، و انجيل

1ـ7ـ2ـ4ـ                            روايات شفاهي بسيار كهن‌ترند و روايات مكتوب نيز در گذشته‌هاي دور شفاهي بوده‌اند.

جايگاه نقلها در فرهنگ ............................................ ٣٠ دقيقه

1ـ8ـ             كاركردهاي نقل

1ـ8ـ1ـ                       تقويت حافظۀ تاريخي ملتها  (فلان چيز را به ياد آور!)، مهمترين كاركرد روايات است.

1ـ8ـ2ـ                       «حافظۀ تاريخي» يك ملت، همواره با تغييرات دشمن است و روايات، محافظ وضع سابقند.

1ـ8ـ3ـ                       روايات، همواره ميان گذشته‌هاي دور يك ملت با آيندۀ آن ارتباط برقرار مي‌كنند.

1ـ8ـ4ـ                       بدين سان، از رويداد «گسل فرهنگي» در ميان نسلها جلوگيري مي‌كنند.

1ـ9ـ             بحث آزاد:

1ـ9ـ1ـ                       آيا جوامع از حيث اقبال و توجه به نقلها در يك سطحند؟ در چه جوامع/ زمينه‌هايي بيشتر به نقل توجه مي‌شود؟

1ـ9ـ2ـ                       در جوامع/ زمينه‌هايي كه نقل جايگاه ممتازي ندارد، چه چيز جايگزين آن شده است؟ (تمايزش با ابزارهاي شناخت مستقيم)

1ـ9ـ3ـ                       چرا بشر به نقل نياز دارد؟

1ـ9ـ4ـ                       براي اين كه يك نقل از ميان نرود و به نسلهاي بعدي منتقل شود، بايد چه صفاتي داشته باشد؟

جايگاه نقل در دين اسلام ................................. ١٠ دقيقه

1ـ10ـ         اهميت

1ـ10ـ1ـ                    سفرها براي كسب آن

1ـ10ـ2ـ                    وجود دانشمندان بزرگي به نام «محدث» براي حفظ آن

1ـ10ـ3ـ                    رويداد اختلافات بزرگ بر پايۀ ميزان عمل به آن، همچون اختلافات: اصحاب رأي و حديث، اصوليان و اخباريان شيعه

1ـ10ـ4ـ                    وجود معيارهاي دقيق براي نقل آن

1ـ11ـ         ويژگي

1ـ11ـ1ـ                    تنها در روايات اسلامي به «استناد» و طرق نقل حديث توجه جدي شده است.

1ـ11ـ2ـ                    تأمل در معاني «لوح محفوظ» (نوشتۀ سابق بر نقل شفاهي) و «حديث» (امر حادث شده و جديد) نزد مسلمانان

 

مآخذ: غفاري صفت، علي اكبر، تلخيص مقباس الهداية، تهران، صدوق/ جامعة الصادق؛ مدير شانه‌چي، كاظم، علم الحديث، قم، جامعۀ مدرسين؛ نيز:

Valliere, Paul, "Tradition", Encyclopaedia of Religion & Ethics, Ed. by Mircea Elyade, CD ROM ver., Macmillan, 1994.

 

 

 

احاديث فقهي

جلسۀ سوم (ادامۀ مباحث جلسۀ پيش): جايگاه حديث در فرهنگ و تمدن اسلامي

٢٤/ ٧/ ١٣٨٥

 

 

 

 

 

1. مرور ...................................... ١٥ دقيقه

1ـ1ـ                   حديث خود يك نوع نقل است و بدين معنا آداب و رسوم رايج در جوامع مختلف همگي گونه‌اي شباهت بدان دارند.

1ـ2ـ                   كاركردهاي نقل: انباشت تجربه در خلال نسلها

1ـ3ـ                   فرق نقل با مد و شايعه

1ـ4ـ                   انواع نقل و جايگاه حديث در ميان آنها ـ نقل لفظي مكتوب

جايگاه نقلها در فرهنگ ............................... ٤٠ دقيقه

1ـ5ـ                   كاركردهاي نقل

1ـ5ـ1ـ                       تقويت حافظۀ تاريخي ملتها  (فلان چيز را به ياد آور!)، مهمترين كاركرد روايات است.

1ـ5ـ2ـ                       «حافظۀ تاريخي» يك ملت، همواره با تغييرات دشمن است و روايات، محافظ وضع سابقند.

1ـ5ـ3ـ                       روايات، همواره ميان گذشته‌هاي دور يك ملت با آيندۀ آن ارتباط برقرار مي‌كنند.

1ـ5ـ4ـ              بدين سان، از رويداد «گسل فرهنگي» در ميان نسلها جلوگيري مي‌كنند.

1ـ6ـ                   بحث آزاد:

1ـ6ـ1ـ                       آيا جوامع از حيث اقبال و توجه به نقلها در يك سطحند؟ در چه جوامع/ زمينه‌هايي بيشتر به نقل توجه مي‌شود؟

1ـ6ـ2ـ                       در جوامع/ زمينه‌هايي كه نقل جايگاه ممتازي ندارد، چه چيز جايگزين آن شده است؟ (تمايزش با ابزارهاي شناخت مستقيم)

1ـ6ـ3ـ                       چرا بشر به نقل نياز دارد؟

1ـ6ـ4ـ                       براي اين كه يك نقل از ميان نرود و به نسلهاي بعدي منتقل شود، بايد چه صفاتي داشته باشد؟

جايگاه نقل در دين اسلام .......................... ١٥ دقيقه

1ـ7ـ                   اهميت

1ـ7ـ1ـ                       سفرها براي كسب آن

1ـ7ـ2ـ                       وجود دانشمندان بزرگي به نام «محدث» براي حفظ آن

1ـ7ـ3ـ                       رويداد اختلافات بزرگ بر پايۀ ميزان عمل به آن، همچون اختلافات: اصحاب رأي و حديث، اصوليان و اخباريان شيعه

1ـ7ـ4ـ                       وجود معيارهاي دقيق براي نقل آن

1ـ8ـ                   ويژگي

1ـ8ـ1ـ                       تنها در روايات اسلامي به «استناد» و طرق نقل حديث توجه جدي شده است.

1ـ8ـ2ـ                       تأمل در معاني «لوح محفوظ» (نوشتۀ سابق بر نقل شفاهي) و «حديث» (امر حادث شده و جديد) نزد مسلمانان

تحويل دادن برگه‌هاي پرسش براي هر دو جلسۀ گذشته ...... ١٠ دقيقه

 

 

 

 

 

مآخذ: در طرح درس جلسۀ گذشته آمده است.

 

 

 

 

 

 

احاديث فقهي

جلسۀ چهارم: ديدگاههاي مختلف در بارۀ تدوين حديث

١/ ٨/ ١٣٨٥

 

1ـ                      مرور .......................................... ٢٠ دقيقه

1ـ1ـ                   حديث همچون يك نقل، و جايگاه و اهميت نقل در فرهنگهاي مختلف

1ـ2ـ                   جايگاه حديث در فرهنگ اسلامي: حفظ حديث، سفرها، وجود متخصصان، رويداد اختلافات پايۀ ميزان توجه بدان...

1ـ3ـ                   ويژگيهاي نقل اسلامي

1ـ3ـ1ـ                       توجه جدي به پديدۀ استناد

1ـ3ـ2ـ                       تقدم ذهني روايت مكتوب نزد مسلمانان، بر روايت شفاهي (قرآن در لوح محفوظ، حديث = امر حادث)

2ـ                      ديدگاه سنتي در بارۀ تدوين (گردآوري، و نگارش و دسته‌بندي حديث) ....... ٣٠ دقيقه

2ـ1ـ                   عناصر اصلي اين ديدگاه

2ـ1ـ1ـ                       مسلمانان از زمان حيات پيامبر (ص)، قدر سخنان ايشان را مي‌دانستند و مي‌نوشتند.

2ـ1ـ2ـ                       پيامبر اكرم (ص)، نخست از نگارش هر چيزي جز قرآن كريم نهي كردند:

2ـ1ـ2ـ1ـ                            لاتكتبوا عني شيئا غير القرآن و من يكتب عني غير القرآن فليحمه (ابوسعيد خدري).

2ـ1ـ2ـ2ـ                            ما اضلوا الامم من قبلكم الا ما اكتتبوا من الكتب مع كتاب الله (ابوهريره).

2ـ1ـ2ـ3ـ                            ان رسول الله امرنا ان لا نكتب شيئا من حديثه (زيد بن ثابت).

2ـ1ـ3ـ                       حكم به جواز كتابت حديث: «كنت نهيتكم عن كتابة الحديث، الا فاكتبوها»

2ـ1ـ4ـ                       عمر دستور منع كتابت حديث را صادر كرد. اين دستور سبب شد كسي روايات را ننويسد.

2ـ1ـ5ـ                       اين امر سبب شد كه جاعلان فرصت يابند و مقدار زيادي حديث جعلي در اين دوره توليد كنند.

2ـ1ـ6ـ                       جاعلان، رواياتي عمدة در فضل بني‌اميه، و ترويج افكار آنها، و توهين به اهل بيت (ع) ساختند.

2ـ1ـ7ـ                       شيعيان هيچ اعتنايي به اين نهي نكردند و به نگارش حديث ادامه دادند.

2ـ1ـ8ـ                       اين وضع تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزيز (٩٧ـ١٠١ق) ادامه داشت.

2ـ1ـ9ـ                       وي در نامه‌اي به ابن شهاب زهري، عالم بزرگ مكه، دستور داد روايات نبوي جمع و نوشته شوند.

2ـ2ـ                   نقدهاي مطرح در برابر ديدگاه سنتي

2ـ2ـ1ـ                       مي‌شود مسلمانان براي معاصراني بنويسند كه خود هر وقت مي‌خواستند، مي‌توانستند پيامبر (ص) را ببينند؟

2ـ2ـ2ـ                       ضعف روايات دلالت كننده بر رواج نگارش در عصر پيامبر (ص)، حكم به منع كتابت، و سپس حكم به جواز آن

2ـ2ـ3ـ                       مگر امري به اين اهميت مثل حديث، آن قدر سست است كه با حرف عمر، مردم ديگر ننويسند؟

2ـ2ـ4ـ                       روايات دال بر نگارش حديث در زمان پيامبر (ص): كتاب علي، صحيفۀ صادقه، صحيفۀ همام بن منبه

2ـ2ـ5ـ                       اگر شيعه نهي عمر را ناديده مي‌گرفت،  بايد بيش از اين آثار شيعي در بارۀ حديث نبوي بر جاي مي‌ماند.

2ـ2ـ6ـ                       آيا فرهنگ نگارش و ابزارهاي كتابت صدر اسلام، تحمل چنين كتابت گسترده‌اي را داشت؟

3ـ                      برخي ديدگاههاي نوين ................... ٣٠ دقيقه

3ـ1ـ                   ديدگاه گلدسيهر (سير تطور حديث، چ ١٨٩٠م):

3ـ1ـ1ـ                       بيان:

3ـ1ـ1ـ1ـ                            هيچ يك از منابع در بر دارندۀ روايات اسلامي، كهن‌تر از سدۀ ٣ق نيستند.

3ـ1ـ1ـ2ـ                            روايات در حدود ٣٠٠ سال پس از اسلام ساخته، و به پيامبر (ص) نسبت داده شدند.

3ـ1ـ1ـ3ـ                            هدف از انتساب اين روايات، رفع نياز مسلمانان به ايجاد منبعي قابل استناد در برابر قرآن بود.

3ـ1ـ1ـ4ـ                            مسلمانان مشكلات حقوقي زيادي در ادارۀ اجتماع داشتند.

3ـ1ـ1ـ5ـ                            آنها به قانوني متكامل‌تر از آنچه در قرآن آمده است نيازمند بودند.

3ـ1ـ1ـ6ـ                            مسلمانان مي‌خواستند بدين وسيله، برخي آيات قرآن را نسخ شده با حديث اعلام كنند.

3ـ1ـ1ـ7ـ                            كاربرد حديث: شناخت نيازهاي جامعۀ اسلامي در حدود سدۀ ٣ق و انگيزه‌ها به جعل چنين احاديثي

3ـ1ـ2ـ                       نقدها:

3ـ1ـ2ـ1ـ                            با جستجوهاي بيشتر، منابع پيش‌تر از سدۀ ٣ق يافت شده است و اساسا نديدن، دليل بر نبودن نيست.

3ـ1ـ2ـ2ـ                            منابع كهني كه بر جاي مانده‌اند، شايد مسبوق به نقلهاي شفاهي باشند.

3ـ1ـ3ـ                       اين ديدگاه بدبينانه با كمي تفاوت، بعدها در نيمۀ سدۀ ٢٠م توسط جوزف شاخت، برتن، مينگانا و... بازسازي شد.

3ـ2ـ                   ديدگاه فان اس:

3ـ2ـ1ـ                       برخي روايات نبوي با موضوعات كلامي را مي‌توان تا نيمه‌هاي سدۀ ١ق رديابي كرد.

3ـ2ـ2ـ                       مي‌توان احتمال داد روايات دوره‌اي نقل شفاهي را تجربه كرده باشند.

3ـ3ـ                   ديدگاه فؤاد سزگين (سرچشمه‌هاي بخاري، پايان نامۀ دكتراي وي در دانشگاه برلين، نيمۀ دوم سدۀ ٢٠م):

3ـ3ـ1ـ                       گزارشهاي فراواني در روايات اسلامي، خبر از رواج دست‌نوشته‌هايي حديثي در سدۀ ١ق دارند.

3ـ3ـ2ـ                       بر پايۀ اشارات قرآني و روايي موجود، ابزارهاي نگارش در صدر اسلام شناخته بوده‌اند.

3ـ3ـ3ـ                       حكم به مجعول بودن حجم عمدۀ روايات اسلامي به دليل شفاهي بودن، مردود است.

3ـ4ـ                   ديدگاه ينبُل و موتسكي (اخيرا):  تلاش براي تاريخگذاري روايات از روي سندها

 

مآخذ: مدير شانه‌چي، كاظم، علم الحديث، قم، جامعۀ مدرسين، بخش اول؛ موتسكي، هارالد، «جمع قرآن»، ترجمۀ فرهنگ مهروش، منتشر نشده؛ همو، «حديث‌پژوهي در غرب، مقدمه‌اي در بارۀ خاستگاه و نقل حديث»، ترجمۀ مرتضي كريمي نيا، علوم حديث، شم‍ ٣٧ ـ ٣٨، ١٣٨٤ش.

 

 

 

 

احاديث فقهي

جلسۀ ششم: تحمل حديث و آداب نقل آن

١٥/ ٨/ ١٣٨٥

 

 ١.

 مقدمه ..................................................... ٢٠ دقيقه

 

آ.

 مرور: تا كنون دانستيم:

 

 

 

I. حديث چيست.

II. چه جايگاهي در تمدن اسلامي دارد.

III. چه اختلافاتي در ميان محققان بر سر تاريخ نگارش و تدوين آن وجود دارد.

 

 

 

 

 

 

 

ب.

بحث امروز: می‌خواهيم بر آداب تحمل حديث مروري داشته باشيم، يعني

 

 

 

I. می‌خواهيم بدانيم براي نقل حديث چه آدابي وجود داشته است.

II. در صورت نقل حديث بر خلاف آن آداب، چگونه با حديث برخورد می‌شده است.

III. در عمل، چه اندازه اين آداب مانع رواج احاديث مجعول شده است.

 

 

 

 

 

 

 

پ.

تعريف تحمل حديث: بخشي از علم الحديث است كه به اين امور می‌پردازد:

 

 

 

I. شرايط افرادي كه قرار است ناقل حديث باشند.

II. شيوه‌هاي مختلف نقل حديث

III. كارهايي كه لازم است انجام دهند تا از نقل درست سند و متن اطمينان حاصل شود.

 

 

 

 

 

 

٢.

مباحث ياد شده در بارۀ شرايط ناقلان روايات ............................................. ٣٠ دقيقه

 

آ.

شرط سني

 

 

 

I. بر خورداري از حد اقل سن، «بلوغ» در هنگام اداء (و نه در هنگام سماع)

 

 

 

 

مثلا حسنين يا ابن عباس پيش از بلوغ حديث شنيده اند.

بسياري از بزرگان كودكان خود را به مكاتب سماع حديث مي‌فرستادند.

مي توان از اين قبيل شواهد فهميد كه در هنگام سماع، بلوغ شرط دانسته نشده.

گرچه برخي آن را در حين سماع هم شرط دانسته‌اند. 

 

 

 

II. فراتر نبودن سن از حدي كه امكان درك و فهم در آن نباشد (كاهل نبودن)

 

 

 

 

اين امر را تنها برخي محدثان شرط كرده‌اند.

حتا برخي فراتر از اين، شرط كرده‌اند كه راوي نبايد از شيخ خود جوان تر باشد.

 

 

 

III. عقل 

 

 

 

IV. اسلام (در حين اداء)

 

 

 

V. عدالت (فاسق نبودن در عمل و اعتقاد، حين اداء و نه سماع)

٣.

مباحث مرتبط با شيوه‌هاي نقل (طرق تحمل حديث) .............................................. ٣٠ دقيقه

 

آ.

بيان شيوه‌ها

 

 

 

I. سماع (بهترين نوع نقل حديث): شنيدن مستقيم حديث از يك شيخ

II. عرض (خواند كتاب محدث نزدش، و تأييد خواستن براي متن مكتوب)

III. اجازه (به شاگرد مورد اعتمادش براي نقل همه يا بخشي از روايات خود، اجازه دهد).

IV. مناوله (شيخ كتابي را به شاگردش براي مطالعۀ حديث بدهد)

V. كتابت، يا مكاتبه: سؤالي را از محدثي بپرسد و او از حفظ حديثي در جوابش بخواند.

VI. اعلام (محدثي به شاگردان اعلام كند كه فلان حديث مكتوب را با چه سندي شنيده)

VII. وصيت (محدثي به شاگرد خود وصيت كند كه كتابي را از او نقل كند)

VIII. وجاده (پيدا كردن حديثي در كتاب محدثي)

 

ب.

احكام آن

 

 

 

I. كاربرد صحيح اصطلاحات

 

 

 

 

اين شيوه‌ها در يك رتبه نيستند.

راوي بايد با كاربرد الفاظي، كاملا مشخص كند حديث را با چه روشي دريافت كرده است.

نقلي كه مشخص نكند حتما راوي خود حديث را بيواسطه شنيده، ضعيف است.

 

 

 

II. اذن شيخ

 

 

 

 

 در اشتراط اذن محدث به سماع، بحث است.

برخي بدون آن حديث را ضعيف مي‌دانند.

اگر در همراهي جمعي بزرگ شنيده باشد، به نحوي كه خود مستقيم نشنود...

آيا علم محدث به سامع شرط است؟

اجازۀ محدث به راوي براي نقل، ممكن است مكتوب يا شفاهي باشد.

 ٤.

بحث آزاد: كارآيي اين شيوه‌ها در عمل .............................................................. ٢٠ دقيقه

 

آ. در دورۀ نقل شفاهي، اين ضوابط نبوده‌اند و بعدا در ميان آمده‌اند.

ب. بسياري از قدما، اعتقادي به اين روشها نداشته، و آنها را به كار نبرده‌‌اند.

مآخذ: خطيب بغدادي، احمد، الكفاية في علم الرواية، بيروت، دارالكتاب العربي، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛ مامقاني، عبدالله، مقباس الهداية، تلخيص غفاري صفت، تهران، صدوق.

 

 

 

 

 

 

 

 

احادیث فقهی

جلسۀ هفتم: گونه‌شناسی ژانرهای نگارش حدیث

٢٢/ ٨/ ١٣٨٥

 

    مقدمه ............................................................................................ ٢٠ دقیقه

1ـ1ـ         مرور

1ـ1ـ1ـ                  نخست در بارۀ جایگاه حدیث در تمدن بشری سخن گفتیم.

1ـ1ـ2ـ                  در مرحلۀ بعد، از اهتمام مسلمانان به حدیث و جایگاه آن در فرهنگ اسلامی گفتیم.

1ـ1ـ3ـ                  سپس در بارۀ تاریخ تدوین حدیث توضیح دادیم و سرآخر از شیوۀ نقل حدیث و آداب آن گفتیم.

1ـ1ـ4ـ                  اکنون بحث بر سر ژانرهای مختلف نگارش کتاب در بارۀ حدیث است.

1ـ2ـ         معنای ژانر:

1ـ2ـ1ـ                  تعریف: نوع خاص اثر از نظر تمایزهایی که در قالب، شکل، محتوا، موضوع و جنبه‌های فنی با دیگر آثار دارد.

1ـ2ـ2ـ                  مثال: ژانرهای مختلف نگارش: رمان، نمایشنامه، شعر، علمی ...؛ ژانرهای مختلف شعر: قصیده، غزل، مثنوی...

1ـ3ـ         روش کار:

1ـ3ـ1ـ                  تا آنجا که ممکن است، ژانرهای مختلف را به ترتیب تاریخ تقریبی ظهورشان در فرهنگ اسلامی یاد خواهیم کرد.

1ـ3ـ2ـ                  برخی ژانرهای متأخر، اختصاص به روایات ندارند و در حوزه‌های دیگر هم کاربرد یافته‌اند: امالیها، مستدرکات...

1ـ3ـ3ـ                  حفظ نام این کتابها ضروری نیست و در مواقع لزوم، با مراجعه به کتب علم «مصطلح الحدیث» می‌توان آشنا شد.

    قدیم‌ترین گونه‌ها (اصل، کتاب) ................................................................................ ٣٠ دقیقه

2ـ1ـ         تعریف:

2ـ1ـ1ـ                  اصل:

2ـ1ـ1ـ1ـ  به نوشتارهای یک شاگرد از تحدیث استاد گفته می‌شود ک حالت چرکنویس دارد.

2ـ1ـ1ـ2ـ  این اصطلاح بیشتر نزد شیعیان معمول است.

2ـ1ـ1ـ3ـ  تنها وقتی به کار می‌رود که به نقل مستقیم شاگرد از ائمه مربوط شود؛ نه نقل هر شاگردی از استادش.

2ـ1ـ1ـ4ـ  شاید «صحیفه» نزد اهل سنت، به مفهومی نزدیک به «اصل» اشاره دارد.

2ـ1ـ1ـ5ـ  اصل نویسی، مربوط به دورانی است که هنوز تدوین مرسوم نشده بوده است.

2ـ1ـ1ـ6ـ  نمونه‌ها: اصول شانزده گانۀ باقی‌مانده از نوشتارهای عالمان شیعی از سخنان اهل بیت (ع)

2ـ1ـ2ـ                  کتاب:

2ـ1ـ2ـ1ـ  وقتی شاگرد، روایات شنیده در بارۀ موضوعی را در نوشتاری گرد آورد، «کتاب» حاصل می‌شود.

2ـ1ـ2ـ2ـ  نمونه‌هایی از این کتابها: مصادقة الاخوان ابن بابویه، کتاب التوحید همو.

2ـ1ـ2ـ3ـ  گاه ممکن است کتب بسیار (مثلا همۀ کتب فقهی) را پشت هم در یک نوشتار قرار دهند.

2ـ1ـ2ـ4ـ  در این حالت، کتابی «جامع» حاصل می‌شود: صحیح بخاری، کافی کلینی

    جوامع (مصنفات،صحاح، مسانید، سنن) ...................................................................... ٣٠ دقیقه

3ـ1ـ         مصنف

3ـ1ـ1ـ                  کتابی است دربردارندۀ روایات نبوی و اجتهادات بزرگان بدون آرای شخصی مؤلف.

3ـ1ـ2ـ                  به عبارت بهتر، مصنفات، بر پایۀ «آثار» نوشته شده‌اند.

3ـ1ـ3ـ                  مثال: مصنف ابن ابی‌شیبه، مصنف عبدارزاق صنعانی

3ـ2ـ         صحیح

3ـ2ـ1ـ                  کتابی است که تنها روایات صحیح را بر پایۀ معیارهای مؤلف گرد آورده باشد.

3ـ2ـ2ـ                  صحیح ممکن است صرفا به روایات صحیح یک موضوع اختصاص یابد، یا جامع باشد.

3ـ2ـ3ـ                  کتب جامع صحیح، روایات را بر حسب موضوع طبقه‌بندی کرده‌اند.

3ـ2ـ4ـ                  مثال: صحیح بخاری، صحیح مسلم، صحیح ابن خزیمه

3ـ3ـ         مسند

3ـ3ـ1ـ                  کتابی است که تنها منقولات یک صحابه یا تابعی را کنار هم گرد آورد.

3ـ3ـ2ـ                  بزرگترین نمونه، مسند احمد بن حنبل است که مسانید تعداد زیادی از صحابه و تابعین را در یک نوشتار آورده.

3ـ3ـ3ـ                  در مسانید، روایات هیچ طبقه‌بندی موضوعی ندارند و نویسندگان مسانید، در این کار تعمد داشته‌اند.

3ـ4ـ         سنن

3ـ4ـ1ـ                  تنها روایاتی را در بر دارد که از دید مؤلف، از پیامبر (ص) صادر شده‌اند؛ یعنی:

3ـ4ـ1ـ1ـ  اولا، صحیح هستند.

3ـ4ـ1ـ2ـ  ثانیا، صحابی تصریح می‌کند که آنچه می‌گوید از پیامبر (ص) شنیده است و اجتهاد خودش نیست.

3ـ4ـ1ـ3ـ  ثالثا، اگر صحابی تصریح نکرده، قراینی هست که ثابت کند قول، قول پیامبر (ص) است.

3ـ4ـ2ـ                  کتب سنن، مثل کتب جامع، طبقه‌بندی موضوعی دارند.

3ـ4ـ3ـ                  نمونه‌ها: سنن دارمی، سنن ابن ماجه، سنن ابوداوود، سنن دارقطنی...

    گونه‌های متأخر ....................................................................................................... ٢٠ دقیقه

4ـ1ـ         جزء: تمامی روایات منقول از یکی از ائمۀ حدیث را در طبقۀ بعد از تابعین، با طبقه‌بندی و تدوین گرد آورد: جزء اشیب

4ـ2ـ         مستدرک: تکمله‌ای بر کتاب که می‌کوشد کاستیهایش را بر اساس معیار مؤلف جبران کند: مستدرک حاکم بر صحیحین.

4ـ3ـ         شرح: گردآوری روایاتی در موضوعی به همراه شرح آن روایات و بیان نکته‌ها و تفسیرشان.

4ـ4ـ         اربعین: انتخاب چهل حدیث، در بارۀ یک موضوع، یا به طور کلی، همراه شرح، یا بدون آن: چهل حدیث امام، شیخ بهایی

4ـ5ـ         اطراف: گردآوری تمامی اسانیدی که متن یک حدیث را با راویان (طرق) گوناگون نقل کرده‌اند: طرق حدیث من کذب علیّ...

4ـ6ـ         امالی: نگارش مجموعۀ روایاتی که یک استاد خاص در مجالس درس خود املا کرده است: امالی شیخ صدوق

4ـ7ـ         موضوعات: نگارش کتابی در بارۀ روایات مجعول و معرفی آنها و بحث در بارۀ دلایل مجعول بودنشان

 

احادیث فقهی

جلسۀ هشتم: بزرگترین و مهمترین کتب حدیث

٢٩/ ٨/ ١٣٨٥

 

    مقدمه

1ـ1ـ         در بحث امروز تنها به جوامع حدیثی اشاره خواهیم داشت.

1ـ2ـ         بحث در بارۀ سایر کتب و نمونه‌های آنها، در این مختصر نمی‌گنجد.

    مهمترین کتب حدیث

2ـ1ـ         نزد اهل سنت

2ـ1ـ1ـ                  در دوران متقدم

2ـ1ـ1ـ1ـ  موطأ امام مالک

2ـ1ـ1ـ2ـ  مسند احمد بن حنبل

2ـ1ـ1ـ3ـ  صحاح سته

2ـ1ـ1ـ3ـ1ـ صحیح بخاری

2ـ1ـ1ـ3ـ2ـ صحیح مسلم

2ـ1ـ1ـ3ـ3ـ سنن ابی‌داوود

2ـ1ـ1ـ3ـ4ـ سنن ترمذی

2ـ1ـ1ـ3ـ5ـ سنن نسایی

2ـ1ـ1ـ3ـ6ـ سنن ابن ماجه

2ـ1ـ2ـ                  در دوران متأخر

2ـ1ـ2ـ1ـ  بلوغ المرام

2ـ1ـ2ـ2ـ  کنز العمال متقی هندی

2ـ2ـ         نزد شیعیان

2ـ2ـ1ـ                  در دوران متقدم

2ـ2ـ1ـ1ـ  کتب اربعه:

2ـ2ـ1ـ1ـ1ـ کافی کلینی

2ـ2ـ1ـ1ـ2ـ فقیه من لایحضره الفقیه ابن بابویه

2ـ2ـ1ـ1ـ3ـ التهذیب شیخ طوسی

2ـ2ـ1ـ1ـ4ـ الاستبصار شیخ طوسی

2ـ2ـ1ـ2ـ  مدینة العلم پدر ابن بابویه

2ـ2ـ2ـ                  در دوران متأخر

2ـ2ـ2ـ1ـ  بحار الانوار

2ـ2ـ2ـ2ـ  وافی فیض کاشانی

2ـ2ـ2ـ3ـ  وسائل الشیعۀ حر عاملی

2ـ2ـ2ـ4ـ  مستدرک الوسایل میرزای نوری

    منابع برای آشنایی بیشتر با این جوامع

3ـ1ـ         منابع دائرةالمعارفی در بارۀ این آثار، مؤلفان آنها و دامنۀ نفوذ و رواج هر یک از آنها

3ـ2ـ         کتابهای متعددی که مستقلا در بارۀ هر یک از این آثار و مؤلفانشان نوشته شده است.

3ـ3ـ         مقدمۀ مصححان این آثار

3ـ4ـ         شروح هر یک از آنها و توضیحات شارحان

 

 

احادیث فقهی

جلسۀ نهم: وضع حدیث

٦/ ٩/ ١٣٨٥

 

    کلیات ............................................................................................................... ١٥ دقیقه

1ـ1ـ         مفهوم «وضع حدیث»:

1ـ1ـ1ـ                  برساختن یک روایت و نسبت دادن دروغین آن به پیامبر اکرم (ص) و دیگر معصومان (ع)

1ـ1ـ2ـ                  جعل ممکن است در متن حدیث باشد و یا در سند آن

1ـ1ـ3ـ                  تفاوت پدیدۀ جعل با تصحیف، سوء فهم، و تدلیس

1ـ1ـ4ـ                  منبع شناسی: کتب مختلف شیعه و سنی با موضوع «احادیث موضوعه، اخبار دخیله و مانند آن».

1ـ2ـ         شواهد تاریخی

1ـ2ـ1ـ                  روایت نبوی: «من کذب علی متعمدا فلیتبوأ مقعده من النار»

1ـ2ـ2ـ                  گفتار ملحدی به نام ابن ابی‌العوجاء هنگام مرگ در بارۀ جعل بیش از ١٠٠٠ روایت

1ـ2ـ3ـ                  رویارویی احمد بن حنبل و یحیی بن معین با قاصّی در مسجد رُصافۀ بغداد

    اسباب و عوامل مؤثر در جعل حدیث .............................................................................. ١٥ دقیقه

2ـ1ـ         انگيزه‌های فرقه ای

2ـ1ـ1ـ                  مسایل اعتقادی

2ـ1ـ2ـ                  مسایل اخلاقی

2ـ1ـ3ـ                  مسایل فقهی

2ـ2ـ         انگیزه‌های سیاسی

2ـ2ـ1ـ                  جذب حمایت شاهان

2ـ2ـ2ـ                  رواج یک اندیشۀ خاص در میان مردم برای حمایت از یک جریان:

2ـ3ـ         تفاخرات قومی، شهری، فرقه‌ای و...

2ـ4ـ         تداخل عالمان سایر ادیان با علمان اسلام و ورود «اسرائیلیات»

2ـ4ـ1ـ                  روایات برگرفته از داستانهای کتاب مقدس و دیگر نوشتارهای یهودی، مسیحی، زرتشتی و...

2ـ4ـ2ـ                  دلیل رواج: اسلام آوردن این اقوام و آمیختن باورهای کهنشان با دین جدید

2ـ5ـ         تسامح فقیهان در ادلۀ سنن

2ـ5ـ1ـ                  تساهل به خرج دادن در روایات مرتبط با سنن (امور مستحبی)

2ـ5ـ2ـ                  این تساهل با استناد به «روایات من بلغ» صورت گرفت.

2ـ5ـ3ـ                  روایات من بلغ: روایاتی با مضمون تسامح در ادلۀ سنن که در آغاز آنها تعبیر «من بلغه...» آمده است.

    بحث آزاد: نمونه‌یابی برای هر یک از عوامل بالا در روایات .................................................... ٣٠  دقیقه

ـ سیکون فی امتی رجل یقال له ابوحنیفة هو سراج امتی

ـ سیکون فی امتی رجل یقال له محمد بن ادریس فتنته اضر من فتنة ابلیس

ـ کل ما فی السموات و الارض مخلوق غیر الله و غیر القرآن

ـ طاعة المرأة الندامة

ـ شرارکم معلمو صبیانکم

ـ برکة المرأة تبکیرها بالانثی

ـ العداوة فی الاهل و الحسد فی الجیران و المنفعة فی الاخوان

ـ انما الباذنجان شفاء من کل داء و لا داء فیه

ـ لا تقطعوا اللحم بالسکین فان ذلک من صنع الاعاجم

ـ الفقر فخری

ـ الشیخ فی قومه کالنبی فی امته

ـ من کان یؤمن بالله فلا یدخل حلیلته الحمام

ـ من أحیی اللیالی الاربع وجبت له الجنة لیلة الترویة و لیلة عرفة و لیلة النحر و لیلة الفطر

ـ لیکونن فی ولد العباس ملوک یلون امر امتی یعز الله تعالی بهم الدین

ـ والله لو ملکت مفاتیح الجنة لجعلتها فی بنی أمیة

ـ القدریة مجوس هذه الامة

ـ الدجال یخرج من بلد یقال له یهودیة

ـ الا و من مات علی حب «آل محمد» مات شهیدا

ـ ان ابغض اللغات عند الله الفارسیة و لغة الشیاطین

ـ لما تجلی الله للجبل طارت لعظمته ستة اجبل فوقعت ثلاث بمکة و ثلاث بالمدینة...

ـ ان مصر ستفتح بعدی فانزعوا خیرها و لاتتخذوها قرارا فان یساق الیها اقل الناس اعمارا.

ـ لا یبغض العرب الا منافق

 

 

احادیث فقهی

جلسۀ دهم: وضع حدیث

١٣/ ٩/ ١٣٨٥

 

 

    تأملات

4ـ1ـ         تحلیل و سنجش امکان عملی «وضع» حدیث و چگونگی رویداد آن ................................. ٢٠ دقیقه

4ـ1ـ1ـ                  آیا اصلا می‌شود حدیث جعل کرد؟

4ـ1ـ2ـ                  آیا انگیزه‌های جعل حدیث همینهایند؟

4ـ1ـ3ـ                  چرا در مسایلی که این انگیزه‌ها جای طرح ندارند (امور فقهی، طبی و...) روایت جعل شده است؟

4ـ1ـ4ـ                  آیا جاعلان، تنها دشمنان اسلام بوده‌اند؟ آیا بیشتر، دشمنان اسلام بوده‌اند؟

4ـ2ـ         امکان بحث علمی در بارۀ جعل حدیث .................................................................... ٢٠ دقیقه

4ـ2ـ1ـ                  چرا عالمان حدیث، همواره روایات فرقه‌های دیگر را مجعول دانسته‌اند؟

4ـ2ـ2ـ                  هیچ گاه نمی‌توان قاطعانه حکم به وقوع جعل کرد؛ تنها می‌توان روایت را ضعیف خواند.

4ـ2ـ3ـ                  جایگاه و اهمیت احادیث موضوعه در مطالعات نوین اسلام‌شناسی و به طور کلی، تاریخ ادیان

4ـ2ـ4ـ                  منابع نوین(مباحث نقد متن، نقد ادبی، سبک‌شناسی...)

 

احادیث فقهی

جلسۀ یازدهم: علوم حدیث

٢٧/ ٩/ ١٣٨٥

    معنای علوم حدیث

1ـ1ـ          به مجموعۀ دانشهای مرتبط با فهم حدیث، علوم حدیث گویند.

1ـ2ـ          تعداد زیادی کتاب در فرهنگ اسلامی با همین عنوان کلی «علوم الحدیث» نوشته شده است که می‌تواند خواننده را با این دانش آشنا کند.

1ـ3ـ          امروز تنها با برخی از مهم‌ترین زمینه‌های نگارش در علوم حدیث ـ و نه همۀ آن ـ آشنا می‌شویم.

    علوم مرتبط با سند

2ـ1ـ          درایة الحدیث:

2ـ1ـ1ـ                   دانش فهم اصطلاحات حدیثی، و طبقه‌بندیهای روایات است.

2ـ1ـ2ـ                   به آن «مصطلح الحدیث» هم می‌گویند و در واقع، ترمینولوژی علم الحدیث است..

2ـ1ـ3ـ                   از مشهورترین کتب آن برای استفادۀ دانشجو:

2ـ1ـ3ـ1ـ    کتاب البدایة فی علم الدرایة، نوشتۀ شهید ثانی

2ـ1ـ3ـ2ـ    کتاب درایة الحدیث کاظم مدیر شانه‌چی

2ـ1ـ4ـ                   در این کتابها می‌توان هر اصطلاح حدیثی مشکلی را در ضمن مطالعه یافت و معنای آن را دانست.

2ـ2ـ          رجال الحدیث

2ـ2ـ1ـ                   دانش شناسایی راویان حدیث، و باخبر شدن از احوال و عقاید و میزان اطمینان به آنهاست.

2ـ2ـ1ـ1ـ    از مشهورترین کتب آن در میان اهل سنت:

2ـ2ـ1ـ1ـ1ـ   الکمال فی اسماء الرجال عبدالغنی مقدسی (د ٢٧٥ق)

2ـ2ـ1ـ1ـ2ـ   اکمال الکمال ابن ماکولا (٤٤٧ق)

2ـ2ـ1ـ1ـ3ـ   تهذیب الکمال مزی (د ٧٤٢ق)

2ـ2ـ1ـ1ـ4ـ   تهذیب التهذیب ابن حجر عسقلانی (د ٨٥٢ق)

2ـ2ـ1ـ1ـ5ـ   تقریب التهذیب همو

2ـ2ـ1ـ2ـ    در میان شیعیان:

2ـ2ـ1ـ2ـ1ـ   کتب اربعۀ رجالی:

2ـ2ـ1ـ2ـ1ـ1ـ   رجال شیخ طوسی (د ٤٦٠ق)

2ـ2ـ1ـ2ـ1ـ2ـ   رجال نجاشی (د ٤٥٠ق)

2ـ2ـ1ـ2ـ1ـ3ـ   رجال ابن غضائری (د ح سدۀ ٥ق)

2ـ2ـ1ـ2ـ1ـ4ـ   رجال کشی (د ٣٤٠ق)

2ـ2ـ1ـ2ـ2ـ   نقد الرجال مصطفی تفرشی (د ح سدۀ ١١ق)

2ـ2ـ1ـ2ـ3ـ   معجم رجال الحدیث آیة الله خویی (معاصر)

2ـ3ـ          علل الحدیث

2ـ3ـ1ـ                   دانش شناخت جاهایی که یک حدیث در اثر خطای راوی، نگارش غلط و... بد منتقل می‌شود.

2ـ3ـ2ـ                   مثال: العلل احمد بن حنبل، علل دارقطنی، علل ترمذی...

    علوم مرتبط با متن

3ـ1ـ          غریب الحدیث

3ـ1ـ1ـ                   دانش شناخت کلمات و تعابیر مغلق و نامفهوم روایات است.

3ـ1ـ2ـ                   نویسندگان در بارۀ آن، بیشتر، ادیبان و عالمان ادبیان عرب هستند.

3ـ1ـ3ـ                   از مهمترین کتب آن:

3ـ1ـ3ـ1ـ    غریب الحدیث ابن سلام جُمَحی (د ٢٢٤ق)

3ـ1ـ3ـ2ـ    غریب الحدیث حربی (د ٢٨٥ق)

3ـ1ـ3ـ3ـ    غریب الحدیث ابن قتیبه (د ٢٧٦ق)

3ـ2ـ          اختلاف الحدیث

3ـ2ـ1ـ                   دانشی که با کمک آن از دو روایت متناقض، یکی را بتوان بر دیگری ترجیح، و مبنای عمل قرار داد.

3ـ2ـ2ـ                   نویسندگان آن، بیشتر از فقیهان اصحاب حدیث هستند.

3ـ2ـ3ـ                   از مهم‌ترین کتب آن، اختلاف الحدیث شافعی (د ٢٠٤ق) است.

3ـ2ـ4ـ                   افزون بر آن، در بسیاری کتب حدیثی، بابی را به آن اختصاص داده‌اند.

3ـ3ـ          ناسخُ الحدیث و منسوخُه

3ـ3ـ1ـ                   دانش شناخت روایات نسخ شده، از روایات نامنسوخ است.

3ـ3ـ2ـ                   مثال: نسخ روایت منع پیامبر از زیارت قبور، با روایت حکم به جواز آن.

3ـ3ـ3ـ                   از مهمترین کتب آن، ناسخ الحدیث و منسوخه، نوشتۀ عمر ابن شاهین (د ٣٨٥ق) است.

3ـ4ـ          فقه الحدیث

3ـ4ـ1ـ                   دانش شناخت و تحلیل مضمون روایات، برای درک مضامین فقهی آنهاست.

3ـ4ـ2ـ                   تنها در میان شیعه این اصطلاح بدین معنا رایج است.

3ـ4ـ3ـ                   کلیۀ کتبی که در بارۀ شرح روایات نوشته می‌شوند، از این علم بهره می‌جویند.

3ـ5ـ          اسباب ورود الحدیث

3ـ5ـ1ـ                   همچنان که آیات قرآن کریم شدن نزول دارند، روایات نیز گاه در اثر یک رویداد بیان شده‌اند.

3ـ5ـ2ـ                   اگر کسی از رویداد سبب آن روایت آگاه نباشد، قطعا معنای آن را درست نخواهد فهمید.

3ـ5ـ3ـ                   مثال: روایت «ان الله خلق آدم علی صورته» و داستان فحاشی یکی از صحابه و هشدار پیامبر (ص)

3ـ5ـ4ـ                   اسباب ورود الحدیث، دانش مطالعۀ این امر است.

3ـ5ـ5ـ                   از مهم‌ترین کتب آن، کتابی به نام اللمع فی اسباب ورود الحدیث از سیوطی است.

3ـ6ـ          امثال الحدیث

3ـ6ـ1ـ                   گاه در روایات ضرب المثلهایی به کار رفته‌اند و مطلبی در قالب مثل بیان شده است.

3ـ6ـ2ـ                   اگر شنوندۀ روایت متوجه این امر نباشد، گاه دچار خطاهای فاحش در فهم معنای روایت می‌شود.

3ـ6ـ3ـ                   مثال: امثال الحدیث ابن خلاد رامهرمزی (د ٥٧٦ق)

 

 

احادیث فقهی

جلسۀ دوازدهم: شیوه‌های نقد حدیث در فرهنگ اسلامی

٤/ ١٠/ ١٣٨٥

 

    تحریر محل نزاع ................................................................................................... ٢٠ دقیقه

1ـ1ـ         معنای نقد حدیث و سابقۀ کاربرد آن

1ـ2ـ         جایگاه میان‌رشته‌ای آن در اصول فقه و علم‌الحدیث

1ـ3ـ         جایگاه بحث از آن

1ـ3ـ1ـ                  در حوزۀ اخلاق رواج دارد؛ چرا که با تسامح در ادلۀ سنن، به ضعف حدیث، توجهی نمی‌شود.

1ـ3ـ2ـ                  در حوزۀ عقاید: گاه شاهد به کارگیری اصول کلی نقد حدیث هستیم و البته بیشتر، روایات را نقد سندی می‌کنند.

1ـ3ـ3ـ                  عمدۀ این مباحث، در ترجیح میان روایات فقهی متعارض مطرح بوده است.

1ـ4ـ         منابع این روش

1ـ4ـ1ـ                  نقد حدیث، روشی است مبتنی بر ادلۀ عقلی و روایی.

1ـ4ـ2ـ                  در پذیرش برخی روشها نیز برای نقد، اختلاف نظر فراوان است.

1ـ4ـ3ـ                  از جملۀ مهم‌ترین ادلۀ روایی آن:

1ـ4ـ3ـ1ـ  حکم اهل بیت (ع) به طرد روایات خلاف قرآن و به دیوار کوبیدن آنها

1ـ4ـ3ـ2ـ  روایات متعدد اهل بیت (ع) در بارۀ شیوۀ جمع میان دو روایت متعارض

    تبیین گام به گام روش قدما در نقد روایات

2ـ1ـ         تفسیر حدیث ................................................................................................ ٢٠ دقیقه

2ـ1ـ1ـ                  تلاش برای فهم درست

2ـ1ـ2ـ                  آگاهی از «تصحیفات» متن، اختلاف اسانید و علل عارض بر حدیث

2ـ2ـ         مقایسه با سایر منابع دینی، به سبب امکان تعارض حدیث با:

2ـ2ـ1ـ                  قرآن کریم (تعارض روایت «عمدی حساب شدن قتل خطأی برده» با «من قتل مؤمنا خطأ فتحریر رقبة مؤمنة...)

2ـ2ـ2ـ                  سنت مقطوعه (تعارض «الوضوء ثلاثاً ثلاثاً»، با «روایات دال بر مفاد «الوضوء مرة مرة»)

2ـ2ـ3ـ                  مسلمات عقلی (دستاوردهای علومی همچون تاریخ، معانی و بیان، و...)

2ـ2ـ4ـ                  فتاوای مشهور فقیهان (که این احتمال را تقویت می‌کند که روایتی معارض با این حدیث در اختیار داشته‌اند).

2ـ3ـ         امکان سنجی برای رفع تعارض

2ـ3ـ1ـ                  گاه روایت مورد بحث، با نص قرآن، سنت مقطوعه و اصول عقاید محدث مخالفتی دارد.

2ـ3ـ2ـ                  در صورت ضعف روایت، و در برابر، استحکام کامل ادلۀ رقیب، روایت «طرح» می‌شود (بدان عمل نمی‌گردد).

2ـ3ـ3ـ                  در صورت وجود احتمال صحت انتساب، با «تعادل و تراجیح»، از میان دو روایت، یکی را برمی‌گزینند.

2ـ4ـ         تعادل و تراجیح میان متعارضین ....................................................................... ٤٠ دقیقه

2ـ4ـ1ـ                  تعریف:

2ـ4ـ1ـ1ـ  تلاش برای یافتن یک وجه جمع، میان دو روایت متعارض و ایجاد تعادل میان آنها از این طریق.

2ـ4ـ1ـ2ـ  در صورت عدم امکان تعادل، تلاش برای ترجیح دادن یکی از دو روایت متعارض بر دیگری

2ـ4ـ2ـ                  مُرَجِّحٰات (به ترتیب اولویت ذکر شده‌اند):

2ـ4ـ2ـ1ـ  مرجحات سندی

2ـ4ـ2ـ1ـ1ـ عدالت روات (نداشتن فسق در عمل و عقیده)

2ـ4ـ2ـ1ـ2ـ کثرت اسانید

2ـ4ـ2ـ1ـ3ـ وجود صفتی ممتاز در سند حدیث، مثل:

2ـ4ـ2ـ1ـ3ـ1ـ                        برتری راویان (خردمندی، پارسایی، علم، شهرت به ضابط بودن...)

2ـ4ـ2ـ1ـ3ـ2ـ                        قلت وسائط (چون هر چه تعداد واسطه‌ها بیشتر شود، احتمال خطای آنها بالاتر است).

2ـ4ـ2ـ1ـ3ـ3ـ                        قل دقیق سخن معصوم (و نه نقل به مضمون)، یا یادکرد دقیق‌تر رویداد و قراین

2ـ4ـ2ـ2ـ  مرجحات متنی

2ـ4ـ2ـ2ـ1ـ عدم اضطراب و تعارض داخلی متن روایت

2ـ4ـ2ـ2ـ2ـ برخورداری از الفاظی که قابل تأویل نباشند و معنا را صریح برسانند.

2ـ4ـ2ـ2ـ3ـ شهرت حدیث (روایی یا فتوایی)

2ـ4ـ2ـ2ـ4ـ مخالفت با اهل سنت (زیرا حدیث موافق را ممکن است از باب تقیه گفته باشند).

2ـ5ـ         شیوۀ برخورد با روایات مرجوح ............................................................................. ١٠ دقیقه

2ـ5ـ1ـ                  تأویل حدیث مرجوح با حمل بر تقیه، یا حمل بر معنایی باطنی، یا امکان نسخ، تقیید یا تخصیص...

2ـ5ـ2ـ                  حکم به ضعف

2ـ5ـ2ـ1ـ  به معنای بطلان نیست؛ به معنای عدم حجیت است.

2ـ5ـ2ـ2ـ  یعنی اگر به این روایت عمل نکنیم، حتی اگر واقعا قول معصوم باشد، نزد خدا معذوریم.

2ـ5ـ2ـ3ـ  دلیل: آیۀ «لایُکـَلــّف اللهُ نفساً إلاّ وُسْعَهٰا» و حدیث «للمخطئ أجرٌ واحدٌ و للمصیبِ أجران»

    جمع‌بندی و نتیجه‌گیری ....................................................................... ١٠ دقیقه

3ـ1ـ         قدما در مقام نقد حدیث، در عمل بیشتر به صرف نقد سند گرایش داشته‌اند.

3ـ2ـ         پیشرفت دانشهایی همچون نقد ادبی، سبک‌شناسی، نقد متن، روایت‌شناسی و...، می‌تواند راههای نو فراروی ما گشاید.

 

 

 

 امتحان ماهانۀ اول


 

دانشجوی گرامی،

با سلام و آرزوی توفیق، خواهشمندم پیش از پاسخ به پرسشها، توضیحات این چند خط را با دقت بخوانید.

از میان پرسشهای زیر، تعدادی را برای پاسخ برگزینید؛ به نحوی که مجموع بارم آنها ١٠٠ نمره شود. این امتحان تا سقـف ٢٠ نمره مثبت (از مجموع ٣٠ نمرۀ طول ترم) به نمره پایانی شما خواهد افزود و از آن هیچ نخواهد کاست. فلسفه آن آگاهی یافتن من و شما از نقاط قوت و ضعف خویش، و تمرینی برای نگارش علمی، نقادی و نقدپذیری است. خواهشمندم در شرایط بی‌علاقگی، کسالت، یا هر عذر دیگری از این دست، هیچ ننویسید و وقتی زنده را بدان اختصاص دهید.

پاسخهای شما تنها هفته بعد از امتحان دریافت خواهد شد. در صورت نیاز به مشورت مدرس در طول این هفته، می‌توانید از طریق پست الکترونی (ایمیل)، پرسشهای خود را با او در میان گذارید. یک هفته بعد از تحویل پاسخها به مدرس، اشکالات شما که در حاشیۀ برگۀ امتحانیتان مکتوب شده، به شما ابلاغ خواهد شد. از آن پس یک هفته فرصت دارید نسبت به رفع آن اشکالات اقدام، و برگۀ اصلاحی را به پاسخهای نخستین ضمیمه کنید. در این مرحله، مدرس در مقایسۀ دو برگه و سنجش میزان پیشرفت شما، ارزشیابی نهایی خود را در قالب نمرۀ واقعی اعلام خواهد کرد.

هر گاه در این امتحان قادر به کسب نمره واقعی بالاتر از 85 (از 100 نمره) شوید، آگاهیهای شما در زمینۀ درس، در حد یک دانشجوی خوب رشته الاهیات است. دانشجویانی که نمره‌ای میان 60 تا 85 کسب کنند، آنچه را که از یک دانشجوی متوسط رشته الاهیات انتظار می‌رود برآورده‌اند.

افزون بر «نمره واقعی»، «نمره رسمی» نیز برایتان ثبت خواهد افتاد که نشان می‌دهد پایان نیمسال با چنین گونه پاسخی به پرسشها، در حدود چه نمره‌ای به اداره امتحانات گزارش خواهد گشت. نمره رسمی، به هیچ روی نشانگر بنیه علمی شما نیست و نمره مثبتی که به تلاشتان تعلق می‌گیرد، بر آن پایه نخواهد بود.

لازم است پاسخ شما معلوم كند كه درس را فهمیده‌اید. کلیه مطالب تنها با انشای شخص شما نوشته شده باشند. بدین سان، از آوردن کلمات و جملاتی که خود معنای آن را نفهمیده‌اید به شدت پرهیز کنید و در این زمینه تا حد ممکن سختگیر باشید؛ چرا که در این صورت به برگه شما نمره واقعی (و نه رسمی) صفر تعلق خواهد گرفت. مطمئن باشید پرسشها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که برای دست‌یابی به این اهداف، مطالعه صرف آن پاره از کتاب که در بردارنده توضیحاتی در باره مطلب است بسنده نخواهد بود. بر پایه همین منطق، لازم است از رونویسی مطالب کتابها و نگارش استدلالی بجز آنچه خود بدان معتقدید و می‌توانید پس از استمرار بحث حضوری و رویاروی از آن دفاع کنید، جدا بپرهیزید؛ چرا که سودی برایتان ندارد، وقت مدرس را می‌گیرد و ازیرا گونه‌ای توهین به وی تلقی خواهد شد. نیز تقلب در امتحان و رونویسی کورکورانه دست نوشته‌های دیگران، به عواقب سوئی منجر خواهد شد (نک‍: سیلابس کلی درس).

در پاسخ به این پرسشها، کاربرد منابعی كه در خلال درس معرفی شده، گر چه ضروری نیست، بسیار مفید است. لازم است وقتی مطلبی را از كسی نقل می‌كنید، حتما به گونه‌ای دقیق به آثار وی ارجاع دهید. افزون بر این، لازم است منابع خود را در پاسخگویی به سؤال یاد كنید. كاربرد منابع دست اول به دریافت نمره‌های ارفاقی خواهد انجامید. به هر روی، ارجاع باید به گونه‌ای باشد كه مدرس بتواند با مراجعه به منبع، مطلب را بیابد. بدین سان افزون بر جلد و صفحه، یادكرد مشخصات نشر كتابها نیز لازم است.

حتما: ١) برگه پرسشها را به پاسخنامه خود ضمیمه، و شماره پرسش را در پاسخ قید کنید؛ ٢) تنها بر برگه سفید آـ4 و تنها با خودکار مشکی بنویسید؛ ٣) لازم است نوشته شما از طرف راست 8 سانتی‌متر حاشیه داشته باشد و در هر صفحه بیش از 15 خط نوشته نشود؛ 4) مشخصات خود را تنها در کادر پیش‌بینی شده بنویسید؛ 5) جز منگنه کردن (تنها از محل مشخص شده)، هیچ روش دیگری را برای به هم پیوستن برگه‌های خود، کار نگیرید و از افزودن شیرازه و طلق ومانند آنها خودداری کنید. در میانۀ آخرین سطر صفحه، شمارۀ صفحه را قید کنید. بدون رعایت اینها، برگه امتحانی از شما گرفته نخواهد شد.

رعایت حجم پاسخها بر پایه همان مقدار که برای هر سؤال مجاز دانسته شده، ضروری است. اگر کمتر از حجم یاد شده نیز توضیح دهید، بدان معناست که مطلب بیشتری برای بیان در خاطر نداشته‌اید و اگر بیشتر بنویسید، بدان معناست که (با فرض درست بودن پاسخ) در بیان آنچه فهمیده‌اید ضعف دارید. بدین سان، لازم خواهد شد هم فشرده نویسی و هم نگارش ضابطه‌مند را تمرین کنید. پیش از پاكنویس كردن پاسخها، در موارد تردید برای رفع غلطهای املایی به فرهنگ لغت مراجعه كنید. غلط املایی در شأن دانشجو نیست و در صورت مشاهده، نمرۀ (واقعی) صفر منظور خواهد شد.

بکوشید چینش مطالب در نوشته شما از یک نظم منطقی برخوردار باشند؛ چنان که خواننده به آسودگی بتواند استدلالهایتان را دنبال کند. رعایت علایم نگارشی (نقطه، ویرگول، علامت تعجب، نقطه‌ویرگول، علامت سؤال، گیومه، پرانتز، تورفتگی آغاز پاراگراف...) ضروری است.

موفق باشید.


 

 

توجه: در پاسخ گفتن به پرسشها، رعایت اصول پاراگراف نویسی یاد شده در پایگاه اینترنتی مدرس، ضروری است.

 

 

    «استناد» چیست و به چه معناست؟ جایگاه این پدیده را در فرهنگ اسلامی همچون «یکی از ویژگیهای امت اسلام در نقل از گذشتگان» توضیح دهید (حدود ١٠٠ کلمه، ٢٠ نمره).

    با یادکرد مثالهایی، تصور خود را از اهتمام مسلمانان به حدیث بیان دارید (حدود ٥٠ کلمه، ١٠ نمره)

    در بارۀ هر یک از ژانرهای نگارش حدیث که در زیر یاد شده‌اند، چنان توضیح دهید و مثال بزنید که معلوم شود آنها را فهمیده‌اید: اصل، کتاب، مصنف، مسند، مستدرک، امالی، جامع حدیثی، صحاح سته، کتب اربعه، کافی کلینی (هر یک حدود ٢٠ کلمه، ٤٠ نمره).

    از مهمترین و مشهورترین جوامع حدیثی شیعه و اهل سنت، هر یک ٥ کتاب را نام ببرید (١٠ نمره).

    دیدگاه سنتی رایج در میان محققان کهن مسلمانان در بارۀ جمع و تدوین روایات نبوی چیست؟ چه نقدهایی به این دیدگاه وارد است؟ (حدود ١٥٠ کلمه، ٣٠ نمره).

    روایات سنتی رایج در فرهنگ اسلامی در بارۀ تدوین حدیث کدامند؟ (حدود ٥٠ کلمه، ١٠ نمره).

    «تحمل حدیث»، مبحثی از کدام علم است؟ عمدۀ مسایل این مبحث کدامهاست؟ (حدود ٥٠ کلمه، ١٠ نمره).

    گلدسیهر در بارۀ تاریخ حدیث اسلامی چه دیدگاهی داشت؟ پاسخ فؤاد سزگین بدین دیدگاه چه بود؟ (حدود ١٠٠ کلمه، ٢٠ نمره).

    مباحث مطرح در باب احادیث و روایات مرتبط با علم فقه در فرهنگ اسلامی، ذیل چه عناوینی جای طرح یافته‌اند؟ چرا برنامه‌ریزان آموزشی در انتخاب عنوان درس از آنها بهره نجسته، و در عوض عنوان «احادیث فقهی» را مناسب‌تر تشخیص داده‌اند؟ (حدود ٥٠ کلمه، ٣٠ نمره).

10ـ کارکرد (functions)های حدیث همچون یک نقل (tradition) چیست؟ (حدود ١٠٠ کلمه، ١٠ نمره).

 

                              

 

 

                      

 امتحان ميان ترم

 


 

دانشجوی گرامی،

با سلام و آرزوی توفیق، خواهشمندم پیش از پاسخ به پرسشها، توضیحات این چند خط را با دقت بخوانید.

از میان پرسشهای زیر، تنها به یکی پاسخ دهید. این امتحان تا سقـف ٣٠ نمرۀ مثبت (از مجموع ٣٠ نمرۀ طول ترم) به نمره پایانی شما خواهد افزود و از آن هیچ نخواهد کاست. فلسفه آن آگاهی یافتن من و شما از نقاط قوت و ضعف خویش، و تمرینی برای نگارش علمی است. خواهشمندم در شرایط بی‌علاقگی، کسالت، یا هر عذر دیگری از این دست، هیچ ننویسید و وقتی زنده را بدان اختصاص دهید.

پاسخهای شما تنها هفته بعد از امتحان دریافت خواهد شد. در صورت نیاز به مشورت مدرس در طول این هفته، می‌توانید از طریق پست الکترونیکی (ایمیل)، پرسشهای خود را با او در میان گذارید.

هر گاه در این امتحان قادر به کسب نمره واقعی بالاتر از 85 (از 100 نمره) شوید، آگاهیهای شما در زمینۀ درس، در حد یک دانشجوی خوب رشته الاهیات است. دانشجویانی که نمره‌ای میان 60 تا 85 کسب کنند، آنچه را که از یک دانشجوی متوسط رشته الاهیات انتظار می‌رود برآورده‌اند.

افزون بر «نمره واقعی»، «نمره رسمی» نیز برایتان ثبت خواهد افتاد که نشان می‌دهد پایان نیمسال با چنین گونه پاسخی به پرسشها، در حدود چه نمره‌ای به اداره امتحانات گزارش خواهد گشت. نمره رسمی، به هیچ روی نشانگر بنیه علمی شما نیست و نمره مثبتی که به تلاشتان تعلق می‌گیرد، بر آن پایه نخواهد بود.

لازم است پاسخ شما معلوم كند كه درس را فهمیده‌اید. کلیه مطالب تنها با انشای شخص شما نوشته شده باشند. بدین سان، از آوردن کلمات و جملاتی که خود معنای آن را نفهمیده‌اید به شدت پرهیز کنید و در این زمینه تا حد ممکن سختگیر باشید؛ چرا که در این صورت به برگه شما نمره واقعی (و نه رسمی) صفر تعلق خواهد گرفت. مطمئن باشید پرسشها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که برای دست‌یابی به این اهداف، مطالعه صرف آن پاره از کتاب که در بردارنده توضیحاتی در باره مطلب است بسنده نخواهد بود. بر پایه همین منطق، لازم است از رونویسی مطالب کتابها و نگارش استدلالی بجز آنچه خود بدان معتقدید و می‌توانید پس از استمرار بحث حضوری و رویاروی از آن دفاع کنید، جدا بپرهیزید؛ چرا که سودی برایتان ندارد، وقت مدرس را می‌گیرد و ازیرا گونه‌ای توهین به وی تلقی خواهد شد. نیز تقلب در امتحان و رونویسی کورکورانه دست نوشته‌های دیگران، به عواقب سوئی منجر خواهد شد (نک‍: سیلابس کلی درس).

در پاسخ به این پرسشها، کاربرد منابعی كه در خلال درس معرفی شده، گر چه ضروری نیست، بسیار مفید است. لازم است وقتی مطلبی را از كسی نقل می‌كنید، حتما به گونه‌ای دقیق به آثار وی ارجاع دهید. افزون بر این، لازم است منابع خود را در پاسخگویی به سؤال یاد كنید. كاربرد منابع دست اول به دریافت نمره‌های ارفاقی خواهد انجامید. به هر روی، ارجاع باید به گونه‌ای باشد كه مدرس بتواند با مراجعه به منبع، مطلب را بیابد. بدین سان افزون بر جلد و صفحه، یادكرد مشخصات نشر كتابها نیز لازم است.

حتما: ١) برگه پرسشها را به پاسخنامه خود ضمیمه، و شماره پرسش را در پاسخ قید کنید؛ ٢) تنها بر برگه سفید آـ4 و تنها با خودکار مشکی بنویسید؛ ٣) لازم است نوشته شما از طرف راست 8 سانتی‌متر حاشیه داشته باشد و در هر صفحه بیش از 15 خط نوشته نشود؛ 4) مشخصات خود را تنها در کادر پیش‌بینی شده بنویسید؛ 5) جز منگنه کردن (تنها از محل مشخص شده)، هیچ روش دیگری را برای به هم پیوستن برگه‌های خود، کار نگیرید و از افزودن شیرازه و طلق ومانند آنها خودداری کنید. در میانۀ پایینی صفحه، شمارۀ صفحه را قید کنید. بدون رعایت اینها، برگه امتحانی از شما گرفته نخواهد شد.

رعایت حجم پاسخها بر پایه همان مقدار که برای هر سؤال مجاز دانسته شده، ضروری است. اگر کمتر از حجم یاد شده نیز توضیح دهید، بدان معناست که مطلب بیشتری برای بیان در خاطر نداشته‌اید و اگر بیشتر بنویسید، بدان معناست که (با فرض درست بودن پاسخ) در بیان آنچه فهمیده‌اید ضعف دارید. بدین سان، لازم خواهد شد هم فشرده نویسی و هم نگارش ضابطه‌مند را تمرین کنید. پیش از پاكنویس كردن پاسخها، در موارد تردید برای رفع غلطهای املایی به فرهنگ لغت مراجعه كنید. غلط املایی در شأن دانشجو نیست و در صورت مشاهده، نمرۀ (واقعی) صفر منظور خواهد شد.

بکوشید چینش مطالب در نوشته شما از یک نظم منطقی برخوردار باشند؛ چنان که خواننده به آسودگی بتواند استدلالهایتان را دنبال کند. خوب است که در پاسخ گفتن به پرسشها، به اصول پاراگراف نویسی (یاد شده در پایگاه اینترنتی مدرس) نظر داشته باشید. رعایت علایم نگارشی (نقطه، ویرگول، علامت تعجب، نقطه‌ویرگول، علامت سؤال، گیومه، پرانتز، تورفتگی آغاز پاراگراف...) ضروری است.

موفق باشید.


 

 

 

 

در بارۀ مفاهیم، اصطلاحات و أعلام زیر چنان توضیح دهید (و در صورت لزوم، مثال بزنید) که معلوم شود آنها را فهمیده‌اید (هر یک در حدود ٢٠ کلمه):


 

1ـ1ـ                      تعادل و تراجیح

1ـ2ـ                      منع کتابت حدیث

1ـ3ـ                      گلدسیهر

1ـ4ـ                      سرچشمه‌های بخاری

1ـ5ـ                      مستدرک

1ـ6ـ               جامع حدیثی

1ـ7ـ               تکنگاریهای حدیثی

1ـ8ـ               اسرائیلیات

1ـ9ـ               روایات من بلغ

1ـ10ـ            تسامح در ادلۀ سنن

برخی نمونه‌ها از شواهد تاریخی بازمانده در بارۀ رویداد پدیدۀ جعل در احادیث اسلامی را بیان کنید (حدود ٢٠٠ کلمه).

به نظر شما آیا می‌توان ـ همان سان که برخی معتقدند ـ برای شناخت روایات مجعول، بحث علمی (مبتنی بر بی‌طرفی، و اصول روش تجربی) بنا نهاد؟ چه دانشهایی می‌توانند برای این منظور به ما یاری رسانند؟ یک نمونه از بحثهای مطرح شده با ادعای دست‌یابی به این هدف را مثال بزنید (حدود ٢٠٠ کلمه).

در بارۀ علم «اسباب ورود الحدیث» چه می‌دانید؟ این دانش، به کدام یک از دانشهای مرتبط با فهم قرآن کریم شباهت دارد؟ (حدود ١٠٠ کلمه).

 

 

امتحان پایان ترم

 

باسمه تعالی

مبارزۀ علمی جوانان، در زنده کردن روح جستجو و کشف واقعیتهاست؛

و مبارزۀ عملی ایشان در بهترین صحنه‌های جهاد و شهادت شکل گرفته است.

امام خمینی(ره)

 

دانشجویان عزیز، با سلام و آرزوی توفیق، خواهشمندم تنها در بارۀ یکی از پرسشهای زیر، یک پاراگراف بنویسید. رعایت همۀ توصیه‌های گفته شده در طول امتحانات میان دوره، در بارۀ آیین نگارش و نظم برگه‌ها ضروری است. چرکنویس شما نیز همانند اصل برگه تصحیح، و رعایت اصول پاراگراف نویسی در آن ملاحظه خواهد شد.

 

     آیا رواج فراگیر وضع حدیث، بدین معنا که افرادی مغرض از پیش خود روایاتی را بسازند و به معصومان (ع) منسوب کنند، امری ممکن است؟ با رویکردی انتقادی مسأله را تحلیل کنید (حدود ٣٠٠ کلمه).

     دیدگاه گلدسیهر در بارۀ روایات اسلامی چه بود؟ چه انتقاداتی بر دیدگاههای او روا دانسته شد؟ (حدود ٣٠٠ کلمه).

     در بارۀ تحمل حدیث و آداب نقل آن چه می‌دانید؟ (حدود ٤٠٠ کلمه).

     «اسباب ورود الحدیث» را همچون یکی از علوم الحدیث توضیح دهید (حدود ٢٠٠ کلمه).

     در بارۀ تعادل و تراجیح چه می‌دانید؟ چنان توضیح دهید که فردی که هیچ نمی‌داند متوجه شود (حدود ٣٠٠ کلمه).

     از امام صادق (ع) در بارۀ وقف بر مسجد پرسشی شد و ایشان فرمودند: «ان المجوس اوقفوا علی بیت النار». دو فتوای متضاد فقیهان متقدم و متأخر شیعه را با استناد به همین روایت واحد، بیان کرده، ریشۀ اختلاف دیدگاهها در تفسیر و فهم آن روایت را مشخص کنید (حدود ١٠٠ کلمه).

 

برای شما عزیز، آرزوی باقی ماندن خاطره‌ای خوش از کلاس درسِ نیمسال طی شده، و به دست آوردن موفقیتهای هر چه بیشتر در زندگی دارم.

 ارادتمند: مهروش

  

راهنمای پایگاه آخرین صفحات به روز شده